تبليغاتX
همیشه بهار

همیشه بهار

مذهبی

 

 

اگر با اين شمشيرم بر بينی مؤمن بزنم که مرا دشمن بدارد دشمن نخواهد داشت . و اگر تمام دنيا را در گلوی منافق بريزم که مرا دوست بدارد دوست نخواهد داشت و اين بخاطر آن است که بر زبان پيامبر امی گذشته که فرمود : ای علی هيچ مؤمنی ترا دشمن نمي دارد و هيچ منافقی تو را دوست نخواهد داشت


لو ضربت خيشوم المؤمن بسيفي هذا علي أن يبغضني ما أبغضني و لو صببت الدنيا بجماتها علي المنافق علي أن يحبني ما أحبني


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/03ساعت 5:4 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

Click here to see a large version

تاج محل 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/01ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

قلعه فلک الافلاک . دوره ساسانیان

 

قلعه فلک الافلاک كه در مركز خرم آباد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/01ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

بخش سوم

اعتقادات اسلامى از نظر شيعه دوازده امامى

خدا شناسى

1 - نظرى بجهان از راه هستى و واقعيت - ضرورت وجود خدا .
2 - نظرى ديگر از راه ارتباط انسان و جهان - خاتمه فصل وحدانيت خدا .
3 - ذات و صفت .
4 - معنى صفات خداوندى

 5 - توضيح بيشترى در معنى صفات

 6 - صفات فعل

 7 - قضا و قدر

 8 - انسان و اختيار

2 - نظرى ديگر از راه ارتباط انسان و جهان

راهى كه در فصل گذشته براى اثبات وجود خدا پيموده شد , راهى است بسيار ساده وروشن كه انسان با نهاد خدادادى خود آن را ميپيمايد و هيچگونه پيچ و خم نداردولى بيشتر مردم بواسطه اشتغال مداوم كه بماديات دارند و استغراقى كه در لذائذ محسوسه پيدا كرده اند رجوع بنهاد خدادادى و فطرت ساده و بيآلايش برايشان بسيار سخت و سنگين ميباشد .
از اين روى اسلام كه آئين پاك خود را همگانى معرفى ميكند و همه را در برابرمقاصد دينى مساوى ميداند اثبات وجود خدا را با اينگونه مردم از راه ديگر در ميان مينهد و از همان راهى كه فطرت ساده را از توجه مردم بدور داشته با ايشان سخن گفته خدا را ميشناساند .
قرآن كريم خدا شناسى را از راههاى مختلف بعامه مردم تعليم ميدهد و بيشتر از همه افكارشان را به آفرينش جهان و نظامى كه در جهان حكومت ميكند معطوف ميدارد و به مطالعه آفاق و انفس دعوت مينمايد زيرا انسان در زندگى چند روزه خود هر راهى را پيش گيرد و در هر حالى كه مستغرق شود از جهان آفرينش و نظامى كه در آن حكومت ميكند بيرون نخواهد بود و شعور و ادراك وى از تماشاى صحنه شگفت آور آسمان و زمين چشم نخواهد پوشيد .
اين جهان پهناور هستى (142) كه پيش چشم ما است ( چنانكه ميدانيم ) هر يك ازاجزاء آن و مجموع آنها پيوسته در معرض تغيير و تبديل ميباشد و هر لحظه در شكل تازه و بيسابقه اى جلوه ميكند .
و تحت تأ ثير قوانين استنثاء ناپذير لباس تحقق ميپوشد و از دورترين كهكشانها گرفته تا كوچكترين ذره اى كه اجزاء جهان را تشكيل ميدهد هر كدام متضمن نظامى است واضح كه با قوانين استثناء ناپذير خود بطور حيرت انگيزى در جريان ميباشدو شعاع عملى خود را از پستترين وضع بسوى كاملترين حالات سوق ميدهد و به هدف كمال ميرساند .
و بالاتر از نظامهاى خصوصى نظامهاى عموميتر و بالاخره نظام همگانى جهانى كه اجزاء بيرون از شمار جهان را بهمديگر ربط ميدهد و نظامهاى جزئى را بهم ميپيوندد و درجريان مداوم خود هرگز استثناء نميپذيرد و اختلال برنميدارد .
نظام آفرينش اگر انسانى را مثلا در زمين جاى ميدهد ساختمان وجودش را طورى تركيب ميكند كه با محيط زندگى خود سازش كند و محيط زندگى ويرا طورى ترتيب ميدهد كه مانند دايه اى با مهر و عطوفت بپرورشش پرداخته آفتاب و ماه وستارگان و آب و خاك و شب و روز و فصول سال و ابر و باد و باران و گنجينه هاى زير زمينى و روى زمين و بالاخره همه سرمايه نيروى خود را در راه آسايش و آرامش خاطر وى گذاشته بكار ميبندد .
ما چنين ارتباط و سازشى را ميان هر پديده و ميان همسايگان دور و نزديك و خانه اى كه در آن زندگى ميكند مييابيم .
اينگونه پيوستگى و بهم بستگى در تجهيزات داخلى هر يك از پديده هاى جهان نيز پيدا است .
آفرينش اگر براى انسان نان داده براى تحصيل آن پاى و براى گرفتن آن دست و براى خوردن آن دهان وبراى جويدن آن دندان داده است و آن را با يك رشته وسائليكه مانند حلقه هاى زنجير بهم پيوسته اندبهدف كمالى اين آفريده ( بقاء و كمال ) مرتبط ساخته است .
دانشمندان جهان ترديد ندارند كه روابط بيپايان كه در اثر تلاش علمى چندين هزارساله خود بدست آورده اند طليعه ناچيزى است كه از اسرار آفرينش كه دنباله هاى تمام نشدنى بدنبال خود دارد و هر معلوم تازه اى مجهولات بيشمارى را به بشر اخطار ميكند .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/01ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

مصلحت در انديشه آكوئيناس

ديدگاه آكوئيناس در خصوص (مصلحت عمومي) در ذيل عناوين چندي تنظيم و ارائه مي گردد:

 تحليل مفهوم مصلحت عمومي از نظر آكوئيناس:

چنان چه ملاحظه شد, در حالي كه آكوئيناس در بعضي ابعاد متأثر از ارسطو نسبت به حكومت و قانون و مصلحت مي انديشد, اما از آن جهت كه به عنوان فردي كه دغدغه دفاع از دين دارد, از سوي ديگر مباحثش به نحوي به خدا و آسمان پيوند مي خورد و صبغه قدسي و عرشي مي گيرد, (مثلاً فوق قانون بودن حاكم) و لذا از تفكر ارسطويي و يوناني فاصله مي گيرد. اگر ارسطو قانون را عمدتاً بشري فرض گرفته و ارتباطش با مصلحت عمومي سنجيده مي شده است, در نظريه آكوئيناس, اين تنها (قانون بشري) (يكي از چهار نوع قوانين او) است كه در راستاي مصلحت عمومي مورد ملاحظه قرار مي گيرد.

در باب مصلحت عمومي (برايان ردهد) معتقد است كه از نظر آكوئيناس (خير و صلاح عمومي عبارت بود از تأمين آسايش كل جامعه تا آن جا كه با امتيازات جداگانه حاكم يا طبقه حاكمه تلاقي مي كند. به نظر مي رسد آكوئيناس احتمالاً اين اصل را پذيرفته بود كه در محاسبات مربوط به منافع عمومي, هر فردي بايد به تنهايي در شمار آيد. خير و صلاح عمومي مورد حمايت واقع شده و رفاه مادي را در بر مي گيرد و سرانجام اين امر به معناي ارتقاي جنبه پرهيزگارانه حيات است. در هر دو حال, يعني در زمينه جنبه هاي مادي و معنوي زندگي, ذهن حاكم بايد معطوف به بهبود بخشيدن وضع باشد آكوئيناس از خير و صلاح عمومي براي توجيه قوانين مربوط به اخذ ماليات هاي فوق العاده استفاده كرد.)1

البته همه كساني كه مي خواهند ميان دنيا و آخرت, خدا و انسان, مصالح مادي و معنوي و كليسا و دولت و سعادت مادي و معنوي جمع كنند و گريزگاهي بيابند و حق هر دو را به درستي تعريف كنند, كار دشواري در پيش دارند و تلاش آكوئيناس نيز در عقلاني كردن ديانت مسيح در همين راستا قابل ارزيابي است. و همين كه جهان مسيحيت بعدها راهي غير از نسخه هاي امثال آكوئيناس را برگزيده و بين مصلحت دنيا و آخرت جدايي افكنده و عمده تمركز را بر مصلحت و منفعت دنيوي نهاده است, مي رساند كه نسخه ها و راه حل هاي اين انديشمندان را مكفي و پاسخ گو و مقنع نيافت. اين ديدگاه ها را در صفحات بعدي تا حدي ملاحظه خواهيم نمود.

1- انديشه سياسي از افلاطون تا ناتو, ص 113.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/01ساعت 8:23 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/27ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/27ساعت 6:55 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

حضرت فاطمه (سلام ‌الله ‌علیها):


... اِلزَمْ رِجْلَهَا؛ فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ أقْدَامِهَا.


... در خدمت مادر باش؛ زیرا بهشت زیر قدمهای

 مادران است.

 

Dedicate your life to attending your

 

 mother, for Paradise is under her feet

.

كنزالعمّال، ح 45443

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 8:4 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

حق هشتم :


2
يكى از صحابه مى گويد: خداوند كسانى را كه باعث زحمت شوند، لعنت كرده است . پيامبر (ص ) فرمود: « من و پرهيزگاران از امتم از كسانى كه باعث زحمت شوند بيزاريم .» يكى از بزرگان گويد: هر گاه مردى در خانه برادرش چهار رفتار را پيشه كند، انس و الفتش با او كامل است : در خانه او غذا بخورد و دستشويى برود و بخوابد و نماز گزارد. اين مطلب را به يكى از مشايخ گفتند، او گفت : رفتار پنجمى باقى مانده است و آن حضور با خانواده خود و همبستر شدن با اوست ، زيرا خانه ، براى نهان داشتن اين پنج چيز لازم است ، اگر نه مساجد براى قلب اهل عبادت آرامش بخش تر است و هرگاه اين پنج رفتار را پيش گرفت يگانگى كامل شده و شرم از بين مى رود و انبساط و شادى بيشتر مى شود، و سخن عرب در وقت سلام به يكديگر وقتى كه مى گويند: « مرحبا و اهلا و سهلا » به همين مطلب اشاره دارد يعنى : تو در نزد ما و در دل ما جا دارى و مى توانى با ما انس بگيرى و از ما دلگير نشوى و حضور تو در نزد ما سهل و بى زحمت است .
مى گويم :
در مصباح الشريعه از امام صادق (ع ) رسيده است كه فرمود: « شخصى كه خود را به زحمت مى اندازد، خطاكار است ، هر چند كه ظاهرا به حقيقت رسد و آن كه علمى را از روى ميل و داوطلبانه انجام دهد، رستگار است ، هر چند كه خطا كرده باشد، در صورتى كه شخص متكلف سرانجام جز خوارى و در حال حاضر نيز جز رنج و زحمت و ناراحتى چيزى به دست نياورده است و چنين كسى ظاهرش ‍ رياكارى و باطنش نفاق و دورنگى است و اين دو صفت به منزله دو بالند كه متكلف با آنها پرواز مى كند و خلاصه آن كه تكلف در هر مورد باشد از خلق صالحان و شعار پرهيزگاران نيست . خداوند عز و جل به پيامبرش مى فرمايد: « قل ما اساءلكم عليه من اجر و ما انا من المتكلفين » و پيامبر (ص ) مى فرمايد: « ما گروه پيامبران و امانتداران و پرهيزگاران از تكلف بيزاريم .» بنابراين از خدا بترس و راست باش تا تو را از تكلف بى نياز و با خوى و خصلتهاى ايمان آشنا سازد

غزالى گويد :


سبك گرفتن و ترك تكلف فراهم نمى آيد، مگر به اين كه شخص خود را پايين تر از برادران و دوستانش بداند و به آنان خوشبين و به خود بدبين باشد، بنابراين هرگاه آنان را بهتر از خود ببيند در اين صورت او از ايشان بهتر خواهد بود. پيامبر (ص ) فرمود: « شخص به روش دوستش مى باشد، و خيرى نيست در رفاقت آن كه براى تو نبيند آنچه را كه براى خود مى بيند.» و اين كمترين مرتبه دوستى است يعنى به ديده مساوات بنگرد، در صورتى كه كمال دوستى در برتر ديدن دوست است ، درباره فروتنى و برتر ديدن دوستان گفته اند:

تذلّل لمن ان تذللت له

 

يرى ذاك للفضل لا للبله

 

و جانب صداقة من لايزال

 

على الاصدقاء يرى الفضل له

و ديگرى گويد:

كم صديق عرفته بصديق

 

صاراحظى من الصديق العتيق

 

و رفيق راءيته فى طريق

 

صار عندى هو الصديق الحقيق

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/20ساعت 10:17 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

و مرگ لحظه ي پايان مان نخواهد بود

 

اگر چه عقربه هامان دچار تقديرند

 

 

( دکتر داود بیات)

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/20ساعت 9:59 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  |