تبليغاتX
همیشه بهار

همیشه بهار

مذهبی

   

 پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

 

    اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الشَّبابِ اَحْسَنُ

 

    توبه زيباست، ولى از جوان زيباتر

 

كنز العمّال ، ح 43542

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 5:25 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

بى تو هر چشمى شود گريان بيا

 

بى تو هر قلبى شود نالان بيا



 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 5:22 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

امام صادق عليه‏السلام :

 

ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَمّا قَويَتْ عَلَيْهِ النِّـيَّةُ

 

اگر اراده قوى باشد،

 

هيچ بدنى براى انجام دادن كار، ناتوان نيست

 

من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 400، ح 5859.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 5:20 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 


هر آنچه موعظه کردم دلم مهار نشد



بگو برای دل من چه کار خواهی کرد



 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 5:17 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 


 

خداکند که نفروشم دِگر به غیر تو جان را


که جان و هر چه که دارم همه فدای تو باشد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 5:14 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

رسول الله صلّى الله عليه و آله:

 

إنَّ الله تَعالى يُباهي بِالشّابّ ِالعابِدِ المَلائِكةَ ، يَقولُ :

 اُنظُرُواإلى عَبدي! تَرَكَ شَهوَتَهُ مِن أجلي .

 

به راستى كه خداوندمتعال به جوان عبادت پيشه بر

فرشتگان مى بالد ومي فرمايد:

 

به بنده ام بنگريد! به خاطر من از خواهش نفسش

دست كشيده است

 

كنزالعمّال : 43057
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 5:12 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

شهـريارا بي حبـيب خود نمي کردي سفر

 

اين سفـر راه قـيامت مي روي، تـنهـا چـرا

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 5:10 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

دادرسى حضرت حجت (ع (


جناب شيخ مزبور فرمود در همان سفر به سامرا مشرف شدم چون خواستم به سرداب مقدس مشرف شوم مغرب گذشته بود و نماز واجب را نخوانده بودم مسجدى كه متصل به درب سرداب است ديدم كه نماز جماعت است و نمى دانستم كه اين مسجد به تصرف اهل تسنن است و مشغول نماز عشاء هستند پس به اتفاق فرزندم وارد شبستان شده و در گوشه اى ازشبستان مشغول نماز و سجده بر تربت حسين عليه السّلام شدم و چون جماعت فارغ شد از جلو من گذشته وبه حالت غضب به من نظر مى كردند و ناسزا مى گفتندپس دانستم كه اشتباه كردم و تقيه نكردم و چون همه رفتند ناگاه تمام چراغهاى شبستان را خاموش كرده و در را به روى من بستند و هرچه استغاثه كردم و فرياد زدم كه من غريب و زوارم به من اعتنايى نكردند و در آن وقت حالت وحشت و اضطراب عجيبى در من و فرزندم پيدا شد و مى گفتيم خيال كشتن ما را دارند پس گريان و نالان با حالت اضطرار به حضرت حجة بن الحسن (عج ) متوسل و از پروردگار به وسيله آن بزرگوار نجات خود را خواستيم ، ناگاه فرزندم كه نزديك ديوار بود و ناله مى كرد گفت پدر بيا كه راه پيدا شد و ستونى كه جزء ديوار و نزديك به درب شبستان است بالا رفته پس چون نظر كردم ديدم تقريبا به مقدار دو سه وجب ستون از زمين بالا رفته به طورى كه به آسانى از زير آن مى توان خارج شد. من و فرزندم از زير آن خارج شديم و چون بيرون آمديم ستون به حالت اوليه خود برگشت و راه مسدود شد، شكر خداى را بجا آوردم ، فردا آمدم همانجا را ملاحظه مى كردم ، هيچ اثرى و نشانه اى از حركت ستون ديده نشد و سرسوزنى هم شكاف در ديوار نمايان نبود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 5:7 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

امام علی (ع

 

 طول القنوت و السجود ينجی من عذاب النار

 

قنوت و سجده طولانی در نماز، نمازگزار را از

 

عذاب آتش نجات مي دهد

 

 تصنيف غرر الحکم ، ص ,175 حديث3353

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 5:4 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 5:0 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  |