جمعه های غیبتت حالا قطار
می شوند و می روند و نیستی
پس تو کی می آیی اینجا تک سوار؟
از برای دیدن چشم خمار
مذهبی
جمعه های غیبتت حالا قطار
می شوند و می روند و نیستی
پس تو کی می آیی اینجا تک سوار؟
از برای دیدن چشم خمار
چه شهري! جنت الماواست گوئــي
چه نخلي! سدره و طوباست گوئي
چـه خاكــي و چـه اقبـالي خدا داد
كه چنديـن بوسه در پاي نبـي داد
بسيارى از دانشمندان امروزى كه در وحى و نبوت كنجكاوىكردهاند،مسئله وحى و نبوت
و مسائل مربوط به آن را با اصول روانى اجتماعى توجيه نمودهاند مىگويند:پيغمبران خدا
مردانى پاك نهاد،بلند همت و بشر دوست بودهاند كه براى پيشرفت مادى و معنوى بشر و
اصلاح جامعههاى فاسد قوانين و مقرراتى تنظيم نمودهاند و مردم را به سوى آن دعوت
كردهاند و چون مردم آن روز زير بار منطق عقل نمىرفتهاند براى جلب اطاعت مردم،خود
و افكار خود را به عالم بالا نسبت دادهاند و روح پاك خود را روح القدس و فكرى كه از آن
ترشح مىكند (وحى و نبوت) و وظايفى را كه از آن نتيجه گرفته مىشود (شريعت
آسمانى) و بياناتى كه مشتمل به آنهاست مثلا«كتاب آسمانى»ناميدهاند.
كسى كه با انصاف و نظر عميق به كتب آسمانى و بويژه به قرآن كريم و همچنين به
شريعت پيغمبران نگاه كند،ترديد نخواهد داشت كه اين نظريه درست نيست،پيغمبران خدا
مردان سياست نبودند بلكه مردان حق و سراپا صدق و صفا بودند.چيزى را كه درك
مىكردند بىكم و كاست مىگفتند و آنچه را مىگفتند،مىكردند و آنچه مدعى بودند شعور
مرموزى بود كه با مدد غيبى به ايشان اضافه مىشد و از آن راه،وظايف اعتقادى و عملى
مردم را از پيشگاه خدايى فرا گرفته به مردم تبليغ مىكردند.
و از اينجا روشن مىشود كه براى ثبوت دعوى نبوت،حجت و دليل لازم است و مجرد اينكه
شريعتى كه پيغمبر مىآورد مطابق عقل مىباشد،در صدق دعوى پيغمبرى كافى نيست،زيرا
كسى كه دعوى پيغمبرى مىكند علاوه بر دعوى صحت شريعت خود،دعوى ديگرى دارد و
آن اين است كه با عالم بالا رابطه وحى و نبوت دارد واز جانب خدا مأموريت دعوت يافته
است و اين دعوى در جاى خود دليل مىخواهد.و از اين روى بود كه (چنانكه قرآن كريم
خبر مىدهد) پيوسته مردم با ذهن ساده خود از پيغمبران خدا براى اثبات صدق دعوى
نبوت معجزه مىخواستهاند.
و معناى اين منطق ساده و درست اين است كه وحى و نبوت كه پيغمبر خدا دعوى مىكند
در ساير مردم كه مانند وى انسانند يافت نمىشود و ناچار نيرويى است غيبى كه خدا به
طور خرق عادت به پيغمبر خود داده كه بوسيله آن سخن خدا را شنيده از روى
مأموريت،به مردم برساند،اگر راست است،پس پيغمبر از خداى خود بخواهد كه خارق عادت
ديگرى به وجود آورد كه مردم به وسيله آن،صدق نبوت پيغمبر (مدعى نبوت) را باور
كنند.
چنانكه روشن است در خواست معجزه از پيغمبران طبق منطقى است درست و بر پيغمبر
خداست كه براى اثبات نبوت خود ابتدا يا طبق در خواست مردم،معجزه بياورد و قرآن كريم
نيز اين منطق را تأييد كرده از بسيارى از پيغمبران ابتدا يا پس از در خواست مردم معجزه
نقل مىفرمايد .
البته بسيارى از كنجكاوان تحقق معجزه (خرق عادت) را انكار نمودهاند ولى سخنشان به
دليل قابل توجهى تكيه نمىدهد و علل و اسبابى كه براى حوادث تا كنون با تجربه و فحص
به دست ما رسيده هيچگونه دليلى نداريم كه آنها دائمى هستند و هيچ حادثهاى هرگز با
غير علل و اسباب عادى خود متحقق نمىشود و معجزاتى كه به پيغمبران خدا نسبت داده
شده محال و خلاف عقل (مانند زوج بودن عدد سه) نيستند بلكه خرق عادت مىباشد در
صورتى كه اصل خرقعادت از اهل رياضت بسيار ديده و شنيده شده است.
میلاد با سعادت
دومین اختر آسمان امامت وولايت ، كریم اهل بیت
امام حسن مجتبی ( ع )
به شما كاربران و
بر عاشقان امامت و ولایت تهنیت و مبارک باد
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین
واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ
بأمانِک یا أمانَ الخائِفین .
و بگشا سینه ام در آن به بازگشت دلدادگان
به امان دادنت اى امان ترسناکان .
امام باقر عليهالسلام :
العِلمُ خَزائِنُ ،وَ المَفاتيحُ السُّؤالُ
دانش ،گنجينهاى استكه پرسش ،
كليد آن است
ميزان الحكمة : ح 8235
قال الصادق (عليه السلام)
من افطر يوما من شهر رمضان
خرج روح الايمان منه
هر كس يك روز ماه رمضان را
(بدون عذر)، بخورد - روح ايمان
از او جدا مىشود
وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5
لقمان حكيم عليهالسلام :
يا بُنَىَّ... وَ اجْهَدْ اَنْ يَكونَ الْيَوْمُ
خَيْرا لَكَ مِنْ اَمْسِ وَ غَدا خَيْرا لَكَ
مِنَ الْيَوْمِ فَاِنَّهُ مَنِ اسْتَوى يَوْماهُ فَهُوَ
مَغْبونٌ وَ مَنْ كانَ يَوْمُهُ شَرّا اَمْسِهِ
فَهُوَ مَلْعونٌ
فرزندم بكوش تا امروزت بهتر از
ديروز و فردايت بهتر از امروز
باشد، كه هر كس دو روزش برابر
باشد، زيانكار است و هر كس
امروزش بدتر از ديروزش باشد،
از رحمت خدا دور است.
ارشاد القلوب ديلمى، ص 73