تبليغاتX
همیشه بهار

همیشه بهار

مذهبی

چون قلم اندر نوشتن می شتافت

چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

چون سخن اندر اين حالت رسيد

هم قلم بشکست و هم کاغذ دريد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/31ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

در تفسير کشف الاسرار چنين آمده که خدای تعالی در سوره مزمل فرمود:

« ای محمد به دوستان ما بگوی چون که خواهيد با ما راز و نياز کنيد روی به قبله شرع آريد و قدم در حضرت نماز نهيد»    در قران کريم ۱۱۲ مرتبه در ۴۵ سوره درباره نماز اوامری آمده است و نيز در ۱۷ آيه آياتی درباره نماز شب و دعوت بندگان برای بر پا داشتن ان آمده است واين همه نشان از اهميت فراوان خلوت شبانه  بامعبود محمود دارد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/31ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

   دو ذکر بی نقطه

 

که در قرآن نیز آمده اند

 

را ذکر کنید؟



(لااله الاالله)و (الحمد الله)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/31ساعت 10:25 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 


 

پيامبر صلى الله عليه وآله

 

اَيُّهَا النَّاسُ،

 

اِنَّ الْمُصَلّى اِذا صَلّى‏

 

فَاِنَّهُ يُناجى رَبَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى‏،

 

فَلْيَعْلَمْ بِما يُناجيه


اى مردم!

 

نمازگزار هنگام نماز با پروردگار بلند

 

مرتبه‏اش مناجات مى‏كند،

 

پس بايد بداند چه مى‏گويد

 

مسند احمد، ج 2، ص 129

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/31ساعت 8:59 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

تا وقتی که «زبان» زنده است

«ملّت» نمرده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/31ساعت 6:49 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

وَ قَالَ المَْلِك ائْتُونى بِهِ فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسولُ قَالَ ارْجِعْ إِلى رَبِّك فَسئَلْهُ

 

 

مَا بَالُ النِّسوَةِ الَّتى قَطعْنَ أَيْدِيهُنَّ إِنَّ رَبى بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ


 شاه گفت : او را نزد من آريد. هنگامى كه فرستاده او پيش وى

 

 

آمد، گفت : سوى صاحبت باز گرد و از او بپرس قصه زنانى كه

 

 

دستهاى خويش را بريدند، چه بود؟ كه پروردگار (من ) از

 

 

 نيرنگشان آگاه است 

 

سوره یوسف آیه 50 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/31ساعت 6:22 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآَنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَلَئِ نْ جِئْتَهُمْ بِآَيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ

ما برای مردم در این قرآن از هر گونه مثال و مطلبی بیان کردیم؛ و اگر آیه‌ای برای آنان بیاوری کافران می‌گویند: «شما اهل باطلید (و اینها سحر و جادوست).»

(روم/58)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/31ساعت 6:18 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

قال‌ رسول‌الله ‌(ص‌):

 

اِسْتَشْفِ بِالْقُرْآنِ فَإنَّ اللّهَ عَزَّوَجلَّ يَقُولُ: «وَ شِفاءٌ لِما فِي‌ الصُّدُورِ».

از قرآن‌ طلب‌ شفا نماييد، زيرا خداي‌ عزوجل‌

 

 

مي‌فرمايد: (قرآن‌) شفاء است‌ براي‌ آنچه‌ در

 

 

سينه‌هاست‌.

 

 

كافي‌، ج‌2، ص‌ 600، ح‌7

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/31ساعت 6:8 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

پيامبر (ص :(

 

 

الصلوة مفتاج الجنة

 

 

نماز کليد بهشت است .

 

نهج الفصاحه ، حديث 1588

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/30ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

همیشه کمی بترس

تا هرگز محتاج نشوی زیاد بترسی.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/30ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 


داستان يوسف عليه السلام 

 

 

 

ثمَّ يَأْتى مِن بَعْدِ ذَلِك عَامٌ فِيهِ يُغَاث النَّاس وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ


 عاقبت از پى اين سالها سالى بيايد كه در اثناى آن ، باران زيادى

 

 نصيب مردم شود و در آن سال مردم عصير (ميوه ها و دانه

 

هاىروغنى ) مى گيرند.

 

سوره یوسف آیه49  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/30ساعت 11:55 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

شعبـان شد و پیک عشق از راه آمد

  عطـــر نـفس بقیـــــــه الله آمــــــــد  

 باجلوه سجـاد و ابـاالفضل و حسین

  یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/30ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

امام علی (علیه‌ السلام):
مَنْ کَثُرَ مَلَقُهُ لَمْ یُعْرَفْ بِشْرُهُ.
هر که زیاد چاپلوسی کند، خوش‌دلیِ او شناخته نمی‌شود.

A flatterer's genuine pleasure cannot be known.

غررالحکم و درر‌الکلم، ح7963       

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/30ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

قال‌ رسول‌الله ‌(ص‌):

 

ما آمَنَ بِالْقُرْآنِ مَنِ اسْتَحَلَّ مَحارِمَهُ.

 

آن‌كس‌ كه‌ حرام‌ قرآن‌ را حلال‌ مي‌كند در حقيقت‌ به‌

 

قرآن‌ ايمان‌ نياورده‌ است‌.

 

مستدرك‌الوسائل‌، ج‌1، ص‌291

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/30ساعت 9:22 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآَنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا

آیا آنها در قرآن تدبر نمی‌کنند یا بر دلشان مهر نهاده شده است؟!

 (محمد/24)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/30ساعت 9:15 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

امام حسن (علیه‌ السلام):
نِعْمَ الْعَوْنُ الصَّمْتُ في مَواطِنَ کَثیرَةٍ وَإنْ کُنْتَ فَصیحاً.
در بسیاری از موارد، خاموشی یاور خوبی است؛ هرچند سخنور باشی.

All too often, it is a great help to keep silent however eloquent you may be.

معانی الأخبار، 401 / 62

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/30ساعت 9:2 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 


پرندهای در قرآن که بی نقطه است

 نامش را بیابید؟

هدهد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

   حضرت امام رضا(ع)می فرمایند

هرکس ازراه دوربه زیارت من بیاید،

روزقیامت درسه جایگاه نزداو می آیم

 تااوراازهراس آنهانجات دهم

آنگاه که نامه های اعمال

ازراست وچپ به پروازدرآیند،

به هنگام عبورازپل صراط،

به هنگامسنجیدن کردارهای نیک وبد.

(ازکتاب صحیفه رستگاری ـ ص۲۴۲)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

شریفترین بی نیازی وانهادن آرزوهاست

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 


اَلصّلَواتُ الْخَمْسُ وَ

 

 الْجُمُعَةُ اِلَى الجُمُعَةِ

 

كَفّاراتٌ لِما بَيْنَهُنَّ ما لَمْ تَغْشَ الكَبائِرُ؛


نمازهاى پنجگانه و

 

نماز جمعه تا نماز جمعه بعد،

 

 تا وقتى كه گناهان كبيره‏اى

 

 در ميان نيايد

 

 

 كفاره گناهان ميان آنهاست،

 

 

سنن التّرمذى، ج 1، ص 138، ح 214.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 1:29 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

امام علی (ع:(

 

الله ، الله فی الصلوة ، فانها عموددينکم

 

خدا را، خدا را درباره نماز، چرا که ستون دين

 

 شماست .

 

نهج البلاغه ، نامه ها، ص 47

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

به

من رفیقی بده که با من گریه کند،

 دوستی که با من بخندد

 را خودم پیدا می

 کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 1:12 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

داستان يوسف عليه السلام 

 

ثمَّ يَأْتى مِن بَعْدِ ذَلِك سبْعٌ شِدَادٌ يَأْكلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لهَُنَّ إِلا قَلِيلاً مِّمَّا

 

تحْصِنُونَ


 آنگاه از پى اين سالها هفت سال سخت بيايد كه آنچه از پيش

 

براى

 

آن نهاده ايد مگر اندكى كه محفوظ داريد، به مصرف مى رسانيد.

 

سوره یوسف آیه 48

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

کارگزاران صالح
در حکومت حضرت مهدی ، شایسته است افراد پارسا، عادل و متعهد امت را اداره کنند. حضرت عیسی به عنوان نخست وزیر فعالیت می‌کند و می‌فرماید:بعثت وزیراً و لم أبعث أمیراً؛[31]من وزیر برانگیخته شده‌ام، نه امیر.در حکومت حضرت حجت، حضرت یوشع از پیامبران بنی‌اسرائیل و وصی حضرت موسی نیر حضور دارد که او نیز معصوم به شمار مي‌رود. سومین معصوم در آن حکومت، حضرت خضر نبی است که در آن حکومت فعالیت می‌کند. بنابراين، دست‌کم چهار معصوم، در آن حکومت هستند.امام صادق می‌فرماید:اذا قام قائم آل‌محمد استخرج من ظهر الکعبة سبعة و عشرون رجلاً خمسة و عشرین من قوم موسی الذین یقضون بالحق و به یعدلون و سبعة من اصحاب الکهف و یوشع وصی موسی و مؤمن آل فرعون و سلمان الفارسی و ابادجانه الانصاری و مالک الاشتر؛[32]هنگامی که حضرت قائم آل‌محمد قیام می‌کند، 27 نفر از پشت کعبه خارج می‌شوند که عبارتند از: 25 نفر از قوم موسی آنان که به حق قضاوت می‌کنند و با عدالت رفتار می‌نمایند و هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع وصی موسی، مؤمن آل فرعون، سلمان فارسی، ابادجانه انصاری و مالک اشتر.بنابراین روایات، در رأس حکومت جهانی مهدی کسانی هستند که بارها آزموده شده‌اند و شایستگی خوبی از خود نشان داده‌اند؛ افرادی مانند حضرت عیسی که وزیر خواهد شد، مالک اشتر و سلمان فارسی که مسئولیت خواهند داشت.امام بر کارگزاران خود نظارت دقیق دارد تا حقی ضایع و بر کسی ستم نشود. در اين‌باره، امیرالمؤمنین فرمود:زمام‌دارانی در حکومت حضرت حجت حکومت می‌کنند که از تبار زمام‌داران امروزین نیستند؛ کارگزارانش را در برابر کار و کردار زشتشان وا می‌سپرد و کیفر می‌دهد... او چگونگی حاکمیت عدل را به نمایش می‌گذارد و کتاب و سنت مرده را از نو زنده می‌کند.[33]سخت‌گیري با کارگزاران و مهرباني و بخشندگي با مستمندان ديگر ويژگي آن امام است.[34] حضرت کارگزاران عادل را به شهرها می‌فرستد تا به عدالت رفتار کنند.[35] از روایاتی که در مورد ویژگی‌های کارگزاران به دست آمده، چنین به نظر می‌رسد که آنان شجاع، عادل، امین، متقی، صالح و شایسته هستند. پس قابلیت کارگزاری در حکومت جهانی حضرت مهدی را دارند. از سوی دیگر، خود حضرت بر رفتار آنان بسیار سخت‌گیر است تا مبادا ناعادلانه عمل کنند و به کسی ظلم شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 



نام

کشوری در قرآن که نقطه ندارد کدام است؟


روم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/28ساعت 1:55 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

سفرکنید

تا تندرست بمانید

پیامبر اکرم (ص)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/28ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

بخشنده باش نه باتبذیر

واندازه نگهدار

 وبرخودسخت

 مگیر

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/28ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

امام علی (ع) :

لکل شي ء وجه و وجه دينکم الصلاة

هر چيز داراي سيماست ، سيمای دين شما نماز است .

بحار الانوار، ج ,82 ص 227

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/28ساعت 1:37 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

«علم» از بهر دین پروردن است

 نه از بهر دنیا خوردن.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/28ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

پس از ولادت امام زمان‏ علیه السلام به دلیل شرایط سیاسى آن دوران تولد ایشان در زیر پرده کتمان پوشیده ماند. امام حسن عسکرى‏ علیه السلام ‏تولّد فرزند خویش را جز به اصحاب خاص خود در میان ننهاد. امامت ایشان بنا به حدیثهای بسیاری بود که از پیامبر (ص) و امامان پیشین روایت شده بود. امام زمان (عج) پس از آنکه بر بدن گرامی پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت این بود که خلیفه های عباسی تصمیم به کشتن او داشتند. در روایتى ‏از کتاب غیبت، از عدّه‏ اى از اصحاب امام عسکرى نقل شده است که‏ گفتند: "نزد امام عسکرى ‏علیه السلام گرد آمده بودیم و از وى در باره حجّت ‏و پیشواى پس از او پرسش مى ‏کردیم. در مجلس او چهل مرد حضورداشتند. عثمان بن سعید بن عمر عمرى در برابر آن‏حضرت بر پا خاست ‏و گفت: فرزند رسول خدا! مى‏ خواهم در باره مطلبى از شما سؤال کنم که‏ خود بدان داناتر از من هستی. امام به او فرمود: بنشین عثمان! عثمان ناراحت‏ و خشمگین برخاست تا خارج شود. امّا آن‏حضرت فرمود: کسى بیرون ‏نرود. هیچ کدام از ما بیرون نرفتیم. تا پس از ساعتى که امام، عثمان را با صداى رسا ندا داد. عثمان روى پاهایش برخاست. امام فرمود: آیا شما را به خاطر مطلبى که آمده ‏اید، آگهى دهم؟ همه گفتند: آرى اى فرزند رسول خدا! فرمود: شما آمده ‏اید تا درباره حجّت پس از من سؤال کنید: همه گفتند: آرى. ناگهان پسرى را دیدیم مثل پاره ماه، شبیه ‏تر از هرکسى به امام عسکرى! فرمود: این پس از من پیشواى شماست و جانشین ‏من بر شما. او را فرمان برید و پس از من به تفرقه دچار نشوید که در دین ‏خویش به هلاکت افتید. بدانید که شما پس از این روز او را نخواهید دید تا عمرش کامل گردد. از عثمان بن سعید آنچه را مى‏ گوید بپذیرید و فرمان‏ او را اطاعت کنید. که او جانشین امام شماست و کار به دست اوست".


+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/28ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

داستان يوسف عليه السلام

 

قَالَ تَزْرَعُونَ سبْعَ سِنِينَ دَأَباً فَمَا حَصدتمْ فَذَرُوهُ

 فى سنبُلِهِ إِلا قَلِيلاً مِّمَّا تَأْكلُونَ


 گفت : هفت سال پياپى كشت مى كنيد، هر چه

 درو كرديد آن را جز اندكى كه مى خوريد، در

 خوشه گذاريد.

 

سوره یوسف آیه 47

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/28ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

قال‌ رسول‌الله ‌(ص‌):

 

اِنَّ الْقُرْآن‌ نَزَلَ بِالْحُزْنِ فَإِذ'ا قَرَأْتُمُوهُ فَابْكُوا فَإِنْ لَمْ

 

تَبْكُوا فَتَباكَوْا.

 

قرآن‌ به‌ صورت‌ محزون‌ نازل‌ شده‌ است‌، پس‌ هرگاه‌

 

 آن‌ را مي‌خوانيد بگرييد و اگر گريه‌ نمي‌كنيد حالت‌

 

 گريان‌ به‌ خود بگيريد.

 

مستدرك‌الوسائل‌، ج‌1، ص‌ 270، ح‌ 4673

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/28ساعت 7:53 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

امام سجّاد (عليه‌ السلام):
خَيْرُ مَفَاتيحِ الْأموُرِ الصِّدْقُ وَخَيْرُ خَوَاتيمِهَا الْوَفَاءُ.
بهترين گشايندۀ کارها راستی و بهترين پايان برندۀ آن وفاداری است.

It is best to start every thing with trustfulness and end it with faithfulness.

بحارالأنوار، ج 75، ص 161

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/28ساعت 7:38 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

ای فرزندآدم

 

ملائکه من شب و روز مواظب تو هستند،

 

 آنچه رامی گویی وانجام می دهی،کم یازیاد،

 

همه رامی نویسند .

 

 آسمان برآنچه ازتو دیده شهادت می دهد

 

 وزمین برآنچه روی آن انجام داده ای گواهی می دهد.

 

خورشید وماه وستارگان برآنچه می گویی وعمل می کنی شهادت

 

خواهندداد

 

خودنیز برقلب وبراعمال مخفی تو آگاهم

 

       پس ازخودت غافل مباش

 

(حدیث قدسی ـ ازکتاب آداب الطلاب،ص ۵)

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 8:5 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

پس فرصتهای نیک راغنیمت بشمارید

چون فرصت ابرگذران است،

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 8:4 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

پيامبر صلى الله عليه وآله

 

 

رَكْعَتَيْنِ بِسِواكٍ اَحَبُّ اِلَى

 

 

 اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ سَبْعينَ رَكْعَةً بِغَيْرِسِواكٍ؛

 

دو ركعت نمازبا مسواك،

 

نزد خداوند عزوجل محبوب‏تر

 

از هفتاد ركعت نماز بدون مسواك است

 

خصال، ص 481، ح 52

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 7:55 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

پيامبر (ص) :

موضع الصلوة من الدين کموضع الرأس من الجسد

 

جايگاه نماز در دين ، مانند جايگاه سر در بدن است

 

کنز العمال ، ج 7، حديث 18972

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 7:45 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

مرد برای آسایش زن می گیرد

 و زن به خاطر کنجکاوی شوهر می کند.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 7:38 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

توسل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
در توقیعی که از ناحیه مقدسه امام زمان (ع) برای مرحوم شیخ مفید نوشته شده، آمده است:
...... انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم و لو لا ذلک لنزل بکم اللاواء واصطلمکم الاعداء فاتقوا الله جل جلاله.... (بحارالانوار. ج 53، ص 175، به نقل از احتجاج طبرسی)
ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم و اگر جز این بود،‌ از هر سو گرفتاری به شما رو می آورد و دشمنان، شما را از میان می بردند،‌ پس تقوای الهی پیشه سازید

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 7:37 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 


معلى ، فرزند خنيس ،كه خدمت كارامام صادق(عليه السلام) بود، نقل مى كند كه در يكى از شب هاى بارانى،امـام صادق(عليه السلام) به قصد كمك رسانى به بينوايان ظله بنى ساعده ازمنزل خارج گرديد.
من نيز از پـشـت سر آن حضرت حركت كردم . ناگهان چيزى ازدست آن حضرت ، در تاريكى شب ، برزمين افتاد و او گفت : بسم اللّه ، اللهم رده علينا، به نام و ياد خدا، بار خدايا! آنچه از دست من افتاد به من بـرگردان .
در اين هنگام من نزديك رفتم و سلام كردم . فرمود: معلى تو هستى ؟
عرض كردم : بلى يـابـن رسول اللّه
(صلّي الله عليه وآله) .
فرمود: به زمين دست بكش و آنچه يافتى به من برگردان .
من نيزدست بر زمـيـن كـشـيدم , ديدم نانى است .كه روى زمين افتاده است . آن را جمع كردم وبه حضرت دادم . ناگهان انبانى از نان را نزد امام صادق
(عليه السلام) ديدم كه مقدارى از آن به زمين ريخته بود.
گفتم : آقا، اجـازه بـده ايـن انـبان را من حمل كنم .
فرمود: نه ، خودم به حمل آن سزاوارترم ، اما به تو رخصت مى دهم كه به همراه من بيايى .
پـس بـا آن حـضرت حركت كردم و به ظله ( سايبان ) بنى ساعده رسيديم كه مردم به هنگام روز از شـدت گرما به اين سايبان پناه مى آوردند و شب ها بينوايان و درماندگان درآن جا مى خوابيدند . گروهى ازبينوايان و مستمندان درآن جا خوابيده بودند .
امام صادق
(عليه السلام) قرص هاى نان را ازانبان بيرون آورد و در كنار هر يك از آنان يك يا دوقرص نان گذاشت و كسى از آنان بى نصيب نماند.
در راه بـازگـشت ، از امام
(عليه السلام) پرسيدم : فداى تو گردم ، شما كه به اين گروه خدمت مى كنيد ، آيا ايـنان حق را مى شناسند ( يعنى شيعه هستند )؟
امام
(عليه السلام) پاسخ داد:
لو عرفوالواسيناهم بالدقة ، آنان اگر حق را مى شناختند( و از مكتب اهل بيت
(عليه السلام) پيروى مى كردند ) با آنان مواسات مى كرديم و هر چه داشتيم از آنان دريغ نمى كرديم و آنان راشريك خويش قرار مى داديم.
لازم بـه ذكـر اسـت كـه مـعلى بن خنيس از بهترين خدمت كاران و ياوران امام صادق
(عليه السلام) مورد اعـتـمـاد و اطمينان آن حضرت بود كه به دستور منصور دوانيقى، دومين خليفه عباسى، به جرم محبت و پيروى از اهل بيت (عليهم السلام)و خدمت به آستان امام صادق (عليه السلام)، توسط داوود بن على ، به شهادت رسيد.
+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 7:35 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا

و در این قرآن، از هرگونه مَثَلی برای مردم بیان

 کرده‌ایم، ولی انسان بیش از هر چیز ، به مجادله

 می‌پردازد.

 (کهف/54)

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 7:28 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

قال‌ رسول‌الله ‌(ص‌):

 

مَنْ تَلا'فيه‌ [اَيْ في‌ شَهْرِ رَمَضانَ] آيةً مِنَ

 

الْقُرْآنِ كانَ لَهُ مِثْلُ اَجْرُ مَنْ خَتَمَ الْقُر'آنَ في

 

‌ غَيْرِه‌ مِنَ الشُّهُورِ.

 

هر كسي‌ در ماه‌ رمضان‌ آيه‌اي‌ از قرآن

 

‌ بخواند براي‌ او ثواب‌ كسي‌ است‌ كه‌ قرآن

 

‌ را در غير ماه‌ رمضان‌ ختم‌ كرده‌ است‌.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 7:19 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

مقام حضرت عباس
امام سجاد (عليه‌ السلام):
إنّ لِلْعَبّاسِ عِنْدَ اللهِ تَبارَكَ وَتَعالی لَمَنْزِلَةً، یَغْبِطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ یَوْمَ القِیامَةِ.
عباس نزد خداوند منزلتی دارد که روز قیامت همۀ شهیدان به آن رشک می‌برند.

In the sight of Allah, ‘Abbas enjoys a status that all martyrs will envy on the Day of Judgment.

خصائص، ج 1، ص 68

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 7:15 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

مـرد داخل كجاوه نشسته بود. از آفتاب بيـرون خبـرى نبـود سـرش را از لاى پـرده بيرون آورد و به اطرافيانـش گفت: (( هنوز نرسيديـم )) با شنيدن جـواب منفى ، سرش را داخل كجاوه برد و پرده را انداخت.
حركت آرام شتـرها و صـداى زنگـوله هايشان سكـوت بيابان را مـى شكست.
مرد پا روى پايـش انداخت، سرش را جابه جا كرد ، خميازه اى كشيد و آرام خوابيد.
شتر آرام راه مى رفت وكجاوه را تكان مى داد. انگار كجاوه گهواره شده بـود و مرد ، كودك سالها پيـش . درخـواب مادرش را ديد كه دارد گهواره اش را تكان مى دهد. اما در يك لحظه مكانى سرسبز مشاهده كرد.
صداى بلبلان و حركت آبها گـوش را نـوازش مى داد. نفـس عميقى كشيد و گفت: چه جاى باشكـوهى راستى اينجا كجاست؟
صدايى به گـوشـش رسيد. اينجا جايى است كه صالحان از نعمتهاى آن استفـاده مـى كننـد.
صـدا از آسمـان مـىآمـد . به دنبال صـدا به بالا نگاه كرد.
بـرگهاى سبزدرختان و ميـوه هاى سرخ و رنگارنگ جلوى آبى آسمان را گرفته بودند. هر چه بود همان سبزى برگها بـود. انگار آسمان سبز بـود.
نسيمى وزيد و شاخه هاى درختان را تكان داد. از ميان شاخه ها نور طلايى خورشيد به چشمش تابيد. چشمانش را بست.
صدايى شنيد. آقا، آقا.
پلكهايش لرزيد و از هم جدا شد.
چشـم بـاز كـرد. آفتـاب از بيـرون به كجـاوه درست تـوى چشمـانـش مـى تـابيد. خـدمتكـار، كه پـرده را كنـار زده بود، گفت:
آقا رسيديم، به مدينه رسيديم.
ـ سلام آقا، سلام اى بزرگوار.
ـ عليك السلام اى مـرد. مثل اينكه غريب هستى ؟
مرد از شوق نمى دانست چه بگويد.
فكر كرد به تمام آرزوهايش رسيده. در حالى كه اشك از چشمانـش سرازير بود ، گفت: آقا ، من مشتاق زيارت شما بـودم.
از لبنان مىآيـم ، جبل عامل . الحمدلله وضع مـن خيلـى خـوب است. قصدم زيارت خانه خـدا است. گفتـم حال كه تا اينجا آمدم، بايد روى مبارك شما را هم ببينم.
امام لبخندى زد و فـرمـود: به مـدينه خـوش آمـدى. خـدا زيارتت را قبـول كنـد.
مرد گفت: ((آقا از شما خواهشى دارم، مـن دوست دارم در مدينه خانه خـوبى داشته باشـم .از شما مى خواهـم برايم خانه اى خوب در مدينه بخريد.))
آنگاه دست در جيب كـرد، كيسه اى پـول بيـرون آورد، به امـام
(عليه السلام) داد و گفت:
(( ده هزار درهـم است. اميـدوارم وقتـى از مكه بـرگشتـم اينجـا خانه اى داشته بـاشـم.)) امام
(عليه السلام) پـول را گـرفت و مـرد بـا شـادى از خـانه امـام خـارج شـد. امام نگاهى به مرد كرد و فرمود:
زيارت قبول! ـ((قبول حق باشـد. زيارت خانه خـدا برايـم خيلـى گـوارا بـود .))
آنگاه لحظه اى سكـوت كرد وادامه داد: (( آقا راستى برايـم خانه خريديد؟))
امام فرمود: ((آرى, خانه خوبى خريدم. مـى خـواهـى قبـاله اش را بـدهـم؟)) ـ بله مـولاى مـن. ايـن خـانه كجـاست ؟
امام
(عليه السلام) كاغذى به او داد و فرمود:
((خـودت آن را بخـوان.)) مـرد بـا شـوق كـاغذ را گـرفت و خـواند:
((جعفر بـن محمـد
(عليه السلام) براى ايـن مرد خانه اى در بهشت خريـده است كه يك طرف آن به خانه رسول اكرم(صلّي الله عليه وآله) متصل است، طرف ديگرش به خانه اميرالمومنيـن و دوطرف ديگرش به خانه امام حسـن وامام حسيـن(عليه السلام).
مرد شادمان نـوشته را بوسيد وگفت: قبـول كردم. ))
امام
(عليه السلام) فرمود: (( مـن پول شما را بين سادات و فقرا تقسيم كردم. )) مرد سنـد را محكـم در دستـش نگـاه داشت و گفت: خـدا كنـد هميـن طـور بـاشد.
چه خانه اى بهتر از بهشت.
آنگـاه بـا خـاطـره خـوش مـدينه را به قصـد لبنـان تـرك كـرد.
خبـرمثل بـاد درتمام جبل عامل پيچيـد. طـولـى نكشيـد كه تمـام مـردم شهر ازآن آگاه شدند . مرد ثروتمند دار فانى را وداع گفته بـود.
هر كسـى چيزى مى گفت و از او به نيكى ياد مى كرد . پيرمرد بينوايى گـوشه اى نشسته بـود . در حالى كه اشك از چشمانـش جارى بود، گفت: خدا رحمتـش كند.
او شاگرد خوبى براى امام
(عليه السلام) بـود. چقدر به من كمك كرد، مثل مولايش.
چقدر به مـن محبت مى كرد، مثل امامش. به راستى كه او شاگـردامام بـود ،هـرچند درمـدرسه امام صادق
(عليه السلام) درس نخـوانـده بـود .
عابرى كه ايـن حرفها را مى شنيد گفت: ((مـن هر وقت او را مـى ديـدم ياد امام
(عليه السلام) مى افتادم. ياد مدينه مى افتادم.
ياد روزى كه به خانه خدا رفتيـم.)) ديگرى گفت: خوشا به حالش،ازامام صادق
(عليه السلام) يادگارى نيك دارد . سند را مـى گـويـم.اووصيت كرد هر وقت مرد سند را در كفنـش بگذارند تا همراهش باشد.
جمعيت بسيـار مـرد را تـا قبـرستـان تشييع و بـرايـش طلب آمـرزش كـردند.
يك روز پـس از مـرگ آن مـرد، همه جـا سخـن از اوبـود. هـر كـس خـاطـره اى نقل مـى كـرد. حـالا درقبـرستـان قبـرتـازه اى بـود. قبـر آن مـرد نيك انـديش.
وقتى مردم بارديگر به گـورستان رفتند،چيزعجيبى ديدند. برسنگ مزارش نـوشته شـده بـود: جعفـربـن محمـد
(عليه السلام) به وعده اش وفـا كـرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/25ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 


چون شيطان يك ذره يك ذره مي آيد تا آدم را خود شيطان كامل مي كند اول شيطان هل مي دهد «فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ» طه/120 يعني وسوسه مي كند بسوي بعد شيطان يك ذره يك ذره مي آيد و هل مي دهد «مَسَّهُمْ طَائِفٌ» الأعراف/201 يعني با شما تماس مي گيرد بعد وقتي تماس گرفت مي بيند با او كاري نداري مي آيد تو روح تو «يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ» الناس/5 يعني مي رود تو اگر او را بيرون نكردي همانجا مي ماند «فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ» الزخرف/36 يعني همانجا مي ايستد بعد كم كم مي شوي «حِزْبُ الشَّيْطَانِ» المجادلة/19 بعد مي شوي «إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ» الإسراء/27 اينها همه آيه قرآن است، بعد مي شوي «أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ» النساء/76 بعد مي گويد «شَيَاطِينَ الْإِنسِ وَالْجِنِّ» الأنعام/112 يعني گام به گام مي آيد ولذا قرآن به اينها گفته «خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ» البقرة/168 يعني گام به گام، شيطان گام به گام مي آيد تا آدم را عوض كند امام علي (عليه السلام) مي فرمايد شيطان اول (باض) يعني تخم مي گذارد توي روح آدم بعد اين تخم مي شكافد بچه شيطانها توي روح آدم يك ذره يك ذره همينطور قلب را مي گيرد فكر را مي گيرد، اصلاً فكر شيطاني است چشم شيطاني است زبان شيطاني است نيّت شيطاني است اقتصاد شيطاني است سياست شيطاني است اصلاً هر كاري مي كند هيچ رنگ الهي ندارد همه اش رنگ هاي غير الهي است اول بيضه مي گذارد بعد بزرگ مي شود همينطور همه وجود آدم را مي گيرد در روايتي هم داريم كه گناه اول يك نقطه در روح آدم مي گذارد كم كم اگر اين نقطه را پاك نكني اين هي بزرگ مي شود و بزرگ مي شود مثل سرطاني كه اول يك گوشه است بعد همه بدن را مي گيرد اول وسوسه بعد تماس مي گيرد بعد مي رود توي روح و بيرون نمي آيد بعد حزب شيطان بعد برادر شيطان بعد (شياطين الانس و الاجن) بعضي ها جنس شان.. مي گويند فلاني خصلت اش بد است يعني اين بدي جزو ذات او است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/25ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

پيامبر اکرم (صلّی‌ الله‌ عليه‌ وآله):
عَيْنانِ لا تَمَسُّهُمَا النَّارُ: عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشيَةِ اللهِ، وَعَيْنٌ بَاتَتْ تَحْرُسُ فِي سَبِيلِ اللهِ.
دو چشم‌اند كه آتش به آنها نمی‌رسد: چشمی كه از ترس خدا بگريد و چشمی كه شبها در راه خدا نگهبانی دهد.

There are two eyes that will not be touched by hell fire: the eye shedding tears out of fearing God and the eye guarding at nights for God's sake.

سنن ترمذی، ج 3، ص 96

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/25ساعت 10:29 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

یگانگی هدف،

دوستی ایجاد می کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/24ساعت 8:6 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 



مردى با يكى ازبستگانش برسرميراثى اختلاف داشت و كارشان به دعوا و جدال كشيد.
((مفضل)) كه يكى از ياران امام صادق
(عليه السلام)است از آن جا مى گذشت ، متوجه درگيرى آن دو شد، آنها رابه خانه خود برد و با چهارصد درهم ميان آن دو مصالحه برقرار كرد و درهم ها را هم خودش پرداخت و اختلاف حل شد.
آن گاه مفضل بـه آنان گفت: بـدانيد پـولى كه بـراى حل اختـلاف پرداختم،از آن خودم نبـود.
واز اموال امام صادق
(عليه السلام) بـود، زيرا حضرت به من فرمان داده اند كه هر جا دو نفر از شيعيان ما اختلافى داشتند، از مال آن بزرگوار آنان را صلح دهم.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/24ساعت 7:58 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

قال‌ رسول‌الله‌ (ص‌):

 

عَلَيْكَ بِتَلا'وَةِ الْقُرْآنِ عَلي‌' كُلِّ حالٍ.

 

بر تو باد تلاوت‌ قرآن‌ در هر حالتي‌.

المحاسن‌، ج‌1، ص‌ 17، ح‌ 48

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/24ساعت 7:17 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

مطالب قدیمی‌تر