تبليغاتX
همیشه بهار

همیشه بهار

مذهبی

 

خصال هفتگانه مخصوص روزه‏داران

 

در حديثى طويل حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) از پيامبر خدا

 

(صلى الله عليه و آله) چنين نقل مى‏فرمايد كه پيامبر (صلى الله

 

عليه و آله) فرمود: «ما من مؤمن يصوم شهر رمضان احتسابا الا

 

اوجب الله تبارك و تعالى له سبع خصال: اولها يذوب الحرام من

 

جسده، و الثانية يقرب من رحمة الله عزوجل، و الثالثة قد كفر

 

خطيئة ابيه آدم، و الرابعة يهون الله عليه سكرات الموت و

 

الخامسة امان من الجوع و العطش يوم القيمة و السادسة

 

يطعمه الله عزوجل من طيبات الجنة، و السابعة يعطيه الله

 

عزوجل برائة من النار، قال: صدقت‏يا محمد» (1) .

 

 

هيچ مؤمنى نيست كه ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه

 

بگيرد، مگر آنكه خداى تبارك و تعالى فت‏خصلت را براى او واجب

 

و لازم گرداند:

 

- هر چه حرام در پيگرش باشد محو و ذوب گرداند، 1

 

2- به حمت‏خداى عزوجل نزديك مى‏شود،

 

 3- (با روزه خويش) خطاى پدرش حضرت آدم را مى‏پوشاند،

 

 4- خداوند لحظات جان كندن را بر وى آسان گرداند،

 

 5- از گرسنگى و تشنگى روز قيامت در امان خواهد بود،

 

 6- خداى عزوجل از خوراكيهاى لذيذ بهشتى او را نصيب دهد،

 

 7- خداى و عزوجل برائت و بيزارى از آتش دوزخ را به او عطا

 

فرمايد.

 

 (پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالم يهودى بود)

 

 كه عرض كرد راست گفتى اى محمد.

 

پى‏نوشت‏ها:

1- خصال شيخ صدوق، ص 386.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت 2:5 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

اثرات منفى غيبت و نمامى در روزه

 

امام رضا عليه السلام فرمود: «اجتنبوا الغيبة غيبة المؤمن، و احذرو النميمة، فانهما يفطران الصائم و لا غيبة الفاجر و شارب الخمر و اللاعب بالشطرنج و القمار» (1)1از غيبت مؤمن اجتناب كنيد، و از نمامى بپرهيزيد، براستى كه غيبت و نمامى روزه صائم را باطل مى‏نمايد، (و اثرات و ثواب روزه را زايل مى‏گرداند)، ولى از فاجر و شارب الخمر و شطرنج‏باز و قمار باز غيبتى نيست، (يعنى آنان از خود هتك حرمت نموده‏اند،و آبرو از خويش برده‏اند).

پى‏نوشت‏ها:   

1- فقه الرضا (عليه السلام).

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):

من تلافيه آية من القرآن كان له مثل اجر من ختم القرآن فى غيره من الشهور.

اگر كسى در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثوابش مثل كسى است كه در غير ماه رمضان يك ختم قرآن كرده است.

پى‏نوشت‏ها:

 امالى شيخ صدوق، ص 93

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

سوره بقره، آيات 185-183

بيان آيات

ويژگى‏هاى بيانى آيات تشريع روزه

 

 

"فمن كان منكم مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر"

حرف فاء در ابتداء آيه مى‏فهماند كه مطلب آيه نتيجه و فرع آيه قبل است، كه مى‏فرمود: (كتب عليكم) الخ، و نيز(اياما معدودات)الخ، و معناى مجموع آن چنين مى‏شود: روزه بر شما واجب شده، و نيز عدد معينى در آن رعايت‏شده، و همانطور كه از اصل روزه رفع يد نمى‏شود، از عدد آن نيز صرفنظر نمى‏شود، پس اگر در ايام رمضان عارضه‏اى چون مرض و سفر پيش آيد كه حكم وجوب روزه را در آن ايام معدوده يعنى ايام رمضان بردارد از اين ايام معدوده صرفنظر نمى‏شود، و بايد به همان عدد در ساير روزها روزه گرفت، و اين همان حقيقتى است كه آيه سوم(و لتكملوا العدة)الخ متعرض است، پس جمله: (اياما معدودات)الخ همانطور كه به بيان گذشته معناى تحقير و ناچيز بودن ايام را افاده مى‏كند، اين معنا را هم افاده مى‏كند، كه همين عدد ناچيز ركنى است كه در غرض و حكم روزه ماخوذ شده است.

كلمه(مرض)به معناى خلاف صحت و سلامتى است و كلمه(سفر)از ماده(س - ف - ر)گرفته شده، كه به معناى كشف است و گويا سفر را از اين جهت‏سفر مى‏خوانند كه مسافر براى بيرون شدن از وطن از خانه‏اش منكشف و ظاهر مى‏شود، و گويا اينكه فرمود: (او على سفر)و مانند كلمه(مريضا) نفرمود(مسافرا)، براى اشاره به اين معنا بوده كه آن مسافرى روزه‏اش شكسته مى‏شود كه در حال حاضر مسافر باشد، نه در گذشته، (مثل كسى كه در سفر ده روز در محلى اقامت كرده است، كه چنين كسى قبلا مسافر بوده، و فعلا مقيم است، و روزه‏اش صحيح است)و نه در آينده(مثل كسى كه مى‏خواهد بعد از ظهر حركت كند كه چنين كسى روزه آن روزش صحيح است).

بيشتر دانشمندان و علماى اهل سنت گفته‏اند: از آيه: "فمن كان منكم مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر"الخ، استفاده مى‏شود كه مسافر مى‏تواند روزه نگيرد، نه اينكه روزه گرفتن برايش حرام است، پس مريض و مسافر، هم مى‏توانند روزه بگيرند، و هم اينكه افطار نموده به همان عدد از روزهاى ديگر سال روزه بگيرند.

ليكن اين حرف صحيح نيست، زيرا گفتيم ظاهر جمله: (فعدة من ايام اخر)(كسى كه مريض و مسافر باشد بايد چند روزى در ايام ديگر سال روزه بگيرد)عزيمت است، نه رخصت، يعنى از ظاهر آن بر مى‏آيد كه مريض و مسافر نبايد در رمضان روزه بگيرند، و اين معنا از ائمه اهل بيت ع نيز روايت‏شده، و مذهب جمعى از صحابه از قبيل عبد الرحمان بن عوف، و عمر بن خطاب، و عبد الله بن عمر، و ابى هريرة، و عروة بن زبير، نيز همين است، پس جمله نامبرده حجتى است عليه علماى نامبرده از اهل سنت.

ايشان براى توجيه نظريه خود چيزى در آيه تقدير گرفته گفته‏اند، تقديرش"فمن كان مريضا او على سفر فافطر فعدة من ايام اخر"است، يعنى هر كس مريض يا مسافر باشد، و به همين جهت افطار كرده باشد به همان عدد از روزهاى ديگر روزه بگيرد.

و اين تقدير دو اشكال دارد، اول اينكه اصولا همانطورى كه گفته‏اند تقدير گرفتن خلاف ظاهر است، (وقتى گوينده‏اى سخن مى‏گويد تمامى كلماتى كه در افاده منظورش دخالت دارد در كلام خود مى‏آورد، و چيزى را نگفته نمى‏گذارد)مگر آنكه به اتكاء قرينه‏اى كه در كلامش هست‏يك كلمه را حذف كند، چون يقين دارد خواننده يا شنونده با وجود آن قرينه مى‏فهمد كه فلان كلمه حذف شده است و اما بدون قرينه دست‏به چنين حذفى نمى‏زند.

اشكال دوم اينكه: به فرضى كه تسليم شويم و قبول كنيم كه كلمه(فافطر)در آيه حذف شده، تازه اين كلام هم دلالتى بر رخصت ندارد، (كدام شنونده‏اى از عبارت"و هر كس مريض يا مسافر باشد، و افطار كرده باشد در ايامى ديگر روزه بگيرد"، مى‏فهمد روزه در سفر و مرض جايز است؟)آرى نهايت چيزى كه از عبارت"فمن كان مريضا او على سفر فافطر"، در اين مقام(كه به گفته ساير مفسرين نيز مقام تشريع است)استفاده مى‏شود، اين است كه افطارش گناه نبوده چون جايز بوده، البته جواز به معناى اعم از وجوب و استحباب و اباحه، جوازى كه با وجوب و استحباب و اباحه مى‏سازد، و اما اينكه به معناى سومى يعنى الزامى نبودن افطار باشد به هيچ وجه لفظ آيه بر آن دلالت ندارد، بلكه باز هم بر خلاف آن دلالت مى‏كند، چون قانونگذار حكيم در مقام تشريع خود، هرگز در بيان آنچه بايد بيان كند كوتاهى نمى‏كند، و اين خود روشن است.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت 1:33 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

س ـ زنى مدتهاست كه يا حامله است و يا بچه شير مى دهد و در ماه رمضان نمى تواند روزه بگيرد, تكليفش در مورد قضاى روزه چگونه است ؟

ج ـ وجوب قضا ساقط نيست .

 همان , ص 332 س 87

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

االلهمّ اجْعلني فيهِ من المُتوكّلين عليكَ واجْعلني فيهِ من الفائِزينَ لَدَيْكَ واجْعلني فيهِ من المُقَرّبينَ اليكَ بإحْسانِكَ ياغايَةَ الطّالِبين.

خدايا قرار بده مرا در اين روز از متوكلان بدرگاهت ومقرر كن در آن از كامروايان حضرتت ومقرر فرما در آن از مقربان درگاهت به احسانت اى نهايت همت جويندگان.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

1-21- فريسيان

 

كلمه فريسى در عبرى به معناى عزلت طلب است . اين لقب بر جدايى و امتياز آنان دلالت دارد. اين فرقه دو قرن قبل از ميلاد پديد آمد و تاكنون هم اكثريت يهود از آن هستند. اصل اين فرقه به فرقه حسيديم (به معناى پارسايان ) بر مى گردد. فرقه حسيديم سه يا چهار قرن قبل از ميلاد براى زدودن آثار بت پرستى و انحراف ميان يهوديان پديد آمد. آنان در جنگهاى مكابيان شركت داشتند و در راه دين جانبازى كردند و شهيد شدند.
در قرن هجدهم نيز موج تازه اى به نام حسيديم ميان يهوديان شرق اروپا پيدا شد كه از اين حركت الهام مى گرفت .
فريسيان يك قرن قبل از ميلاد از ميان حسيديم برخاستند. آنان از نظر فكرى با صدوقيان تضاد و مخالفت روشنى داشتند. اين فرقه خدا را از جسم و صفات جسمانى منزه مى دانست . همچنين در مسائل مربوط به اراده آدمى راه ميانه اى را پذيرفته بود و نيز رستاخيز مردگان و دادگاه عدل الهى را مى پذيرفت و به عبادات از قبيل نماز و غيره اهميت مى داد. فريسيان در جامعه يهود موقعيت خوبى به دست آوردند و اكثريت تابع آنان شدند.
فريسيان علاوه بر عهد عتيق كه تورات مكتوب ناميده مى شد، به تورات شفاهى نيز معتقد شدند. تورات شفاهى گفته هاى حكيمانه دانشمندان يهود است كه به عقيده آنان نسل به نسل از زمان حضرت موسى (ع ) براى قوم يهود باقى مانده است . اين گفته ها در فاصله قرن دوم تا پنجم ميلادى ، در كتابى بسيار بزرگ به نام تلمود جمع آورى شده و زيربناى فكر و اعتقاد بنى اسرائيل قرار گرفته است . پس از اين ، در باب آن سخن خواهيم گفت .
فريسيان دارالعلمهاى مختلفى تشكيل دادند و اوقات خود را صرف مطالعه در دقايق تورات كردند و نكته هاى تازه اى به دست آوردند. به عقيده آنان در تورات حتى يك حرف كم يا زياد يا بى مورد و فاقد معنا و مقصود نيست ، بلكه درون هر حرف و كلمه اى اسرارى نهفته و رموزى خفته است .
امور داخلى يهود در فاصله بازگشت از بابل تا خرابى دوم شهر قدس در دست حاخامهاى فريسى و گاهى صدوقى بود. همچنين آنان با حضرت عيسى مسيح (ع ) بسيار مخالف بودند و براى تصليب او تلاش كردند. نام فريسيان به تكرار، در اناجيل چهارگانه آمده است .

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

پيامبر(صلّی‌ الله‌ عليه‌ وآله):
أقْرَبُ النّاسِ مِنْ دَرَجَةِ النُّبُوَّةِ أهْلُ الْجِهادِ وَأهْلُ الْعِلْمِ.
نزدیکترین مردم به مقام نبوت اهل جهاد و اهل دانش‌اند.

The people closest to the high status of the prophets are the people of JihAd and Knowledge.

کنز العمّال، ح 10647

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت 9:28 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

21- فرقه هاى يهودى

همه دينها پس از اندك زمانى فرقه هاى متعدد پيدا مى كنند. مسائل اجتماعى و تنوع مشربها، فرقه ها را پديد مى آورد. برخى از اين فرقه ها نيرومند و برخى ناتوانند، همچنين فرقه هايى پرجمعيت و فرقه هايى كم جمعيت هستند.
فرقه هاى شناخته شده يهود پس از بازگشت از بابل پديد آمده اند و درباره فرقه هاى قديمتر اطلاع چندانى در دست نيست .



+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

اينهمه خر هست و ما پياده

 

ميريم !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

داستان حضرت یوسف (س)

 

 

 

 

قَالُوا نَفْقِدُ صوَاعَ الْمَلِكِ وَ لِمَن

 

جَاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَ أَنَا بِهِ

 

زَعِيمٌ



 گفتند: جام ملك را، و هر كس آن را بياورد، يك

 

 بار شتر (غله ) به او داده مى شود و من ضامن (اين

 

پاداش ) هستم .

 

 

سوره یوسف آیه 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 12:3 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

امام رضا (ع  :(

)الصلوة ) صلة الله للعبد بالرحمة

 

نمازعطيه و احسانی است از طرف

خداوند برای بنده ، که از راه رحمت و

عنايت بخشنده است .

بحار الانوار، ج ,84 ص 246

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 12:3 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلاَ

 

 يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ

 

يَسْتَهْزِؤُونَ

 

و اگر عذاب را تا چندگاهى از آنان به تاخير افكنيم حتما خواهند گفت چه چيز آن را باز مى‏دارد آگاه باش روزى كه [عذاب] به آنان برسد از ايشان بازگشتنى نيست و آنچه را كه مسخره مى‏كردند آنان را فرو خواهد گرفت

سوره هود آیه 8

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

بر آمدن عيد و برون رفتن روزه

 

ساقى بدهم باده بر باغ و به

سبزه

 

(منوچهرى به نقل از دهخدا)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

كفه ايمان ابوطالب از كفه ايمان همه خلق سنگين تر است

آرى به اين بزرگوار تهمت‏بى ايمانى مى‏زنند، حضرت باقر (عليه السلام) فرمود: اگر ايمان ابى طالب را در يك كفه ترازو بگذارند و ايمان اين خلق را در كفه ديگر، ايمان او سنگين تر است. (4) آرى ابوطالب چهل و دو سال، در نهايت وفا و صميميت و فداكارى به كفالت و حمايت پيامبر (صلى الله عليه و آله) پرداخت، كه او مانند پدرى مهربان و همسرش فاطمه بنت اسد همچون مادرى او را خدمت و حفاظت و پرستارى نمودند. و مرگ ابوطالب پيامبر (صلى الله عليه و آله) را به شدت متاثر ساخت، چرا كه حضرت يگانه حامى و پناه گاه خود را بعد از خدا از دست داد، كه دشمن پس از او بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) جرى و گستاخ گشتند. و مدفن آن حضرت در مكه قبرستان ابوطالب كه به نام آنجناب ناميده شده قرار گرفت، «تغمده الله ببحبوحات جنانه‏»

پى‏نوشت‏ها:

رمضان در تاريخ نوشته آيت الله صافى، ص 57.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

فوايد دعا

دكتر آلكسيس كارل پيرامون اين حقيقت كه دعا داراى اثرات مثبت و سازنده‏اى است چنين گفته است «آنچه تا كنون بطور مطمئنى مى‏دانيم اين است كه نيايش ثمرات مخصوص و لمس شدنى بسيار ببار مى‏آورد نيايش هر چقدر به نظر عجيب بنمايد ما ناچاريم آن را همچون واقعيتى بنگريم كه هر چه بخواهد مى‏يابد و هر درى را كه بكوبد در برابرش گشوده مى‏شود.» (13)

ايشان باز چنين گفته‏اند كه «حتى وقتى كه دعا تا سطح بسيار پائينى تنزل مى‏كند و به صورت بيان طوطى وار فرمول‏هاى معينى در مى‏آيد تمرينى براى پيدايش يك زمينه كاملا لازم روحى به شمار مى‏رود. و احساس عرفانى و احساس اخلاقى را همراه با هم تقويت مى‏كند در چهره كسانى كه به نيايش مى‏پردازند تا حدود تقريبا ثابتى حس وظيفه‏شناسى، كمى حسد و شرارت و تا اندازه‏اى حس نيكى و خير خواهى نسبت‏به ديگران خوانده مى‏شود.

مسلم به نظر مى‏رسد كه در صورت تساوى قدرت مغزى و علمى ميان دو نفر سجايا و خصايص اخلاقى آنكه حتى به صورت بسيار معمولى و متوسطى نيايش مى‏كند تكامل يافته‏تر از آن ديگرى است نيايش هنگامى كه مدام و پرشور و حرارت است تاثيرش بهتر آشكار مى‏شود.» (1)

حضرت امام خمينى(ره) در جواب به آن دسته از افراد كه مى‏گويند ادعيه انسان را از كار و سازندگى باز مى‏دارد و دعا خوانى امرى بى ثمر و بيهوده است. چنين گفته‏اند: دعا نقش سازندگى دارد آنهايى كه به خيال خودشان مردم را از دعا و ذكر پرهيز مى‏دهند تا مردم به دنيا بپردازند نمى‏دانند كه همين دعا آدم را مى‏سازد اقامه عدل را در دنيا همين انبيايى كردند كه اهل ذكر و فكر و دعا بودند قيام ضد ستمگرها را همين‏ها كردند همان حضرت حسين بن على(ع) كه دعاى روز عرفه‏اش را مى‏بينيد همين دعاها همين توجهات به خدا انسان را به مبداء غيبى متوجه مى‏كند كه اگر انسان درست‏بخواند اين توجه به مبداء موجب مى‏شود كه انسان علاقه‏اش به خود كم شود و نه تنها مانع فعاليت نمى‏شود، بلكه فعاليت هم مى‏آورد. فعاليتى كه براى خودش نيست‏براى بندگان خداست و مى‏فهمد كه فعاليت‏براى بندگان خدا خدمت‏به خداست.

كسانى كه از كتب ادعيه انتقاد مى‏كنند، براى اين است كه جاهلند و نمى‏دانند كه اين كتب ادعيه چطور انسان مى‏سازد، نمى‏دانند اين دعاهايى كه از ائمه ما وارد شده است مثل مناجات شعبانيه، دعاى كميل، دعاى عرفه حضرت سيد الشهداء، دعاى سمات و ... چه جور انسان را درست مى‏كند همان كسى كه دعاى شعبانيه را مى‏خواند شمشير هم مى‏كشد و با كفار جنگ مى‏كند.

دعا فعاليت و نور مى‏آورد. ادعيه انسان را از ظلمت نجات مى‏دهد وقتى از ظلمت رها گردد انسانى مى‏شود كه براى خدا كار مى‏كند براى خدا شمشير مى‏زند، براى خدا جنگ مى‏كند قيامش براى خداست نه اين كه ادعيه انسان را از كار باز خواهد داشت...

همين كتابهاى ادعيه انسان را آدم مى‏سازد وقتى يك انسانى آدم شد و به همه مسائل اسلامى و انسانى عمل مى‏كند و براى خود يا زراعت مى‏كند يا تجارت و يا كار ديگر و براى خدا جنگ، همه جنگ‏هائى كه در مقابل كفار و ستمگرها شده از اصحاب توحيد و از اين دعا خوانها بوده است آنهايى كه در ركاب رسول خدا(ص) و در ركاب امير المؤمنين(ع) بودند اكثرا اهل دعا و عبادت زياد بودند.» (2)

حضرت امام خمينى سپس سخن خود را چنين ادامه مى‏دهند كه «دعا اثر اقتصادى دارد آيا آنها كه اهل حديث و اهل ذكر و اهل دعا بوده‏اند به اين جامعه بيشتر خدمت كرده‏اند يا آنهائى كه اهل اينها نبوده و مى‏گفتند ما اهل قرآنيم؟!

تمام اين خيرات و مبرات كه مى‏بينيد از اين مؤمنين است تمام اين موقوفات از اهل ذكر و اهل نماز است نه از غير اينها، در ميان اشراف و متمولين، سابق آنهائى كه نماز خوان بودند مدرسه و مريض خانه و امثال آن درست كردند اين يك مطلبى است كه نبايد از بين مردم بيرونش برد. بلكه بايد ترويجش كرد بايد مردم را وادار كرد به اينكه اين توجهات را به خدا داشته باشند.

دعا اثر سياسى و تربيتى دارد قطع نظر از اثر دعا براى رسيدن انسان به كمال مطلق براى اداره كشور هم كمك مى‏كند براى كمك كردن يك وقت انسان مى‏رود. دزد را مى‏گيرد يك وقت دزدى نمى‏كند آنهائى كه اهل مسجد و دعا هستند اخلال نمى‏كنند اين خودش كمكى به جامعه است.

آنهايى كه سر گردنه مى‏روند و آدم مى‏كشند اهل اين معانى نيستند اگر بودند اين جنايات را نمى‏كردند. تربيت جامعه به همين چيزهاست‏به همين ادعيه است كه از خدا و پيغمبر (صلى الله عليه و آله) و ائمه وارد شده است.» (3)

پى‏نوشت‏ها:

1- همانجا، صص 60 و 61

2- آئين نيايش، ابراهيم غفارى، صص 22 و 23.

3- همانجا، ص 24.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 


 

چشم به راهان سپیده با آن " خورشید پنهان" انس و الفت دارند و او را هر چند غایب است،

"حاضرترین حاضران" می بینند و " حضور غایبانه " او را روشنایی راه خویش می سازند.

اینگونه است كه منتظران، از وجود آن" آفتاب پشت ابر" بهره می برند

و چنین جرعه نوش باده شوقند و سرمست از صهبای عشق!

امید به آمدنش، انگیزه آفرین تلاش و حركت است

و بر دیدگان مشتاق دلدادگان او، "سرمه انتظار!"

اینان، پای بندی به رضای مولا را، كه در سایه تقوا و پرواست،

تمرینی برای اطاعت عصر حضور قرار می دهند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

ابعادى در فلسفه روزه از بيان امام صادق(ع)

هشام بن حكم از رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد (عليهما السلام) مى‏پرسد از علت و فلسفه روزه، امام مى‏فرمايد: «انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و القير و ذلك ان الغنى لم يكن ليجد مس الجوع، فيرحم الفقير، لان الغنى كلما اراد شيئا قدر عليه، فاراد الله تعالى ان يسوى بين خلقه، و ان يذيق الغنى مس الجوع و الالم ليرق على الضعيف و يرحم الجائع‏» (1)

حضرت صادق(عليه السلام): براستى خداوند روزه را واجب كرد، تا به وسيله او بين اغنياء و فقراء مساوات و برابرى به وجود آيد، و اين براى آن است كه ثروتمندانى كه هرگز درد گرسنگى را احساس نكرده‏اند، به فقراء ترحم نمايند، زيرا اغنياء هرگاه (خوردنى و آشاميدنى را) اراده نمودند (و هوس هر نوع ماكولات و مشروبات كردند) برايشان ميسر است، پس خداوند متعال «روزه را واجب نموده‏» كه تا بين بندگانش از فقير و غنى، برابرى به وجود آورد، و اينكه سرمايه داران مسلمان الم جوع و گرسنگى را لمس نمايند، تا بر ضعفاء رقت آوردند، و بر گرسنگان عالم ترحم نمايند، (و اين تنها شعار اسلام است، آرى تنها مكتبى كه به حال گرسنگان عالم ترحم نمايند، (و اين تنها شعار اسلام است، آرى تنها مكتبى كه به حال گرسنگان و محرومان مى‏انديشد اسلام است.

پى‏نوشت‏ها:

1- وسائل الشيعه، ج 7، ص 3 - و من لا يحضره الفقيه، ص 73، ج 2.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 9:36 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

كيفيت روزه دارى از صحف ادريس عليه السلام

 

درصحف ادريس (عليه السلام) است: «اذا دخلتم فى الصيام فطهروا نفوسكم من كل دنس و نجس و صوموا لله بقلوب خالصة صافية منزهة عن الافكار السيئة و الهواجس المنكرة فان الله سيحبس القلوب اللطخة و النيات المدخولة و مع صيام افواهكم من الماكل، فلتصم جوارحكم من الماثم فان الله لا يرضى منكم ان تصوموا من المطاعم فقط لكن من المناكير كلها و الفواحش باسرها» (4) حضرت ادريس پيامبر (عليه السلام) در صحف خويش فرمود: هرگاه وارد ماه صيام شديد، پس خويشتن را از هر پليدى و ناپاكى پاك سازيد، (درون خود را براى پذيرش عبادت ويژه خداوند پاكسازى نمائيد) و روزه بگيريد براى خداوند با قلبى خالص و نورانى و پاك از فكرهاى بد، و صداهاى نامفهوم و بى معنى و زشت، زيرا خداوند حبس مى‏نمايد دلهاى ناپاك و نيتهاى غير خالص شما را و دهنهاى شما نبايد فقط با امساك از خوردنيها صائم و روزه‏دار باشد. بلكه بايد جوارح شما از گناهان نيز روزه باشد (يعنى اعضاء شما هم بايد از معصيت‏خدا امساك نمايد) و همانا خداوند راضى نمى‏گردد و خشنود نمى‏شود از شما به اينكه فقط از خوردنيها پرهيز كنيد، بلكه از كل منكرات و زشتيها بايد پرهيز نمائيد تا آنجا كه تغيير حالت پيدا كنيد.

پى‏نوشت‏ها:

4- نقل از وقايع الايام خيابانى، ص 431.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

تلاوت قرآن

بهترين اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارك رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ويژه‏اى برخوردار است چنانچه وارد شده:

قال ابو جعفر (عليه السلام):

 

لكل شى‏ء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان

براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن رمضان

 است.بنا بر اين امتيازات قرآن به اعتبار نزولش در

 ماه رمضان از ماههاى ديگر بيشتر است.

 

وسائل الشيعه، ج 7، ص 218

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 9:17 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

"اياما معدودات"

منصوب آمدن كلمه(ايام)بنابر ظرفيت و به تقدير كلمه(فى)است، و اين ظرف(در ايامى معدود) متعلق است‏به كلمه(صيام)، و ما در سابق هم گفتيم كه نكره آمدن ايام و اتصاف آن به صفت(معدودات) براى اين است كه بفهماند تكليف نامبرده ناچيز و بدون مشقت است، تا به اين وسيله مكلف را در انجام آن دل و جرات دهد، و از آنجا كه ما در سابق گفتيم آيه"شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن"الخ بيان ايام است، قهرا مراد از ايام معدودات همان ماه رمضان خواهد بود.

بعضى از مفسرين گفته‏اند: كه مراد از ايام معدودات روزه مستحبى سه روز در هر ماه و روز عاشورا است، و بعضى ديگر گفته‏اند: ايام البيض يعنى سيزده و چهارده و پانزدهم هر ماه، و نيز روزه عاشوراء است، كه مسلمانان و رسولخدا ص در اين ايام روزه مى‏گرفتند، آنگاه آيه شريفه"شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن"الخ نازل شد، و روزه‏هاى چند روز نامبرده نسخ گرديد، و براى هميشه روزه رمضان واجب گشت.

صاحبان اين دو قول هر كدام به يك دسته روايات وارده از طرق اهل سنت و جماعت تمسك كرده‏اند، رواياتى كه صرفنظر از سند، در بين خود تعارض دارند، و بهمين جهت قابل اعتماد نيستند.

دليل عمده‏اى كه ضعف اين قول را روشن مى‏كند دو چيز است.

اول اينكه: روزه همانطور كه ديگران هم گفته‏اند يك عبادت عمومى و همگانى است، و اگر منظور از آيه شريفه مورد بحث آن بوده باشد كه اينان گفتند، قطعا تاريخ آن را ضبط مى‏كرد، و ديگر اختلافى در ثبوتش پديد نمى‏آمد و بهمين دليل نسخ آن نيز ثابت مى‏شد و كسى در آن اختلاف نمى‏كرد و مى‏بينيم كه اينطور نيست، و در هر دو قسمت اختلاف شديد هست.

علاوه بر اينكه ملحق شدن عاشورا به سه روز در هر ماه و وجوب يا استحباب روزه آن بعنوان يك عيد از اعياد اسلامى از بدعت‏هائى است كه بنى اميه(لعنهم الله)آن را ابداع كردند، بدين جهت ابداع كردند كه در آن روز در واقعه كربلا ذريه رسول خدا ص و اهل بيت او را از بين بردند، مردانشان را كشتند و زنان و ذرارى ايشان را به اسارت برده اموالشان را غارت كردند، و از خوشحالى و مسرت آن روز را مبارك شمرده، براى خود عيد گرفتند، و روزه آنرا تشريع كردند تا از روزه گرفتن آن روز ركت‏بگيرند.

و باز بهمين منظور براى روزه آن روز فضائلى جعل كردند، و بركاتى تراشيدند، و احاديثى(به اين مضمون كه عاشورا يكى از اعياد اسلامى است، و بلكه از اعياد عامه‏اى است كه حتى مشركين جاهليت و يهود و نصارا هم از زمان بعثت موسى و عيسى آن را پاس مى‏دارند)جعل كردند، در حاليكه هيچ يك از اين مضامين درست نيست، نه يهود عاشورا را عيد مى‏دانسته و نه نصارا، و نه مردم جاهليت و نه اسلام، چون عاشورا نه يك روز ملى بوده تا نظير نوروز و مهرگان عيد ملى و قومى بشود، و نيز در آن روز هيچ واقعه‏اى از قبيل فتح و پيروزى براى ملت اسلام اتفاق نيفتاده، تا نظير مبعث و ميلاد رسولخدا ص روزى تاريخى براى اسلام باشد، و هيچ جهت دينى هم ندارد تا نظير فطر و قربان عيدى دينى باشد، پس عزت و احترامى كه بنى اميه براى عاشورا درست كرده‏اند عزتى است‏بدون جهت.

دليل دوم: بر ضعف اين قول اين است كه آيه سوم از آيات مورد بحث‏يعنى آيه: (شهر رمضان)الخ سياقى دارد كه با نازل شدنش جداى از دو آيه ديگر نمى‏سازد، تا ناسخ آيه‏هاى قبل باشد: چون ظاهر سياق اين است كه جمله(شهر رمضان)خبر باشد براى مبتدائى كه حذف شده، و يا مبتدائى باشد براى خبرى كه حذف شده، كه توضيحش گذشت در نتيجه بيانى خواهد بود براى جمله: (اياما معدودات)و با در نظر گرفتن اين معنا هر سه آيه كلام واحدى خواهد بود، كه غرض واحدى را دنبال مى‏كند، و آن عبارت است از واجب بودن روزه ماه رمضان.

و اما اينكه كلمه(شهر رمضان)مبتداء و جمله: "الذى انزل فيه القرآن"خبر آن باشد، هر چند نظريه‏اى است كه آيه شريفه را مستقل از ما قبل مى‏كند، و بنابر آن، آيه شريفه صلاحيت آن را دارد كه به تنهائى نازل شده باشد، ليكن صلاحيت آن را ندارد كه ناسخ آيه قبلش باشد، براى اينكه ميان ناسخ و منسوخ بايد منافاتى باشد، و ميان اين آيه و آيه قبلش هيچ منافاتى نيست، تا اين ناسخ آن باشد با اينكه گفتيم در نسخ بايد منافات و تباينى در بين باشد.

ضعيف‏تر از اين قول، گفتار جمعى ديگر است، كه از كلماتشان بر مى‏آيد كه خواسته‏اند بگويند آيه دوم يعنى آيه: (اياما معدودات)الخ ناسخ آيه اول، يعنى آيه: (كتب عليكم الصيام)است، به اين بيان كه قبل از اسلام روزه بر نصارا نيز واجب بود، ولى نصارا در آن كم و زياد كردند، تا بالاخره بر عدد پنجاه روز قرار گرفت، آنگاه خداى تعالى براى مسلمين روزه رمضان را تشريع كرد، پس رسولخدا ص و مسلمانان در صدر اسلام و قبل از تشريع روزه رمضان همان روزه پنجاه روز مسيحيان را مى‏گرفتند، و آيه اول هم همين را تشريع كرده، مى‏فرمايد شما مسلمانان نيز همان روزه مسيحيان را بگيريد، ولى آيه دوم وقتى نازل شد حكم آيه اول را نسخ كرد، چون فرمود روزه در چند روز معينى واجب است.

و وجه ضعيف‏تر بودن اين قول از قول قبلى اين است كه همه ايرادهائى كه به وجه قبلى وارد بود بر آن وارد است، علاوه بر اينكه متمم بودن آيه دومى براى اولى روشن‏تر از متمم بودن سومى براى دومى است، و نيز رواياتى كه اين قائل قول خود را مستند به آنها كرده جعلى بودن و مخالفتش با قرآن و با سياق آيه روشن‏تر از مخالفت روايات قول اول با آيه است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 9:10 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

استفتاء

 

س ـ كسانى كه نماز و روزه شان شكسته است و

هميشه سر كارند, به جز تعطيلات , پس بايد روزه

هاى قضا شده را چگونه و كِى به جا آورند؟

 

ج ـ بايد در طول سال قضا نمايند,

على الاحوط.

 

 استفتاآت , ج 1 ص 331 س 84

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 9:4 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 


دوم: با چيز پاكيزه و حلال و به دور از شبهات افطار نمايد. و بهتر آن است كه با
خرماى حلال افطار كند تا ثواب نمازش چهارصد برابر گردد. اگر با خرما, آب, رطب, شير, حلوا, نبات و با آب گرم, و يا هر كدام از اين ها افطار كند, نيز خوب است.
سوم: هنگام افطار دعاهاى وارده در اين باره را بخواند; از جمله آن كه بگويد:
اللهم لك صمت و على رزقك افطرت و عليك توكلت(خدايا براى تو روزه گرفتم و با روزى تو افطار مى كنم و بر تو توكل دارم. تا خدا ثواب هر كسى را كه در اين روز روزه داشته است, به او عطا كند, و اگر دعاى اللهم رب النور العظيم را كه سيد و كفعمى روايت كرده اند بخواند, فضيلت بسيار يابد.
و روايت شده كه حضرت امير المومنين على (ع) هر گاه مى خواست افطار كند مى گفت:
بسم الله; اللهم لك صمنا و على رزقك افطرنا, فتقبل منا انك السميع العليم.
به نام خدا. خدايا براى تو روزه گرفتيم و به روزى تو افطار كرديم; پس از ما قبول كن, زيرا كه تو شنواى دانايى.
چهارم: هنگام لقمه اول بگويد :
بسم الله الرحمن الرحيم; يا واسع المغفرة اغفر لى به نام خداوند بخشاينده مهربان; اى كه آمرزش باو گسترده است, بيامرز مرا. تا خدا او را بيامرزد.
و در خبر است كه در آخر هر روز از روزهاى ماه رمضان, خدا هزار هزار كس را از آتش جهنم آزاد مى كند; پس از حق تعالى بخواه كه تو را يكى از آن ها قرار دهد.
پنجم: در وقت افطار سوره قدر بخواند.
ششم: در وقت افطار صدقه بدهد و سپس روزه داران را افطار دهد; اگر چه به چند
دانه خرما يا شربتى آب باشد. و از حضرت رسول (ص) روايت شده كسى كه روزه دارى را افطار دهد, مثل اجر آن روزه دار براى وى خواهد بود; بدون آن كه چيزى از آن كم شود. و نيز از آنِ او خواهد بود ثواب كار نيكويى كه به جا آورد آن افطار كرده كه فرمود: موءمنى كه لقمه اى را در ماه رمضان به موءمنى بدهد, حق تعالى براى او اجر كسى را مى نويسد كه سى بندهء موءمن آزاد كرده باشد و نيز از آن او است نزد حق تعالى يك دعاى پذيرفته شده.
هفتم: در هر شب خواندن هزار مرتبه انا انزلناه آمده است.
هشتم: اگر ممكن باشد در هر شب صد مرتبه حم دخان را بخواند.
نهم: در هر شب از ماه رمضان دعاى افتتاح بخواند.
دهم: در خبر آمده كه هر كس در هر شب از ماه رمضان سوره انا فتحنا را در نماز
مستحبى بخواند آن سال حفاظت مى گردد. و از اعمالى كه مستحب است در شب هاى ماه رمضان به جا آورده شود, خواندن هزار ركعت نماز در سرتاسر اين ماه است.
و اين مطلب را عالمان بزرگ و فقيهان وارسته در كتاب هاى خود اشاره كرده سوم: كارهاى مربوط به سحرهاى ماه مبارك رمضان است. و آن چند كار است:و نوشته اند.
اول: سحرى خوردن, و سحرى را ترك نكند, اگر چه با يك دانه خرماى زبون يا
يك ليوان آب باشد. و بهترين سحرها سويق يعنى قاووت و خرما است. و در خبر آمده كه حق تعالى و ملائكه صلوات مى فرستند بر كسانى كه در سحرها استغفار مى كنند, و سحوى مى خورند.
دوم: سوره انا انزلناه در وقت سحرها بخواند, كه هر كس اين سوره را
در وقت افطار كردن و سحر بخواند گويى ثواب كسى را دارد كه در راه خدا در خون خود بغلتد.
سوم: بخواند دعاى شريفى را كه از حضرت امام رضا(ع) نقل شده كه
فرموده اند: اين دعايى است كه حضرت امام محمد باقر(ع) در سحرهاى ماه رمضان (دعاى سحر)مى خواندند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

اللهمّ ارْزُقني فيهِ رحْمَةَ الأيتامِ

 

وإطْعامِ الطّعامِ وإفْشاءِ السّلامِ

 

وصُحْبَةِ الكِرامِ بِطَوْلِكَ يا ملجأ

 

الآمِلين.

 

خدايا روزيم كن در آن ترحم بر يتيمان وطعام نمودن بر مردمان وافشاء سلام ومصاحبت كريمان به فضل خودت اى پناه آرزومندان

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 8:32 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

پيامبر (صلّی‌ الله‌ عليه‌ وآله):
مَنْ قُتِلَ دُونَ مالِهِ فَهُوَ شَهيدٌ.
هرکه در راه [حفظ] مالش کشته شود، شهید است.

Anyone who is killed while defending his property is considered a martyr.

دعائم الإسلام، ج 1، ص398

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 8:26 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

قال رسول الله (ص):

 

الصوم جنة من النار.

 

روزه سپر آتش (جهنم)

است. «يعنى بواسطه روزه

گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

 

 

الكافى، ج 4 ص 162

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 7:53 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

آب زير پوستش افتاده !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

12- حفظ همبستگى و ادامه استمرار شركت در جلسات درس

بايد شاگرد، ملازمت و همبستگى خويش را با جلسه درس ، و بلكه در صورت امكان با هر نوع جلسات استاد، حفظ كند؛ زيرا در سايه اين همبستگى ، خير و بركت مراتب تحصيل علم و ادب ، رو به فزونى گذاشته و شاگرد بيش از پيش به نكات سودمند و متنوعى دست مى يابد كه شايد ممكن نباشد اين نكات را از لابلاى كتب و دفاتر علمى بازيافت . (دسترسى به اين نكات سودمند به وقت و فرصت فراوانى نياز دارد تا بتوان به برخى از آنها در كتب و نوشته ها آگاهى پيدا كند. ولى استاد در طى جلسات علمى ، بيشترين نكات ارزشمند را بى دريغ و بدون زحمت ؛ در اختيار شاگرد قرار ميدهد)؛ چنانكه اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) در حديثى كه قبلا از آن ياد كرديم به همين نكته اشاره كرده و فرموده است : نبايد «از طولانى شدن همنشينى و مجالست با عالم و دانشمند، خاطرت ملول و آزرده شود؛ زيرا عالم و دانشمند همچون خرما بنى است كه بايد در پاى آن به انتظار بنشينى و چشم براه آن باشى تا رطب منافع و نكات گوارائى از آن براى تو فروافتد(1) . (و شهد آن ، كامت را شيرين سازد).

شاگرد نبايد همت خود را فقط به شنيدن درس اختصاصى خويش ، محدود سازد؛ زيرا اكتفاء كردن به درس شخصى و اختصاصى ، نشانه كوتاهى همت او است ؛ بلكه بايد براى اشتغال به دروس ديگر همت گمارد؛ چون درس هاى متنوع و متعدد استاد، گنجينه هاى گوناگون و گوهرهاى رنگارنگ و متنوعى است كه بايد شاگرد - در صورتى كه داراى هوش و استعداد و ظرفيت و تحمل كافى باشد - از هر درى كه فراسوى او در برابر اين گنجينه و گوهرها گشوده مى شود، توشه اى برگيرد. و به اصطلاح : «دم را غنيمت شمارد». لذا بايد با شاگردان و دوستان ديگر، در آن دروس مشاركت نموده و چنين فرض كند: هر درسى كه استاد بدان سرگرم مى گردد از آن اوست (و در عداد و شمار درس اختصاصى او به حساب مى آيد).

اگر دانشجو احساس نمايد كه توانائى لازم براى ضبط و دريافت همه دروس را ندارد، بايد سعى كند به دروسى - كه از لحاظ ارزش و اهميت در درجه نخست قرار دارد - خويشتن را به ترتيب اهميت آنها سرگرم سازد. آرى بايد شاگرد اين آداب را در دروس «مفرقه »(2) و غيررسمى رعايت كند.

اما در مورد درس «تقاسيم » (3) يعنى دروس برنامه اى و رسمى بايد گفت : شاگردى كه قدرت و توانائى ضبط و دريافت مطالب چنين دروسى را دارا نباشد، ورود او در آن دروس ، شايسته نيست .

 

 

پى‏نوشت‏ها:

1-الكافى 1/46. كتاب مختصرالعلم : ابن عبدالبر، ص 65.

2-دروس مفرقة ، ظاهرا دروسى است غيررسمى و غيربرنامه اى كه مطالب متنوع و متفرقى ضمن آن بيان مى شود؟

3-درس تقاسيم ظاهرا درس هاى رسمى و برنامه اى و تخصصى است كه پيش بينى شده ، و در حول مطلب خاصى تدريس مى شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

امام صادق (ع) :

اما انه ليس شي ء افضل من الحج الا الصلاة

به درستی که هيچ عملی بالاتر از حج نيست ، مگر نماز.

وسائل الشيعه ، ج 3، ص 26

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 1:49 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

داستان حضرت یوسف (س)

 

 

 

فَلَمَّا جَهَّزَهُم بجَهَازِهِمْ جَعَلَ السقَايَةَ فى رَحْلِ أَخِيهِ ثمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسرِقُونَ

 و چون بارهاى آنها را بست ، ظرف آبخورى ملك را در بار برادرش قرار داد، سپس كسى صدا زد: اى اهل قافله ، شما سارق هستيد.

 

سوره یوسف آیه  70

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

مهلت شيطان تا چه موقع است ؟

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

اين كه تا چه زمان شيطان زنده خواهد ماند؟ كى ميرد؟ به دست چه كسى كشته مى شود؟ رواياتى وارد شده و احتمالاتى داده اند كه از اين قراراند:
1. مهلت او تا روز قيامت است ؛
اين احتمال درست نيست - در اين باره به بحث (حاجت خواستن شيطان ) مراجعه شود.
2. تا روز آخر دنيا.
همان روزى كه خورشيد و ماه و ستارگان تاريك مى شوند و كوه ها مانند پشم زده شده ، روان مى گردند و درياها مانند آتش خروشان شعله ور مى شوند و تمام جن و انس و ملائكه مى ميرند.
3. مهلت او ميان نفخه اول و دوم است ؛
نفخه اول وقتى است كه اسرافيل در صور مى دمد و همه موجودات جهان يك مرتبه از بين مى روند. نفخه دوم آن وقتى است كه اسرافيل در صور مى دمد و همه خلايق دو مرتبه زنده مى شوند. مهلت شيطان در ميان اين دو نفخه تمام مى شود.(1)
4. تا زمان ظهور حضرت مهدى (عج ) و به دست آن حضرت كشته مى شود. (اين مطلب در آينده بيان خواهد شد).
5. تا زمان رجعت ؛
از زمان آمدن حضرت مهدى (عج ) شروع مى شود؛ پيامبر و ائمه معصوم عليه السلام دوباره رجوع مى كنند و به دنيا برمى گردند، آن وقت شيطان مى ميرد. و مدت معلومى كه قرآن بيان مى كند - همان رجعت است - كه عزرائيل جان او را مى گيرد و به زندگيش خاتمه مى دهد.
وارد شده كه در زمان رجعت ، خداوند به «ملك الموت » مى فرمايد: جان ابليس را قبض كن كه عمر او به سر آمده و سختى ، تلخى و مستى جان كندن را كه به اولين و آخرين افراد چشاندى به او تنها بچشان . و نيز مى فرمايد:
«اى ملك الموت !» اول وارد دوزخ شو و هفتاد زبانيه با هفتاد زنجير و هفتاد كاسه از آب لظى (كه همان آبهاى جهنمى سوزان است ) با هفتاد هزار از سگ هاى جهنمى را بردار و با سخت ترين شكلى جان او را بگير.
عزرائيل هم با صورتى كه اگر اهل زمين او را با آن صورت ببينند، از ترس و وحشت ، تمام آنان قالب تهى مى كنند و مى ميرند، و به همان شكلى كه ماءمور است نازل مى شود.
شيطان وقتى او را به آن هيبت مشاهده مى كند به مشرق فرار مى كند، عزرائيل را همان جا مى بيند! به طرف مغرب مى گريزد، او را حاضر مى بيند، به دريا مى رود، باز او را همان جا مشاهده مى كند؛ در اين زمان ، «ملك الموت » بر او بانگ مى زند كه : اى ملعون ! بايست ؛ باز فرار مى كند و مى آيد بر سر قبر آدم عليه السلام و مى گويد: اى آدم ! من به واسطه تو رانده شدم و طوق لعنت برگردنم افتاد. عزرائيل به آن سگ هاى جهنمى و ملائكه غلاظ و شداد دستور مى دهد كه بر او حمله كنند. سگ ها بر او حمله مى كنند و اطراف او را مى گيرند. ملائكه با گرزهاى آتشين بر مغز او مى كوبند تا جان خبيث و پليد او را بگيرند و به زندگى پر از مكر، فريب و كبر او پايان دهند.(2)

1- تفسير برهان ، ج 2، ص 343.

 2- جامع النورين ، جلد حيوان ، صفحه 475

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

همان بر دل هر كسى بوده دوست

 نماز شب و روزه آيين اوست

 

(فردوسى 203/3)

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 1:40 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

وفات حضرت ابوطالب(ع) در روز هفتم

 

روز هفتم ماه رمضان بنا به نقل شيخ مفيد قدس سره سال دهم بعثت‏حضرت ابوطالب عم و يار با وفاى پيامبر (صلى الله عليه و آله) وفات يافت.

همان مرد بزرگوارى كه در تمام نشيب و فرازهاى دوران رسالت و قبل از رسالت‏برادر زاده عزيزش را يارى كرد و شر قريش را از او بازداشت و قلب نازنين پيامبر (صلى الله عليه و آله) را در تبليغات و رسالت الهى خوشحال و مسرور نمود، و با كلماتى نظير: «اذهب يابن اخى فقل ما احببت فوالله لا اسلمك لشى‏ء ابدا» اى پسر برادرم برو و هر چه دوست مى‏دارى بگو (با مشركين و قريش) به خدا سوگند تو را در هيچ پيش آمدى وا نمى‏گذارم، (نوازش مى‏نمود) و از او پشتيبانى مى‏كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

اهميت دعا

اهميت نيايش را در اين كتاب مقدس آسمانى (قرآن كريم) مى‏توان از سه نظر استفاده كرد:

1- از آياتى كه خداى تعالى در آن بندگان مومن خود را ترغيب و تاكيد فرموده كه او را نيايش كنند. مانند اين آيات «اجابت مى‏نمايم دعاى نيايشگر را هرگاه مرا بخواند در هر حال و هر جا كه باشد (بقره 186)، بخوانيد پروردگار خود را با حالت زارى كه نشانه نياز است و در حال پنهانى كه دليل اخلاص (اعراف 53 و 54) بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را (مومن 62)

2- از آيات و قصه‏هاى برخى از پيامبران كه هرگاه نيازى داشته‏اند و يا به شدائدى گرفتار شده‏اند تنها مشكل گشاى آنان نيايش بوده است‏حضرت آدم(ع) پس از ترك اولى در مقام اعتراف به تقصير چنين استغاثه كرد اى پروردگار ما بر نفس‏هاى خود ستم كرديم اگر نيامرزى ما را بو بر ما رحم نياورى هر آينه از زيانكاران باشيم (اعراف 22) و حضرت نوح پس از صدها سال تحمل شدايد نجات خود را از چنگال قوم بى انصاف به وسيله دعا به دست آورد و نوحا اذنادى من قبل فاستجبناله (انبياء 76)

3- اهميت نيايش را مى‏توان از آياتى فهميد كه خود به صورت دعا آمده است... پروردگارا عطا فرما ما را در اين سراى توفيق بندگى و در آن سراى جزاى نيك و نگه دار ما را از عذاب دوزخ (بقره 197) (5)

و نيز در بحار الانوار جلد 93 ص 291 چنين آمده است كه «بگو خداوند من، اگر دعاى شما نبود به شما اعتناء نمى‏كرد (6) و همچنين امام رضا(ع) از پيامبر نقل مى‏كند كه فرمودند «دعا سلاح مومن، ستون دين و روشنائى آسمانها و زمين است‏» (7)

مرد شامى از امام على(ع) پرسيد كدام سخن به نزد خداوند بهتر و برتر است؟ امام(ع) پاسخ داد ذكر بسيار، تضرع به خدا و دعا (8)

حضرت امام خمينى(ره) پيرامون اهميت دعا چنين فرموده‏اند كه: «همه خيرات و بركات از همان دعا خوانهاست‏حتى آنها كه به طور ضعيف دعا مى‏خوانند و ذكر الله مى‏گويند به همان اندازه كه طوطى وار در آنها تاثير كرده بهتر از آنهايى هستند كه ترك دعا كرده‏اند. نماز خوان ولو اينكه مرتبه نازله‏اى داشته باشد از نماز نخوان بهتر است آرى همين دعا خوانها و همين كسانى كه به ظواهر اسلام عمل مى‏كنند يا پرونده جنايت ندارند يا پرونده جنايتشان نسبت‏به ديگران كمتر است همين دعا خوان‏ها در نظم اين عالم دخالت دارند دعا را نبايد از بين اين جمعيت‏بيرون برد جوانهاى ما را نبايد از دعا منصرف كرد» (9)

استاد مرتضى مطهرى(ره) نيز پيرامون اهميت دعا از ديدگاه اولياء الهى گويند «اولياء خدا هيچ چيزى را به اندازه دعا خوش نداشتند همه خواهش‏ها و آرزوهاى دل خود را با محبوب واقعى در ميان مى‏گذاشتند و بيش از آن اندازه كه به مطلوب‏هاى خود اهميت مى‏دادند بخود طلب و راز و نياز اهميت مى‏دادند، هيچ گونه احساس خستگى و ملامت نمى‏كردند.» (10)

از ديدگاه اهل معرفت و عابدان حقيقى سر آمد تمامى زيبايى‏ها و خيرات همانا توجه و نجواى حقيقى با خداوند است آنان ياد و ذكر خداوند را جزو زيباترين و شريف‏ترين حالات در عالم هستى مى‏دانند. توجه و عشق به خداوند بزرگترين قدرت دهنده روح است و راز خستگى ناپذيرى و شكست ناپذيرى مردان بزرگ الهى نيز در همين نكته است كه روح آنان در حالت‏بالائى از شيفتگى و اميد و توكل و مناجات با خداوند قرار دارد آنها جسم خود را با يك تكه نان مشغول مى‏دارند و روح شان رهبر جسم شان شده است ولى هرگز روح شان را سرگرم دنيا پرستى‏ها و ظواهر دلفريب و گمراه كننده آن نمى‏كنند تا بتوانند به مقامات عاليه روحانى برسند و اندكى بيشتر لذت قرب و انس با خداوند را درك كنند.

دنيا بدون ياد و ذكر خدا كفرستانى بزرگ خواهد بود كه زندگى در آن هر لحظه لحظه‏اش زندگى جهنمى است زيرا همان گونه كه موجودات به اتكاء به لطف الهى موجود شده‏اند همينطور هم زندگى مطلوب انسانها بدون توجه جدى و عملى به خداوند هرگز بوجود نخواهد آمد. دلهاى انسانها نيز همچون درختان بهار و زمستانى دارد بهار آنها عشق‏هاى پاك و سازنده و اميد به خداوند است و زمستان شان گناهان خود و غفلت از ياد خداوند و مبتلا شد به ظلم و جفا كارى‏هاى ديگران است.

جدى‏ترين و پاك‏ترين حالاتش را آدمى فقط در مناجات و دعا با خداوند پيدا مى‏كند زيرا انسان به يقين مى‏داند كه نمى‏تواند چيزى را از او مخفى كند پس او همه افكار كوچك و بزرگش و زشت و زيبايش را به خوبى مى‏داند. و اين بدين علت نيز مى‏باشد كه آدمى خودش را در مقابل فهيم‏ترين و مهربان‏ترين موجودات احساس مى‏كند.

دكتر آلكسيس كارل نيز بيان بسيار زيبايى پيرامون اهميت و لزوم دعا دارد. ايشان گويند «انسان هم چنانك به آب و اكسيژن نيازمند است‏بخدا نيز محتاج است احساسى عرفانى در رديف قدرت مكاشفه، احساس اخلاقى احساس جمال و نور عقل به شخصيت‏بشرى شكفتگى و انبساط پر معنا و كاملى مى‏بخشند ... روح نيمى‏اش عقل است و نيم ديگرش احساس ما بايد هم زيبايى دانش را دوست‏بداريم و هم زيبايى خدا را» (11)

«اجتماعاتى كه احتياج به نيايش را در خود كشته‏اند معمولا از فساد و زوال مصون نخواهند بود. اين از آن جهت است كه متمدنين بى ايمان نيز همچون مردم ديندار وظيفه دارند كه به مسئله رشد همه فعاليت‏هاى باطنى و درونى خود كه لازمه يك وجود انسانى است دلبستگى پيدا كنند» (12)

اين حقيقتى است‏بزرگ كه عقل گرائى و علم مدارى محض هرگز منجر به تكامل و سعادت انسانها نخواهند شد. بلكه توجه و شيفتگى و فداكارى در راه خداوند است كه زندگى و آخرت او را سر و سامان خواهد داد. زيرا كه عقل جز احتياط كارى‏هايش و توجيه و تفسيرهاى شخصى و منفعتى و بعضا غلط خود به چيز ديگرى توجه نمى‏كند ولى دل آگاه و بيدار همه چيزش را مخلصانه در راه خداوند و اوامر حكيمانه و بر حق او فدا مى‏كند و البته خداوند نيز دلى را كه اينگونه باشد به مهر و خير عظيم خودش واصل خواهد نمود.

اصلا چگونه ممكن است‏به خداوند و اوامر او توجه نكنيم در حالى كه سراسر وجودمان آه نيازمندى‏اش به سوى آن خالق يكتا و مهربان همواره بلند است و نيز جز با عشق آگاهانه به خداوند و فراهم كردن توشه عبادات و طاعات و وفادارى در راهش با كدام جرئت و اميد مى‏توان به طرف او حركت كرد. اساسا هرگاه آدمى نسبت‏به وظايف و توجهات مهم زندگى خود چه مادى و چه معنوى غفلت ورزد به همان ميزان از چيزهاى باارزش و مفيد بسيارى محروم خواهد شد مثلا آن كسانى كه به تربيت فرزندان خود توجهى نداشته باشند بدون شك از داشتن فرزندان خوب و با ادب محروم خواهند شد.

اگر اندكى بيشتر مطالعه و دقت كنيم ريشه همه نابسامانى‏ها و گرفتارى‏هاى زندگى فردى - اجتماعى خود را در ضعف توجه به معنويات الهى و ضعف در پرورش استعدادهاى مثبت روحى خود خواهيم يافت و البته براى بوجود آمدن اين ضعف‏ها و نقائص نيز علل بسيارى مى‏توان ذكر نمود كه شايسته است‏براى رفع آنها بطور جدى از طرف دانشمندان علوم انسانى و عالمان و مبلغين دينى و نيز مسئولين حكومتى در اين امر تدبيرات سودمندى در نظر گرفته شود و گام‏هاى مثبتى بر داشته شود.

پى‏نوشت‏ها:

 

3- اسرار عبادات، عبد الله جوادى آملى، ص 89، انتشارات الزهراء، 1374.

4- بيست گفتار، مرتضى مطهرى، ص 289، انتشارات صدرا، 1358.

5- آئين نيايش، ابراهيم غفارى، صفحات 11 و 14، آستان قدس رضوى: 1373.

6- دعا پرواز روح و راه زندگى، محمد تقى مدرسى، مصطفى كمال‏نژاد، ص 53، مؤسسه مطلع الفجر، 1371.

7- همانجا ،ص 37

8- همانجا، ص 50

9- آئين نيايش، ابراهيم غفارى، صص 23 و 24

10- بيست گفتار، مرتضى مطهرى(ره)، ص 286.

11- نيايش، آلكسيس كارل، محمد تقى شريعتى، ص 67.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

قال موسى (عليه السلام):

الهى اريد قربك، قال: قربى لمن استيقظ ليلة القدر، قال:

الهى اريد رحمتك، قال: رحمتى لمن رحم المساكين ليلة القدر، قال:

الهى اريد الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبيحه فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد رضاك، قال: رضاى لمن صلى ركعتين فى لية القدر.

ترجمه:

خداوندا! مى‏خواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه‏اى بدهد. گفت‏خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه‏هايش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند: گفت‏خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.

توضيح:

ليلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهرا مراد به قدر، تقدير و اندازه‏گيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث يكسال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى‏نمايد، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چيزهايى از اين قبيل را مقدر مى‏سازد.

 

 مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 456

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

خدايا از گرسنگى بتو پناه مى‏آوريم

فوائد كم خورى از نظر بهداشت و تندرستى جسم و روح، درست است كه آدمى تاب گرسنگى زياد را ندارد، و اسلام هم نخواسته است كه انسان خود را در زحمت تحمل گرسنگى زياد قرار دهد، بلكه در بعضى روايات رسيده است: «اللهم اعوذبك من الجوع‏» (5) خدايا از گرسنگى به تو پناه مى‏برم، ولى در عين حال بايد متوجه بود، كه مقدارى از گرسنگى براى انسان لازم است! و فوائد بسيارى در بردارد، و بر عكس پورخورى و سير بيمارى زيادى به همراه مى‏آورد.

از نظر بهداشت و تندرستى، بايد غذا كمتر مصرف شود، و هنوز اشتهاء تمام نشده، دست از غذا خوردن بكشد، به تجربه ثابت‏شده است. افرادى كه كم مى‏خورند، از كسانى كه هميشه سير مى‏خورند سالم‏تر مى‏باشند، و تن درست‏ترند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

پنج‏خصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء مى‏شود.

اگرچه امروز فقهاى عالى مقام اين موارد را مبطل روزه و وضوء نمى‏دانند زيرا كمتر كسى است در زمان ما و فرهنگ طاغوت زده و غرب زده ما از اين اوصاف رذيله بپرهيزد، آن خصال پنج گانه از بيان پيامبر گرامى اسلام چنين است:

 «خمس خصال يفطرن الصائم، و ينقضن الوضوء الكذب، و الغيبة و النميمة، و النظر بشهوة، و اليمين الكاذبة‏»

پنج صفت است كه روزه را باطل و وضوء را مى‏شكند، دروغ و غيبت و سخن چينى و نظر شهوت انگيز، و قسم دروغ.

اين اوصاف ذميمه براستى اثر معنوى و روحانى روزه و وضوء كه يك عبادت است در اسلام خنثى مى‏كند، و اجر و ثواب روزه و وضوء را نابود مى‏نمايد.

 

پى‏نوشت‏ها:

 نهج الفصاحه، حديث 1459.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 1:12 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

اعتكاف

 

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):

 

اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل

 حجتين و عمرتين. 

 

ترجمه: اعتكاف در يك دهه از ماه مبارك رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.

 

توضيح:

در ايام و ليالى مقدسه‏اى، طبق روايات رسيده از

ائمه معصومين (عليهم السلام) مستحب است كه

هر مسلمانى در صورت امكان دهه آخر ماه مبارك

رمضان را در مسجد معتكف شود، كه پيامبر

اكرم(ص) در تمامى عمرش چنين مى‏كرد.

پى‏نوشت‏ها:

 وسائل الشيعه، ج 7، ص 397

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

سوره بقره، آيات 185-183

بيان آيات

ويژگى‏هاى بيانى آيات تشريع روزه

و نيز در قرآن كريم داستان روزه زكريا و قصه روزه مريم از سخن گفتن آمده است.

و در غير قرآن مساله روزه از اقوام بى دين نيز نقل شده، همچنانكه از مصريان قديم و يونانيان و روميان قديم و حتى وثنى‏هاى هندى تا به امروز نقل شده، كه هر يك براى خود روزه‏اى داشته و دارند، بلكه مى‏توان گفت عبادت و وسيله تقرب بودن روزه از امورى است كه فطرت آدمى به آن حكم مى‏كند، كه بحثش خواهد آمد ان شاء الله.

و بعضى گفته‏اند كه مراد از جمله(الذين من قبلكم)يهود و نصارا و يا انبياى سابق است، كه بر طبق هر يك از اين دو قول رواياتى هم آمده، ولى رواياتى است كه خالى از ضعف نيست.

"لعلكم تتقون"

وثنى‏ها(همانطور كه اشاره شد)به منظور تقرب و ارضاى آلهه خود و در هنگامى كه جرمى مرتكب مى‏شدند به منظور خاموش كردن فوران خشم خدايان روزه مى‏گرفتند، و همچنين وقتى حاجتى داشتند به منظور برآمدنش دست‏به اين عبادت مى‏زدند و اين قسم روزه در حقيقت معامله و مبادله بوده، عابد با روزه گرفتن احتياج معبود را بر مى‏آورده تا معبود هم حاجت عابد را برآورد، و يا او رضايت اين را به دست مى‏آورده، تا اين هم رضايت او را حاصل كند.

ولى در اسلام روزه معامله و مبادله نيست، براى اينكه خداى عزوجل بزرگتر از آن است كه در حقش فقر و احتياج و يا تاثر و اذيت تصور شود، و سخن كوتاه آنكه خداى سبحان برى از هر نقص است، پس هر اثر خوبى كه عبادتها داشته باشد، حال هر عبادتى كه باشد تنها عايد خود عبد مى‏شود، نه خداى تعالى و تقدس، همچنانكه اثر سوء گناهان نيز هر چه باشد به خود بندگان برمى‏گردد"ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اساتم فلها" (7) اين معنائى است كه قرآن كريم در تعليماتش بدان اشاره مى‏كند، و آثار اطاعتها و نافرمانى‏ها را به انسان بر مى‏گرداند انسانى كه جز فقر و احتياج چيزى ندارد، و باز قرآن در باره‏اش مى‏فرمايد: "يا ايها الناس انتم الفقراء الى الله و الله هو الغنى" (8) .

و در خصوص روزه، همين برگشتن آثار اطاعت‏به انسان را در جمله: (لعلكم تتقون) بيان كرده، مى‏فرمايد: فائده روزه تقوا است، و آن خود سودى است كه عايد خود شما مى‏شود، و فائده داشتن تقوا مطلبى است كه احدى در آن شك ندارد، چون هر انسانى به فطرت خود اين معنا را درك مى‏كند، كه اگر بخواهد به عالم طهارت و رفعت متصل شود، و به مقام بلند كمال و روحانيت ارتقاء يابد، اولين چيزى كه لازم است‏بدان ملتزم شود اين است كه از افسار گسيختگى خود جلوگيرى كند، و بدون هيچ قيد و شرطى سرگرم لذت‏هاى جسمى و شهوات بدنى نباشد، و خود را بزرگتر از آن بداند كه زندگى مادى را هدف بپندارد، و سخن كوتاه آنكه از هر چيزى كه او را از پروردگار تبارك و تعالى مشغول سازد بپرهيزد.

و اين تقوا تنها از راه روزه و خوددارى از شهوات بدست مى‏آيد، و نزديك‏ترين راه و مؤثرترين رژيم معنوى و عمومى‏ترين آن بطوريكه همه مردم در همه اعصار بتوانند از آن بهره‏مند شوند، و نيز هم اهل آخرت از آن رژيم سود ببرد، و هم شكم‏بارگان اهل دنيا، عبارت است از خوددارى از شهوتى كه همه مردم در همه اعصار مبتلاى بدانند، و آن عبارت است از شهوت شكم از خوردن و آشاميدن، و شهوت جنسى كه اگر مدتى از اين سه چيز پرهيز كنند، و اين ورزش را تمرين نمايند، به تدريج نيروى خويشتن‏دارى از گناهان در آنان قوت مى‏گيرد و نيز به تدريج‏بر اراده خود مسلط مى‏شوند، آن وقت در برابر هر گناهى عنان اختيار از كف نمى‏دهند، و نيز در تقرب به خداى سبحان دچار سستى نمى‏گردند، چون پر واضح است كسى كه خدا را در دعوتش به اجتناب از خوردن و نوشيدن و عمل جنسى كه امرى مباح است اجابت مى‏كند، قهرا در اجابت دعوت به اجتناب از گناهان و نافرمانى‏ها شنواتر، و مطيع‏تر خواهد بود، اين است معناى آنكه فرمود: (لعلكم تتقون).

پى‏نوشت‏ها:

 

7- اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده‏ايد، و اگر بدى كنيد نيز به خود كرده‏ايد."سوره اسراء آيه 7

8- هان اى مردم شما همان محتاجان به خدائيد، و خدا همانا بى‏نياز است."سوره فاطر آيه 15"

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

كسى كه قضاى روزهء رمضان را گرفته , اگر بعد از

 ظهر عمداً آن را باطل كند, بايد به ده فقير هر كدام يك

 مدّ طعام بدهد. و اگر نمى تواند طعام بدهد, بنابر

 احتياط واجب بايد سه روز پى در پى روزه بگيرد.

 

 توضيح المسائل , م 1687

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 10:9 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

يا عَلِيُّ يا عَظيمُ، يا غَفُورُ يا رَحيمُ، اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظيمُ الَّذي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ، وَهذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَكَرَّمْتَهْ، وَشَرَّفْتَهُ وَفَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ، وَهُوَ الشَّهْرُ الَّذي فَرَضْتَ صِيامَهُ عَلَيَّ، وَهُوَ شَهْرُ رَمَضانَ، الَّذي اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ، هُدىً لِلنّاسِ وَبَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانَ، وَجَعَلْتَ فيهِ لَيْلَةَ الْقَدْرِ، وَجَعَلْتَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ، فَيا ذَا الْمَنِّ وَلا يُمَنُّ عَلَيْكَ، مُنَّ عَلَيَّ بِفَكاكِ رَقَبَتي مِنَ النّارِ فيمَنْ تَمُنَّ عَلَيْهِ، وَاَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ .

 

اى خداى بلند مقام, اى بزرگوار, اى آمرزنده,اى مهربان! تويى خداى بزرگ كه هيچ مانندى ندارد و به گفتار و كردار خلق شنوا و بينا است. و اين ماهى كه مقامش را بلند گردانيدى و بر ديگر ماه ها كرامت و شرافت بخشيدى, و روزه اش را بر من واجب گردانيدى, ماه رمضان است.
ماهى كه در آن قرآن را براى راهنمايى مردم و نشان دادن راه هدايت و جدا نمودن حق از باطل فرو فرستادى و شب قدر را در اين ماه مقرر داشتى و نيز آن شب را بر هزار ماه برترى دادى; پس اى خداى صاحب منت كه هيچ كس بر تو منت ندارد, در ميان آن همه بندگانت كه منت گزارده اى بر من منت گزار و از آتش دوزخ نجات بخش و به بهشت هميشگى داخل گردان! به حق رحمت بى پايانت اى مهربان ترين مهربانان.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

اللهمّ اعنّي فيهِ على صِيامِهِ وقيامِهِ وجَنّبني فيهِ من هَفَواتِهِ وآثامِهِ وارْزُقْني فيهِ ذِكْرَكَ بِدوامِهِ بتوفيقِكَ يا هاديَ المُضِلّين.

 

خدايا يارى كن مرا در اين روز بر روزه گرفتن وعبـادت وبركنارم دار در آن از بيهودگى وگناهان وروزيم كن در آن يادت را براى هميشه به توفيق خودت اى راهنماى گمراهان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 9:57 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

مختار ابن ابی عبیده ثقفی در چهاردهم ربیع الثانی سال 66 هجری قمری در کوفه به خونخواهی امام حسین ( ع ) قیام کرد . 
ابن ابی عبیده ثقفی ملقب به کیسان از مردم طائف ( مدینه ) بود. او در خلافت عمر همراه پدر خود به مدینه رفت. پدر او در جنگ یوم الحجر در عراق به قتل رسید. مختار به بنی هاشم پیوست و در خلافت علی (ع) با آن حضرت در عراق به سر می برد و پس از شهادت علی (ع) در بصره سکونت کرد. 
پس از شهادت حسین بن علی (ع) مختار ، با عبیدالله به مخالفت برخاست.  عبیدالله ابن زیاد او را تازیانه زد و به زندان افکند. سپس به شفاعت عبدالله عمر او را به طائف تبعید کرد. در سال 64 ه. ق یزید بن معاویه مرد و عبدالله بن زیبر در مدینه به طلب خلافت برخاست . مختار نزد او رفت و با او بیعت کرد و در بعضی جنگ های او حضور داشت. سپس از وی رخصت خواست که به کوفه برود و مردم را به اطاعت او بخواند. ابن زیبر پذیرفت و او را به کوفه روانه ساخت.
مختار در سال 66 هـ . ق چون به کوفه رفت، مردم را به خونخواهی حسین بن علی (ع) و امامت محمدبن حنفیه فرزند آن حضرت خواند. عامل ابن زیبر را از کوفه بیرون کرد و از قاتلان حسین (ع) هر که را به دست آورد، کشت و قلمرو کوفه را تا موصل به حیطه تصرف درآورد. عبیدالله ابن زیاد از شام مأمور دفع مختار و تصرف کوفه شد و با لشکری به موصل فرستاد.
لشکر ابن زیاد در موصل شکست خورد و خود او کشته شد و سرش را به کوفه آوردند.  مختار آن سر را به مدینه نزد حضرت علی بن الحسین (ع) و محمد حنفیه فرستاد و گفته اند امام علی بن الحسین (ع) مختار را به خاطر خون خواهی امام حسین (ع) رحمت فرستاد.
در همین موقع کار عبدالله بن زیبر در مکه بالا گرفت، مصعب برادرش را به جنگ مختار فرستاد. مصعب با لشکری گران به کوفه رفت ، مختار را کشت و سپاهش را تار و مار کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 9:51 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

امام كاظم (عليه‌ السلام):
يا هِشَامُ! إنَّ الْعَاقِلَ اللَّبِيبَ مَنْ تَرَكَ مَا لا طَاقَةَ لَهُ بِهِ.
ای هشام! خردمندِ انديشمند كسی است كه آنچه از عهدۀ او برنمی‌آيد رها كند.

O Hisham! A brilliant intellect is one who gives up a task that he can not manage.

تحف العقول، ص399

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

روزه زکات بدن

 

قال رسول الله صلى الله عليه و آله:

 

لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.

براى هر چيزى زكاتى

 است و زكات بدنها روزه

 است.

 

الكافى، ج 4، ص 62، ح 3

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 8:39 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

امام صادق (ع  :(

سئلت عن ابا عبدالله - عليه السلام

 

 الباقيات الصالحات ، فقال : هی

 

  الصلواةفحافظوا عليها

 

ادريس قمی  مي گويد:

 

ازامام صادق (ع ) در مورد

 

کارهای نيک ماندگار سؤال کردم ،

 

 امام فرمود: آن نماز است ،پس

 

محافظت کنيد از نماز

 

  مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 17

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/27ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

داستان حضرت یوسف (س)

 

 

وَ لَمَّا دَخَلُوا عَلى يُوسف ءَاوَى إِلَيْهِ أَخَاهُ قَالَ إِنى أَنَا أَخُوك فَلا تَبْتَئس بِمَا كانُوا يَعْمَلُونَ

 هنگامى كه بر يوسف وارد شدند، برادرش را نزد خود جاى داد و گفت : من برادر تو هستم . از آنچه آنها مى كنند، غمگين و ناراحت نباش .

 

سوره یوسف آیه  69

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/27ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ

و اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد و عرش او بر آب بود تا شما را بيازمايد كه كدام‏يك نيكوكارتريد و اگر بگويى شما پس از مرگ برانگيخته خواهيد شد قطعا كسانى كه كافر شده‏اند خواهند گفت اين [ادعا] جز سحرى آشكار نيست

سوره هود آیه 7

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/27ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

روزه به پايان رسيد و آمد نو عيد

 

هر روز بر آسمانت‏باد امروزا

 

(رودكى)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/27ساعت 11:44 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

غزوه تبوك يا فاضحه در روز سوم ماه رمضان

غزوه تبوك يا فاضحه از جنگهاى حساس بين مسلمانان و روميان كه در سال نهم هجرى بر پا شد و به صلح انجاميد نيز در روز سوم ماه مبارك رمضان واقع گشت، و علت ايجاد اين جنگ چنين بود كه جاسوسان، به دربار امپراطوى روم (هراقليوس) (هرقل) گزارش دادند، كه پيامبر اسلام از دار دنيا رفت، امپراطور شوراى نظامى تشكيل داد، و تمامى حاضران موقع را مناسب بسيج لشكر روم عليه حجاز ديدند و به سرپرستى مردى به نام يوحنا، يا (باغباد)، به سوى حجاز رهسپار، و در تبوك (محلى ميان حجاز و شام) با سپاه اسلام تلاقى كردند، و سپاه اسلام در تبوك كناره چشمه آبى تمركز يافتند، و اينكه چرا اين جنگ را فاضحه مى‏نامند بدان علت است كه منافقان از حضور در جنگ تخلف ورزيدند، و رسوا شدند، و اين جنگ را «ذوالعسره‏» نامند زيرا كه مسلمانان از نظر آذوقه و مركب و مهمات بسيار در عسرت و سختى بسر بردند.

پى‏نوشت‏ها:

الوقايع و الحوادث ص 19 جهت اطلاع بيشتر از غائله جنگ تبوك به آدرس نامبرده مراجعه فرمائيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/27ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

مطالب قدیمی‌تر