تعقیبات نماز صبح
(5)
مذهبی
تعقیبات نماز صبح
(5)
فصل دوم :
از بعثت تا رحلت پيامبر
راه بهشت
روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به على (عليه السلام ) فرمود: اى على (عليه السلام ) آيا آگاهتان نسازم كه كداميك از شما در اخلاق و روش به من شبيه تريد؟
على (عليه السلام ) عرض كرد:، بفرمائيد يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم
آنگاه حضرت فرمود: خوش اخلاق ترين شما، و بردبارترين شما و نيكوترين شما نسبت به بستگان خود، و انصاف دهنده ترين شما نسبت به خود... آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اضافه كرد: اى على (عليه السلام ): هر كس صلوات بر من را فراموش كند راه بهشت را گم كرده است .
پاورقی
نصايح ، صد 470.
طعمه شير
شيري را در گودالي دستگير كرده بودند، مردم براي تماشاي شير ازدحام نمودند، يك نفر در نزديكي گودال ايستاده بود، ناگهان قدمش لغزيد و دست به ديگري زد و دومي به سومي و سومي به چهارمي و همه در گودال افتاده طعمه شير شدند. اين ماجرا در يمن اتفاق افتاد، اميرالمومنين عليه السلام نيز آنجا تشريف داشت ، خبر به آن حضرت رسيد، پس درباره آنان چنين قضاوت نمود، كه اولي طعمه شير بوده و به علاوه بايد يك سوم ديه به دومي بپردازد، و دومي نيز دو سوم ديه به سومي و سومي ديه كاملي به چهارمي بايد بپردازد. رسول خدا صلي الله عليه و آله از اين قضاوت خبردار گرديده فرمود: اباالحسن به حكم خدا داوري نموده است. مؤ لّف : علت اين تفصيل اين است كه نفر اول خودش افتاده ، به علاوه افراد ديگري را با خود انداخته ، از اين جهت ديه اي طلب ندارد؛ زيرا مرگش مستند به خودش بوده است . و سبب مرگ نفر دوم ممكن است يكي از سه چيز باشد، كشيدن نفر اول و يا افتادن نفر سوم و يا چهارم بر روي او كه خودش عامل آن بوده است بنابراين ، احتمال استناد قتلش به نفر اول 33/0 است و امام عليه السلام هم 33/0 ديه اش را به عهده نفر اول قرار داده است ، و اما نفر سوم ممكن است علت مرگش كشيدن و افتادن نفر چهارم بر روي او باشد كه خودش عامل آن بوده و يا افتادن نفر اول و يا دوم بر روي او كه عاملش نفر دوم بوده است و امام عليه السلام نيز دو سوم ديه او را بر عهده نفر دوم گذاشته است . و اما نفر چهارم تمام علت مرگش مستند به نفر سوم بوده ، بنابراين ، تمام ديه اش بر عهده نفر سوم مي باشد چنانچه امام عليه السلام حكم نموده است.
امام كاظم عليهالسلام :
تُسْتَحَبُّ عَرامَةُ الصَّبىِّ فى صِغَرِهِ لِيَكونَ حَليما فى
كِـبَرِهِ، ما يَنْبَغى اَنْ يَكونَ اِلاّ هكَذا
خوب است بچّه در كودكى بازىگوش باشد تا در بزرگسالى
بردبار گردد و شايسته نيست كه جز اين باشد .
كافى ، ج 6، ص 51، ح 2
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله):
اِذا اَتى عَلَىَّ يَوْمٌ لا اَزْدادُ فيهِ عِلْماً ،
فَلا بورِكَ فى طُلوعِ شَمْسِ ذلِكَ الْيَوْمِ؛
خورشيد آن روز بر من مبارك مباد.
المعجم الأوسط ، ج 6 ص 367 ح 6636.
امام صادق عليه السلام:
طوبى لِمَن لَم تُلهِهِ الأمانِيُّ الكاذِبَةُ
خوشا بر آن كه آرزوهاى دورغين
سرگرمش نكند!
رسول خدا (صلّی الله عليه وآله):
مُداراةُ النّاسِ نِصْفُ الإیمانِ،
وَ الرِّفقُ بِهِْم نِصْفُ العَیْشِ.
مدارا کردن با مردم نيمى از ایمان است
و ملاطفت با آنان نيمى از زندگی.
Tolerance towards people secures
half of one’s faith, and showing
leniency towards them is half one’s
life.
کافی، ج 2، ص 117
امام علی (عليه السلام):
هَيْهاتَ مِنْ نَيْلِ السَّعادَةِ السُّكونُ إلی الهُوَينا
وَالبِطانَةِ.
سعادت هرگز با سستی و تنبلی به دست نمیآید.
Never is happiness achieved by
remaining idle and lazy.
غررالحکم و دررالکلم، ص197


رسول اكرم (صلى الله عليه و آله):
قَلْبٌ لَيْسَ فيهِ شَىءٌ مِنَ الحِكمَةِ كَبَيْتٍ خَرِبٍ ،
فَتَعَلَّموا وعَلِّموا ، وتَفَقَّهوا ولا تَموتوا جُهّالاً ؛
فَاِنَّ اللّهَ لا يَعذِرُ عَلَى الْجَهْلِ؛
همچون خانهاى ويران است.
پس بياموزيد و آموزش دهيد،
بفهميد و نادان نميريد كه خداى عزّ و جلّ،
بهانهاى را براى نادانى نمىپذيرد.
الفردوس ، ح 4590.

غم مخور، ايّام هجران رو بهپايان مىرود
اين خمـــارى از سر ما مــــىگساران مى رود
پــــرده را از روى ماه خويش، بالا مىزند
غمزه را سر مىدهد، غم از دل و جان مىرود
بلبل انـــدر شاخسار گل هويدا مىشود
زاغ بـــا صـــد شرمســـارى از گلستان مىرود
محفل از نــــور رخ او نورافشان مىشود
هر چـــه غيـــر از ذكــر يار، از ياد رندان مىرود
ابرها از نـور خـورشيد رخش پنهان شوند
پــــرده از رخســــار آن سرو خـــرامان مىرود
وعده ديــدار نزديك است، ياران مژده باد
روز وصلش مـــــى رسد، ايّام هجران مىرود

من كه تنها دختر پيغمبرم
پشت اين در پيش مرگ حيدرم
فاطمه تنها طرفدار علي است
در هجوم دشمنان يار علي است
آنكه باشد مرد اين سنگر منم
اولين قرباني حيدر منم
چشم پوشيدم زجان خويشتن
اي مغيره هر چه ميخواهي بزن
اين در كاشانه،اين پهلوي من
اين غلاف تيغ،اين بازوي من
من به جان زخم علي را ميخرم
گو چهل نامرد ريزد بر سرم
گر بر آيد شعله از كاشانه ام
يا كه گردد قتله گاهم خانه ام
گر شود در پشت در جان بر لبم
افتم از پا پيش چشم زينبم
باز مي گويم به آواي جلي
يا علي و يا علي و يا علي

آداب و وظائف ويژه شاگرد
نوع سوم : در آداب فتوى و صادر كردن حكم
(مطالب مربوط به اين نوع ، طى بيست و شش مسئله ، بيان مى شود):
26- ذكر دليل فشرده فتوى و تاءكيد و تشديد در پاسخ ، در موارد مناسب
بى مناسبت نيست كه مفتى ضمن پاسخ به استفتاء، دليل مختصر و فشرده اى از آيه و روايتى را كه مستقيما مربوط به مسئله مورد سؤ ال مى باشد ذكر كند. البته بايد يادآور شد كه برخى از دانشمندان ، ذكر حجت و دليل مسئله را در پاسخ استفتاء منع كرده اند تا ميان فتوى و تاءليف كتاب استدلالى فقهى ، امتيازى وجود داشته باشد.
گروهى از دانشمندان ديگر قائل به تفصيل شدند، به اين معنى كه اگر مفتى براى فرد عامى ، فتوى صادر مى كند نبايد دليل آنرا ذكر كند؛ ولى اگر به شخص فقيهى فتوى دهد دليل آنرا متذكر گردد. بلكه گاهى مفتى در مورد برخى از وقايع و مسائل فقهى ناگزير است سختگيرى و مبالغه كند، و پس از پاسخ به سؤ ال بگويد: «اين فتوى مطابق با اجماع مسلمين است » يا «در اين مسئله ، از نظر من مخالفتى از جانب هيچيك از علماء ديده نمى شود» يا «اگر كسى با اين فتوى به مخالفت برخيزد با حكم واجب مسلم ، مخالفت كرده و از حق و صواب و يا اجماع روى گردان شده ، و يا دچار فسق و گناه مى گردد» و يا «بر ولى امر لازم است كه بدين فتوى ملتزم و پاى بند باشد و يا نسبت به آن اهمال نورزد» و امثال اينگونه تعابير مؤ كد را بر حسب اقتضاء مصلحت و مطابق موقعيت ، ضمن فتواى خود بكار برد.

شرط سيزدهم
در اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب نباشد.
1- غصبى نبودن آب وضو و مكان وضو، كه ولو خودش غصب كرده و فراموش كرده باشد، صحيح است . و حضرت امام درباره جهل در غصبى بودن مى فرمايد: چه جهل ، جهل به حكم باشد -كه نمى دانسته وضو با آب غصبى حرام است يا جهل به موضوع باشد، بدين معنا كه حكم را مى دانسته ، ولى نمى دانسته اين آب غصبى است و جاهل هم چه قاصر باشد چه مقصر،(شرط سوم )؛
عروة الوثقى ، فى شرائطالوضوء؛ مساله 4 و توضيح المسائل ، مساله 272
2- غصبى نبودن ظرف آب وضو (شرط چهارم )؛
عروة الوثقى ، فى شرائطالوضوء، مساله 20
3- از طلا و نقره نبودن ظرف آب (شرط پنجم )؛
4- كافى بودن وقت براى وضو و نماز كه حتى حضرت امام مى فرمايند:كسى كه بايد در تنگى وقت تيمم كند، اگر به جاى تيمم ، وضو بگيرد، صحيح است ، چه براى آن نماز وضو بگيرد يا براى كار ديگر (شرط هفتم ).
توضيح المسائل ، مساله 281
در تفكر و انديشه ژرف و عميق حضرت امام حسين (ع ) اين حقايق و واقعيت ها براي همه عصرها و نسل ها نهفته است :
1 ـ وقتي جامعيت دين خدا در معرض تهديد دشمنان قرار مي گيرد و سيل بنيان كن تحريف و بدعت و جمود و جهل هويت امت اسلامي را مورد تهاجم قرار مي دهد و طوفان هاي سهمگين فتنه و نفاق و فسق و فساد و مكر و نيرنگ به شدت وزيدن مي آغازد و به نام دين حقيقت دين در مسلخ مطامع نفساني قرباني مي شود و همه چيز به نفع اسلام اموي و براي هدم و نابودي اسلام نبوي در مسير واژگوني و اضمحلال قرار مي گيرد پذيرش « مرگ سرخ » و غلبه بر « زندگي سياه » براي پاكان و وارستگان و مصلحان سهل و دوست داشتني مي گردد.
دشمنان در چنين موقعيتي كه همه چيز را به كام خود مي دانند چنين مي پندارند كه به قتل رساندن مبارزان راه حق و مصلحان امت اسلامي تاثيرگذار و بازدارنده هر تحرك و جهاد و موجب نابودي جبهه توحيد مي گردد.
حضرت امام حسين (ع ) خطاب به دشمن به همين انگاره و تصور باطل اشاره مي نمايد و اعلام مي كند شما بيشتر از كشتن من راهي در پيش پاي نداريد و كار ديگري نمي توانيد انجام دهيد و اين آخرين حربه و روشي است كه به زعم و گمان شما موثر مي افتد.
2 ـ امام حسين (ع ) پس از نماياندن تصور و افكار دشمن از آنچه درباره به قتل رساندن او به صورت مشي و روش موفق در ذهن مي پرورند بر « شهادت در راه خدا » آفرين و مبارك مي گويد و مشتاقانه به تحسين و تمجيد از آن مي پردازد و به اين ترتيب دشمن را در حيرت و شگفتني فرو مي برد.
دشمنان وقتي مشاهده مي كنند امام حسين (ع ) عزيزترين متاع خويش يعني جان و روح و جسم و تن خود را نه از روي كراهت و بي ميلي كه از روي شوق و تمايل قلبي در راه خدا و براي صيانت از اسلام تقديم مي نمايد مبهوت مي مانند و تصور خويش را واژگون و بي اثر مي يابند و در تحير و سرگرداني مي افتند كه چسان در برابر پيشوا و مصلح و جهادگري بايستند كه مرگ را در برابر خويش عاجز و درمانده ساخته و عاشق و دلباخته حضرت حق در بلنداي قله جهاد و شهادت ايستاده و بر آخرين حربه اي كه براي تسليم او تدبير گرديده است مي خندد !
در جهان اي دل نه هر كس دل زغم شيدا كند
مي توان در عاشقي ره سوي حق پيدا كند
عاشقي همچون حسين بايد كه در بازار عشق
دين حق را با متاع جان و سر سودا كند
سالم غلام عامر بن مسلم
معرفت و عرفان قلب سليم و ايمان زلال مي طلبد نه اصالت نژادي و شرافت قومي چنانكه عمر بن سعد فرزند سعد بن وقاص ـ صحابي پيغمبر ـ تحت تاثير وسوسه هاي جاه و مقام فرماندهي لشكر يزيد را به عهده مي گيرد و تمامي سوابق ديني و شرافت خانوادگي خود را بر باد مي دهد. اما سالم غلام عامر بن مسلم كه در هفت آسمان يك ستاره هم ندارد از آنچنان معرفتي برخوردار مي گردد كه همراه با ديگر برادران قبيله عبد قيس بصره در كنار امام حسين (ع ) به شهادت مي رسد.
بسياري از شيعياني كه در خانه ماريه دختر قنفذ عبدي اجتماع مي كردند علي رغم ايمان به حقانيت امام حسين (ع ) از ترس ماموران نظامي عبيدالله بن زياد حاضر نشدند كه به همراه جوانمردان قبيله عبد قيس به ياري حسين (ع ) بشتابند. شايان ذكر است كه اين شيعيان اغلب جزو فضلا علما و مبلغين شيعه بودند كه وقتي كه پاي عمل به ميان آمد ترس از مرگ بر ايمانشان غلبه يافت كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها. (در عين حال ادهم بن اميه عبدي و سيف بن مالك عبدي دو شهيد كربلا هستند كه جزو علما و فضلا و محدثين شيعه محسوب مي شوند كه مركز تجمع آنان خانه ماريه بود) سالم غلام عامر نه در شمار اهل فضل و فقاهت بود و نه داراي سيادت ديني بلكه واسطه ارتباط او با خدا عشقي آتشين بود كه از ژرفاي جان و وجدانش نشات گرفته بود لذا او به نداي يزيد بن ثبيط آزادمرد سربدار قبيله عبد قيس لبيك گفت و افتخار سربازي اباعبدالله الحسين را براي خود كسب نمود. امروز نام نوراني او در زيارت ناحيه و رجبيه مي درخشد. سالم در حمله اولي به شهادت رسيد. در زيارت ناحيه و رجبيه از او به نام مسلم ياد شده است .
1 - خدايتعالى در كلام خود ميفرمايد : و انه لكتاب عزيز لا ياتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه سوره حم سجده آيه 42 : قرآن كتابى است گرامى كه هرگز باطل از پيش و پس بآن راه نخواهد يافت .
ميفرمايد : ان الحكم الا لله سوره يوسف جز خدا كسى نبايد حكم كند يعنى شريعت تنها شريعت و قوانين خدا است كه از راه نبوت بايد بمردم برسد و ميفرمايد : و لكن رسول الله و خاتم النبيين ( احزاب آيه 40 ) و با اين آيه ختم نبوت و شريعت را با پيغمبر اكرم (ص ) اعلام ميفرمايد : و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون سوره مائده آيه 44 هر كس مطابق حكم خدا حكم نكند كافر است .
2 - تاريخ يعقوبى جلد 2 ص 110 تاريخ ابى الفداء ج 1 ص 158 .
3 - در المنثور ج 3 ص 186 تاريخ يعقوبى ج 3 ص 48 گذشته از اينها وجوب خمس در قرآن كريم منصوص ميباشد : و اعلموا ان ما غنمتم من شئى فان لله خمسه وللرسول و لذى القربى سوره انفال آيه 21 .
4 - ابوبكر در خلافتش پانصد حديث جمع كرد عائشه ميگويد يك شب تا صبح پدرم را مضطرب ديدم صبح بمن گفت : احاديث را بياور پس همه آنها را آتش زد .
كنزل العمال ج 5 ص 237 .
عمر بهمه شهرها نوشت نزد هر كس حديث هست بايد نابودش كند كنز العمال ج 5 ص 237 .
محمد بن ابيبكر ميگويد : در زمان عمر احاديث زياد شد وقتى بنزدش آوردند دستورداد آنها را سوزانيدند .
طبقات ابن سعد ج 5 ص 140 .
5 - تاريخ ابى الفداء ج 1 ص 151 و غير آن .
6 - پيغمبر اكرم (ص ) در حجة الوداع عمل حج را براى حجاج كه از دور بمكه وارد شوند ( طبق آيه فمن تمتع بالعمرة الخ ) بشكل مخصوص مقرر داشت و عمر در خلافت خود آنرا ممنوع ساخت و همچنين در زمان رسول خدا متعه ( ازدواج موقت ) دائر بود ولى عمر در ايام خلافت خود آنرا قدغن كرد و براى متخلفين مقرر داشت كه سنگسار شوند و همچنين در زمان رسول خدا در اذان نماز حى على خير العمل ت :مهيا باش براى بهترين اعمال كه نماز است , گفته ميشد ولى عمر گفت : اين كلمه مردم را از جهاد باز ميدارد و قدغن كرد و همچنين در زمان رسول خدا بدستور آن حضرت در يك مجلس يك طلاق بيشتر انجام نميگرفت ولى عمر اجازه داد كه در يك مجلس سه طلاق داده شود قضاياى نامبرده در كتب حديث و فقه و كلام سنى و شيعه مشهوراست .
7 - تاريخ يعقوبى جلد 2 ص 131 تاريخ ابى الفداء ج 1 ص 160 .
8 - اسدالغابة ج 4 ص 386 الاصابه ج 3 .
9 - تاريخ يعقوبى ج 2 ص 150 ابى الفداء ج 1 ص 168 تاريخ طبرى ج 3 ص 377 و غير آنها .
10 - تاريخ يعقوبى ج 2 ص 150 تاريخ طبرى ج 3 ص 397 .
11 - جماعتى كه از اهل مصر بعثمان شوريدند عثمان احساس خطر كرده از على بن ابيطالب استمداد نمود اظهار ندامت كرد على بمصريين فرمود : شما براى زنده كردن حق قيام كرده ايدو عثمان توبه كرده ميگويد: من از رفتار گذشته ام دست برميدارم و تا سه روز ديگر بخواسته هاى شما ترتيب اثر خواهم داد و فرمانداران ستمكار را عزل ميكنم پس على از جانب عثمان براى ايشان قراردادى نوشته و ايشان مراجعت كردند .
در بين راه غلام عثمان را ديدند كه بر شتر او سوار و بطرف مصرف ميرود از وى بد گمان شده اورا تفتيش نمودند با او نامه اى يافتند كه براى والى مصر نوشته بود و بدين مضمون : بنام خدا وقتى عبدالرحمان بن عديس نزد تو آمد صد تازيانه باو بزن و سر و ريشش را بتراش و بزندان طويل المدة محكومش كن و مانند اين عمل را درباره عمر بن الحمق و سودان بن حمران و عروة بن نباع اجرا كن .
نامه را گرفتند و با خشم بجانب عثمان برگشته اظهار داشتند : تو بما خيانت كردى انكار نمود .
گفتند : غلام تو حامل نامه بود .
پاسخ داد بدون اجازه من اين عمل را مرتكب شده .
گفتند مركوبش شتر تو بود .
پاسخ داد شترم را دزديده اند گفتند : نامه بخط منشى تو ميباشد .
پاسخ داد بدون اجازه و اطلاع من اين كار را انجام داده .
گفتند : پس بهر حال تو ليافت خلافت ندارى و بايد استعفا دهى زيرا اگر اين كاربا جازه تو انجام گرفته خيانت پيشه هستى و اگر اين كارهاى مهم بدون اجازه و اطلاع تو صورت گرفته پس بيعرضه گى و عدم لياقت تو ثابت ميشود و بهر حال يا استعفا كن و يا الان عمال ستمكار را عزل كن عثمان پاسخ داد اگر من بخواهم مطابق ميل شما رفتار كنم پس شما حكومت داريد .
من چه كاره هستم ؟ آنان با حالت خشم از مجلس بلند شدند .
تاريخ طبرى ج 3 ص 402-409 تاريخ يعقوبى ج 2 ص 151-105 .
12 - تاريخ طبرى ج 3 ص 377 .
13 - صحيح بخارى ج 6 ص 98 تاريخ يعقوبى ج 2 ص 113 .
14 - يعقوبى ج 2 ص 111 طبرى ج 3 ص 129-132 .
15 - تاريخ يعقوبى ج 2 ص 113 ابن ابى الحديد ج 1 ص 9 در روايات زيادى وارد شده كه بعد از انعقاد بيعت ابيبكر وى پيش على فرستاد و از وى بيعت خواست على پاسخ داد كه من عهد نكرده ام كه از خانه بجز براى نماز بيرون نروم تا قرآن را جمع كنم و باز وارد است كه على پس از ششماه بابيبكر بيعت كرد و اين دليل تمام كردن جمع قرآن ميباشد و نيز وارد است كه على پس ازجمع قرآن مصحف را بشتر بار كرده پيش مردم آورده نشان داد و نيز وارد است كه جنگ يمانيه كه قرآن پس از آن تاليف شده در سال دوم خلافت ابيبكر بوده است مطالب نامبرده در غالب كتب تاريخ و حديث كه متعرض قصه جمع مصحف شده اند يافت ميشود .
امام صادق عليهالسلام :
إنَّ العُلَماءَ وَرَثَةُ الأنبِياءِ
عالمان ، وارثان پيامبراناند .
الكافي: ج 1 ، ص 32 ، ح 2 (ميزان الحكمة ، ج 3 ، ص 2067

(یابن فاطمه س)
ای سرا پا خـــوب یــابن فـــاطمه
دلبر مــــــحبوب یابن فاطمه
ای نــــگار دلــربای عـــــــــاشقان
خوشگل محبوب یابن فاطمه
هر دلی با عشق تو پیوند خورد
می شـود زرکوب یابن فاطمه
نــام تو هر جـــا رود دلهــــای ما
می شــود مجذوب یابن فاطمه
از ازل شــــیدای عشقت من شدم
بر دلـــم منصوب یابن فـاطمه
بـــــندگان عــشق را باشی یقین
بـــهترین یعسوب یابن فاطمه
تأنـــــــــئی پا یک شبی کنج دلم
دل کنم جاروب یــابن فاطمه
گــر قــدمگاه تو گردد این دلم
می شود مرغوب یابن فاطمه
کی شود در بین جاـــنبازان تو
من شوم منصوب یابن فاطمه
در میان آن شهـــیدان کی شود
نـــام من مکتوب یابن فاطمه
کی دل آواره ام را می خــری
بـــــا بهــای خوب یابن فاطمه
حاج منصور ارضی

حقگويى
رسول خدا (صلّی الله عليه وآله):
أتْقَی النّاسِ مَنْ قالَ الحَقَّ فیمَا لَهُ وَعَلَیْهِ.
پرهیزکارترین مردم کسی است که حق را بگوید، چه به سودش باشد، چه به زیانش.
"The people who are most pious are those speaking the truth, whether for or against them."
امالی صدوق، ص۲۷

ایشان حاج میرزا علی آقای قاضی (ره) بودند.»[1]
روش و دستورالعمل آیه الله العظمی بهجت برای تهذیب نفس: آیه الله بهجت در جواب این سؤال كه آیا برای تهذیب نفس می توانیم به دستوراتی كه از بزرگان رسیده، مثل مرحوم بید آبادی (ره) عمل نمائیم؛ فرمودند: مرحوم بید آبادی و بزرگان دیگر برای اسلام زحمات زیادی كشیدند ولی هر كدام از یك راه افراد را به سوی خدا می بردند ولی من راهم این است كه دستورات العمل فقط در یك چیز جمع شده، در یك كلمه خیلی كوچك _خیلی كوچك و آن «ترك گناه» است ولی فكر نكن ترك گناه چیز ساده ای است. گاهی خیلی مشكل است و تمام دستورات خودش بعداً می آید، ترك گناه مانند چشمهای است كه همه چیز را خود به همراه دارد.»[2]
پاكی و تقوای امام خمینی(ره) از زبان آیه الله العظمی بهاءالدینی (ره): «در سالهای اوّل طلبگی كه در مدرسه فیضیه بودیم با حاج آقا روح الله آشنا شدیم ـ مدّتی نگذشت كه رفاقت و دوستی ما با ایشان بسیار صمیمی گشت. او را در حد بسیار بالائی از پاكی و تقوا دیدم.»
«از ابتدای تأسیس حوزه علمیه قم تاكنون، ما برای امام نظیر نیافتیم و همه به خاطر خود سازی و تهذیب ایشان بوده است.»[3]
آخوند ملا حسینقلی همدانی (ره): شیخ آقا بزرگ تهرانی(ره) درباره ایشان می گوید: او در علم اخلاق وزنه عظیمی است كه به وصف نیاید. مدتها گذشت و زمانه بسان او را در علم اخلاق و تهذیب نفوس ندید...»
سید صدر در «تكمله امل الآمل » می گوید: او دائم المراقبه بود به طوری كه چه بسا در اثنای درس از ترس اینكه از خداوند سبحان غافل شود، ساكت می شد. وی شیوهای همانند ابن طاووس داشت و در اثر مجاهدتها و ریاضتها، انوار ملكوت بر او تابیدن گرفت.»[4]
آری، در اثر همین مجاهدتها و مراقبتها است كه انسان به جائی می رسد كه به راحتی هوای دوست را بر هوای نفس خویش بر می گزیند و رحمت پروردگار بر او سرازیر گشته و در نتیجه به مقام خلیفه اللّهی نائل می گردد.
[1] . اسوه عارفان ـ (گفته ها و ناگفته ها درباره مرحوم علامه سید آقا قاضی (ره))ـ ص 66 ـ صادق حسن زاده، محمودطیّار مراغی) ـ انتشارات مؤمنین /ج اوّل / 1378
[2] . فریادگر توحید (حضرت آیه الله العظمی بهجت) ـص199- تهیه و تنظیم: مؤسسه تحقیقاتی فرهنگی اهل بیت (ع)ـ ناشر: مؤسسه فرهنگی انتشاراتی انصاری ـ چاپ دوّم /78
[3] . حاج آقا رضا بهاء الدینی(آیت بصیرت ) / ص 137
[4] . سیمای فرزانگان ص58.

شرط سيزدهم
در اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب نباشد.
نوع سوم : در آداب فتوى و صادر كردن حكم
(مطالب مربوط به اين نوع ، طى بيست و شش مسئله ، بيان مى شود):

امام رضا (ع)
و لا تصلی خلف فاجر و لايقتدی الا باهل الولاية
پشت سر آدم فاجر نماز نخوان ، اقتدا فقطبر شخص
اهل ولايت اهل بيت عصمت و طهارت جايز است .
تحف العقول ، ص 308

پيامبر (ص) :
ليست الصلاة قيامک وقعودک ، انما الصلاة اخلاصک
و ان تريد بها الله وحده
نماز برخاستن و نشستن تو نيست ، جز اين
نيست که نماز خالص قرار دادن
توست و اين که به آن خشنودی تنها خدا
را بخواهي .
( اصول وافي ، ج 2، ص .109 شرح نهج البلاغه ابن ابی الحديد، ج 1، ص 325 )

قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ
أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ
گفتند آيا از كار خدا تعجب مىكنى رحمتخدا و
بركات او بر شما خاندان [رسالت] باد بىگمان
او ستودهاى بزرگوار است
سوره هود آیه 73

ره عشق
من دیوانه به هجران تو محشور شدم
بر سر حرف و زبان همه مذکور شدم
بس کشیدم غم هجران تو مدهوش ببین
که زهجران تو معروف به مهجور شدم
خاص و عام همگی طعن جنونم بزنند
شکر حق در بر احـرار تو منظور شدم
در ازل جـــرگه عشـّاق چــو شد تقدیرم
بهر تأیـید به امضای تو منظور شدم
هـمچو آن پــیر که از عشق سَـرِ دار آمد
من خریدار چنان رحلت مــنصور شدم
حـالیا بر من بــیچاره عـنایت فـرما
که دو بــاره ز ره عاشقی ات دور شدم
گر چه هر سو نگرم روی تو کـی خواهم
مـن اسیـر طمع نفسم و مزدور شدم
محرّم 1412 ، 1370 از حاج منصور ارضی

رسولخدا (صلّی الله عليه وآله):
إنَّ اللهَ یَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ، وَ یَرْضَی لِرِضَاهَا.
خداوند با خشم فاطمه به خشم میآید و با
خشنودی او خشنود میشود.
Surely, god will be angered by
Fatimah’s displeasure and will be
pleased by her pleasure.
بحار الأنوار، ج 43، ص320

| خودسازی و تهذیب نفس |
| خودسازی و تهذیب نفس در معارف دین : انسان موجودی دو بعدی است كه هم صلاحیت تعالی، تكامل و رسیدن به درجات ملائكه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى»[1] را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهای را داراست كه از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرموده قرآن «كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»[2]می شود. نفس لوّامه و قوّه عاقله بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته اورا به سمت تكامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وساوس شیطان همواره او را به ورطه حیوانیّت می كشانند. در اینجاست كه ضرورت مجاهده دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهای كه پیامبراكرم(ص) از آن به «جهاداكبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاكت سقوط خواهد كرد. از امام صادق (ع) نقل شده است كه پیامبر اكرم (ص) لشگری را به جنگ فرستادند، بعد از اینكه بازگشتند فرمودند: مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر وبقی علیهم الجهاد الاكبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاكبر؟ قال: جهاد النفس[3]. تزكیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیه بعثت انبیاء به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَهَ »[4] «او خداوندی است كه در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزكیه نماید و كتاب و حكمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم كه می بینیم خداوند در قرآن كریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزكیه نفس ذكر می كند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّیها»[5] «هر كه نفس خویش را تزكیه كرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینكه انسان همیشه باید مترصد دامهای شیطان و نفس اماره باشد حضرت علی (ع) می فرمود: «حتی یك لحظه مسامحه و سهل انگاری در مورد نفوس خود نكنید كه این سهل انگاریها در مورد نفس، شما را به راههای تاریكی می كشاند»[6] از همین روست كه در مناجات امام سجاد (ع) مشاهده می كنیم كه چطور از شرّ نفس خویش به خداوند شكایت می كند: «الهی الیك اشكو نفساً بالسوء أمّاره والی الخطیئهِ مبادَرَهَّ...» «خدای من به توشكایت نفسی را می كنم كه امركننده به بدیهاست وبه خطا سبقت می گیرد و به معصیت و گناهان حریص است و در معرض سخط تو قرار می گیرد و مرا به وادی هلاكت می كشاند و مرا در نزد تو خوارترین هلاك شدگان قرار می دهد، تعلل او زیاد و آرزوی او بلند است...»[7] در حالات علماء ربّانی و بزرگان دین نیز وقتی نظر می افكنیم ،دائماً مترصّد نفس خویش بوده و اهمیّت فوق العاده ای برای تهذیب نفس و خود سازی قائل بوده اند، به طوری كه پیوسته به مراقبت و محاسبه از نفس خویش می پرداخته اند و در اثر همین مجاهدتها ،پروردگار عالم نیز طبق وعدهای كه در قرآن كریم داده، «وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا»[8] افقهای جدیدی از معرفت و هدایت را به روی آنها گشوده است.[9] تهذیب نفس در كلام بزرگان : حضرت امام خمینی(ره): «تا فرصت از دست نرفته بیدار شوید،در مرحله اوّل در مقام تهذیب و تزكیه نفس و اصلاح خود بر آئید.»[10] «اگر شما درس بخوانید ممكن است عالم شوید ولی باید بدانید كه میان مهذّب و عالم خیلی فاصله است. هر چه این مفاهیم در قلب سیاه و غیر مهذّب انباشته گردد حجاب زیادتر می شود، در نفسی كه مهذّب نشده علم حجاب ظلمانی است ، علم نور است ولی در دل سیاه دامنه ظلمت و سیاهی را گستردهتر می سازد.»[11] «... حوزههای علمیه بیدار باشند، تقوا را ،تقوا را، تقوا را، نصب العین خود قرار بدهید ـ فضلا و طلاب علوم دینیه ، تقوی، تقوی، تنزیه نفس و مجاهده با نفس می تواند بر یك امّت حكومت كند.»[12] آیه الله نجفی قوچانی (ره): «... و با لجمله، طلبه باید اوّلاً در تغیل باطن خود جدیّت نماید و چنانچه در اوّل طفولیّت است و باطن او هنوز چركین و نجس نشده، مواظب باشد كه نجس نشود... .»[13] آیه الله سید احمد كربلائی(ره): در دستور العملی به یكی از شاگردان خویش می نویسد:«مواظبت كامل بر اداء واجبات و ترك محرمات داشته باش و اولاً: در ابتدای صبح در این اندیشه كن. ثانیاً: كمال مراقبت را در طول روز داشته باش. ثالثاً: هنگام اراده خوابیدن محاسبه نفس كن. رابعاً: در صورتی كه نفس مخالفتی نموده آنرا جبران نما و نفس را با انجام ضّد میل آن مجازات و سیاست نما»[14]. آیه الله العظمی بهاءالدینی (ره): «با تهذیب نفس علم به بار می نشیند و ثمر می دهد. قدرت، مفید می شود و خدمت، ارزش می یابد. ارج و بهای افراد به خود سازی، تهذیب نفس و توجه به خداست. هرچه تهذیب افزایش یابد، مشكلات و نابسامانی ها آسان و قابل تحمّل می شوند و در پی آن تائید الهی مسائل را حل میكند و اگر خدای نكرده این وظیفه اصلی فراموش شد، تمامی زحمات هدر می رود.»[15] «علم بدون تهذیب نفس، زهر است و كشنده جان و آبرو و شخصیت افراد.»[16] «معارف دین و دعاها تنها با تزكیه درك می شود»[17] خود سازی و تهذیب نفس در سیره عملی بزرگان: حضرت امام خمینی (ره): آیه الله مظاهری در مورد حضرت امام فرمودند: «درس ایشان فقط تعلیم و تعلّم نبود بلكه مقیّد بودند در ضمن تعلیم، تهذیب هم باشد و به عبارت دیگر درس ایشان كار رسول گرامی اسلام(ص) بود كه:«وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَهَ» آنچه برای ما اعجاب انگیز و از الطاف بزرگ ایشان بود تهذیب عملی بود كه ایشان داشتند.»[18] «بیش از 12 سال كه شركت در دروس عالیه ایشان داشته ام، در این مدت یك عمل مكروه از ایشان ندیدم. بلكه اگر شهبه مراء و جدالی، شهبه غیبت و دروغی... پیش می آمد حالت نگرانی به خوبی از ایشان نمایان می شد. یادم نمی رود روزی امام در درس تشریف آوردند و به قدری ناراحت بودند كه نفس ایشان به شماره افتاده بود. درس نگفتند و به جای درس نصیحت تندی نمودند و رفتند. و تب مالتی كه داشتند عود كرد و سه روز درس نیامدند. چرا؟ چون شنیده بودند یكی از شاگردان ایشان درباره یكی از مراجع غیبتی كرده بود.»[19] «ایشان بعد از فوت آیه الله العظمی بروجردی (ره) برای فرار از مطرح شدن نام ایشان به عنوان مرجع تقلید خصوصاً در بین مردمی كه از شهرستانها می آمدند از منزل خارج نشدند و تنها پانزده روز بعد از وفات ایشان با اصرار شاگردان، بعد از اینكه فاتحه از طرف خیلی از بزرگان گرفته شد، آن هم در وقت طلاب مشهد، فاتحه برگزار كردند و به مسئول اعلان جلسه تذكّر اكید دادند كه از اعلام نام ایشان خـودداری نماید»[20] ملاصدرا و شرط پذیرش شاگرد :از تمام قسمتهای ایران برای استفاده از درس ملاصدرا به شیراز میرفتند و استاد شاگرد را نمیپذیرفت مگر اینكه شاگردچهار شرط را بپذیرد و بدان عمل نماید. اوّل این كه در صدد تحصیل مال نباشد مگر به اندازه تحصیل معاش دوّم اینكه در صدد تحصیل مقام نباشد سوّم اینكه معصیت نكند چهارم اینكه تقلید ننماید.»[21] آیه الله العظمی بهاءالدینی(ره): ایشان ابتداء شروع به تهذیب نفس خود را اینگونه ذكر فرمودهاند: «در چهارده سالگی... به طور جدّی ـ امّا معقول و منطقی ـشروع به تهذیب كردم ـ در كنار درس و بحث كه تمام ساعات روزانهام را فرا می گرفت، لحظهای از خدا غافل نمی شدم. خود را در برابر او هیچ میدانستم. از آن روز، تحت تأثیر تشویق، تعریف و یا شهرت قرارنمی گرفتم؛ روزها به درس و روزه و شبها به مطالعه، تفكر و تهجّد اشتغال داشتم ـ در خود امید عجیبی به خدا و قطع امید از غیر خدا احساس می كردم از این رو سعی فراوانی در راز و نیاز در شبها و یاد خدا در روزهاداشتم»[22]. علامه طباطبائی (ره): «انتخاب مسیر تهذیب به سفارش آیه الله قاضی(ره)»: آیه الله ابراهیم امینی از استادشان علامه طباطبائی، نقل كردهاند: هنگامی كه از تبریز به قصد ادامه تحصیل علوم اسلامی به سوی نجف اشرف حركت كردم در بین راه همواره به فكر بودم كه چه درسی بخوانم، پیش چه استادی تلمّذ نمایم و چه روشی را انتخاب كنم كه مرضّی خدا باشد. وقتی به نجف رسیدم لدَیَ الوُرود رو كردم به قبّه و بارگاه امیرالمؤمنین (ع) و عرض كردم: «یاعلی! من برای ادامه تحصیل به محضر شما شرفیاب شدهام ولی نمی دانم چه روشی را پیش گیرم و چه برنامهای را انتخاب كنم از شما می خواهم كه در آنچه صلاح است مرا راهنمائی كنید.» منزلی اجاره كرده ودر آن ساكن شدم. در همان روزهای اوّل، قبل از اینكه در جلسه درسی شركت كنم، ناگاه درب خانه را زدند، درب را باز كردم. دیدم یكی از علمای بزرگ است سلام كرد و داخل منزل شد. بعداز گفتگوئی كوتاه فرمودند: «كسی كه به قصد تحصیل به نجف می آید خوبست علاوه بر تحصیل، به فكر تهذیب و تكمیل نفس خویش نیز باشد و از نفس خود غافل نماند.» این را فرمود و حركت كرد. سخنان كوتاه و با نفوذ آن عالم ربّانی چنان در دل من اثر كرد كه برنامه آیندهام را شناختم و تا مدتی كه در نجف بودم محضر ایشان را رها نكردم و در درس اخلاقش شركت می كردم. [1] . نجم آیه 9 [2] . اعراف / 179 [3] . الفروع من الكافی ـ ج5- كتاب الجهاد، بابوجوه الجهاد ص12 ، مرحوم كلینی، تهران /دارالكتب الاسلا میه / 1350 هـ . ش [4] . جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذكر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164 [5] . سوره شمس آیات 1ـ9 [6] . نهج البلاغه ـ با ترجمه و شرح : فیض الاسلام ـ خطبه 85 ـ ص260- انتشارات فیض الاسلام / 1366 [7] . مفاتیح الجنان ـ شیخ عباس قمی ـ مناجات خمس عشر، مناجات شاكین ـ ص198 ـ انتشارات علامه چاپ چهارم/ تابستان 1380 [8] . عنكبوت /69 [9] . در نگارش مقدمه، از كتاب: اخلاق اسلامی (شرح خطبه متقین نهج البلاغه ) و شرح اربعین حدیث امام (ره) استفاده شده: 1)_ اخلاق اسلامی در نهج البلاغه ، دروس نهج البلاغه آیه الله مكارم شیرازی ـتألیف: اكبر خادم الذاكرین ص281 تا 287 ـ ناشر: مدرسه الامام علی بن ابیطالب/ سوّم/ 1379 _ 2 ) ـ شرح اربعین حدیث ـ ص3 ـ امام خمینی (ره) ـ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام /اوّل/ 1371 [10] . جهاد اكبرـ ص61 ـ امام خمینی (ره) مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام ـ چهارم/ 1374 . [11] . همان / ص18 [12] . صحیفه نور ـ ج ـ ص- 10 /12/ 57 سازمان مدارك فرهنگی اسلامی /1369 [13] . سیاحت شرق ـ ص 214 ـ سیدحسن قوچانی معروف به آقا نجفی قوچانی چاپ اوّل/ مشهد، انتشارات طوس/، 1351 هـ . ش. [14] . تذكره المتقین ـ ص 176 ـ شیخ محمد بهاری همدانی (ره) - انتشارات نهاوندی ـ چاپ دوّم / 1376 [15] . حاج آقارضا بهاءالدین (ره) (آیت بصیرت) ـص 73 ـ سید حسن شفیعی ـ چاپ اوّل / 1375 ـ چاپ قدس [16] . همان/ص74 [17] . سیری در آفاق ـ ص239 ـ حسین حیدری كاشانی ـانتشارات تهذیب/ اوّل/1381 [18] .سرگذشتهای ویژه از زندگی حضرت امام خمینی(ره) ج5ـ ص166 ـ گردآوری رضا شعر باف، انتشارات پیام آزادی ـ چاپ هشتم / 1374 . [19] همان/ص164 [20]. همان/86 ـ این قضیه به نقل از حجه السلام مصطفی زمانی (ره) ذكر شده [21] . سیمای فرزانگان ـ ص36 ـ رضا مختاری ـ ناشر: دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم ـچاپ هشتم/ 1374 [22] . حاج آقا رضا بهاءالدین (آیت بصیرت) - ص72 |
امام صادق (ع
: (
کان علی - عليه السلام -
اذااماله امر فزع قام الی الصلاة ثم تلا هذه الاية
"واستعينوا بالصبر والصلاة "
شيوه علی (ع ) چنان بود که چون مشکل مهمی برای او
پيش مي آمد، به نماز مي ايستاد و اين آيه را مي خواند: "...
واستعينوا بالصبر و الصلاة
".( تفسير درالمنثور، ج 1، ص 62

قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا
إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ
[همسر ابراهيم] گفت اى واى بر من
آيا فرزند آورم با آنكه من پيرزنم و اين
شوهرم پيرمرد است واقعا اين چيز
بسيار عجيبى است
سوره هود آیه 72

در فضيلت انس و برادرى و شرايط و درجات و فوايد آن
---------------------------------------------
1- به ماءخذ اين حديث دست نيافتم .
2- اين حديث را فتال در روضة الواعظين به طور مرسل نقل كرده (ص 15، باب ماهيت علوم ).

مرحوم حاج عبدالعلى مشكسار نقل نمود كه يك روز صبح در مسجد آقا احمد مرحوم عالم ربانى آقاى حاج سيد عبدالباقى اعلى اللّه مقامه پس از نماز جماعت به منبر رفت و من حاضر بودم فرمود امروز مى خواهم چيزى را كه خودم ديده ام براى موعظه شما نقل كنم
رفيقى داشتم از مؤ منين ومريض شد به عيادتش رفتم چون او را در حال سكرات مرگ ديدم نزدش نشستم و سوره يس والصافات را تلاوت كردم ،اهل او از حجره بيرون رفتند و من تنها نزدش بودم پس او را كلمه توحيد و ولايت تلقين مى كردم آنچه اصرار كردم نگفت با اينكه مى توانست حرف بزند و با شعور بود پس ناگاه با كمال غيظ متوجه من شده و سه مرتبه گفت يهودى ! يهودى ! يهودى !
من بر سر خودم زدم و طاقت توقف ديگر نداشتم ، از حجره بيرون آمدم و اهلش نزدش رفتند درب خانه كه رسيدم صداى شيون و ناله بلند شد معلوم شد مرده است و پس از تحقيق از حالش معلوم شد كه اين بدبخت چند سال بود كه واجب الحج بود و به اين واجب مهم الهى اعتنايى ننموده تا اينكه يهودى از دنيا رفت .

مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنْ عَبْدِ اللّهِ
بْنِ مُحَمّدٍ الْحَجّالِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ
قَالَ رَسُولُ اللّهِ ص تَذَاكَرُوا وَ تَلَاقَوْا وَ تَحَدّثُوا
فَإِنّ الْحَدِيثَ جِلَاءٌ لِلْقُلُوبِ إِنّ الْقُلُوبَ لَتَرِينُ كَمَا
يَرِينُ السّيْفُ جِلَاؤُهَا الْحَدِيثُ
ترجمه :

معرفت بى مانع
جناب حجة الاسلام سيد حسين موسوى بيرجندى به نقل از جناب آقاى زمانى و او از مرحوم محدث زاده رحمت الله عليه (1) نقل كرد:
بارها وقتى پدرم در خانه نشسته بود و در به صدا در مى آمد، بدون آنكه در را باز كنيم ، پدرم مى فرمود فلانى است ، در را باز نكنيد! و گاه كه موافق بود، مى فرمود فلان شخص پشت در خانه ايستاده ، در را باز كنيد! هنگامى كه در خانه را باز مى كرديم ، همان شخص را در مقابل منزل مى يافتيم
صدق در سينه هر كس كه چراغ افروزد
از دهانش نفس صبحدم آيد برون (2) (3)
1- فرزند مرحوم حجة الاسلام حاج شيخ عباس قمى رحمت الله عليه صاحب مفاتيح الجنان .
2- صائب تبريزى .
3- گرچه كرامات اين بزرگ مرد تاريخ دعا و حديث در اين داستان و چند داستان ديگر خلاصه نمى شود، ولى به راستى او و امثال او از نوادر روزگار تاريخ بشريت بوده اند. چرا كه كتابش در كنار قرآن قرار گرفت و روح بلندش چنان اوج يافت كه حتى پس از مرگ نيز حاضر و ناظر در بسيارى از وقايع بوده و هست .
اشارات :
الف) ناراحتى مؤ منان صالح از ارتباط با افراد غير متناسب با حيات خويش .
ب) حجاب نبودن ديوارها و مانع هاى ديوارى از براى بصيرت صالحان ديار يار.
|
دلا تا كى ، درين زندان ، فريب اين و آن بينى |
| |
|
|
يكى زين چاه ظلمانى برون آ، تا جهان بينى | |
|
جهان كاندر و هر دل ، كه يابى پادشايابى |
| |
|
|
جهانى كاندر و هر جان كه بينى شادمان بينى | |
سنايى .
ج) كارى بايد كرد كه در آن جهان نيز آنان ما را به خانه ها و محفل هاى خويش راه دهند، مبادا كه مقامات معنوى آنها، چنان از ما برتر باشد كه نتوان در كنارشان به سخن نشست .
د) ارزش علم حديث دينى و تاريخ دينى و بالاخره مناجات ها و ادعيه ماءثور به خاطر عرضه چنين انسانهايى بلند مرتبه معنوى و داراى بصيرت دينى .
تـــمام حــاجت مـجنون اشــارۀ لیلاست
اگــــر چه در دل لیــــلی همیشه نا پیداست
تـــمام رنــج و محبّت بـخاطر یـار است
همیشه در غم یار است آنکه خاطر خواه است
نــسیم کـــاکل یــارم بــجان من آتش
شــــمیم پـــیرهن اوشــــبیه بـــوی خداست
تٌرنج و دست چه حاجت به آن مکانی که
هـــزار یـوسف مـصری فـدای یوسف مــاست
فــضای صحنِ دل من مـسیر یارم نیست
اگــر چه راه عـــبورش هـــمیشه از دلهــاست
غم ظــهور نــخوردم حـضور هم گم شد
ز فــــیض بهــره ندارم اگـــر چه او بـی جاست
ز فــــرط حــــبیـب شــــد تـــــــــنها
دلیـــل هـــجرت آن بــا وفــا زغــفلت مـاست
اگـــر چه دامن لطفم بو جود لایق نیست
یَــــدِ کـــریم نگــــاهت برای بخشش مـاست
اگـر چه ظرفیت من کم است و بی مقدار
خـــزانــــۀ کَــــرَم یـــــار مســـتعد عــطاست
حاج منصور
اکنون قصد داریم تا 14 ترفند کاربردی پیرامون مرورگر اینترنتی Opera را برای شما بازگو کنیم.
1- احتمالا همه شما با قابلیت Tabbed Browsing آشنا هستید. تقریبا تمام مرورگرهای جدید این قابلیت را دارند. لازم نیست برای دیدن لینک های مختلف چندین پنجره باز کنید. میتوانید از زبانه های یک پنجره استفاده کنید. با راست کلیک کردن روی هر زبانه گزینه هایی از جمله بستن همه زبانه ها و بستن همه زبانه ها به جز زبانه فعلی را می بینید.
2- برای برگشت به صفحه قبلی می توانید حین فشردن کلیک راست کلیک چپ کنید.
3- اپرا قابلیت Pop-up Blocking دارد. یعنی پیام های تبلیغاتی را نشان نمی دهد. شما می توانید با زدن کلید F12 انتخاب کنید که چه Pop-up هایی نمایش داده شوند یا نمایش داده نشوند.
4- اگر صفحات زیادی را باز کردید. شما می توانید آنها را به عنوان یک session ذخیره کنید تا بعدا در موقع نیاز همه آنها را با یک کلیک باز کنید. کافیست از File > Session > Save this Session را انتخاب کنید و از همین طریق می توانید Sessionها را ببینید.
5- شما میتوانید از 20٪ تا 1000٪ زوم کنید. برای زوم راحت تر از کلیدهای + و – استفاده کنید.
6- بعضی سایت ها عرض زیادی دارن اگر از اسکرول افقی خوشتان نمیآید می توانید کلید از کلید ترکیبی Ctrl+F11 استفاده کنید.
7- اگر از ظاهر اپرا خسته شده اید می توانید پوسته اپرا را عوض کنید. به مسیر Tools > Appearances > Skin بروید و پوسته های جالبی دانلود کنید.
8- یکی از قابلیت های اپرا ذخیره یوزرنیم و پسورد هاست. هنگامی که از یک یوزرنیم و پسورد استفاده می کنید ؛ اپرا به طور اتوماتیک از شما می پرسد که آیا می خواهید پسورد را ذخیره کنید یا خیر. اپرا حتی می تواند بر روی یک سایت چندین پسورد ذخیره کند. شما می توانید با فشردن کلید Ctrl+Enter یوزرنیم خود را انتخاب کرده و وارد سایت شوید.
9- اپرا این قابلیت را دارد که متون انگلیسی را بخواند. شما می توانید با انتخاب متن و کلیک راست بر روی آن و انتخاب گزینه Speak متن را بشنوید. البته هنگامی که برای اولین بار این کار را می کنید باید یک فایل 10 مگا بایتی را دانلود کنید.
10- هنگامی که از یاز شدن یک pop-up جلوگیری میشود اپرا یک هشداری در بالای پنجره سمت راست می دهد. اگر میخواهید از آمدن این هشدار هم جلوگیری کنید مسیر Tools > Preferences > Advanced > Notifications را دنبال کرده و تیک Show notifications for blocked pop-ups را بردارید.
11- کلید Ctrl + Back Space را بزنید تا در آدرس بار یک دایرکتوری به عقب بروید.
12- اگر می خواهید یک عکس را ذخیره کنید کافیست حین فشردن کلید کنترل کلیک کنید.
13- اگر اشتباها یکی از زبانه هار ببندید میتوانید با کلیک روی دکمه سطل آشغال در بالای پنجره سمت راست دو باره آن را باز کنید.
14- شما می توانید برای هر سایت یک نام مستعار بگذارید. کافیست از طریق Bookmark> Bookmark page گزینه Details را بزنید و در کادر Nickname نام مستعار مورد نظر را وارد کنید و کلید Ok را بزنید. حال با نوشتن این نام مستعار در نوار آدرس و زدن کلید Enter وارد سایت شوید.
دعاى آن حضزت براى نگهبانان مرزها
و جـاهـدوا فـى الله حـق جـهـاده هـو اجـتـبـكـم و مـا جعل عليكم
فى الدين من حرج .(1)
كار سنگين و سختى بر شما قرار نداد.
بعزتك ، و ايد حماتها بقوتك و اسبغ عطاياهم من جدتك (2)
نگهدارندگان آن مرزها را به نيروى خويش توانايى ده ، و بخششهاى ايشان را از توانگريت فراوان گردان .
عن الاحتشاد عليهم .
چلوگيرى كن و رشته اتحادشان را بگسل تا از همدستى بر عليه مسلمين باز مانند.
با نصب بلندگو در نزديكترين حد ممكن و قراردادن آن به سمت مزدوران و كـشـيـدن سـيـم آن تـا مـحـل
اسـتقرار نيروهاى خود امكان ارتباط با آنها را در پاسى از شب گذشته كه سكوت نسبى برقرار بود
فراهم مى كردند. بـقـيـه هـم بـعـهده بچه هاى عرب زبان خوزستانى و طلبه جوان بود كه عبارتى را به
عـربى مى دانستند.شبهاى قبل از عمليات اين ارشاد و اتمام حجت در بعضى شرايط و نقاط از خط به
غايت خود مى رسيد.
به نيروهاى ما، در پيش گرفته بود.(3)
1- سوره حج ، آيه 78
2- صحيفه سجاديه دعاى شمار 27
3- فرهنگ جبهه - شوخ طبعيها (6/ 4)
تعقیبات نماز صبح
(4)
غرق کردن در آب
شش نفر در آب فرات سرگرم بازي بودند، يكي از آنان غرق شد، نزاع را نزد اميرالمومنين عليه السلام بردند، دو نفر از آنان گواهي دادند كه آن سه نفر ديگر او را غرق كرده اند، و آن سه نفر گواهي دادند كه آن دو نفر ديگر او را غرق كرده اند، اميرالمومنين عليه السلام ديه او را به پنج قسمت مساوي تقسيم نمود، دو قسمت به عهده آن سه نفري كه دو نفر بر عليه ايشان گواهي داده اند، و سه قسمت به عهده آن دو نفري كه سه نفر بر عليه ايشان گواهي داده اند. شيخ مفيد در ارشاد پس از نقل اين خبر مي گويد: در اين قضيه هيچ قضاوتي تصور نمي شود كه از قضاوت آن حضرت به صواب نزديكتر باشد.