تبليغاتX
همیشه بهار

همیشه بهار

مذهبی

حق چهارم :

بخش پنجم


ابودرداء دو گاو نر را مشاهده كرد كه مزرعه اى را شخم مى زدند. يكى از آنها ايستاد تا بدنش را بخاراند. آن ديگرى نيز ايستاد. ابودرداء گريه كرد و گفت : برادران در راه خدا اين چنين كار مى كنند و هرگاه يكى از آنها بايستد ديگرى نمى ايستد. با هماهنگى اخلاص و صميميت كامل مى شود و هر كه در برادرى مخلص نباشد منافق است و اخلاص عبارت است از همسان بودن نهان و آشكار، زبان و دل و باطن و ظاهر و در حضور جمع و در تنهايى . در حالى كه اختلاف و تفاوت در يكى از اين موارد بر هم زننده دوستى است و چنين چيزى فساد در دين و ناشايستگى در طريق مؤ منين است ؛ و هر كس در خودش اخلاص در دوستى را نمى بيند جدايى و گوشه گيرى برايش بهتر از برادرى و دوستى است ؛ زيرا حق دوستى سنگين است و جز شخص محقق تحمل آن را ندارد و ناگزير اجر و مزد فراوان دارد و جز آدم موفق ، كسى به آن نمى رسد. از اين رو گفته اند: با همسايه خوب رفتار كن تا مسلمان باش ، يا با رفيقت خوب رفاقت كن تا مؤ من باشى ؛ ببين چگونه ايمان را پاداش رفاقت و اسلام را جزاى همسايگى قرار داده است ، و فرق بين فضيلت ايمان و فضيلت اسلام به ميزان تفاوت بين دشوارى اداى حق همسايه و اداى حق رفاقت است ؛ زيرا رفاقت در حالات مختلف و پشت سر هم بلكه همواره حقوق زيادى را مى طلبد در صورتى كه همسايگى تنها حقوق خاصى را در اوقات خاص به طور غير مداوم مى طلبد؛ و از آن جمله است ، آموزش و خير انديشى ، زيرا نياز برادرت به دانش كمتر از نياز به مال نيست . پس اگر توانايى علمى داشتى بايد از فضل خود بر او ارزانى دارى و او را بدانچه در دين و دنيا سودمند است راهنمايى كن .
پس اگر او را تعليم دادى و ارشاد كردى اما او مطابق علمش عمل نكرد بايد او را نصيحت كنى ، به اين ترتيب كه زيانهاى آن كار و فوايد ترك آن را يادآورى نمايى و او را از ناگواريهاى دنيا و آخرت بترسانى تا از آن كار منزجر شود و معايب او را به وى گوشزد و زشتى كار زشت و نيكى كار نيك را به او يادآورى كنى . البته اين كارها بايد در خلوت انجام گيرد و كسى از آن اطلاع نبايد و آنچه در حضور مردم صورت گرفته سرزنش و افشاگرى و رسوا كردن است ولى آنچه در خفا انجام پذيرد صميميت و خيرخواهى است ؛ زيرا پيامبر (ص ) فرمود: « مؤ من آينه مؤ من است » يعنى - همچون آيينه - در او مى بيند آنچه را كه از خود نمى بيند. بنابراين ، شخص معايب خود را به وسيله برادرش مى شناسد در صورتى كه اگر تنها بود نمى شناخت ، همان طورى كه به وسيله آيينه از عيبهاى ظاهر صورت خويش آگاه مى شود.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 10:44 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

دست تو سایه بان تهی دستها شود

 

شبگرد کوچه های عزیز دعا شوی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 10:37 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ

مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ

 إِنِّيَ أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُّحِيطٍ

 

و به سوى [اهل] م دي ن برادرشان شعيب را

[فرستاديم] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد براى

شما جز او معبودى نيست و پيمانه و ترازو را

كم مكنيد به راستى شما را در نعمت مى‏بينم و[لى]

 از عذاب روزى فراگير بر شما بيمناكم

 

سوره هود آیه 84

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 10:25 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

امام صادق (ع) :

 

يدخل علی  الميت فی قبره الصلاة و الصوم

و الحج و الصدقة و البر و الدعاء، و يکتب

 اجره للذی يفعله و للميت

نماز و روزه و صدقه و نيکی و دعا برای 

ميت در قبر او داخل مي شود، و اجر و پاداش

 اين امور برای ميت و آن کسی که آن را انجام

مي دهد، نوشته  مي شود.

( بحار الانوار، ج ,82 ص 62 )

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

    

 هيچ مسلماني نمي تواند در اصول دين تقليد نمايد، بلكه بايد آنها را ازروي دليل - به فراخور حال خويش - بداند. ولي در فروع دين يعني احكام و دستورات عملي اگر مجتهد باشد (يعني بتواند احكام الهي را از روي دليل به دست آورد) به عقيده خود عمل مي كند، و اگر مجتهد نباشد بايد از مجتهدي تقليد كند، همان گونه كه مردم در تمام اموري كه تخصص و اطلاع ندارند به اهل اطلاع مراجعه مي كنند و از آنهاپيروي مي نمايند. و نيز مي تواند عمل به احتياط كند، يعني در اعمال خود طوري رفتارنمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است . مثلا اگر بعضي از مجتهدين كاري را حرام و بعضي مباح مي دانند آن را ترك كند و يا اگر بعضي آن را مستحب و بعضي واجب مي دانند آن را حتما به جا آورد. ولي چون عمل به احتياط مشكل است و احتياج به اطلاعات نسبتا وسيعي از مسائل فقهي دارد، راه براي توده مردم غالبا همان مراجعه به مجتهدين و تقليد از آنها است . عقيده مسلمان به اصول دين بايد از روي دليل باشد، ولي در احكام غير ضروري دين بايد يا مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روي دليل به دست آورد،يا از مجتهد تقليد كند، يعني به دستور او رفتار نمايد، يا از راه احتياط طوري به وظيفه خود عمل نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است ، مثلا اگر عده اي از مجتهدين عملي را حرام مي دانند و عده ديگر مي گويند حرام نيست ، آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملي را بعضي واجب و بعضي مستحب مي دانند آن را بجا آورد. پس كساني كه مجتهد نيستند و نمي توانند به احتياط عمل كنند واجب است از مجتهد تقليدنمايند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 9:20 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

هیچ گرونی بی‌حکمت نیست

 

و هیچ ارزون بی علت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 7:16 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

یکی گردیم در گفتار و در کردار و در رفتار


زبان و دست و پا یک کرده خدمتگار هم باشیم


مسجدالاقصای واقعی


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 6:44 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

اَيَّدَهُمْ بِروحٍ مِنْهُ

نيروي معنوي كه مؤمنان را ياري

 و تقويت مي‌كند

 

 سورة مجادله، آية 22.

قبة الصخره

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 6:24 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 گرچه سرو ناز نازد بر قدو بالاي نازش 

                     

 سرو نازم ناز كم كن نازهايت را بنازم



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 6:10 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

بازماندگان

منظور از بازماندگان كساني هستند كه به هر دليل علي رغم آگاهي بر حقانيت حسين (ع ) و ملاقات آن حضرت در روزهاي شكل گيري قيام عاشورا زندگي خود را به شهادت ختم نكردند. برخي از معروف ترين افراد اين عده عبارتند از : عقبه بن سمعان ضحاك بن عبدالله مشرقي قيس بن عمرو مشرقي و عبيدالله بن حر جعفي .



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 6:3 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

گاهگاهي گر شوم بيدار اندرنيمه شب   

                    

  از خدا پيوسته بنمايم تمناي ترا



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 5:51 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

نمي دانم عزيز جان كجايي

 

امان از درد جان سوز جدايي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 5:45 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

پیامبر اکرم (صلّى‌الله‌عليه‌وآله):


إنّ الصًّلاةَ في مَسْجِدي هَذا أفْضَلُ مِنْ ألْفِ صَلاةٍ

 

في ما سِواهُ إلّا الْمَسْجِدَ الحَرامَ وَالمَسْجِدَ الأقْصَى.

 

 


یک نماز در مسجد من بهتر از هزار نماز در

 

دیگر مساجد است، به جز مسجد الحرام و

 

مسجد الأقصى.

 

Performing prayer once in my mosque

 

is superior in value to a thousand times

 

 in any other mosque, except for Masjid al-

 

Harām and Masjid sa.&al-Ak

 

 

من لايحضره الفقيه، ج 4، ص504

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 5:21 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

رفته اى جانا دلم خون شد بيا 

  

بى تو چشمانم چو جيحون شد بيا



 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

حضرت امام مهدی (ع)

 

قالَ (علیه السلام) :

 

 أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعُوا فیها إلى رُواهِ

 

حَدیثِنا (أحادیثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْكُمْ وَ أنَا

 

حُجَّهُ اللهِ عَلَیْكُمْ


فرمود: جهت حلّ مشكلات در حوادث -

 امور سیاسى، عبادى، اقتصادى، نظامى،

 فرهنگى، اجتماعى و... - به راویان حدیث

و فقهاء مراجعه كنید كه آن ها در زمان غیبت

خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت

خداوند بر آن ها مى باشم.



بحارالأنوار: ح 2، ص 90، ح 13، و53، ص 181، س 3، وج 75، ص 380، ح 1.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 10:34 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

رو به روی دوستان مرتضی باید نهاد

 

مدعی را تیغ غیرت بر قفا باید زدن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

اي امت حزب الله همواره به ياد خدا باشيد و جز

 

براي رضاي او کاری نکنيد .

 

( قسمتي از وصيت نامه شهيد هاشم زارع کوهنجانی )

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 10:7 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

زاشک چشمه چشم از آن سبب خشکید

 

که خون بدامن این جویبار باز آید

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

 

اَلْمؤمِنُ الْقَوىُّ خَیْرٌ وَ اَحَبُّ اِلَى اللّه‏ِ مِنَ

الْمُؤمِنِ الضَّعیفِ

 

انسان با ایمان نیرومند، نزد خداوند بهتر

 

 و محبوب‏تر است از انسان با ایمان ناتوان

 

صحیح مسلم ، ج 8، ص 56 .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

امام باقر علیه‏السلام :

 

اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ یَقى بِالتَّقْوى عَنِ الْعَبْدِ ما

 

عَزُبَ عَنْهُ عَقْلُهُ وَ یُجَلّى بِالتَّقْوى عَنْهُ عَماهُ

 

وَ جَهْلَهُ

 

خداوند عزوجل به وسیله تقوا، انسان را

 

از آنچه عقلش به آن نمى‏رسد، حفظ مى‏كند

 

 و كوردلى و نادانى را از او دور مى‏نماید

 

كافى، ج 8، ص 52، ح 16.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 9:26 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

به عشق اوست که این‌گونه می‌سُرایم مست

 

به عشق اوست که دست مرا گرفته به‌دست

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

 

اِنَّ الْقَوْمَ لَيَكونونَ فَجَرَةً وَ لا يَكونونَ بَرَرَةً

 

فَيَصِلونَ اَرْحامَهُمْ فَتَنْمى اَمْوالُهُمْ وَ تَطولُ

 

اَعْمارُهُمْ فَكَيْفَ اِذا كانوا اَبرارا بَرَرَةً

 

مردمى كه گناهكارند و نه نيكوكار، با صله رحم،

 

اموالشان زياد و عمرشان طولانى مى‏شود. حال

 

اگر نيك و نيكوكار باشند، چه خواهد شد

 

كافى ، ج 2، ص 155، ح 21

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 6:53 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

بيا که آينه اي را که رنگ غير در آن بود

 

 

به سنگ غيرتِ اين دل شکسته ام که بيايي

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 6:22 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

6 - حديث صحابه

 

اما احاديثى كه از صحابه نقل ميشود اگر متضمن قول يا فعل پيغمبر اكرم (ص )باشد و مخالف با حديث اهل بيت نباشد قابل قبول است و اگر متضمن نظر و رأ ى خود صحابى باشد داراى حجيتى نيست و حكم صحابه مانند حكم ساير افراد مسلمانان است و خود صحابه نيز با يكنفر صحابى معامله يكنفر مسلمان ميكردند .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 6:18 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

مراد عاشقت باشد لقایت

 

 

بیفشاند سر و جان را به پایت

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 6:9 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

رسول الله (صلّی ‌الله‌ عليه‌ وآله):

 

 


سائِلُوا العُلَماءَ وَخاطِبُوا الحُكَماءَ وَجالِسُوا الفُقَراءَ.

 

 


از عالمان پرسش کنید، با حکیمان هم‌صحبت شوید

 

 و با تهیدستان هم‌نشینی کنید.

 

Ask (questions from) the learned, speak

 

 with the wise, and associate with the poor

 

.

تحف العقول، ص 34

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 5:54 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

5 - طريق اولى - ظواهر دينى , اقسام ظواهر دينى

چنانچه گذشت قرآن كريم كه مأ خذ اساسى تفكر مذهبى اسلام است بظواهر الفاظ خود در برابر شنوندگان خود حجيت و اعتبار داده است و همان ظواهر آيات , بيان پيغمبر اكرم (ص ) را تالى بيان قرآن قرار ميدهد و مانند آن حجت ميسازد چنانكه ميفرمايد ( و انزلنا عليك الذكرلتبين للناس ما نزل اليهم ) سوره نحل آيه 44 و ميفرمايد ( هو الذى بعث فى الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة ) سوره جمعه آيه 2 و ميفرمايد ( لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة ) سوره احزاب آيه 21 پر روشن است كه اگر گفتار و رفتارپيغمبر اكرم و حتى سكوت و امضاء آن حضرت براى ما , مانند قرآن حجت نبود آيات مذكوره مفهوم درستى نداشت پس بيان پيغمبر اكرم (ص ) براى كسانى كه از آن حضرت ميشنوند يا با نقل قابل اعتماد نقل ميشود حجت و لازم الاتباع است و همچنين (1) با تواتر قطعى از آن حضرت رسيده است كه بيان اهل بيت وى مانند بيان خودش ميباشد و بموجب اين حديث واحاديث نبوى قطعى ديگر بيان اهل بيت تالى بيان پيغمبر اكرم (ص ) ميباشد و اهل بيت در اسلام سمت مرجعيت علمى داشته در بيان معارف و احكام اسلام هرگز خطاء نميكند و بيان شان بطريق مشافهه يا نقل قابل اعتماد و حجت است .
از اين بيان روشن ميشود كه ظواهر دينى كه در تفكر اسلامى مدرك و مأ خذ ميباشددو گونه اند كتاب و سنت و مراد از كتاب ظواهر آيات كريمه قرآنى ميباشد و مراد از سنت حديثى است كه از پيغمبر اكرم (ص ) و اهل بيت (ع ) رسيده باشد .

پاورقی

1 - مدرك روايت در بخش اول گذشت .



 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

پيامبر (ص) :

 

ان الله يستحيی  من عبده اذا صلی فی جماعة ثم

 

سأله حاجة ان ينصرف حتي يقضيها

 

زمانی که بنده ای  نمازش را به جماعت بخواند،

 

خداوند از او حياء مي کند، وهنگامی  که از او

 

طلب حاجت کرد، منصرف نشود، مگراين که

 

حاجتش را برآورد.

 

( بحار الانوار، ج ,88 ص 4 )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 7:42 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

امام علی (علیه‌ السلام):


مَنْ کَثُرَ مَلَقُهُ لَمْ یُعْرَفْ بِشْرُهُ.


هر که زیاد چاپلوسی کند، خوش‌دلیِ او

 

شناخته نمی‌شود.

 

A flatterer's genuine pleasure cannot

 

 be known.

 

غررالحکم و درر‌الکلم، ح7963

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 7:19 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 


 

گفتم امیر ماسوا گفتا علی باشد علی 

 
گفتم ید مشکل گشا گفتا علی باشد علی



 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:57 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

یکی مرد و یکی مردار شد

 

یکی به غضب خدا گرفتار شد



 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:47 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

شب آید، شمع هم گردیم و بهر یکدیگر سوزیم


شود چون روز، دست و پای هم، در کار هم باشیم



 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:22 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

براي روشن شدن مطلب، در اين مقاله به دو بحث به صورت خلاصه پرداخته مي شود:
1. معني روح و كاربردهاي آن در قرآن
2. معني «از امر خدا بودن روح»
الف) معني روح و كاربرد هاي آن در قرآن: روح از نظر لغت به معني «نفس» و «دويدن» است بعضي تصريح كرده‌اند، كه روح و ريح (باد) از يك معني گرفته شده است،[1] و اگر روح انساني كه گوهر مستقل مجرّدي است به اين نام ناميده شده بدان جهت است كه از نظر تحرك و حيات‌آفريني، و ناپيدا بودن همچون نفس و باد است امّا موارد استعمال آن در قرآن متعدد است كه به برخي از آنها اشاره مي‌شود:
1. روح مقدسي كه پيامبران را در انجام رسالتشان ياري و تقويت مي‌كرده.[2]

پاورقی
[1] . حسين بن محمد، معروف به راغب اصفهاني، مفردات راغب، (دفتر نشر الكتاب، چاپ دوّم، 1404) ص 205.
[2] . سورة‌ بقره، آية 253.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:18 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

بي گل روي تو اي دوست بهاري نبود  

                   

 همه گلهاي جهان بيش از خاري نبود



 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:10 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

موقع بن ثمامه اسدي



يك دسته از بني اسد نيز جزو سپاهيان عمر سعد بوده اند كه از جمله آنها حرمله بن كاهل اسدي قاتل حضرت علي اصغر(عبدالله بن حسين )بود. بني اسد به خاطر دفن اجساد شهداي كربلا. در بين شيعيان از محبوبيت ويژه اي برخوردارند. در ايام محرم در كربلا زنان بني اسد جهت يادآوري خاطره به خاك سپردن شهداي كربلا به نحو سمبليك بيل و كلنگ و حصير به دست مي گيرند و به نوحه و زاري مي پردازند. موقع بن ثمامه اسدي از اصحاب حضرت اباعبدالله الحسين است . طبري مي گويد كه او دو زانو نشست و تيرها را در كنار خود ريخت تا به سوي سپاه عمر سعد هدف گيري نمايد. قومش فرا رسيدند و او را از ميدان نبرد بيرون بردند.
سماوي در ابصارالعين مي گويد : موقع بن ثمامه از كوفه به كربلا آمد همت خود را مصروف ياري حسين ساخت او پس از نبردي دلاورانه مجروح شد و نقش بر زمين گشت . قومش فرا رسيدند و وي را به پشت جبهه رسانيدند. خبر به عبيدالله رسيد ماموران خود را فرستاد تا او را به قتل رسانند قومش شفاعت كردند و عبيدالله از كشتن وي صرف نظر كرد اما وي را به زنجير و آهن بست و به زراره تبعيد كرد. زراره يكي از توابع بحرين بود كه زيادبن ابيه انقلابيون طرفدار امام علي (ع ) را به آنجا تبعيد مي كرد. موقع بن ثمامه پس از تحمل يكسال سختي و شكنجه جسمي و روحي بر اثر شدت جراحات وارده به شهادت رسيد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 4:56 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

ترحم كن به من با يك نگاهت

 

پناهم ده تو در ظل پناهت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 4:32 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

بیا تا مونس هم یار هم غمخوار هم باشیم


انیس جان غم فرسودهء بیمار هم باشیم



 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

آب از سر چشمه گل آلوده



 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

پيامبر (ص):

 

الصلاة جواز علی  الصراط

 

 

نماز جواز عبور ازصراط است .

 

 

بحار الانوار، ج ,98 ص 168

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ

 

[سنگهايى] كه نزد پروردگارت نشان‏زده بود و

 

 [خرابه‏هاى] آن از ستمگران چندان دور نيست

 

 

سوره هود آیه 83

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

شبهای تیره را به سجودت سحر کنی

 

آیات روشن همه ی روزها شوی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

حق چهارم :

بخش چهارم


پيامبر (ص ) فرمود: « مسلمان برادر مسلمان است ؛ به او ظلم نمى كند و او را خوار و تنها نمى گذارد و رها نمى كند.» در حالى كه اين امور باعث جدايى و خوارى است ، زيرا به حال خود گذاشتن برادر، تا پرده آبرويش دريده شود مانند آن است كه بگذاريم تا گوشت بدنش را بدرند و چقدر پست است برادرى كه ببيند تو را سگان مى درند و گوشت بدنت را جدا مى سازند ولى او خاموش ايستاده و هيچ شفقت و حميتش براى دفاع از تو تحريك نمى شود! و دريدن پرده ناموس براى انسانها از دريدن گوشت بدنها سخت تر است . از اين روست كه خداى متعال آن را به خوردن مردار تشبيه كرده و مى فرمايد: « ايحب احدكم ان ياءكل لحم اخيه ميتا فكرهتموه » . و فرشته اى كه مطالعات روح را از لوح محفوظ به صورت مثالهاى محسوس تجسم مى بخشد، غيبت را به خوردن گوشت مردار تشبيه مى كند تا هر كس در عالم رؤ يا ديد كه گوشت مردار مى خورد بداند كه او از مردم غيبت مى كند؛ زيرا آن فرشته مناسبت و مشاركت را بين آن چيز و شبهش در معنايى كه به منزله روح است ، نه از لحاظ صورت ظاهر، رعايت مى كند. بنابراين پشتيبانى از برادران در دفع نكوهش دشمنان و سرزنش سرزنش كنندگان ضمن عقد برادرى واجب است .
مجاهد گويد: در پشت سر برادرت هميشه از او چنان ياد كن كه دوست دارى او نيز در پشت سرت از تو ياد كند. بنابراين تو درباره او دو معيار دارى : يكى آن كه فرض ‍ كنى آنچه درباره او گفته مى شود اگر درباره تو گفته شود و برادر تو حاضر باشد، دوست داشتى كه برادرت درباره تو چه بگويد، پس سزاوار است در برابر آن كه متعرض آبروى اوست مقابله به مثل شود؛ و دوم آن كه فرض كنى او پشت ديوار حاضر است و به سخنان تو گوش مى دهد و گمان دارد كه تو از حضور او بى خبرى ؛ در اين صورت در قلب تو نسبت به يارى او در حالى كه صداى تو را مى شنود و تو را مى بيند، آنچه مى گذرد شايسته است كه در نبودن او نيز همان بگذرد. يكى از بزرگان گفته است : هيچ گاه در غياب برادرم از وى ياد نكردم مگر اين كه تصور كردم نشسته و حضور دارد، از اين رو درباره او آنچه را كه دوست دارد بشنود، گفتم : يكى ديگر از بزرگان گويد: هيچ وقت سخن از دوست نرفته است ، مگر آن كه خودم را به جاى او تصور كرده ام و درباره او گفته ام نظير آنچه را كه دوست داشتم درباره من بگويند: و اين است دوستى اسلام ، به اين ترتيب كه براى برادرش نمى پسندد، مگر آنچه را كه براى خودت مى پسندد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 10:28 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

شد كمان قامت من همچو خم ابرويت    

         

 خمي از طاق دو ابروي نشانم ندهي



 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

باب اول :

در فضيلت انس و برادرى و شرايط و درجات و فوايد آن

قسم چهارم :

 

 

 

صفاتى كه در مورد انتخاب رفيق بايد رعايت شود




در كافى از امام صادق (ع ) به نقل از پدران بزرگوارش (ع ) آمده است كه مى فرمايد: « رسول خدا (ص ) فرمود: سه گروهند كه همنشينى با ايشان دل را مى ميراند: همنشينى با فرومايگان و سخن گفتن با زنان و نشستن با توانگران .» (1)


و اما حسن خلق ؛ مطالب مربوط به آن را علقمه عطاردى در وصيت خويش به پسرش در وقت احتضار، جمع كرده و مى گويد: « پسرم ! اگر لازم بود كه با كسانى رفاقت كنى ، با كسى رفاقت كن كه اگر خدمتى به او كردى تو را (از بدى ) نگه دارد و هرگاه همراه او بودى زينت بخش تو باشد و اگر در فشار مالى قرار گرفتى به تو كمك كند؛ با كسى رفاقت كن كه هرگاه درخواست خيرى از او كردى دستش را دراز كند و اگر از تو كار نيكى ديد، آن را به حساب آورد و اگر كار بدى ديد از آن جلوگيرى كند؛ با كسى رفاقت كن كه هر وقت از او درخواستى كردى عطا كند و هرگاه خاموش ‍ بودى (تو آغاز به درخواست نكردى ) او آغاز كند (پيش از درخواست ، خواسته تو را برآورد) و هرگاه براى تو اتفاق بدى بيفتد با تو همدردى كند؛ با كسى مصاحبت كن كه هرگاه سخن بگويى ، سخنت را باور كند و هرگاه به كسى حمله بردى ، حمله ات را تقويت كند؛ كسى كه صدماتى از جانب او به تو نرسد، و راهها را بر تو مشتبه نسازد، و در برابر واقعيتها تو را تنها نگذارد و اگر با هم قصد انجام كارى را كرديد، همفكرى كند و اگر در موردى اختلاف نظر داشتيد، تو را بر خود مقدم بدارد.» گويا با وى تمام حقوق رفاقت را در اين گفتار جمع كرده و مشروط به اين كرده كه تمام اينها را انجام دهد.
ابن اكثم گويد: ماءمون گفت : كجا دوستى پيدا مى شود؟ به او گفتند: آيا مى دانيد كه او چرا به فرزندش اين سفارشها را كرده است ؟ گفت : خير. ابن اكثم گفت : مقصود وى آن بوده كه با هيچ كسى رفاقت نكند!
يكى از ادبا مى گويد: فقط با كسى رفاقت كن كه راز تو را پنهان كند و عيبت را پوشيده دارد و در مصائب با تو باشد و در كارهاى مورد علاقه تو را بر خودش مقدم بدارد و در بين مردم از تو به نيكى ياد كند و بدى تو را بازگو نكند. بنابراين اگر چنين كسى را پيدا نكردى جز با خودت ، يا كسى رفاقت نكن
على (ع ) در يكى از رجزهايش مى فرمايد: « برادر راستين تو كسى است كه همراه تو باشد، و كسى است كه به خود زيان مى رساند تا به تو سودى برسد؛ و آن كه هرگاه آشفتگى روزگار تو را ناراحت كرد، تمام نيروهايش را بگمارد تا پريشانى تو را برطرف كند.»
يكى از بزرگان گويد: مردم چهار گروهند: يك گروه كاملا شيرين اند و از آن نمى توان سير شد؛ دسته ديگر كاملا تلخ ‌اند و از آن نمى توان خورد و گروه ديگر، طعم ترشى دارند، پيش از آن كه اين گروه از تو چيزى بگيرند، تو از آنان چيزى بگير، و دسته ديگر طعم شورى دارند؛ تنها در وقت نياز از اين گروه استفاده كن و بس .
امام جعفر صادق (ع ) مى فرمايد: « با پنج نفر رفاقت نكن : 1 - دروغگو، زيرا تو را فريب مى دهد و او چون سرابى است كه دور را به تو نزديك ، و نزديك را دور مى نماياند. 2 - احمق ، زيرا تو نمى توانى به او اعتماد كنى ؛ او مى خواهد به تو سودى برساند ولى زيان مى رساند. 3 - بخيل ، زيرا او چيزى را كه بدان نياز مبرم دارى از تو دريغ مى دارد. 4 - ترسو، زيرا او تو را به هنگام سختى وامى گذارد و از تو مى گريزد. 5 - فاسق ، كه تو را به لقمه اى و يا كمتر از آن مى فروشد.» پرسيدند: كمتر از لقمه چيست ؟ فرمود: « كسى كه به لقمه اى طمع مى بندد و سپس به آن مى رسد.»

پاورقی

1- كافى ، ج 2، ص 641.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 10:13 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

خوانمت امــــــــــروز در ميـــدان جنـــــــــگ

 

 

آن زمان بارد به رويــــــم تيــــــــــــر و سنگ

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 10:4 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

      و نيز مرحوم حاج شيخ سهام الدين مزبور نقل كرد از پدرش و آن مرحوم از جدش كه وقتى مرحوم حسينعلى ميرزا فرمانفرما در كنار دريا برهنه مى شود كه در دريا شنا كند، سگى كه داشته مانعش مى شود، فرمانفرما به سگ اعتنايى نمى كند و آماده رفتن در آب مى شود، آن لحظه كه مى خواسته خود را در آب بيندازد و سگ مى بيند جلوگيرى كردنش فايده ندارد و الا ن صاحبش در آب مى رود، ناچارخود را در نقطه معينى از دريا پرتاب مى كند، ناگاه حيوان بزرگى او را مى بلعد.
فرمانفرما مى فهمد جهت جلوگيرى كردن سگ چه بود و چگونه خودش را فداى صاحبش كرده است ، از رفتن به آب منصرف مى شود و از كار سگ حيران و سخت ناراحت و گريان مى گردد.
علامه مجلسى در جلد 14 بحار، داستانهاى عجيبى در باب وفاى سگ و فدا كردن خودش را براى صاحبش نقل نموده است و چون در اين چند داستان از حيا و وفاى سگ و قياس به حال انسان و بى حيايى و بى وفاييش ذكرى شد، مناسب ديدم داستانى را كه جناب شيخ بهائى عليه الرحمه به نظم درآورده اينجا نقل شود:
شعر :

عابدى در كوه لبنان بد مقيم

 

در بن غارى چو اصحاب رقيم

 

روى دل از غير حق برتافته

 

گنج عزت را ز عزلت يافته

 

روزها مى بود مشغول صيام

 

يك ته نان مى رسيدش وقت شام

 

نصف آن شامش بدى نصفى سحور

 

وز قناعت داشت در دل صد سرور

 

بر همين منوال حالش مى گذشت

 

نامدى از كوه هرگز سوى دشت

 

از قضا يك شب نيامد آن رغيف

 

شد زجوع آن پارسا زار و نحيف

 

كرد مغرب را ادا وانگه عشا

 

دل پر از وسواس در فكر غذا

 

بسكه بود از بهر قوتش اضطراب

 

نه عبادت كرد عابد شب نه خواب

 

صبح چون شد زآن مقام دلپذير

 

بهر قوتى آمد آن عابد به زير

 

بود يك قريه به قرب آن جبل

 

اهل آن قريه همه گبر و دغل

 

عابد آمد بر در گبرى ستاد

 

گبر او را يك دو نان جو بداد

 

عابد آن نان بستد و شكرش بگفت

 

وز وصول طعمه اش خاطر شگفت

 

كرد آهنگ مقام خود دلير

 

تا كند افطار بر خبز شعير

 

در سراى گبر بد گرگين سگى

 

مانده از جوع استخوانى و رگى

 

پيش او گر خط پرگارى كشى

 

شكل نان بيند بميرد از خوشى

 

بر زبان گر بگذرد لفظ خبر

 

خبز پندارد رود هوشش ز سر

 

كلب در دنبال عابد پو گرفت

 

از پى او رفت و رخت او گرفت

 

زان دو نان عابد يكى پيشش فكند

 

پس روان شد تا نيايد زو گزند

 

سگ بخورد آن نان و از پى آمدش

 

تا مگر بار ديگر كا زاردش

 

عابد آن نان ديگر دادش روان

 

تاكه باشد از عذابش در امان

 

كلب آن نان دگر را نيز خورد

 

پس روان گرديد از دنبال مرد

 

همچو سايه از پى او مى دويد

 

عف و عف مى كرد رختش مى دريد

 

گفت عابد چون بديد اين ماجرا

 

من سگى چون تو نديدم بى حيا

 

صاحبت غير از دو نان چيزى نداد

 

وان دونان را بستدى اى كج نهاد

 

ديگرم از پى دويدن بهر چيست

 

وين همه رختم دريدن بهر چيست

 

سگ به نطق آمد كه اى صاحب كمال

 

بى حيا من نيستم چشمى به مال

 

هست از وقتى كه من بودم صغير

 

مسكنم ويرانه اين گبر پير

 

گوسفندش را شبانى مى كنم

 

خانه اش را پاسبانى مى كنم

 

كه به من ازلطف نانى مى دهد

 

گاه مشت استخوانى مى دهد

 

گاه از يادش رود اطعام من

 

وز مجاعت تلخ گردد كام من

 

روزگارى بگذرد كاين ناتوان

 

نه زنان يا بدنشان نه استخوان

 

گاه هم باشد كه اين گبر كهن

 

نان نيابد بهر خود نه بهر من

 

چون بر درگاه او پرورده ام

 

رو به درگاه دگر ناورده ام

 

هست كارم بر در اين پير گبر

 

گاه شكر نعمت او گاه صبر

 

تو كه نامد يك شبى نانت به دست

 

در بناى صبر تو آمد شكست

 

از در رزاق رو برتافتى

 

بر در گبرى روان بشتافتى

 

بهر نانى دوست را بگذاشتى

 

كرده اى با دشمن او آشتى

 

خود بده انصاف اى مرد گزين

 

بى حياتر كيست من يا تو ببين

 

مرد عابد زين سخن مدهوش شد

 

دست خود بر سر زد و بى هوش شد

 

اى سگ نفس ((بهائى )) ياد گير

 

اين قناعت از سگ آن گبر پير

 

بر تو گر از صبر نگشايد درى

 

از سگ گرگين گبرى كمترى

 
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 9:58 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

به شوق دیدن رویت شتابان آمدم مهدی

 

به صحرا ودر ودشت وبیابان آمدم مهدی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

عِدّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ خَالِدٍ

عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ

قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللّهِ ع یَقُولُ الْعَامِلُ عَلَى غَیْرِ

بَصِیرَةٍ كَالسّائِرِ عَلَى غَیْرِ الطّرِیقِ لَا یَزِیدُهُ

سُرْعَةُ السّیْرِ إِلّا بُعْداً

 

ترجمه :


 امام صادق علیه السلام مى‏فرمود: هر كه بدون

 

بصیرت عمل كند مانند كسى است كه بیراهه میرود

 

 هر چند شتاب كند از هدف دورتر گردد.

 

  

كتاب كافى جلد 1 ص :54 روایة: 1

 

 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

شیعیان دیگرهوای کربلا دارد حسین

 

 
روی دل با کاروان کربلا داردحسین



 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 8:44 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

معرفت بر مكان برزخى


حجة الاسلام شاه آبادى به نقل از آية الله تجليل داستانى از مرحوم آية الله العظمى حجت رحمت الله عليه چنين بيان فرمود:
پدر آقاى مهندس بازرگان - اولين نخست وزير دوران تثبيت انقلاب - از تجار ثروتمند، متدين و علاقه مند به مراجع تقليد دوران خويش بود، او روزى تصميم گرفت براى چهار نفر از مراجع وقت دوران خويش ، منازلى را به پول شخصى خود - و نه از پول سهم مبارك امام (عليه السلام) - خريدارى كند، پس به نزد آنان رفته و پس از استخاره ، از براى چهار نفر و از جمله مرحوم آية الله حجت رحمت الله عليه خانه اى را خريدارى نمود. چندى بعد مرحوم آية الله العظمى حجت رحمت الله عليه به دنبال پدر مرحوم بازرگان فرستاده او را به نزد خويش احضار كرده ، تا با وى سخنى بگويد.
پس از حاضر شدن وى ، مرحوم حجت با ابراز شرمندگى از ايشان اجازه مى خواهد كه از خانه خريدارى شده توسط او خارج شده و به خانه اجاره اى قبلى شان بازگردد.
مرحوم بازرگان با تعجب از علت گفتار و تصميم پرسش مى كند.
ايشان مى گويد: چند شب پيش در عالم رويا، كاخ عظيمى را در بهشت نشانم داده و گفتند كه اين كاخ از آن توست ، با خوشحالى به گردش در آن باغ بزرگ پرداختم ، پس از مقدارى گردش ، متوجه شدم كه در گوشه اى از اين كاخ بهشتى ، ساختمان بسيار زيبايى خراب شده است ، با ناراحتى پرسيدم : چرا اين ساختمان خراب شده است ؟
گفتند: به جاى اين خانه بهشتى ، در دنيا خانه اى به تو داده شده ، پس تو را به اين خانه در اينجا نيازى نيست !؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 8:41 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

مطالب قدیمی‌تر