تبليغاتX
همیشه بهار

همیشه بهار

مذهبی


 

گفتم که زینب دخترش گفتا که تو نا محرمی


گفتم که باشد محرمش گفتا علی باشد علی




 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

نوع چهارم :

 در احكام و آداب و مشخصات مستفتى

كيفيت ساختن حبر:

 

1- مركبى كه با كاغذ يعنى براى نوشتن روى برگ ، مناسب بود كه «حبرالدخان » ناميده مى شد، و آنرا از مازوى شامى تهيه مى كردند و يك رطل آنرا به صورت بلغور و زبر مى كوبيدند، و آنرا با اندكى از آس يعنى مورد يا ريحان خوشبوى در ميان شش رطل آب به مدت يك هفته خيس مى دادند. سپس آنرا روى آتش مى جوشاندند تا به نصف و يا دو ثلث تقليل مى يافت و بعد از آن در ميان لنگ و پارچه اى آنرا تصفيه مى نمودند، و سه روز آنرا رها مى كردند، و آنرا دوباره تصفيه مى نمودند و بعد از آن به اندازه هر رطلى از آب ، چند وقيه از صمغ عربى و زاج قبرسى را بر آن اضافه مى كردند. سپس از همان دوده اى كه قبلا از آن ياد كرديم آن اندازه بدان مى افزودند كه براى تيره و سياه كردن آن كافى بود و صبر و عسل را نيز به آن اضافه مى كردند كه مگس بر آن ننشيند و مدتى حالت خود را حفظ كند. و براى هر رطلى از اين مركب ، سه وقيه از دوده قرار مى دادند البته پس از آنكه آن دوده را با قلوه كف دست - همراه با نيشكر و زعفران و زنگار - مى كوبيدند تا خوب نرم مى شد و نمى بايست آنرا در هاون كوبيد.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

یه دیوانه سنگی به چاه میندازه

 

که صدعاقل نمیتونه بیرون بیاره



 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

عشق آن شب مست مستش کرده بود


فارغ از جام الستش کرده بود



 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

ب: معني از امر خدا بودن روح:

 

خداوند در قرآن در چهار مورد با تعبيرات مختلف

 فرموده «كه روح از امر خداست»

 

يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ

 إِلاَّ الْحَقِّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّهِ

 وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَ

رُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاَثَةٌ انتَهُواْ خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللّهُ

إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات

وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً

 

اى اهل كتاب در دين خود غلو مكنيد و در باره

خدا جز [سخن] درست مگوييد مسيح عيسى بن

مريم فقط پيامبر خدا و كلمه اوست كه آن را به

سوى مريم افكنده و روحى از جانب اوست پس به

 خدا و پيامبرانش ايمان بياوريد و نگوييد [خدا]

سه‏گانه است باز ايستيد كه براى شما بهتر است‏

خدا فقط معبودى يگانه است منزه از آن است كه

براى او فرزندى باشد آنچه در آسمانها و آنچه

در زمين است از آن اوست و خداوند بس كارساز

 است

 

سورة نساء، آية 171

 

وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِن بَعْدِ نُوحٍ وَكَفَى بِرَبِّكَ

 بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًَا بَصِيرًا

 

و چه بسيار نسلها را كه ما پس از نوح به

هلاكت رسانديم و پروردگار تو به گناهان

بندگانش بس آگاه و بيناست

 

سورة اسراء آية 17

 

لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ

مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ

أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ

الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي

 مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ

رَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ

هُمُ الْمُفْلِحُونَ

 

قومى را نيابى كه به خدا و روز بازپسين ايمان

 داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش

 مخالفت كرده‏اند هر چند پدرانشان يا پسرانشان

 يا برادرانشان يا عشيره آنان باشند دوست بدارند

در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را

 با روحى از جانب خود تاييد كرده است و آنان را

به بهشتهايى كه از زير [درختان] آن جويهايى

روان است در مى‏آورد هميشه در آنجا ماندگارند

 خدا از ايشان خشنود و آنها از او خشنودند

اينانند حزب خدا آرى حزب خداست كه

رستگارانند

 

سورة مجادله، ‌آية 22

 

وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي

 مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ

مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ

مُّسْتَقِيمٍ

 

وهمين گونه روحى از امر خودمان به سوى تو

وحى كرديم تو نمى‏دانستى كتاب چيست و نه

ايمان [كدام است] ولى آن را نورى گردانيديم كه

 هر كه از بندگان خود را بخواهيم به وسيله آن

راه مى‏نماييم و به راستى كه تو به خوبى به

راه راست هدايت مى‏كنى

 

سورة شوري،‌آية 52

 

كه متن كامل يكي از آيات چنين است

 

وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي

وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً

 

 

و در باره روح از تو مى‏پرسند بگو روح از

 [سنخ] فرمان پروردگار من است و به شما از

دانش جز اندكى داده نشده است

 

 

» از تو دربارة «روح» سؤال مي‌كنند، بگو:

روح از فرمان پروردگار من است، و جز اندكي

 از دانش به شما داده نشده است؟

 

 

 سورة اسراء، آية 85.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

تير مژگان بكمانخانه ابروي بنه

 

كه به از صيد دلم هيچ شكاري نبود



 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

جبرییل آوای غم سر داده است..

 


در فلک شوری دگر افتاده است

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 10:29 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

قال الرضا عليه السلام:

 

انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و

 العطش فيستدلوا على فقر الاخر.

 

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى

 و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و

 بيچارگى آخرت را بيابند.

 

وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 10:26 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله

 

إذا أرَدتَ أن يَحشُرَكَ اللّه‏ُ مَعي فَأطِلِ

 

 السُّجودَ بينَ يَدَيِ اللّه‏ِ الواحِدِ القَهّارِ

 

اگرمى‏خواهى خداوند تو رابا من محشور فرمايد

در پيشگاه خداى واحد قهّار سجده طولانى كن .

 

 ميزان الحكمه ، ح 8283

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 9:51 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

صبا را گشته بودم محرم راز

 

مرا با رمز غیبت اشنا کرد



 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 9:25 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

قال الصادق (عليه السلام)

 

راس السنة ليلة القدر يكتب فيها

 

ما يكون من السنة الى السنة.

 

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

 

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است.

 

در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود.

 

وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 9:22 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

بخش دوم : تفكر مذهبى شيعه

طريق دوم بحث عقلى

1 - تفكر عقلى فلسفى و كلامى 2 - پيش قدمى شيعه در تفكر فلسفى و كلامى در اسلام 3 - كوشش پايدار شيعه در فلسفه و ساير علوم عقليه 4 - چرا فلسفه در شيعه باقى ماند ؟ 5 - چند تن از نوابغ علمى شيعه .



3 - كوشش پايدار شيعه در فلسفه و ساير علوم عقليه

 

شيعه چنانكه در آغاز , براى پيدايش تفكر فلسفى عاملى مؤثر بود در پيشرفت اينگونه تفكر و ترويج علوم عقليه نيز ركنى مهم بود و پيوسته بذل مساعى ميكرد و از اين روى با اينكه با رفتن ابن رشد , فلسفه از ميان اكثرت تسنن رفت هرگز ازميان شيعه نرفت و پس از آن ميان شيعه نرفت و پس از آن نيز فلاسفه اى نامى مانند خواجه طوسى وميرداماد وصدرالمتأ لهين بوجودآمده يكى پس از ديگرى در تحصيل و تحرير فلسفه كوشيدند .
همچنين در ساير علوم عقليه كسانى مانند خواجه طوسى و بيرجندى و غير ايشان بوجود آمدند .
همه اين علوم و بويژه فلسفه الهى در اثر كوشش خستگى ناپذير شيعه پيشرفت عميق كرد چنانكه با سنجش آثار خواجه طوسى و شمس الدين تركه و ميرداماد و صدرالمتأ لهين با آثارگذشتگان روشن است .

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 9:17 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني

 

زسمت مشرق جغرافياي عرفاني

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 8:52 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

اذان جمکران شوری به پا کرد

 

 دلم را از غم عالم جدا کرد

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 8:5 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

امام على عليه‏السلام

 

الصَّدَقَةُ و الحَبسُ ذَخيرَتانِ فَدَعُوهُما لِيَومِهِما 

 

صدقه و وقف دو ذخيره‏اند ، آنها را براى

 

روز خودشان (قيامت) وانهيد

 

  دعائم الإسلام ، ج2 ، ص340

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 8:4 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 اللهمَّ وَفّر فيهِ حَظي فيهِ مِن بَرَكاتِهِ،

 

وَ سَهّل سَبيلي فيهِ الي خَيراتِهِ،

 

وَلا تَحرمني قَبُولَ حَسَناتِهِ

 

يا هادياً الي  الحَقّ المُبين.

 

خدایا در این روز بهره مرا از برکاتش وافر گردان،

 و راهم را به سوي خيراتش سهل و آسان ساز

 و از حسنات مقبول آن مرا محروم مساز.


ای راهنمای به سوي دين حق وحقيقت آشکار

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 7:53 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله

 

 أَضِف بِطَعامِكَ مَن تُحِبُّ فِي اللّه‏ِ

 

هر كسى را كه براى خدا دوستش دارى،

 با غذايت مهمانى كن.

 

 المحاسن، ج 2 ، ص391

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/28ساعت 6:59 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 
بسم الله الرحمن الرحيم
 
 
اللهمّ وَفّقْني فيهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ
 
وجَنّبْني فيهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ

 

 

وأوِني فيهِ بِرَحْمَتِكَ الى دارِ القَرارِ

 

 

بالهِيّتَكِ يا إلَهَ العالَمين.

 

 

خدايا توفيقم ده در آن به سازش كردن نيكان
 ودورم دار در آن از رفاقت بدان
 وجايم ده در آن با مهرت به سوى خانه آرامش
به خدايى خودت اى معبـود جهانيان.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت 6:51 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 
بسم الله الرحمن الرحيم
 
 
اللهمّ ارْزُقْني فيهِ طاعَةَ الخاشِعين
 
 واشْرَحْ فيهِ صَدْري بإنابَةِ المُخْبتينَ
 
 بأمانِكَ يا أمانَ الخائِفين.

 

خدايا روزى كن مرا در آن فرمانبردارى فروتنان
 وبگشا سينه ام در آن به بازگشت دلدادگان
به امان دادنت اى امان ترسناكان.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/26ساعت 6:49 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

رسول الله صلّى الله عليه و آله:

 

أحسِن إلى مَن أساءَ إلَيكَ 

 

به كسى كه به تو بدى كرد نيكى نما 

 

بحار الأنوار : 77 / 173

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

قناریان چمن را چه شور و غوغائیست

 
به نای مرغک هند از شعف شکر دیدم



 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

سوره 17: الإسراء

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

و انسان [همان گونه كه] خير را فرا مى‏خواند [پيشامد] بد را مى‏خواند و انسان همواره شتابزده است (11)

 

وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً ﴿11﴾

و شب و روز را دو نشانه قرار داديم نشانه شب را تيره‏گون و نشانه روز را روشنى‏بخش گردانيديم تا [در آن] فضلى از پروردگارتان بجوييد و تا شماره سالها و حساب [عمرها و رويدادها] را بدانيد و هر چيزى را به روشنى باز نموديم (12)

 

وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً ﴿12﴾

و كارنامه هر انسانى را به گردن او بسته‏ايم و روز قيامت براى او نامه‏اى كه آن را گشاده مى‏بيند بيرون مى‏آوريم (13)

 

وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا ﴿13﴾

نامه‏ات را بخوان كافى است كه امروز خودت حسابرس خود باشى (14)

 

اقْرَأْ كَتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا ﴿14﴾

هر كس به راه آمده تنها به سود خود به راه آمده و هر كس بيراهه رفته تنها به زيان خود بيراهه رفته است و هيچ بردارنده‏اى بار گناه ديگرى را بر نمى‏دارد و ما تا پيامبرى برنينگيزيم به عذاب نمى‏پردازيم (15)

 

مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً ﴿15﴾

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

باید به خدا پناه برم

 

زبان قاصر است ز وصف فراقت

 

ز وصف زجر من در نبودت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

عِدّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ

 

عَلِيّ بْنِ مُحَمّدٍ الْقَاسَانِيّ عَمّنْ ذَكَرَهُ عَنْ عَبْدِ اللّهِ

 

بْنِ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِيّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ إِنّ

 

الْعَالِمَ إِذَا لَمْ يَعْمَلْ بِعِلْمِهِ زَلّتْ مَوْعِظَتُهُ عَنِ الْقُلُوبِ

 

 كَمَا يَزِلّ الْمَطَرُ عَنِ الصّفَا

 

 

ترجمه :


 و فرمود: چون عالم بعلم خويش عمل نكند

اندرزش از دلهاى شنوندگان بلغزد چنانچه باران

 از سنگ صاف بلغزد.



اصول كافى جلد 1 ص :56 رواية: 3

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

مانده ام تنها در اين وادى بيا   

  

اى تمام هستى ام مهدى بيا




 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

سوره 17: الإسراء

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ

 

أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ

 

لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ

 

كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ

 

 تَتْبِيرًا ﴿7﴾

 

اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده‏ايد و اگر بدى كنيد

 به خود [بد نموده‏ايد] و چون تهديد آخر فرا رسد

[بيايند] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد[تان]

چنانكه بار اول داخل شدند [به زور] درآيند و بر هر

 چه دست‏يافتند يكسره [آن را] نابود كنند (7)

 

عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ

 

عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا

 ﴿8﴾

اميد است كه پروردگارتان شما را رحمت كند و

[لى] اگر [به گناه] بازگرديد [ما نيز به كيفر شما]

بازمى‏گرديم و دوزخ را براى كافران زندان قرار

 داديم (8)

 

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ

 

وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ

 

الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا ﴿9﴾

 

 

قطعا اين قرآن به [آيينى] كه خود پايدارتر است راه

مى‏نمايد و به آن مؤمنانى كه كارهاى شايسته مى‏كنند

 مژده مى‏دهد كه پاداشى بزرگ برايشان خواهد بود

(9)

 

وأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ

 

أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ﴿10﴾

 

 

و اينكه براى كسانى كه به آخرت ايمان نمى‏آورند

 عذابى پر درد آماده كرده‏ايم (10)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

كو قيامت تا تمــــــــــــــــاشـــــــــايم كند؟

 

كو تواني تا كه حاشــــــــــــــــــــــايم كند؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

عالم متقى جناب حاج سيد محمد جعفر سبحانى امام جماعت مسجد آقالر فرمود در خواب محل اجابت دعا را در قبه حسينيه عليه السّلام به من نشان دادند وآن قسمت بالاى سر مقدس تا حدى كه محاذى قبر جناب حبيب بود و در سفرى كه با مرحوم والد مشرف شديم پدرم ناگهان چشم درد گرفت و از هر دو چشم نابينا شد و من سخت ناراحت و در زحمت بودم ؛ زيرا بايد دائما مراقبش باشم و دستش را بگيرم و حوايجش را انجام دهم .
بالجمله حرم مطهر مشرف شدم و در همان محل اجابت دعا عرض كردم چشم پدرم را از شما مى خواهم ، شب در خواب ديدم بزرگوارى به بالين پدرم آمد دست مبارك را بر چشمش كشيد و به من فرمود: اين چشم ، ولى اصل خرابست .
چون بيدار شدم ديدم هر دو چشم پدرم خوب و بينا شده است ولى معناى كلمه ((اصل خرابست )) را ندانستم تا سه روز كه از اين قضيه گذشته ، پدرم از دنيا رفت آنگاه معناى كلمه واضح شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

کمان و تیر بگیروبه کوی عشق بیا



عقاب کوه احد را شکارخواهی کرد



 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

از پيامبر اسلام(ص) روايت شده است: «لا خير فيمن لا يضيف »در كسى كه ضيافت نمى كند، خيرى نيست.

حضرت ابراهيم خليل(ع) وقتى مى خواست غذايى تناول كند، يكى دو ميل راه مى رفت تا كسى را پيدا كند و با هم غذا بخورند، به همين جهت كنيه ابوالضيفان (پدر مهمانها) به او داده شد.

در قرآن كريم نيز داستان مهمانان حضرت ابراهيم(ع) را مى خوانيم: «هل اتيك حديث ضيف ابراهيم » كه پس از وارد شدن مهمانان و احوالپرسى با آنها، پنهانى به سوى خانواده خود رفت و گوساله چاقى را بريان كرد و براى آنان آورد.

از امام صادق(ع) روايت شده است كه:

«مهمانان وقتى بر ميزبان وارد مى شوند، روزى بسيارى با خود مى آورند و وقتى مى روند آمرزش الهى را به ميزبان مى دهند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

قسم چهارم :

 

صفاتى كه در مورد انتخاب رفيق بايد رعايت شود

در مصباح الشريعه  از آن حضرت نقل شده كه فرمود: « دورى كن از دوستى كسى كه براى طمع يا ترس ، يا تنبلى و سستى ، و يا خوردن و نوشيدن به سراغ تو آمده است و در پى دوستى با پرهيزگاران باش هر چند كه در تاريكيهاى زمين باشند؛ و هر چند كه عمرت را در جستجوى چنين دوستانى بگذرانى ؛ زيرا خداوند عز و جل پس از پيامبران در روى زمين بهتر از ايشان نيافريده است و خداوند بر بنده اى نعمتى را ارزانى نداشته است كه به پاى نعمت توفيق رفاقت با ايشان برسد. خداوند عز و جل مى فرمايد:« الا خلاء يومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقين » ، و به عقيده من اگر كسى در روزگار ما، چنين دوست بى عيبى را بجويد، بدون دوست بماند. مگر نمى بينى كه بالاترين كرامتى را كه خداوند به پيامبرانش به هنگام اظهار دعوت نبوتشان ، مرحمت فرموده است ، تصديق شخص امين و يا يكى از اولياء مى باشد. همچنين از بالاترين عنايات پروردگار اين است كه به دوستان و اولياء و امناى خود، دوستى پيامبرانش را مرحمت كرده و اين خود دليل بر آن است كه در دو دنيا، پس ‍ از معرفت خدا، نعمتى بالاتر و پاك و پاكيزه تر از دوستى و برادرى در راه خدا نيست .»
در كافى ، از امام باقر (ع ) نقل شده كه فرمود: « از كسى پيروى كن ، كه خيرخواه تو است و تو را مى گرياند و پيروى نكن از كسى كه تو را فريب مى دهد و مى خنداند و بزودى همه شما به نزد خدا بازگردانده مى شويد و آنگاه خواهيد دانست .
اكنون برمى گرديم به سخنان غزالى كه مى گويد: جنيد مى گويد: اگر تبهكار خوش ‍ خلقى با من رفيق باشد بهتر است از رفاقت قارى قرآنى كه بد خلق باشد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

پيامبر (ص)

:

الصلاة شفيع بينه و بين ملک الموت

 

نمازشفيع نمازگزار در نزد ملک الموت است

 

( بحار الانوار، ج ,82 ص 232 )

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 10:14 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

اي ديده ها به راهت اي قائم هدايت


تا کي کنم حکايت شرح غم جدائي



 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

وَيَا قَوْمِ لاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَن

 

يُصِيبَكُم مِّثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ

 

 أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا

 

قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعِيدٍ ﴿89﴾

 

 

و اى قوم من زنهار تا مخالفت‏شما با من شما را

بدانجا نكشاند كه [بلايى] مانند آنچه به قوم نوح

يا قوم هود يا قوم صالح رسيد به شما [نيز] برسد

و قوم لوط از شما چندان دور نيست (89)

 

سوره هود آیه  89

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 


 

چه شود كه راه یابد سوى آب، تشنه كامى؟



چه شود كه كام جوید زلب تو، كامجویى؟


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

آیت الله مکارم: اگر احتمال دهد فتواي مجتهد عوض شده ، مي تواند به فتواي سابق عمل كند وجستجو لازم نيست . تا انسان يقين نكند كه فتواي مجتهد عوض شده است ، مي تواند به آنچه دررساله نوشته شده عمل نمايد و اگر احتمال دهد كه فتواي او عوض شده ، جستجو لازم نيست .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 8:15 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

سوره 17: الإسراء

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

 وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي

 

الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ

 

 وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا ﴿4﴾

 

 

و در كتاب آسمانى[شان] به فرزندان اسرائيل خبر

داديم كه قطعا دو بار در زمين فساد خواهيد كرد و

 قطعا به سركشى بسيار بزرگى برخواهيد خاست (4)

 

فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ

 

 عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ

 

 خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً ﴿5﴾

 

 

پس آنگاه كه وعده [تحقق] نخستين آن دو فرا رسد

 بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما

مى‏گماريم تا ميان خانه‏ها[يتان براى قتل و غارت

 شما] به جستجو درآيند و اين تهديد تحقق‏يافتنى است

 (5)

 

ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم

 

 بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا

 

 ﴿6﴾

 

پس [از چندى] دوباره شما را بر آنان چيره مى‏كنيم

 

و شما را با اموال و پسران يارى مى‏دهيم و [تعداد]

نفرات شما را بيشتر مى‏گردانيم (6)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 7:42 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 در احكام و آداب و مشخصات مستفتى


12- در صورت عدم دسترسى به مفتى ، تكليف مستفتى چيست ؟


اگر مقلد و مستفتى راجع به مسئله اى در شهر و ديار خويش به مفتى دسترسى نداشته باشد، در صورتى كه حكم مسئله درباره او به سر حد وجوب رسيده باشد واجب است به سوى شهر و ديار مفتى مسافرت كند؛ همانطور كه قبلا نيز همين مطلب را يادآور شديم .
اگر مستفتى در شهر و ديار خود و نيز در شهرهاى ديگر به مجتهد و مفتى دسترسى نداشت - بر اين مبنى و فرض كه مجتهد ميت ، قابل تقليد نيست و اين امكان هم وجود داشته باشد كه در يك دوره و زمانه اساسا وجود مجتهد، ناياب گردد - (و ما از چنين دوره و زمانه اى به خدا پناه مى بريم )، در چنين شرايطى بر مقلد لازم است كه حتى الامكان در مسائل مورد ابتلاء خود، عمل به احتياط كند. و اگر عمل به احتياط براى او ممكن نبود، در اينكه آيا اين شخص مكلف به عملى در اين مسئله هست يا نه ، محل تاءمل و شايان دقت و بررسى بيشترى مى باشد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 7:25 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 


 

گفتم حسن زیباستی گفتا که او پور علی است

 


گفتم که زیبایی حسن گفتا علی باشد علی




 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 7:17 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

كفاره روزه

كفّاره , همان جريمه اى است كه براى باطل كردن روزه معين شده است و عبارت است از:

-- آزاد كردن يك بَرده

-- دو ماه روزه گرفتن كه سى و يك روز آن بايد پى در پى باشد

-- سير كردن شصت فقير, يا دادن يك مُدّ طعام به هر يك از آن ها.

كسى كه كفّاره بر او واجب شود, بايد يكى از اين سه را انجام دهد و چون امروزه <برده > به معناى فقهىِ آن يافت نمى شود, مورد دوّم يا سوم را انجام مى دهد, و اگر هيچ يك از اينها برايش مقدور نيست هر مقدار كه مى تواند بايد به فقير طعام بدهد و اگر اصلاً نتواند طعام بدهد, بايد استغفار كند.(1)

در اين موارد به جا آوردن قضاى روزه واجب است ولى كفّاره ندارد:

1- روزه دار عمداً قى كند.

2- در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و با حال جنابت , يك يا چند روز روزه بگيرد.

3- در ماه رمضان , بدون اينكه تحقيق كند صبح شده يا نه ؟ كارى كند كه روزه را باطل مى كند, مثلاً آب بخورد, و بعداً معلوم شود صبح بوده است .

4- كسى بگويد صبح نشده و روزه دار به گفتهء او, كارى كند كه روزه را باطل مى كند, و بعداً معلوم شود صبح بوده است .(2)

5- روزه هايى كه به واسطه سفر باطل شده است .(3)

6- روزه هاى ايام حيض و نفاس بانوان .(4)

7- بر اثر ندانستن مسأله , مبطلى انجام داده ولى نمى توانسته مسأله را ياد بگيرد, يا اصلاً ملتفت نبوده .(5)

-- اگر عمداً روزهء رمضان را نگيرد, يا عمداً آن را باطل كند, قضا و كفاره واجب مى شود.(6)

مواردى كه فقط بايد براى هر يك روز يك مد طعام به فقير داده شود:

1- به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد و مرض او تا سال بعد طول بكشد و اگر چنانچه مرض او تا چندين سال طول بكشد قضاى سال آخر را بايد به جا آورد و سالهاى گذشته را براى هر يك روز يك مد طعام به فقير بدهد(7)

2- كسى كه به واسطهء پيرى , روزه گرفتن برايش مشقت دارد و بعد از رمضان هم نمى تواند قضاى آن را به جا آورد.(8)

3- مرضى دارد كه زياد تشنه مى شود و روزه گرفتن برايش مشقت دارد و بعد از رمضان هم نمى تواند قضاى آن

را به جا آورد(9).

مواردى كه بايد قضاى روزه را به جا آورد و براى هر يك روزه يك مد طعام به فقير بدهد:

1- به واسطه عذرى ; مثلاً سفر روزه نگرفته و بعد از ماه رمضان عذر برطرف شده و تا رمضان سال بعد عمداً

قضاى آن را به جا نياورده است .(10)

2- به واسطه عذرى روزه نگرفته و بعد از رمضان عذر او برطرف شده و تا چند سال قضا آن را تأخير انداخته

(قضا و يك كفاره 10سيرى ), كفاره تكرار نمى شود.(11)

3- موقعى كه عذر دارد, تصميم او بر اين است كه بعد از برطرف شدن عذر, قضا روزه را به جا آورده و عذر برطرف شد و پيش از آن كه قضا كند درتنگى وقت عذرى برايش پيدا شود, قضا آن واجب و يك مد طعام احتياط واجب است(12) .

4- در قضا روزه كوتاهى كند و وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى برايش پيش آيد.(13)

5- مرضى دارد كه زياد تشنه مى شود و روزه گرفتن برايش مشقت دارد ; اضافه بر يك مد طعام , بنابر احتياط واجب (قضاى آن را هم به جا آورد.(14)

6- زنى كه زائيدن او نزديك است و روزه براى حملش ضرر دارد و نمى تواند روزه بگيريد.(15)

7- زنى كه زاييدن او نزديك است و روزه براى خودش ضرر دارد و نمى تواند روزه بگيرد قضاى آن را بايد به ت جاآورد و بنابر احتياط واجب براى هر يك روز, يك مد طعام به فقير بدهد.(16)

8- زنى كه بچه شير مى دهد و شير او كم است و روزه براى بچه اى كه شير مى دهد ضرر دارد(17).

9- زنى كه بچه شير مى دهد و شير او كم است و روزه براى خودش ضرر دارد, قضاى روزه را بايد به جا آورد وأبنابر احتياط واجب براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.(18)

10- به واسطهء عذرى , غير مرض مانند مسافرت , روزهء رمضان را نگيرد و عذر او تا رمضان سال بعد طول بكشد,حقضا آن را بايد به جا آورد و احتياط مستحب آنست كه براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.(19*

پاورقی

1- توضيح المسائل , م 1660 ،1661
2- توضيح المسائل , م 1688
3- تحريرالوسيله , ج 1 ص 298 م 4
4- العروةالوثقى , ج 2 ص 390 م 3
5- همان , م 1659
6- همان , م 1658و 1710
7- توضيح المسائل , م 1703و 1707
8- توضيح المسائل , م 1726
9- توضيح المسائل , م 1727
10- توضيح المسائل , م 1705
11- توضيح المسائل , م 1709
12- توضيح المسائل , م 1706
13- توضيح المسائل , م 1706
14- توضيح المسائل , م 1727
15- توضيح المسائل , م 1728
16- توضيح المسائل , م 1728
17- توضيح المسائل , م 1729
18- توضيح المسائل , م 1729
19- توضيح المسائل , م 1703

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 7:6 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

یه گوشش دره یه گوشش دروازه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 7:2 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي

 

فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ

 

پس وقتى آن را درست كردم و از روح خود در

 

 آن دميدم پيش او به سجده درافتيد

 

«نفخ فيه من روحِهِ»[1] همين روح عظيمي است

 كه ما را از حيوانات جدا مي‌سازد و برترين

شرف، است و تمام قدرت و فعّاليت‌ ما از آن

سرچشمه مي‌گيرد، و به كمك آن اسرار علوم

را مي‌شكافيم، و به اعماق موجودات راه مي‌يابيم.[2]

 

[1] . سورة حجر، آية 29.

 

[2] . ر.ك. آيت‌الله مكارم شيرازي، تفسير نمونه،

 

(تهران، دارالكتب، الاسلاميّه) ج 12، ص 252.



 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 6:57 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

كي شود ديده من به رخ نيكوي تو باز

 

كه بغير از تو مرا هيچ نگاري نبود



 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 6:33 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

قال اميرالمومنين عليه السلام:

 

فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏ 

 

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص

 خلق را بيازمايد.

 

نهج البلاغه، حكمت 252

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 6:32 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

رسول الله صلّى الله عليه و آله:

 

المُسلِمُ مَن سَلِمَ المُسلِمونَ مِن لِسانِهِ ويَدِهِ .

 

مسلمان كسى است كه مسلمانان از زبان و

 

دستش آسوده باشند .

 

ميزان الحكمة : 8778 .
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 6:24 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

سوره 17: الإسراء

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ

 

الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى

 

 الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا

 

إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ ﴿1﴾

 

 

منزه است آن [خدايى] كه بنده‏اش را شبانگاهى

 از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى كه

پيرامون آن را بركت داده‏ايم سير داد تا از

نشانه‏هاى خود به او بنمايانيم كه او همان

شنواى بيناست (1)

 

وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى

 

 لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي

 

 وَكِيلاً ﴿2﴾

 

 

و كتاب آسمانى را به موسى داديم و آن را

براى فرزندان اسرائيل رهنمودى گردانيديم كه

زنهار غير از من كارسازى مگيريد (2)

 

ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ

 

عَبْدًا شَكُورًا ﴿3﴾

 

اى] فرزندان كسانى كه [آنان را در كشتى] با نوح

 

برداشتيم راستى كه او بنده‏اى سپاسگزار بود (3)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 6:22 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

شکر ز طوطی بنگال و شهد منقارش

 
نثار مقدم مولی دادگر دیدم



 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 6:0 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

بسم الله الرحمن الرحيم
 
اللهمّ لا تؤاخِذْني فيهِ بالعَثراتِ
 واقِلْني فيهِ من الخَطايا والهَفَواتِ
ولا تَجْعَلْني فيه غَرَضاً للبلايا والآفاتِ
بِعِزّتِكَ يا عزّ المسْلمين.
خدايا مؤاخذه نكن مرا در ايـن روز به لغزشها
و درگذر از من در آن از خطاها وبيهودگيها
وقرار مده مرا در آن نشانه تير بلاها وآفات
اى عزت دهنده مسلمانان.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 5:57 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

قيل لابى عبد الله (عليه السلام)

 

كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟

 قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف

 شهر ليس فيها ليلة القدر.

 

از امام صادق (عليه السلام) سوال شد:

 

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

 

حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در

هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

 

وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 5:52 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

رفته اى جانا دلم خون شد بيا 

  

بى تو چشمانم چو جيحون شد بيا



 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/24ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

مطالب قدیمی‌تر