تبليغاتX
همیشه بهار

همیشه بهار

مذهبی

 

 

امام صادق عليه‏السلام :

 

اَلْبِرُّ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ يَعْمُرانِ الدّيارَ

 

وَ يَزيدانِ فِى الاَْعْمارِ

 

نيكوكارى و خوش اخلاقى، خانه‏ها را آباد

 

و عمرها را طولانى مى‏كنند.

 

كافى ، ج 2، ص 100،

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/29ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

پيغمبر شناسى

به سوى هدفـ هدايت عمومى

دانه گندمى كه در شكم خاك با شرايط مناسبى قرار مى‏گيرد،شروع به رشد و نمو كرده به شاهراه تحول مى‏افتد و هر لحظه صورت و حالت تازه‏اى به خود گرفته با نظم و ترتيب مشخصى راهى را مى‏پيمايد تا يك بوته‏اى كامل،داراى خوشه‏هاى گندم مى‏شود و اگر يكى از دانه‏هاى آن به زمين افتد باز مسير گذشته را آغاز كرده به سر انجام مى‏رساند،و اگر هسته ميوه‏اى است در مهد زمين آغاز حركت نموده،پوست را شكافته جوانه سبزى مى‏دهد و راه منظم و مشخصى را پيموده بالأخره درختى برومند و سر سبز و باردار مى‏شود.

اگر نطفه حيوانى است در ميان تخم يا در رحم مادر،شروع به تكامل نموده راه مشخصى را كه ويژه همان حيوان نطفه‏اى است،سير نموده،فردى كامل از همان حيوان مى‏شود.

اين راه مشخص و سير منظم در هر يك از انواع آفرينش كه در اين جهان مشهودند برقرار و در سرنوشت همان نوع است و هرگز بوته‏سبز گندم كه از دانه شروع نموده به گوسفند يا بز يا فيل نمى‏رسد و هرگز حيوانى ماده كه از نر خود باردار گشته،خوشه گندم يا درخت چنار نمى‏زايد حتى اگر نقصى در تركيب اعضا يا در عمل طبيعى نوزادى پيدا شود مثلا گوسفندى بى چشم يا بوته گندمى بى‏خوشه به وجود آيد،ما ترديد نمى‏كنيم كه به يك آفت و سبب مخالف مستند مى‏باشد.

نظم و ترتيب مداوم در تحول و تكون اشياء و اختصاص هر نوع از انواع آفرينش در تحول و تكامل خود به نظامى خاص،براى متتبع كنجكاوى و غير قابل انكار مى‏باشد.از اين نظريه روشن دو مسئله ديگر مى‏توان نتيجه گرفت:

1ـدر ميان مراحل كه نوعى از انواع آفرينش از آغاز پيدايش تا انجام آن مى‏پيمايد يك اتصال و ارتباطى برقرار است مانند اينكه نوع نامبرده در هر يك از مراحل تحول و تكون خود از پشت سر دفع و از پيش رو جذب مى‏شود.

2ـنظر به اتصال و ارتباط نامبرده آخرين مرحله سير هر نوع از آغاز پيدايش مطلوب و مورد توجه تكوينى همان پديده نوعى است چنانكه مغز گردويى كه در زير خاك جوانه سبز مى‏دهد از همان وقت متوجه يك درخت برومند گردويى است و جنين در تخم يا در رحم،از آغاز تكون به سوى حيوان كاملى رهسپار مى‏باشد.

قرآن كريم در تعليم خود (كه مطلق آفرينش و پرورش اشياء را به خدا نسبت مى‏دهد) اين رهسپارى و كشش را كه هر نوع از انواع آفرينش در راه كمال خود دارد به هدايت الهى و رهبرى خدايى نسبت مى‏دهد،چنانكه مى‏فرمايد: الذى اعطى كل شى‏ء خلقه ثم‏هدى (1) .

و مى‏فرمايد: الذى خلق فسوى و الذى قدر فهدى (2) .و به نتيجه‏هاى نامبرده اشاره كرده مى‏فرمايد:

و لكل وجهة هو موليها (3)

و مى‏فرمايد: و ما خلقنا السموات و الارض و ما بينهما لا عبين ما خلقنا هما الا بالحق و لكن اكثرهم لا يعلمون (4)

پى‏نوشتها:

1ـيعنى:«خدايى كه به هر چيزى آفرينش ويژه‏اش را داده و پس از آن راهنمايى كرده (به سوى هدف زندگى و آفرينش) »، (سوره طه،آيه 50)

2ـسوره اعلى،آيه .32

4ـيعنى:«ما آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان آنهاست براى اينكه بازى كنيم،نيافريديم (بى هدف نيستند) ،نيافريديم آنها را مگر با آفرينش حق (هدف و غرضى در ميان است) ولى بيشتر مردم نمى‏دانند»، (سوره دخان،آيه 39)

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/29ساعت 8:36 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها

 

ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و

سمعه و بصره و جوارحه.

 

روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و

جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به

چه كارش خواهد آمد.

 

بحار، ج 93 ص 295

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 7:33 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 7:16 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 


http://www.sreedhara.com/blog/wp-content/uploads/2008/04/dscf1044.JPG


 

درختی بسیار شگفت انگیز چندی است که بحث بسیاری از سایتهای دنیا شده است. آیا این تصاویر واقعی است. اگر واقعی است باید نگرشی عمیقانه نسبت به این درخت داشت. چرا خدا درختی آفرید که میوه های آن به شکل زن میباشد. نام این درخت که در کشور تایلند میروید Nareepol است. nareee به معنی زن یا دختر و Pol به معنی درخت و گیاه میباشد. محل روئیدن این درخت در استانی واقع در 500 کیلومتری بانکوک میباشد. با توجه به اینکه خود ما نیز این درختان را از نزدیک ندیدیم بنابراین به قطع در مورد آن اظهار نظر نمیکنیم. تصاویر زیر نشانگر شکل زن گونه میوه های این درخت است.


http://ginnalim.files.wordpress.com/2008/04/dscf1043.jpg


 

این درختان مورد بحث بسیاری از سایتها شده اند که اصل برخی از اظهار نظرات را در این بخش قرار میدهیم. یکی از عواملی که صحت وجود این درخت را با شک و تردید همراه کرده است وجود تنها 3 یا 4 عکس از این درخت در دنیای اینترنت است.یکی از اظهار نظرات زیر از طرف یک تایلندی است که عنوان میکند اغلب روزها از کنار این درخت عبور میکند و تضمین میدهد که این درخت واقعی است.

 

 


http://i37.tinypic.com/vsgi8j.jpg

http://ginna.net/wp-content/uploads/2008/04/dscf1042.jpg
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 7:14 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

 

اَحِبُّو الْمَعْروفَ وَ اَهْلَهُ فَوَالَّذى نَفْسى بِيَدِهِ اِنَّ الْبَرَكَةَ

وَ الْعافيَةَ مَعَهُما

 

 نيكى و نيكوكاران را دوست بداريد.

سوگند به آن كه جانم به دست اوست،

بركت و تندرستى، با نيكى و نيكوكاران است.


(كنز العمّال، ح 15974
)



 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 6:23 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

یار در خانه

و ما گرد جهان میگردیم



 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 6:19 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 6:5 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

تا کسی رخ ننماید ز کسی دل نبرد

 

دلبر ما دل ما برد و ز ما رخ ننمود . . .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 5:50 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

معرفت حقايق برزخى


آية الله محفوظى به نقل از مرجع بزرگ حضرت آية الله العظمى بهجت ادام الله بقائه فرمود:
روزى به اتفاق رهبر عظيم الشاءن انقلاب آقاى (امام) خمينى رحمت الله عليه و آية الله سيد محمد تقى خوانسارى رحمت الله عليه به قبرستان وادى السلام قم رفتيم . مرحوم آقاى خوانسارى بر سر قبر مرحوم مشهدى محمد كه در دوران حيات خود سخت به ايشان علاقه داشت و ابراز محبت مى نمود رفت و با حالتى كه نشان از مشاهده مستقيم وى بود، رو به مشهدى محمد كرده و فرمود:
آقا مشهدى محمد! روزگارى تو براى ما توت مى آوردى ، نمى خواهى براى ما امروز توت بياورى ؟!
لحظاتى بعد ناگاه جوانى زيبا به سويمان آمده و سينى پر از توتى را برايمان حاضر ساخت !!

چو گردد خاك تن جان مجرد

 

 

شتابد سوى اقليم مؤبد

جهانى بيند از اين ديده پنهان

 

 

در آنجا ذره صد خورشيد تابان (1) (2)

پاورقي

1-  الهى قمشه اى .
2- آرى اى عزيز! اين است مقام مرجعيت و فقاهت دينى و شاگردان مكتب جعفرى . مرحوم خوانسارى رحمت الله عليه آن عالم بزرگى كه با دعايش كوير قم را سيراب و سربازان تا دندان مسلح متفقين را منكوب نمود، از اين قدرت عظيم الهى نيز برخودار بود كه نه تنها ارواح مومنان گذشته را ببيند، بلكه از آنان تقاضاى توت نيز كند و از آن توت ، خود و ساير صالحان را نيز بخوراند. امام قدس ‍ سره آن حقايق را ديده بود كه توانست اينچنين بر قدرتهاى جهانى بطوفد و دودمان رژيمى مسلح را در هم بپيچد و شيعه را و بلكه مسلمانان را براى قيام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف آماده سازد.

هر روز زين جهان غم آباد مى روند

 

 

جمعى كه هفته دگر از ياد مى روند

گلشن آزادى
مرحوم خوانسارى رحمت الله عليه اهل ريا، نيرنگ ، خودنمايى و بلوف نبود، تا در مقابل بزرگانى همچون مرحوم امام قدس سره و يا آية الله بهجت دامت بركاته بر آن اقدام كند، او واقعا چيزهايى را مى ديد، مى يافت و بيان مى كرد و از او نيز درخواست مى نمود. پس بر حفظ و احترام مرجعيت دينى و مقام فقاهت حوزوى سخت كوشا باشيد تا دنيا و آخرت خويش را تضمين كرده باشيد.
اشارات :
1-  امكان ارتباط سمعى و بصرى با ارواح مومنان صالح گذشته .
3- امكان بهره گيرى از مواهب بهشت برزخى و استفاده از آن .
3- لياقت مراجع دينى و مقام فقاهت حوزوى در بهره گيرى از مواهب بهشت برزخى .
4-  ارزش جاودانه صالحان پنهان در آن جهان .
5-  معنادار بودن توجه و ارتباط روحى بزرگان با برخى از عوام از مردمان متدين .
6-  زيبايى چهره مومنان صالح در آخرت برزخى و قيامتى .
7- تقيد بزرگان دين به ديدار از قبرستانها و زيارت قبور درگذشتگان ، بخصوص صالحان امت علوى براى يافتن حقايق ناپيدا.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/27ساعت 5:41 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

امام على عليه السّلام:

 

إنَّما الكَيِّسُمَن إذا أساءَ استَغفَرَ وإذا أذنَبَ نَدِمَ

 

زيرك ، تنها كسى است كه وقتى بدى كرد ،

آمرزش طلبدو هنگامى كه گناهى از او سر زد ،

پشيمان گردد .

 

غرر الحكم : 3894
 
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/27ساعت 5:28 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

امام على عليه السّلام:

 

إنَّما الكَيِّسُمَن إذا أساءَ استَغفَرَ وإذا أذنَبَ نَدِمَ

 

زيرك ، تنها كسى است كه وقتى بدى كرد ،

آمرزش طلبدو هنگامى كه گناهى از او سر زد ،

پشيمان گردد .

 

غرر الحكم : 3894
 
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/27ساعت 5:19 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

حضرت امام مهدی (ع)


قالَ (علیه السلام) : إنّا نُحیطُ عِلْماً بِأنْبائِكُمْ،

وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَیْىءٌ مِنْ أخْبارِكُمْ


فرمود: ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه

و آشنائیم و چیزى از شما نزد ما پنهان نیست.


احتجاج: ج 2، ص 497، بحارالأنوار: ج 53، ص 175.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/27ساعت 5:14 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

«ملت موظف است از هر رسانه اي که دروغ مي گويد و خلاف واقع گزارش مي دهد فاصله بگيرد.»

حضرت آيت الله العظمي صانعي در اجتماع تعدادي از نخبگان استان گلستان با بيان مطلب فوق اظهار داشتند: «مردم بايد رسانه هاي دروغگو اعم از نوشتاري و ديداري را بشناسند و به حرف هاي آنها گوش ندهند مبادا که تحت تأثير اخبار کذب آنان قرار بگيرند.»

ايشان افزودند: «رسانه اي که به اين و آن توهين مي کند و يا عده اي را تحقير مي کند و اسباب گرفتاري افراد را فراهم مي کند و متأسفانه به اين اعمال خود افتخار هم مي کند نبايد مورد توجه مردم قرار بگيرد چراکه اين اعمال و رفتار خلاف اسلام و قرآن است. اسلام که دروغ ندارد. اسلام که تحقير ندارد لذا توجه به اين رسانه ها و گوش دادن به اخبار آنها خلاف اسلام و قرآن است که مي فرمايد: «إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإ فَتَبَيَّنُوا»

اين مرجع عاليقدر در ادامه و با اشاره به حوادث پس از انتخابات که منجر به زنداني شدن تعدادي از فعالين سياسي معترض به روند انتخابات و کشته و شهيد شدن تعداد ديگري از آنان گرديد، فرمودند: «تخليه اطلاعاتي افراد در بند و اقرارگيري از آنان خلاف شرع و حرام است.»

حضرت آيت الله العظمي صانعي افزودند: «اميرالمومنين (عليه السلام) مي فرمايد اقرار در هنگام تجريد، حبس، تهديد و تخويف معتبر نيست و هيچ ارزشي ندارد. تجريد يعني تخليه اطلاعاتي آن هم هنگامي که ارتباط متهم را با خارج از زندان قطع مي کنيم به گونه اي که تمام روحيه اش يک دفعه عوض بشود و بعد در اين شرايط از او اقرار مي گيريم. مسلما چنين اقراري که همراه با حبس و تهديد و تخويف و تجريد است هيچ ارزش و اعتباري ندارد همانگونه که عذاب مضاعف مجرم نيز خلاف شرع و حرام است.»

شاگرد انديشمند امام امت (سلام الله عليه) در ادامه و با اشاره به اينکه امروز عده اي با اعمال، گفتار و رفتار خويش در صدد امام زدايي هستند فرمودند: «واقعيت اين است آنچه که امروز در سطح جامعه انجام مي شود و متأسفانه به نام اسلام و قانون اساسي هم صورت مي پذيرد، خلاف رفتار و کردار و انديشه امام خميني(سلام الله عليه) است. سيره امام فرمان هشت ماده اي ايشان است که فرمودند اگر مأموري براي کشف يک جرمي رفت و آن جا چيز ديگري را ديد حق گزارش ندارد حالا خبر مي دهند که مأموري رفته براي فلان مسأله و گفته ما رفتيم فلان جا و آن جا کتاب هاي ناجور و کتب ضاله بود. آخرکسي نيست بگويد تشخيص کتب ضاله چه ربطي به افراد مسئول امنيت و انتظامي جامعه دارد ؟»

ايشان در ادامه و با اشاره به اين مهم که اخيراً  برخي مي خواهند پس از شنيدن نام امام به جاي سه صلوات يک صلوات بفرستند، اين امر را در راستاي پروژه امام زدايي توصيف کردند و فرمودند: «سنت اين مردم پس از شنيدن نام امام ذکر سه صلوات است لذا دست زدن به اين اقدام از بين بردن شخصيت امام است، لذا به همه شما توصيه مي کنم براي مبارزه با اين فکر غلط و انديشه خائنانه اولاً در خانه هايتان و حتي محل کارتان عکس امام را نصب کنيد و هر زماني هم که نام امام را مي شنويد حتما سه صلوات بفرستيد چراکه اين سه صلوات با خون شهيد بهشتي ها، مطهري ها و صدها هزار شهيد ديگر به دست آمده است.»

آيت الله صانعي حذف ياران امام را نيز روي ديگر سکه امام زدايي عنوان کردند و فرمودند: «سيره امام (سلام الله عليه) حفظ همه کساني بود که در نهضت و انقلاب اسلامي زحمت کشيده بودند حتي اگر از برخي از آنان ناراحت بود. جمهوري اسلامي امروز بايد مخصوصاً با آنهايي که در نهضت و انقلاب زحمت کشيدند خوب رفتار کند. اين کلاس اول سياست است که حکم مي کند حکومت لااقل اطرافيان خود را حفظ کند. آنهايي را که 30 سال براي اين نهضت زحمت کشيدند و جانفشاني کردند، بايد حفظ کرد.»

معظم له در ادامه و با اشاره به اينکه اسلام دين تفقه است و ما را توصيه به ريشه يابي کرده است فرمودند: «مسائل سطحي خيلي مهم نيست آنچه مهم است ريشه يابي است. تفقه معنايش تنها آشنايي به مسائل شرعي نيست بلکه ريشه يابي مسائل است. لذا شما بايد در مسائل سياسي ريشه ياب باشيد و بايد متوجه باشيد که استثمار فکري نشويد فکرتان اسير اطلاعات غلط نشود که اطلاعات غلط شعبه اي از ناآگاهي است و معلوم است که چه کساني از آگاهي ملت مي ترسند و از اينکه يک يا چند نفر با يکديگر تماس بگيرند به هراس مي افتند حتي اگر در گورستان باشد. مگر گورستان بانک است که مي ترسيد آن را آتش بزنند؟»

اين مرجع عظيم الشأن فرمودند: «يکي از اين ريشه يابي ها اين است که متوجه باشيد بسياري از مسائلي که اين روزها مثل برخي عزل و نصب ها و غيره اتفاق مي افتد بازي سياسي است که در پشت آن منافع برخي افراد و جريانات قرار دارد.»

آيت الله صانعي در ادامه فرمودند: «اسلام دين سهولت است دين آساني و عقل است، اسلام هيچ گاه عقل فردي را به عقل جمعي ترجيح نمي دهد. اسلام با خشونت مخالف است با شکنجه و تحذير هم مخالف است.»

اين مرجع عاليقدر در ادامه و با بيان اين سخن که واي به حال ملتي که سخن روزشان غير از دردشان باشد، فرمودند: «درد امروز ما زنداني شدن فرزندانمان است، دردمسائلي است که در بازداشتگاهها و زندانها جريان داشته و دارد، درد آنجايي است که اقرارها با تجريد گرفته شده باشد، درد آن جايي است که نمي گذارند مادري سر قبر عزيزش فاتحه بخواند درد اين است که انساني را بگيرند و بکُشند و بعد بگويند مننژيت گرفته است يا بگويند در زندان در اثر مرض مسري فوت کرده است!»

آيت الله العظمي صانعي در پايان و با قرائت اين آيه شريفه قرآن «وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً» فرمودند: «مراد از قتل مومن که سبب خلود انسان در جهنم مي شود قتل يک جريان است نه قتل يک فرد. يعني افراد يک جريان را مي کشند و به شهادت مي رسانند  و افراد  جريان ديگر را احترام مي گذارند. جزاي اين امر خلود در جهنم است و اين غير از قتل يک نفر است که با قصاص جبران مي شود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/27ساعت 4:56 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

امام على عليه‏السلام :

حُبُّ الدُّنْيا يُفْسِدُ الْعَقْلَ وَ يُصِمُّ الْقَلْبَ عَنْ سَماعِ

 الْحِكْمَةِ وَ يوجِبُ اَليمَ الْعِقابِ

 

دل بستگى به دنيا، عقل را فاسد مى‏كند،

قلب را از شنيدن حكمت ناتوان مى‏سازد

و باعث عذاب دردناك مى‏شود.

 

غررالحكم، ح 4878

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/27ساعت 4:37 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

در اينجا خفتــه آن آرام جانـــها

كـــــه دارد از ملائك پاسبانـــها

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/26ساعت 8:42 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

انسان و اختيار

 

فعلى كه انسان انجام مى‏دهد يكى از پديده‏هاى جهان آفرينش است و پيدايش آن مانند ساير پديده‏هاى جهان بستگى كامل به علت دارد و نظر به اينكه انسان جزء جهان آفرينش و ارتباط وجودى با اجزاى ديگر جهان دارد،اجزاى ديگر را در فعل وى بى اثر نمى‏توان دانست،مثلا لقمه نانى كه انسان مى‏خورد،براى انجام اين فعل چنانكه وسايل دست و پا و دهان و علم و قدرت و اراده لازم است،وجود نان در خارج و در دسترس بودن و مانع نداشتن و شرايط ديگر زمانى و مكانى براى انجام عمل لازم است كه با نبودن يكى از آنهافعل غير مقدور است و با تحقق همه آنها (تحقق علت تامه) تحقق فعل ضرورى است.

و چنانكه گذشت ضرورى بودن فعل نسبت به مجموع اجزاى علت تامه منافات با اين ندارد كه نسبت فعل انسان كه يكى از اجزاى علت تامه است نسبت امكان باشد.

انسان امكان يعنى اختيار فعل را دارد و ضرورى بودن نسبت فعل به مجموع اجزاى علت موجب ضرورى بودن نسبت فعل به برخى از اجزاى آن كه انسان است نمى‏باشد.

درك ساده و بى‏آلايش انسان نيز اين نظر را تأييد مى‏كند،زيرا ما مى‏بينيم مردم با نهاد خدادادى خود ميان امثال خوردن و نوشيدن و رفتن و آمدن و ميان صحت و مرض و بزرگى و كوچكى،بلندى قامت،فرق مى‏گذارند و قسم اول را كه با خواست و اراده انسان ارتباط مستقيم دارد در اختيار شخص مى‏دانند و مورد امر و نهى و ستايش و نكوهش قرار مى‏دهند بر خلاف قسم دوم كه در آنها تكليفى متوجه انسان نيست.

در صدر اسلام ميان اهل سنت در خصوص افعال انسان،دو مذهب مشهور بود،گروهى از اين روى كه افعال انسان متعلق اراده غير قابل تخلف خداست،انسان را در افعال خود مجبور مى‏دانستند !و ارزش براى اختيار و اراده انسان نمى‏ديدند و گروهى انسان را در فعل خود مستقل مى‏دانستند و ديگر متعلق اراده خدايى نديده از حكم«قدر»خارج مى‏شمردند.

ولى به حسب تعليم اهل بيت كه با ظاهر تعليم قرآن مطابقت دارد،انسان در فعل خود مختار است ولى مستقل نيست،بلكه‏خداى متعال از راه اختيار،فعل را خواسته است و به حسب تعبير سابق ما:خداى متعال از راه مجموع اجزاى علت تامه كه يكى از آنها اراده و اختيار انسان مى‏باشد،فعل را خواسته و ضرورت داده است و در نتيجه اينگونه خواست خدايى فعل ضرورى و انسان نيز در آن مختار مى‏باشد،يعنى فعل نسبت به مجموع اجزاى علت خود،ضرورى و نسبت به يكى از اجزاء كه انسان باشد،اختيارى و ممكن است.

امام ششم (ع) مى‏فرمايد:«نه جبر است و نه تفويض بلكه امرى است ميان دو امر» (1) .

پى‏نوشتها:

1ـ (بحار،ج 3،ص 5) و از امام ششم (ع) از يزيد شامى از امام هشتم (ع) و امام پنجم و ششم (ع) فرمودند:«خدا به آفرينش خود مهربانتر از آن است كه آنان را به گناه اجبار كند و پس از آن عذاب كند.و خدا عزيزتر از آن است كه امرى را بخواهد و نشود»، (بحار،ج 3،ص 6)

و باز امام ششم مى‏فرمايد:«خدا اكرم از آن است كه مردم را به چيزى كه قدرت ندارند تكليف كند و اعز از آن است كه در ملك او امرى بوجود آيد كه وى نمى‏خواهد»، (بحار،ج 3،ص 15) اشاره به دو مذهب جبر و تفويض است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/26ساعت 8:5 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

www.best-pic.ir

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/26ساعت 6:33 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

بلعیده شدن قورباغه توسط مار

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/26ساعت 6:16 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/26ساعت 6:3 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

بخش سوم

اعتقادات اسلامى از نظر شيعه دوازده امامى

خدا شناسى

قضا و قدر

قانون عليت در جهان هستى به نحو استثنا ناپذير،حكمفرما و جارى است.به مقتضاى اين قانون،هر يك از پديده‏هاى اين جهان در پيدايش خود به عللى (اسباب و شرايط تحقق) بستگى دارد كه با فرض تحقق همه آنها (كه علت تامه ناميده مى‏شود) پيدايش آن پديده (معلول مفروض) ضرورى (جبرى) است و با فرض فقدان همه آنها يا برخى از آنها پيدايش پديده نامبرده محال است .با بررسى و كنجكاوى اين نظريه،دو مطلب ذيل براى ما روشن مى‏شود:

1ـاگر يك پديده (معلول) را با مجموع علت تامه و همچنين با اجزاى علت تامه‏اش بسنجيم،نسبت آن به علت تامه نسبت ضرورت (جبر) خواهد بود و نسبتش به هر يك از اجزاى علت تامه (كه علت ناقصه ناميده مى‏شود) نسبت امكان است،زيرا جزء علت نسبت به معلول تنها امكان وجود را مى‏دهد،نه ضرورت وجود را.

بنابر اين،جهان هستى كه هر پديده از اجزاى آن در پيدايش خود بستگى ضرورى به علت تامه خود دارد،ضرورت در سراسر آن حكمفرما و پيكره آن از يك سلسله حوادث ضرورى و قطعى تنظيم شده است،با اين حال صفت امكان در اجزاى آن (پديده‏ها كه به غيرعلت تامه خود نسبت و ارتباط دارند) محفوظ مى‏باشد.

قرآن كريم در تعليم خود اين حكم ضرورت را به نام«قضاى الهى»ناميده،زيرا همين ضرورت از هستى دهنده جهان هستى سرچشمه گرفته و از اين روى حكم و قضايى است حتمى كه قابل تخلف نيست و عادلانه مى‏باشد كه استثنا و تبعيض بر نمى‏دارد.

خداى متعال مى‏فرمايد: الا له الخلق و الامر (1)

و مى‏فرمايد: اذا قضى امرا فانما يقول له كن فيكون (2)

و مى‏فرمايد: و الله يحكم لا معقب لحكمه (3)

2ـهر يك از اجزاى علت،اندازه و الگويى مناسب خود نسبت به معلول مى‏دهد و پيدايش معلول موافق و مطابق مجموع اندازه‏هايى است كه علت تامه برايش معين مى‏كند مثلا عللى كه تنفس را براى انسان به وجود مى‏آورد تنفس مطلق را ايجاد نمى‏كند بلكه اندازه معينى از هواى مجاور دهان و بينى را در زمان معين و مكان معين و شكل معين از مجراى تنفس به محوطه ريه مى‏فرستد و عللى كه ابصار را براى انسان بوجود مى‏آورد (و انسان نيز جزء آنهاست) ابصار بى‏قيد و شرط را محقق نمى‏سازد بلكه ابصارى كه به واسطه وسائل آن از هر جهت براى وى اندازه گرفته شده ايجاد مى‏كند اين حقيقت در همه پديده‏هاى جهان و حوادثى كه در آن اتفاق مى‏افتد بدون تخلف جارى است.

قرآن كريم در تعليم خود اين حقيقت را«قدر»ناميده و به خداى متعال كه سرچشمه آفرينش مى‏باشد نسبت داده است،چنانكه مى‏فرمايد: انا كل شى‏ء خلقناه بقدر (4) .

و مى‏فرمايد: و ان من شى‏ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم (5) (6)

و چنانكه به موجب قضاى الهى هر پديده و حادثه‏اى كه در نظام آفرينش جاى مى‏گيرد ضرورى الوجود و غير قابل اجتناب است همچنين به موجب«قدر»هر پديده و حادثه‏اى كه به وجود مى‏آيد از اندازه‏اى كه از جانب خدا برايش معين شده هرگز كمترين تخلف و تعدى نخواهد نمود.

پى‏نوشتها:

1ـ سوره اعراف،آيه .54

2ـ سوره بقره،آيه .117

3ـ سوره رعد،آيه .41

4ـ سوره قمر،آيه .49

5 و6ـ سوره حجر،آيه 21.امام ششم (ع) مى‏فرمايد:«خداى تعالى وقتى كه چيزى را اراده كرد،مقدر مى‏كند و وقتى كه تقدير كرد،قضاء مى‏كند و وقتى قضاء كرد،امضا (اجرا) مى‏كند»، (بحار،چاپ كمپانى،ج 3،ص 34)

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/25ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive.org/

http://www.iranalive.org/


+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/25ساعت 5:4 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/15ساعت 4:56 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

  التفات به زوّار حسينى


آقاى سيد عبدالرسول خادم در همين سفر اخير تشرف حقير در كربلا (14 رجب 88) نقل كرد از مرحوم سيد عبدالحسين كليددار حضرت سيدالشهداء عليه السّلام پدر كليددار فعلى كه آن مرحوم اهل فضل و از خوبان بود.
شبى در حرم مطهر مى بيند عربى پابرهنه خون آلود، پاى خونين و كثيف خود را به ضريح زده وعرض حال مى كند. آن مرحوم او را نهيب مى دهد و بالا خره امر مى كند كه او را از حرم بيرون نمايند، در حال بيرون رفتن گفت يا حسين عليه السّلام من گمان مى كردم اين خانه توست معلوم شد خانه ديگرى است .
همان شب آن مرحوم در خواب مى بيند آن حضرت روى منبر در صحن مقدس ‍ تشريف دارند در حالى كه ارواح مؤ منين در خدمت هستند حضرت از خدام خود شكايت مى كند. كليددار مى ايستد و عرض مى كند يا جداه ! مگر چه خلاف ادبى از ما صادر شده ؟ مى فرمايد امشب عزيزترين مهمانهاى مرا از حرم من با زجر بيرون كردى و من از تو راضى نيستم و خدا هم از تو راضى نيست مگر اينكه او را راضى كنى .
عرض كرد يا جدا! او را نمى شناسم و نمى دانم كجاست ؟ فرمود الا ن در خان حسن پاشا (نزديك خيمه گاه ) خوابيده و به حرم ما هم خواهد آمد و او را با ما كارى بود كه انجام داديم وآن شفاى فرزند مفلوج اوست و فردا با قبيله اش مى آيند آنها را استقبال كن .
چون بيدار مى شود با چند نفر از خدام مى رود و آن غريب را در همانجايى كه فرموده بودند مى يابد، دستش را مى بوسد و با احترام به خانه خود مى آورد و از او به خوبى پذيرايى مى نمايد.
فردا هم به اتفاق سى نفر از خدام به استقبال مى رود چون مقدارى راه مى رود مى بيند جمعى هوسه كنان (شادى كنان ) مى آيند و آن بچه مفولجى كه شفا يافته همراه آورده اند و به اتفاق به حرم مطهر مشرف مى شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/14ساعت 5:47 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

 

اَلصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلاءَ وَ هِىَ اَنـْجَحُ دَواءٍ وَ تَدْفَعُ الْقَضاءَ

 

 وَ قَدْ اُبْرِمَ اِبراما وَ لا يَذْهَبُ بِالاَْدواءِ اِلاَّ الدُّعاءُ

 

 وَ الصَّدَقَةُ

 

صدقه بلا را برطرف مى‏كند و مؤثرترينِ داروست.

 همچنين، قضاى حتمى را برمى‏گرداند و درد و

بيمارى‏ها را چيزى جز دعا و صدقه از بين نمى‏برد.

 

بحارالأنوار، ج 93، ص 137، ح 71

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/14ساعت 5:18 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

بخش سوم

اعتقادات اسلامى از نظر شيعه دوازده امامى

خدا شناسى

صفات فعل

صفات (علاوه بر آنچه گذشت) با انقسام ديگرى منقسم مى‏شوند به صفات ذات و صفات فعل.توضيح اينكه:صفت گاهى با خود موصوف قائم است مانند حيات و علم و قدرت كه با شخص انسان زنده و دانا و توانا قائم هستند و ما مى‏توانيم انسان را به تنهايى با آنها متصف فرض كنيم اگر چه غير از وى چيز ديگر فرض نكنيم و گاهى تنها با موصوف قائم نيست و موصوف براى اينكه با آن صفت متصف شود،نيازمند تحقق چيز ديگرى است مانند نويسندگى و سخنگويى و خواستارى و نظاير آنها،زيرا انسان وقتى مى‏تواند نويسنده باشد كه دوات و قلم و كاغذ مثلا فرض شود و وقتى سخنگو مى‏شود كه شنونده‏اى فرض شود و وقتى خواستار مى‏شود كه‏خواستنى وجود داشته باشد و تنها فرض انسان در تحقق اين صفات،كافى نيست.

از اينجا روشن مى‏شود كه صفات حقيقى خداى متعال (چنانكه گذشت عين ذاتند) تنها از قسم اول مى‏باشند و اما قسم دوم كه در تحقق آنها پاى غير در ميان است و هر چه غير اوست آفريده او و در پيدايش پس از اوست،صفتى را كه با پيدايش خود به وجود مى‏آورد نمى‏شود صفت ذات و عين ذات خداى متعال گرفت.

صفاتى كه براى خداى متعال بعد از تحقق آفرينش،ثابت مى‏شود مانند آفريدگار،كردگار،پروردگار،زنده كننده،ميراننده،روزى دهنده و نظاير آنها عين ذات نيستند بلكه زايد بر ذاتند و صفت فعلند .

مراد از«صفت فعل»اين است كه پس از تحقق فعل،معناى صفت از فعل گرفته شود نه از ذات،مانند آفريدگار كه پس از تحقق آفرينش از آفريده‏ها آفريدگار بودن خداى متعال مأخوذ و مفهوم مى‏شود و با خود آفريده‏ها قائم است نه با ذات مقدس خداى متعال تا ذات با پيدايش صفت از حالى به حالى تغيير كند.

شيعه دو صفت اراده و كلام را به معنايى كه از لفظ آنها فهميده مى‏شود (اراده به معناى خواستن،«كلام»يعنى كشف لفظى از معنا) صفت فعل مى‏دانند (۱) و معظم اهل سنت آنها را به معناى علم گرفته وصفت ذات مى‏شمارند.

پى‏نوشتها:

۱ - امام ششم مى‏فرمايد:«خدا پيوسته در ذات خود«عالم»بود در حالى كه معلومى نبود و«قادر»بود در حالى كه مقدورى نبود».راوى گويد گفتم:و«متكلم»بود؟فرمود:«كلام،حادث است،خدا بود و«متكلم»نبود پس از آن كلام را احداث و ايجاد كرد»، (بحار،ج 2،ص 147)و امام هشتم (ع) مى‏فرمايد:«اراده از مردم ضمير است و پس از آن فعل پيدا مى‏شود و از خدا احداث و ايجاد اوست و بس،زيرا خدا مانند ما تروى و هم (قصد) و تفكر ندارد»، (بحار،چاپ كمپانى،ج 2،ص 144)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/14ساعت 5:9 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

روزه چشم و گوش

قال الصادق عليه السلام

اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك

آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو

و پوست تو هم روزه‏دار باشند.

«يعنى از گناهان پرهيز كند.»

 

الكافى ج 4 ص 87، ح 1

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/13ساعت 6:23 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

جوجه را آخر پائیز میشمرند

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/13ساعت 6:17 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

امام على عليه‏السلام :

 

اَرْبَعَةُ اَشْياءَ لا يَعْرِفُ قَدْرَها اِلاّ اَرْبَعَةٌ :

 اَلشَّبابُ لا يَعْرِفُ قَدْرَهُ اِلاَّ الشُّيوخُ

وَالْعافيَةُ لا يَعْرِفُ قَدْرَها اِلاّ اَهْلُ الْبَلاءِ

وَ الصِّحَةُ لا يَعْرِفُ قَدْرَها اِلاَّ الْمَرضى

وَ الْحَياةُ لا يَعْرِفُ قَدْرَها اِلاَّ الْمَوْتى

 

ارزش چهار چيز را جز چهار گروه نمى‏شناسند :

جوانى را جز پيران،

آسايش را جز گرفتاران،

سلامتى را جز بيماران

و زندگى را جز مردگان .

 

مواعظ العدديّه ، 275.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/13ساعت 6:14 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

امام حسين عليه‏السلام :

اَ يُّهَا النّاسُ نافِسوا فِى الْمَكارِمِ وَ سارِعوا فِى الْمَغانِمِ

وَ لا تَحْتَسِبوا بِمَعْروفٍ لَمْ تَجْعَلوا

 

اى مردم در خوبى‏ها با يكديگر رقابت كنيد

 و در كسب غنائم (بهره گرفتن از فرصت‏ها)

شتاب نماييد و كار نيكى را كه در انجامش شتاب

نكرده‏ايد، به حساب نياوريد.

 

بحارالأنوار، ج 78، ص 121، ح 4.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/13ساعت 6:7 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

بخش سوم

اعتقادات اسلامى از نظر شيعه دوازده امامى

خدا شناسى

.

توضيح بيشتر در معناى صفات

صفات بر دو قسمند:«صفات كمال و صفات نقص»،صفات كمال چنانكه پيشتر اشاره شد معانى اثباتى هستند كه موجب ارزش وجودى بيشتر و آثار وجودى فزونتر براى موصوفات خود مى‏باشند،چنانكه با مقايسه يك موجود زنده و دانا و توانا با يك موجود ديگر مرده و بى علم و قدرت روشن است،و صفات نقص صفاتى هستند بر خلاف آن.

وقتى كه در معانى صفات نقص،دقيق شويم خواهيم ديد كه به حسب معنا منفى بوده از فقدان كمال و نداشتن يك نوع ارزش وجودى حكايت مى‏كند،مانند جهل و عجز و زشتى و ناتندرستى و نظاير اينها.بنابر آنچه گذشت،نفى صفات نقص،معناى صفات كامل مى‏دهد،مانند نفى نادانى كه معناى دانايى و نفى ناتوانى كه معناى توانايى مى‏دهد.

و از اينجاست كه قرآن كريم هر صفت كمالى را مستقيما براى خداى متعال اثبات مى‏كند و هر صفت نقص را نيز نفى كرده،منفى آن را براى وى اثبات مى‏نمايد،چنانكه مى‏فرمايد: و هو العليم القدير و هو الحى و لا تأخذه سنة و لا نوم و اعلموا انكم غير معجزى الله .نكته‏اى كه نبايد از نظر دور داشت اين است كه خداى متعال واقعيتى است مطلق كه هيچگونه حد و نهايت ندارد و از اين روى (۱) هر صفت كمالى هم كه در موردش اثبات مى‏شود،معناى محدوديت را نخواهد داشت.وى مادى و جسمانى و محدود به مكان و زمان نيست و از هر صفت حالى كه حادث باشد منزه است و هر صفتى كه حقيقتا براى وى اثبات مى‏شود از معناى محدوديت تعريه و تخليه شده است،چنانكه مى‏فرمايد: ليس كمثله شى‏ء (۲)

 

--------------------------

پى‏نوشتها:

۱- امام ششم مى‏فرمايد:«خداوند تبارك و تعالى با زمان و مكان و حركت و انتقال و سكون متصف نمى‏شود بلكه او آفريننده زمان و مكان و حركت و سكون است»، (بحار،ج 2،ص 96)

۲- سوره شورى،آيه .11

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/13ساعت 5:50 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

امام على (ع) می فرمایند:

 

بِئسَ القَرينُ الغَضَبُ: يُبدِى المَعائِبَ وَ يُدنِى الشَّرَّ

وَ يُباعِدُ الخَيرَ

 

خشم، بدترين همراه است: عيب‏ها را آشكار،

 

بدى‏ها را نزديك و خوبى‏ها را دور مى‏كند.

 

غرر الحكم، ح 4417

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/13ساعت 5:19 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

امام صادق عليه‏السلام :

 

اَرْبَعَةٌ تُهْرِمُ قَبْلَ اَوانِ الْهَرَمِ:

 اَكْلُ الْقَديدِ وَ الْقُعُودُ عَلَى النَّداوَةِ

وَ الصُّعودُ فِى الدَّرَجِ

وَ مُجامَعَةُ الْعَجوزِ

 

چهار چيز، انسان را پيش از فرا

رسيدن هنگام پيرى، پير مى‏كند:

خوردن گوشت خشكيده،

 نشستن بر جاى مرطوب،

 بالا رفتن از پلّه

و آميزش با پير زنان.

 

تحف العقول ، ص 317

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/11ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

بخش سوم

اعتقادات اسلامى از نظر شیعه دوازده امامى

خدا شناسى

 

معناى صفات خداوندى

 

در جهان آفرینش كمالات زیادى سراغ داریم كه در صورت صفات ظاهر شده‏اند اینها صفات مثبتى هستند كه در هر جا ظاهر شوند مورد خود را كاملتر نموده ارزش وجودى بیشترى به آن مى‏دهند،چنانكه از مقایسه یك موجود زنده مانند انسان با یك موجود بى‏روح مانند سنگ،روشن است.بى‏شك این كمالات را خدا آفریده و داده است و اگر خودش آنها را نداشت به دیگران نمى‏بخشید و تكمیل‏شان نمى‏كرد و از این رو به قضاوت عقل سلیم باید گفت خداى آفرینش علم دارد قدرت دارد و هر كمال واقعى را دارد.گذاشته از اینـچنانكه گذشتـآثار علم و قدرت و در نتیجه آثار حیات از نظام آفرینش پیداست. ولى نظر به اینكه ذات خداوندى نامحدود و نامتناهى است این كمالات كه در صورت صفات براى او اثبات مى‏شوند در حقیقت عین ذات و همچنین عین یكدیگر مى‏باشند (1) و مغایرتى كه میان ذات و صفات و همچنین در میان خود صفات دیده مى‏شود تنها در مرحله مفهوم است و به حسب حقیقت جز یك واحد غیر قابل تقسیم در میان نیست. اسلام براى جلوگیرى از این اشتباه ناروا (تحدیدات به واسطه توصیف یا نفى اصل كمال) عقیده پیروان خود را در میان نفى و اثبات نگه مى‏دارد (2) و دستور مى‏دهد اینگونه اعتقاد كنند كه:خدا علم داردنه مانند علم دیگران،قدرت دارد نه مانند قدرت دیگران،مى‏شنود نه با گوش،مى‏بیند نه با چشم و به همین ترتیب.

--------------------------------------------------------------------------------

 پى‏نوشتها:

 1 -   امام ششم مى‏فرماید:«خدا هستى ثابت دارد و علم او خود اوست در حالى كه معلومى نبود و سمع او خود اوست در حالى كه مسموعى نبود و بصر او خود او بود در حالى كه مبصرى نبود و قدرت او خود او بود در حالى كه مقدورى نبود»، (بحار،ج 2،ص 125) و اخبار اهل بیت در این مسائل از شماره بیرون است (ر.ك:نهج البلاغه،توحید عیون و بحار،ج 2) 2- امام پنجم،ششم و هشتمـعلیهم السلامـمى‏فرمایند:«خداى تعالى نورى است كه با ظلمت مخلوط نیست و علمى است كه جهل در آن نیست و حیاتى است كه مرگ در آن نیست»، (بحار،ج 2،ص 129)

امام هشتم (ع) مى‏فرماید:«مردم در صفات،سه مذهب دارند:گروهى صفات را به‏خدا اثبات مى‏كنند با تشبیه به دیگران و گروهى صفات را نفى مى‏كنند و راه حق مذهب سوم و آن اثبات صفات است با نفى تشبیه به دیگران»، (بحار،ج 2،ص 94)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/11ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/11ساعت 5:3 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

تصاویر زیر از آقای Thomas Lavezzari می باشد …

http://www.iranalive.org

http://www.iranalive.org

 

http://www.iranalive.org

http://www.iranalive.org

 

http://www.iranalive.org

http://www.iranalive.org

 

http://www.iranalive.org

http://www.iranalive.org

 

http://www.iranalive.org

http://www.iranalive.org

 

http://www.iranalive.org

http://www.iranalive.org 

 

http://www.iranalive.org

 

http://www.iranalive.org

 

http://www.iranalive.org

http://www.iranalive.org

 

http://www.iranalive.org

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/11ساعت 4:59 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

پيغمبر(ص) فرموده :

 

لا تنقضى الساعة حتى يملك الارض رجل من اهل بيتى يملاء

الارض  عدلاً كما ملئت جوراً يملك سبع سنين .

 

قيامت منقضى نخواهد شد تا اين كه مردى از اهل بيت من به

سلطنت رسد و او زمين را پر از عدل و داد كند ، چنان كه پر

از ظلم شده باشد و مدت سلطنت هفت سال است .

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/05/10ساعت 8:5 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

حضرت امام جواد (ع)

توسد الصبر و اعتنق الفقر و ارفض الشهوات

 

 و خالف الهوي ، و اعلم أنك لن تخلو من

 

عين الله فانظر كيف تكون

 

صبر را بالش كن ، و فقر را در آغوش گير ،

و شهوات را به دور انداز ، و با هواي نفس

مخالفت كن ، و بدان كه در برابر ديده خدايي ،

پس بنگر كه چگونه اي .

 

تحف العقول ، ص 478

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/05/10ساعت 8:1 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

 

 

بنماي رخ كه خلقي غالب شوند و حيران

بگشاي لب كه فرياد از مرد و زن برآيد

از حسرت دهانت جان ها به لب رسيده

كي درد دردمندان از آن دهان برآيد

بگشاي تربت ما بعد از وفا تو بنگر

كز آتش فراقت دود از كفن برآيد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/05/10ساعت 7:55 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

http://www.iranalive.org

 

http://www.iranalive.org

 

http://www.iranalive.org

 

http://www.iranalive.org

 

http://www.iranalive.org

 

http://www.iranalive.org

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/01ساعت 6:16 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/01ساعت 5:8 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  |