تبليغاتX
همیشه بهار

همیشه بهار

مذهبی

داستان يوسف عليه السلام

 

قَالَ رَب السجْنُ أَحَب إِلىَّ مِمَّا يَدْعُونَنى إِلَيْهِ وَ إِلا

تَصرِف عَنى كَيْدَهُنَّ أَصب إِلَيهِنَّ وَ أَكُن مِّنَ الجَْهِلِينَ

گفت : پروردگارا، زندان براى من از گناهى كه

 مرا بدان مى خوانند، خوش تر است و اگر

نيرنگشان را از من دور نكنى ، متمايل به

 ايشان مى شوم و از جهالت پيشگان مى

گردم .

سوره یوسف آیه33

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/23ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

داستان يوسف عليه السلام

وَ قَالَ نِسوَةٌ فى الْمَدِينَةِ امْرَأَت الْعَزِيزِ تُرَوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ قَدْ شغَفَهَا حُباًّ

 

إِنَّا لَنرَاهَا فى ضلَلٍ مُّبِينٍ

 

زنانى در شهر گفتند: همسر عزيز از غلام خويش كام مى خواهد

 

 

 كه فريفته او شده و ما وى را در ضلالتى آشكار مى بينيم .

 

سوره یوسف آیه۳۰


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/13ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

 

داستان يوسف عليه السلام

فَلَمَّا رَءَا قَمِيصهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِن كيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ

عَظِيمٌ

 و چون پيراهن او را ديد كه از عقب دريده شده

، گفت : اين از نيرنگ شما زنان است ، كه

نيرنگ شما بزرگ است .
 

سوره یوسف آیه28


+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/11ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

داستان يوسف عليه السلام

وَ إِن كانَ قَمِيصهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ فَكَذَبَت وَ هُوَ مِنَ الصدِقِينَ


 و اگر پيراهن وى از عقب دريده شده ، زن دروغ مى گويد و او

راستگوست .

سوره یوسف آیه ۲۷



+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/10ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

داستان يوسف عليه السلام

قَالَ هِىَ رَوَدَتْنى عَن نَّفْسى وَ شهِدَ شاهِدٌ مِّنْ أَهْلِهَا إِن كانَ قَمِيصهُ قُدَّ مِن

 

قُبُلٍ فَصدَقَت وَ هُوَ مِنَ الْكَذِبِينَ

 

يوسف گفت : وى از من كام مى خواست . و يكى از كسان زن

 

كه حاضر بود، گفت : اگر پيراهن يوسف از جلو دريده شده ،

 

زن راست مى گويد و او دروغگوست .

سوره یوسف آیه۲۶

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/09ساعت 9:12 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

داستان يوسف عليه السلام

وَ استَبَقَا الْبَاب وَ قَدَّت قَمِيصهُ مِن دُبُرٍ وَ أَلْفَيَا سيِّدَهَا لَدَا الْبَابِ قَالَت مَا

 

 جَزَاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِك سوءاً إِلا أَن يُسجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِيمٌ



 از پى هم به سوى در دويدند و پيراهن يوسف را از عقب بدريد

 

 و شوهرش را پشت در يافتند. گفت : سزاى كسى كه به خاندان

 

 تو قصد بد كند، جز اين نيست كه زندانى شود و يا عذابى الم

 

 انگيز ببيند.

سوره یوسف آیه۲۵

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/07ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

در دوم آذر ماه ۱۳۱۲ در دهکده مزینان از دوران دبستان و دبیرستان را در ابن یمین مشهد گذراند و از سال نهم وارد دانشسرای مقدماتی شد و پس از دو سال در اطراف مشهد به آموزگاری پرداخت و ضمن تدریس موفق باخذ دیپلم و لیسانس گردید در دبیرستان با 

داستان يوسف عليه السلام

 

وَ لَقَدْ هَمَّت بِهِ وَ هَمَّ بهَا لَوْ لا أَن رَّءَا بُرْهَنَ رَبِّهِ كذَلِك لِنَصرِف عَنْهُ السوءَ

 

وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ

 


وى يوسف را قصد كرد. يوسف هم اگر برهان پروردگار خويش

 

نديده بود، قصد او كرده بود. چنين شد تا گناه و بدكارى را از او

 دور كنيم ، كه وى از بندگان خالص شده ما بود.



 

سوره یوسف آیه۲۴

وداع گفت
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/04ساعت 2:1 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

داستان يوسف عليه السلام

وَ رَوَدَتْهُ الَّتى هُوَ فى بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الاَبْوَب وَ

 قَالَت هَيْت لَك قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبى أَحْسنَ مَثْوَاى إِنَّهُ

 لا يُفْلِحُ الظلِمُونَ


 و آن زنى كه يوسف در خانه وى بود از او

 تمناى كامجويى كرد و درها را محكم بست و

گفت : بيا. گفت : پناه به خدا، كه او مربى من

است و منزلت مرا نيكو داشته است ، كه

 ستمگران رستگار نمى شوند.

 

سوره یوسف آیه23

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/03ساعت 7:6 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

داستان يوسف عليه السلام

 

وَ لَمَّا بَلَغَ أَشدَّهُ ءَاتَيْنَهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذَلِك نجْزِى الْمُحْسِنِينَ


 و چون به رشد رسيد، علم و حكمتى به او داديم و نيكوكاران را

 

 چنين پاداش ‍مى دهيم .

سوره یوسف آیه۲۲

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/02ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

داستان يوسف عليه السلام

 

وَ شرَوْهُ بِثَمَنِ بخْسٍ دَرَهِمَ مَعْدُودَةٍ وَ كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّهِدِينَ

 


 و وى را به بهايى ناچيز، درهمهايى چند فروختند كه به فروش

 

 وى بى اعتنا بودند.

سوره یوسف آیه۲۰

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/30ساعت 2:13 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

داستان يوسف عليه السلام

وَ جَاءَت سيَّارَةٌ فَأَرْسلُوا وَارِدَهُمْ فَأَدْلى دَلْوَهُ قَالَ يَبُشرَى هَذَا غُلَمٌ وَ أَسرُّوهُ

بِضعَةً وَ اللَّهُ عَلِيمُ بِمَا يَعْمَلُونَ


 و كاروانى بيامد و ماءمور آب خويش را بفرستادند. او دلوش

در چاه افكند و صدا زد: مژده ! اين غلامى است . و او را

 بضاعتى پنهانى قرار دادند، و خدا مى دانست چه مى كردند.

سوره یوسف آیه۱۹


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/03/29ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

داستان يوسف عليه السلام

قَالُوا يَأَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَستَبِقُ وَ تَرَكنَا يُوسف عِندَ مَتَعِنَا فَأَكلَهُ الذِّئْب وَ مَا

 

أَنت بِمُؤْمِنٍ لَّنَا وَ لَوْ كنَّا صدِقِينَ

 گفتند: اى پدر، ما به مسابقه رفته بوديم و يوسف را نزد بنه

 

خويش گذاشته بوديم ، پس گرگ او را بخورد، ولى تو سخن ما

 

را گرچه راستگو باشيم ، باور ندارى .

                          سوره یوسف آیه ۱۷

+ نوشته شده در  شنبه 1386/03/26ساعت 7:27 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

داستان يوسف عليه السلام

فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَ أَجْمَعُوا أَن يجْعَلُوهُ فى غَيَبَتِ الجُْب وَ أَوْحَيْنَا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم

 

 بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَ هُمْ لا يَشعُرُونَ


 و چون او را بردند و همسخن شدند كه در قعر چاه قرارش

 

دهند، بدو وحى كرديم كه آنان را از اين كارشان خبردار خواهى

 

 كرد، و آنها ادراك نمى كنند.

سوره یوسف آیه ۱۵


+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/21ساعت 9:28 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  | 

داستان يوسف عليه السلام

قَالُوا لَئنْ أَكلَهُ الذِّئْب وَ نَحْنُ عُصبَةٌ إِنَّا إِذاً لَّخَسِرُونَ

 گفتند: اگر با وجود ما كه دسته اى نيرومنديم ، گرگ او را بخورد، براستى كه ما زيانكار خواهيم بود.

سوره یوسف آیه ۱۴

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/03/20ساعت 6:46 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  |