آل محمد شهداء راه حق و زنده هستند
در جرايد و مطبوعات و مجلات مي خوانيم و مسافرين نقل مي نمايند که در مراکز ممالک متمدنه دنيا از قبيل پاريس، لندن، برلين، واشنگتن آمريکا و غيره مرکز محترمي هست به نام قبر سرباز گمنام.
مي گويند در ميدان جنگ اين سرباز که در راه دفاع از وطن مقابل ظلم ظالمان جانبازي نموده چون در بدن و لباس و کشتي او نشان واضحي نبوده که معلوم شود از چه فاميل و خانواده و اهل کدام شهر و ناحيه است.
نظر به اينکه با خون خود دفاع از ظلم ظالم نموده ولو گمنام و بي نام و نشان است محترم مي باشد هر کس به آن شهرها وارد مي شود از سلاطين و رؤساي جمهور و وزراء و رجال و بزرگان از هر طبقه احتراماً به زيارت قبر آن سرباز گمنام مي روند و تاج گلي بر قبر او مي گذارند به نام تقدير از يک سرباز گمنام آنقدر احترام مي کنند که حيثيات ملي خود را در مقابل ملل عالم حفظ نموده باشند. ولي آقايان با انصاف شرم آور نيست که ما مسلمين هفتاد و دو سرباز با نام و نشان داشته باشيم که همگي عالم و عابد و باتقوي بعض از آنها قاري و حافظ قرآن در راه دين و توحيد و دفاع از حريم اسلام و عدل و عدالت در مقابل ظلم ظالمان جان دادند و غالب آنها ودايع خدا و پيغمبر و عترت پاک رسول الله (ص) بودند.
عوض تقدير و تشويق مردم به زيارت آنها و امر به احترام قبورشان مورد انتقاد قرار دهند و فرقي ديگر علاوه بر نقد و انتقاد به تحريک علماي متعصب خود قبور آنها را خراب نمايند و از صندوق بالاي قبرشان قهوه بسازند.
چنانچه در سال 1216 قمري در روز عيد غدير که اهالي کربلاء عموماً (به استثناي قليلي) به نجف اشرف براي زيارت مشرف گرديده وهابيهاي نجدي وقت را غنيمت شمرده حمله به کربلاء نموده به قتل و غارت شيعيان ضعيف بلادفاع مشغول و به نام دين قبور مقدسة فدائيان توحيد (يعني حضرت اباعبدالله الحسين و ياران آن حضرت) را خراب و با خاک يکسان نمودند.
قريب پنج هزار نفر از اهالي کربلاء و علماء و ضعفاء ناتوان حتي زنان و اطفال بي گناه شيعيان را به قتل رسانيدند؟ خزانه حضرت سيدالشهداء را غارت جواهرات و قناديل طلا و اشياء قيمتي و فروش گرانبهاي عتيق را بردند صندوق قيمتي بالاي قبر مقدس را سوزانيده و از آن قهوه ساختند جمع کثيري را اسير نموده با خود بردند انا لله و انا اليه راجعون. (اُف بر اين مسلماني)
واقعاً تأسف آور است که در تمام ممالک متمدنه دنيا قبور علما و سلاطين و دانشمندان حتي سرباز گمنام خود را محترم بشمارند ولي مسلمانان که اولي و احق اند به حفظ قبور مفاخر خود مانند وحشيهاي آدمخوار قبور آنها را خراب و نابود نمايند.
حتي قبور شهدا احد مانند حمزه سيدالشهداء و آباء و اجداد پيغمبر چون عبدالمطلب و عبدالله و اعمام و اقوام آن حضرت و فرزندان رسول خدا مانند سبط اکبر امام ممتحن حضرت حسن و سيد الساجدين زين العابدين امام علي بن الحسين و باقر العلوم محمد بن علي امام پنجم و صادق آل محمد جعفر بن محمد امام ششم سلام الله عليهم اجمعين و ديگران از بني هاشم و علماء اعلام و مفاخر اسلام را در مکه و مدينه با خاک يکسان نموده مع ذلک خود را مسلمان بخوانند؟ ولي قبور صناديد و سلاطين خود را با تشکيلاتي مجلل برقرار نمايند!
و حال آنکه علماء ما و شما چه بسيار اخبار در تشويق زيارت مؤمنين اهل قبور نقل نموده اند تا به اين وسيله قبور مؤمنين از دستبرد حوادث محفوظ بماند و خود رسول الله (ص) به زيارت قبور مؤمنين مي رفت و براي آنها طلب مغفرت مي نمود.
نه آنکه ايادي مرموزي به نام دين به دست خود قبور مفاخر خود را خراب و با خاک يکسان نمايند و اثري از آنها در عالم باقي نگذارند.
آيا شما آن خاندان جليلي که جان در راه دين و توحيد دادند شهيد مي دانيد يا نه اگر بگوئيد شهيد نيستند دليل شما چيست و اگر شهيدند و کشتگان راه خدا و فداکاران دين حق هستند چگونه آنها را مرده مي دانيد و حال آنکه صريحاً در قرآن مجيد فرمايد احياء عند ربهم يرزقون.
پس به حکم آيات قرآنية و اخبار وارده آن ذوات مقدسه زندگانند و مرده نيستند پس ما مرده پرست نيستيم و سلام بر مرده نمي کنيم بلکه با زندگان حرف مي زنيم.
علاوه هيچ شيعه اي از عارف و عامي آنها را مستقل در قضاء حوائج نمي دانند بلکه آنان را عباد صالح و و واسطه آبرومند به سوي خداي متعال مي دانند.
فقط حوائج خود را به آنها عرض مي نمايند که آن امامان بر حق و آبرومندان صالح از خدا بخواهند به ما مردمان نالايق عطف توجه فرمايند و اگر به زبان قال مي گويند يا علي ادرکني يا حسين ادرکني عيناً مانند آدمي است که حاجتي به سلطان مقتدري دارد به در خانه وزير اعظم مي رود و مي گويد جناب وزير بدادم برس هرگز اين گوينده وزير سلطان و پادشاه و مستقل در قضاء حاجت خود نمي دانند بلکه مقصودش اين است که چون شما نزد پادشاه آبرو داريد وساطت کنيد کار من انجام داده شود.
شيعيان هم آل محمد سلام الله عليهم اجمعين را خدا و شريک در افعال خدائي نمي دانند بلکه آنها را عباد الله الصالحين مي دانند. که در اثر عبادت و تقوا و رياضات شرعيه به علاوه فطرت پاک منظور نظر حق تعالي گرديدند لذا مناصب امامت و ولايت درجات عالي اعلا در دو عالم را به آنها دادند که به امر و اجازه پروردگار تصرف در موجودات مي نمودند. چون امناء و نمايندگان حضرت ذوالجلال اند حوائج صاحبان حاجت را به عرض حق مي رسانند اگر صلاح در قضاء حاجت آن سائل مي باشد اجابت مي فرمايد و الا عوض را در آخرت به آنها مي دهند چنانچه عملاً هم مي بينيم و نتايج هم مي گيريم. اين جملات مختصري از مفصل بود که در جواب شما ناچار عرض شد که فرموديد چرا با مرده حرف مي زنيد.
و درعين حال يک نکته ناگفته نماند که شيعيان مقام ائمه معصومين را بالاتر از آن مي دانند که فقط اثبات حياتي مانند حيات ساير شهدا اسلام براي آنها بنمايند.
سؤال: اين جمله بيان شما معمائي بود که محتاج به حل است مگر فرق امامان شما با ساير ائمه چيست فقط مقام سيادت و انتساب به رسول اکرم (ص) آنها را متمايز از ديگران قرار داده.
جواب: ابداً معمائي در کار نيست فقط تصور اين مطلب براي شما که يک عمر از معرفت مقام امامت دوريد بسيار مشکل است اول بايد از عادت و تعصب خارج شويد و با نظر علم و عقل و منطق و انصاف مطالعه مقام امامت بنمائيد آنگاه توجه خواهيد نمود که فرق آشکاري بين مقام امامت در اعتقاد شيعه و امامت در عقائد شما مي باشد.
