حطيم
يکي از محلهاي مقدس مسجد الحرام ، و در کنار کعبه ، جايي است که آن را ( حطيم ) مي نامند . مردم در قسمت براي دعا جمع مي شوند و به يکديگر به سختي فشار مي آورند . در اين که آيا حطيم همان فضاي ميان حجرالأسود و باب کعبه يا وسعت بيشتري دارد ، اختلاف است . از روايات چنين استفاده مي شود که قسمتي از سطح مسجد الحرام که تا ديوار کعبه امتداد مي يابد ، حطيم ناميده مي شود . بنا به اظهار برخي از محققان ، حطيم قسمتي از حجرالأسود آغاز شده ، به سمت زمزم و از آنجا تا مقام ابراهيم و پس از آن حجر اسماعيل ادامه مي يابد . اين محدوده را تا ديوار کعبه حطيم مي نامند . برخي حطيم را محدودي داخلي حِجر دانسته اند .
حطيم از آغاز مورد توجه مسلمانان بوده و مردم براي استغاثه و دعا در آنجا جمع مي شده اند . خواندن نماز در اين قسمت فضيلت بسيار دارد و مورد سفارش قرار گرفته است .
+ نوشته شده در یکشنبه
1386/06/18ساعت 9:25 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری
|
مسجد علي (ع) در تنعيم
ابن فهد درباري ابن زبير و محل مُحرم شدن او آورده است : عبدالله ابن زبير از محلي در برابر مسجد عايشه که به مقدار يک تير از آنجا فاصله داشته ، مُحرم شد و اين محل نزديک مسجدي بود که منسوب به علي (ع) بوده است . گفتني است که وي اين مطلب را در ذيل حوادث سال 64 هجري آورده است .
+ نوشته شده در شنبه
1386/04/23ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری
|
مسجد المتکأ
در ميان مساجد شهر مقدس مکه ، از مسجدي با نام مسجد متکأ ياد شده است . اين مسجد در اجياد صغير ، در شعبي کوچک که به پشت کوه ابوقبيس چسبيده بوده ، قرار داشته است . ازرقي در ذيل مدخل اجياد صغير مي نويسد : اين شعب کوچکي است که به کوه ابوقبيس چسبيده و در برابر آن ، اجياد کبير در ابتداي خاني هشام بن ابي العاص و خاني زهير بن ابي اميه تا برسد به مسجد المتکأ قرار دارد . همو درجاي ديگري درباري مساجدي که حضرت در آنها نماز خوانده مي نويسد : و مسجد بأجياد و موضع يقال له المتکأ . پس از آن چند نقل آورده که عدم قطعيت موضع مذکور را به عنوان محل اقامي نماز پيامبر (ص) نشان مي دهد . با اين حال مي نويسد : قطعي است که رسول خدا (ص) در اجياد نماز خوانده است .
محقق کتاب اخبار مکه ازرقي نوشته است : مسجد المتکأ در شعبي است که چاه عکرمه در آن است و آن در اجياد صغير ، در دامني کوه خندمه واقع شده است .
زهير کتبي از نويسندگان معاصر نوشته است : مسجد متکأ در اين اواخر منهدم گرديد و به جاي آن هتل قاهره ساخته شد . اين هتل هم پس از مدتي خراب شده و هتل کعکي جاي آن بنا گرديد . در حال حاضر روبروي باب اجياد خياباني است که ابتداي آن دست چپ کسي که از حرم داخل آن خيابان مي آيد مستشفي العام است . بعد از آن پلي است و پس از حدود يک صد متر دست راست ، هتل کعکي است و روبروي آن هتل ايلاف قرار دارد که در ورودي آن هتل البته تا خيابان فاصله دارد . قاعدتاً بايد فاصل هتل کعکي تا مسجد الحرام بين 400 تا 500 متر باشد .
+ نوشته شده در چهارشنبه
1386/04/13ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری
|
ناچارم باز هم مختصر جوابي به شما بدهم که بدانيد بوسيدن عتبه و آستانه مقدسي ائمه معصومين شرک نمي باشد. و آقايان هم مغلطه فرمودند بوسيدن را حمل بر سجده نمودند جائي که در حضور خود ما عبارت را اين قسم از روي کتاب مي خوانند و تحريف نمايند نمي دانم وقتي تنها در مقابل عوام بي خبر قرار مي گيرند چه تهمتها به ما مي زنند. دستوري که در کتب ادعيه و مزار رسيده اين است که ملاحظه مي فرمائيد زائر براي اظهار ادب عتبه را ببوسد نه آنکه سجده بنمايد.
اولاً روي چه قاعده شما بوسيدن را حمل بر سجده نموديد. ثانياً شما در کجا ديده ايد از قرآن مجيد و اخبار و احاديث که منع از بوسيدن عتبي درگاه پيغمبر يا امامي شده باشد و يا بوسيدن را علامت شرک قرار داده باشند.
پس وقتي جواب منطقي يا مسکتي در اين باب نداريد تهمت نزنيد. و اما اين که مي گوييد زوار سجده مي کنند کاملاً دروغ است دروغ شاخدار.
بسي فرق است ديدن تا شنيدن
شنيدن کي بود مانند ديدن
مگر خداوند متعال در آيي 6 از سوره 49 (حجرات) نمي فرمايد ان جائکم فاسق بنبأ فتبينوا ان تصيبوا قوماً بجهالة فتصبحوا علي ما فعلتم نادمين.
مطابق اين دستور قرآن مجيد به کلام فاسق نبايد ترتيب اثر داد تا موجب ندامت و خجالت نگردد بلکه بايد تحقيق کرد و در صدد کشف حقيقت برآمد زحمت سفر به خود داده برويد از نزديک ببينيد آنگاه ايراد و اشکال نمائيد.
چنانچه وقتي به قبر ابوحنيفه و شيخ عبدالقادر در بغداد مي رويم و طرز اعمال عوام را نسبت به آن قبرها (به مراتب اشدّ از آنچه شما تهمت به شيعيان مي زنيد) مي بينم.
خداي بزرگ شاهد است روزي جماعتي از برادران اهل تسنن هندي را ديديم عوض عتبه چندين مرتبه زمين را مي بوسيدند و به خاک مي افتادند چون نظر کينه و عداوت نداشتيم و دليلي بر حرمت عمل نديديم تا اين ساعت مورد نقل قرار نداديم چون دانستيم از روي محبت رفتار مي نمائيد نه از روي عبوديت.
آقايان محترم بدانيد که هيچ زائر شيعه (عارف يا عامي) هرگز سجده ننموده و نمي کند مگر براي خداي تعالي و اين فرموده شما کاملاً تهمت و افتراء و دروغ محض است.
در حالتي که اگر هم به طرز سجده که عبارت از به خاک افتادن و صورت و پيشاني بر زمين ماليدن باشد (نه به قصد عبوديت) مانعي ندارد چه آنکه تعظيماً و تکريماً در مقابل شخص بزرگي (نه به قصد خدائي يا شريک براي خدا قرار دادن) خم شدن و روي زمين افتادن و صورت روي خاک گذاردن ابداً شرک نمي باشد بلکه کثرت و شدت علاقي به محبوب موجب تعظيم و صورت روي خاک ماليدن و بوسيدن مي شود.
اشکال) چگونه ممکن است روي خاک افتاده و پيشاني بر زمين گذارند و سجده نباشد.
جواب) تصديق مي فرمائيد سجده مربوط به نيت است و نيت امر قلبي است و عالم به قلوب و نيات قلبي خداي تعالي مي باشد ظاهراً مي بينم فردي يا افرادي به حال سجده روي زمين افتاده (و البته به چنين حالي که مخصوص به خداي تعالي است شايسته نيست در مقابل غير خدا قرار گيرد و لو بدون نيت باشد) ولي چون از نيت قلب او خبر نداريم نمي توانيم حمل به سجده نمائيم مگر در اوقات سجدي مخصوص که معلوم است ظاهرش را سجده مي نمائيم.
به خاک افتادن و سجده نمودن برادران - يوسف را : پس به طرز سجده به عنوان تعظيم و تکريم (نه نيت سجده) روي خاک افتادن کفر و شرک نيست چنانچه برادران يوسف در مقابل يوسف چنين سجده اي را نمودند و دو پيغمبر حاضر (يعقوب و يوسف) منعشان به صراحت آيه 101 سوره 12 (يوسف) که خداوند خبر مي دهيد و رفع ابويه علي العرش و خروا له سجداً و قال يا ابت هذا تأويل رؤياي من قبل قد جلعها ربي حقا.
مگر در چند جاي قرآن کريم خبر از سجده نمودن ملائکه به آدم ابوالبشر نمي دهد پس اگر بيان شما صحيح باشد که به طرز سجده (بدون نيت عبوديت) روي خاک افتادن شرک باشد بايستي برادران يوسف و ملائکه مقربين همگي مشرک بوده باشند فقط ابليس لعين موحد بود که ترک سجده نمود؟! و حال آنکه چنين نيست تمام آنها موحد و خداپرست بودند.
تمنا مي کنيم آقايان محترم اشکالات عاميانه و مسموعات بي اساس را که امويها وبقاياي خوارج و نواصب و متعصبين نقل نموده اند قبول نکنيد .
+ نوشته شده در چهارشنبه
1386/04/13ساعت 12:32 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری
|
مسجد شجره
مسجدي با اين نام - جدا از مسجد شجري معروف که ميقات است - در شهر مکه وجود دارد که در شمار کهن ترين مساجد اين شهر است .
فاکهي در خبري آورده است : نقل کرده اند که رسول خدا در مسجد شجره نماز خوانده است . اين مسجد پايين تر از محلي يأجج قرار دارد . فاکهي در خبر ديگري آورده : هر زمان که عبدالله بن عمر به مکه مي رفت ، ابتدا در مسجدي فرود مي آمد که شجره نزديک آن بود . وقتي آن را خلوت مي ديد در آن نماز مي خواند و اگر خلوت نبود به جاي ديگر مي رفت . فاکهي سپس ضمن شعري آورده که يأجج در بطحا بوده است . بطحا در محوطه اي ميان ميدان معابدي فعلي تا حوالي مسجد الجن است ( فاکهي مي گويد : بطحا منطقي ميان مسجد حرس (جن) تا باغ خرمان ( شهرداي فعلي مکه پايين تر از ميدان معابده ) است اينجا را ابطح مي گويند ) .
اين هم گفتني است که عبدالله بن عمر مقيد بود که هر کجا رسول خدا (ص) توقف کرده يا نماز خوانه ، نماز بخواند . فاکهي در جاي ديگر آورده : از جمله مساجدي که نماز خواندن در آنها مستحب است و آثار رسول خدا (ص) در آن هست ، مسجدي است که آن را مسجد شجره مي خوانند . اين مسجد در قسمت اعلاي مکه در پشت دار منارة البيضا ، در کنار کوه و در برابر حجون و مقابل مسجد الحرس (مسجد الجن) است . در آنجا درختي بوده که رسول خدا (ص) آن را صدا کرده و درخت نزد آن حضرت آمده است . وي سپس پنج روايت درباري اين معجزي پيامبر (ص) در محل مسجد مزبور نقل کرده است . در يکي از اين روايات آمده است که حضرت رکانة بن عبد يزيد بن هاشم را به اسلام دعوت کرد . او گفت : ايمان نخواهم آورد تا درخت را صدا کني و او نزد تو آيد . حضرت روي به درخت کرده فرمودند : به اذن خداوند نزد من آي ! و درخت نزد آن حضرت آمد .
ازرقي هم از مسجد شجره ياد کرده و نوشته است که آن مسجد در برابر مسجد الجن است . آنگاه اشارتي به معجزي حضرت رسول خدا (ص) در آنجا کرده است .
زهير کتبي درباري وضعيت فعلي مسجد شجره مي نويسد : اين مسجد در همسايگي مسجد جن ( در مسير شخص عازم حرم ) و در نزديکي ميدان سليمانيه ( و اکنون پل سليمانيه ) قرار دارد . نام فعلي آن مسجد ، مسجد الجندراوي ( منسوب به ابراهيم جندراوي ) است .
مسجد مورد نظر ، حدود صدمتر پايين تر از مسجد جن و در امتداد شارع الجن و طريق مسجد الحرام ، درست قبل از پل سليمانيه است . طول و عرض تقريب آن دوازده در بيست متر مي باشد و در حال حاضر تابلوي مسجد رقم 43 را نشان مي دهد .
گفتني است که روبروي مسجد شجره ، مسجد کوچک ديگري است که بايد کهن باشد ، اما هيچ گونه آگاهي درباري اين که ممکن است همان مسجد شجره باشد ، يافته نشده است .
+ نوشته شده در شنبه
1386/04/09ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری
|
فاکهي در کتاب خود (اخبار مکه) از مسجدي با اين نام ياد کرده است . (ردم) به معناي سد
است . اعلي هم قسمت عالي مکه (المَعلاة) يعني همين طريق مسجد الحرام (مسير منا)
است در برابر مسفله که بخش پايين مکه از اجياد به آن سو است . فاکهي مي نويسد : اين
مسجد در بخش اعلاي مکه در کنار الردم الاعلي و در نزديکي چاه جبير بن مطعم بن عدي بن
نوفل قرار داشته است . به اين چاه (بئر العليا) هم گفته مي شده است . او مي افزايد :
گفته شده که رسول خدا (ص) در اين جا نماز خوانده است .
از يکي از صحابه نقل شده که رسول خدا (ص) را ديدم که نماز ظهر و عصر را در نزديکي بئر
عليا مي خواند . عبدالله بن عباس بن محمد در اين محل مسجدي بنا کرد و در کنارش حوضي
ساخت که در آن آب ريخته مي شد . برخي از فقهاي مکه مي گفتند که خانه هاي مکي قديم
از اينجا بالاتر نبوده و همه خانه ها بين مسجد الحرام تا اينجا بوده است .
بئر جبير بن مطعم هم که تا اين اواخر بوده ، طبق اظهار نظر محقق کتاب
ازرقي در نزديکي مسجد الحرام قرار داشته است .
در اينجا سيل بندي بوده که در مسير وادي ابراهيم قرار داشته
است . مسير اين مسيل ، درست در طريق مسجد الحرام قرار
داشته و از کنار کعبه مي گذشته و به سمت اجياد مي رفته
است . ايجاد اين سد براي حفاظت از خانه هاي مردم و خاني خدا
بوده است .
فاسي در ذيل حوادث سال 601 نوشته است که در اين سال
مسجد الرايه تعمير شد . ابن فهد در ذيل حوادث سال 801 نوشته
است که در اين سال مسجد الرايه تعمير شد.
در سال 852 نيز طي مراسمي از محل مسجد الرايه تا مسعي
شمع روشن کرده اند .
بر پايي نظر عبدالملک بن دهيش محقق کتاب فاکهي ، اين مسجد
همان است که اکنون در آغاز بازار جَودريه - که ايرانيان آن را بازار
ابوسفيان مي خوانند - قرار دارد . يک سمت آن به سوي بازار و
سمت ديگر در همان طريق مسجد الحرام است . مسجد مزبور
بسيار بزرگ است و اکنون به نام مسجد الرايه شناخته مي شود که
نامي جديد است .
مسجد الرايه در سال 1361 هجري قمري نيز مجدداً بازسازي شده
است . آخرين بار در سال 1394 هجري قمري به دليل مشکلات
طرحهاي توسعه ، محل آن اندکي تغيير کرد و اينک به ناحيي
شمالي محل سابق انتقال يافته است ! مساحت فعلي آن 232 متر
مربع است .
+ نوشته شده در چهارشنبه
1386/03/23ساعت 12:22 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری
|
مسجد الغنم
فاکهي از محله اي در قرن مسقله - که گاه مصقله هم نوشته مي شود - ياد کرده و آن محلي است که رسول خدا (ص) پس از فتح مکه در آنجا نشست و مسلمان شده هاي شهر مکه با آن حضرت بيعت کردند .
ازرقي آنجا را مسجدي مي داند که پيامبر پس از فتح مکه در آن با مردم بيعت کردند . اين مسجد در محلي قرن مستقله بوده است . وي مي نويسد : اين مسجد در قسمت اعلاي مکه نزديک سوق الغنم در قرن مستقله بوده است .
محقق کتاب از ابن ظهيره نقل کرده که گفته است : و هذا المسجد لايعرف الآن . اما همو در مورد ديگري در پاورقي نوشته است : سوق الغنم در قديم در واديي بود که در شرق کوه الرقمتين قرار داشت و اکنون سوق الجودريه - به قول ايرانيها بازار ابوسفيان - نام دارد . در آنجا مسجد کوچکي است با نام مسجد الغنم ، و بعيد نمي نمايد که همان مسجدي باشد که ازرقي از آن در محلي قرن مسقله ياد کرده است .
گفتني است که در ابتداي بازار مزبور، از سمت حرم به سمت بالا ، دست چپ ، زاويي کوچک حدود دوازده متري بوده که مصلي بوده و حدود دو سال پيش خراب شده و مغازه اي با نام السريحي للخردوات و الهدايا ساخته شده است . در جستجوي محدود ما مسجد ديگري در اين منطقه شناخته نشد . شخصي از مغازه داران آن حدود گفت که اين زاويه نامش زاوية الامام الطبري بوده است .
از اين مسجد هم با عنوان مسجد البيعه ياد شده که عبدالملک دهيش معتقد بود از ميان رفته است . عاتق بن غيث بلادي متخصص تاريخ مکه اظهار داشت که مسجد البيعه يا مسجد الغنم همان است که روبروي اداري تلفنخانه ، پايين تر از پل حجون است . او گفت که قرن مصقله دقيقاً همانجاست . بدين ترتيب به طور دقيق نمي توان درباري محل اين مسجد سخن گفت .
+ نوشته شده در سه شنبه
1386/03/22ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری
|
مسجد مختفي
تا سالها قبل ، مسجدي در پشت خاني آن حضرت در شعب ابي طالب بوده که به نام ( مسجد مختفي ) شناخته مي شده است . به نقل فاکهي ، خاني ابولهب در کنار خاني خديجه و رسول خدا (ص) بوده است . او همراه همسرش به آن حضرت آزار مي رساندند . فاکهي مي نويسد : در خاني خديجه سنگي خارج از خانه بود که بنا به نقل سليم بن مسلم ، يا فردي ديگر از مردم مکه ، رسول خدا (ص) در وقتي که مخالفان از خاني عدي بن حمرا و خاني ابولهب سنگ بر خاني آن حضرت مي ريختند در پشت اين سنگ مخفي مي شد . اندازي اين سنگ يک ذراع و يک وجب بوده است .
اين محل به ( مسجد مختفي ) شهرت داشته و تا قبل از خراب شدنش ، در زمان روي کار آمدن عبدالعزيز سعودي ، بناي کوچکي داشته است .
فاسي از آن با عنوان ( مسجد المختبي ) ياد کرده و نوشته است : مسجدي در سوق الليل در نزديکي مولد النبي است که آن را مسجد مختبي گويند و مردم در ايام تولد آن حضرت به آنجا مي روند . اين هم گفتني است که در زمان فاکهي ، يعني قرن سوم هجري ، در شعب علي بن ابي طالب که در درون همان شعب ابي طالب قرار دارد مسجدي بوده که آثاري از رسول خدا (ص) در آن بوده است . فاکهي پس از نقل اين خبر مي نويسد : که معراج از شعب ابي طالب بوده است . اکنون اين شعب به نام ( شعب علي ) که همان امام علي بن ابي طالب (ع) است شناخته مي شود .
+ نوشته شده در دوشنبه
1386/03/21ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری
|
مسجد حمزه
اين مسجد منسوب به حمزه است و در منطقي مسفله ، در نزديکي تلاقي خيابان ابراهيم و خيابان حمزة بن عبدالمطلب قرار دارد . مسجد حمزه ، مسجد کوچکي بود و در بازسازي آن ، که به سال 1375 هجري قمري صورت گرفت ، مساحتش به 160 متر مربع مي رسد . حمزة بن عبدالمطلب ، عموي رسول خدا (ص) و از سرداران بنام سپاه اسلام بود . او در مکه به رسول خدا (ص) ايمان آورد و سبب تقويت اسلام در مکه شد . بعد از هجرت ، در جنگ بدر شجاعانه جنگيد و در جنگ احد به شهادت رسيد . رسول خدا او را سيد الشهدا ناميد.
+ نوشته شده در یکشنبه
1386/03/20ساعت 8:12 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری
|