جمعه های غیبتت حالا قطار
می شوند و می روند و نیستی
پس تو کی می آیی اینجا تک سوار؟
از برای دیدن چشم خمار
مذهبی
جمعه های غیبتت حالا قطار
می شوند و می روند و نیستی
پس تو کی می آیی اینجا تک سوار؟
از برای دیدن چشم خمار
چه شهري! جنت الماواست گوئــي
چه نخلي! سدره و طوباست گوئي
چـه خاكــي و چـه اقبـالي خدا داد
كه چنديـن بوسه در پاي نبـي داد
اقا بیا تا کی دو چشم انتظارم
شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد
پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت
تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد
اقا خلاصه یک نفر باید بیاید
تا انتقام دست زهرا را بگیرد
علی اکبر لطیفیان
ای امانت دار كوثر كی تو میآیی ز در؟
وی وصی آل حیدر كی تو میآیی ز در
مصحف زهراست نزدت، تیغحیدر همچنین
وارث بابا و مادر كی تو میآیی ز در
چشم امید تمام انبیاء و اولیاء
بر ظهور تست آخر كی تو میآیی ز در
هستی از هستتو هستییافت ای هستخدا
وی همه هست پیمبر كی تو میآیی ز در
دیدگان اشكبار شیعیان میخواندت
كای به عالم میرو رهبر كی تو میآیی ز در
هر سحر گوید مؤذن با نوای تازهای
مجری احكام داور كی تو میآیی ز در
كربلا، مكّه، مدینه، كاظمین، مشهد، نجف
سامرا، گویند یكسر كی تو میآیی ز در
روشنی بخش قلوب مؤمنین و مؤمنات
منجی دلهای مضطر كی تو میآیی ز در؟
برهم زنيد ياران اين بزم بي صفا را
مجلس صفا ندارد بي يار مجلس آرا
بي شاهدي و شمعي هرگز مبادجمعي
بي لال و شور نبود مغان خوش نوا را
اي رويت آيه نور وي نور وادي طور
سر هزاره مستور از رويت آشكارا
در دست قدرت او لوح قدر زبون است
با كلك همت او وقعي مده قضا را
اي هدهد صبا گو تا روز كبريا را
باز آ كه كرده تاريك زاغ و زغن فضا را
باز آ كه بي وجودت عالم سكون ندارد
هجر تو در تزلزل افكنده ما سوا را
ما را به توست حاجت اي حجت الهي
آري بسوي سلطان حاجت بود گدا را
ما را فكنده غفلت در بستر هلاكت
دارو كن اي مسيحا اين درد بي دوا را
خورشيد رخ مپوشان در ابر صبحگاه را
چون شب سيه مگردان روز سپيد ما را
اي پرده دار عالم در پرده چند ماني
آخر ز پرده بنگر ياران آشنا را
اي هر دل از تو خرم پشت و پناه عالم
بنگر تو چاره صد غم يك مشت بينوا را
اي رحمت الهي درياب محتضر را
شاها به يك نگاهي بنواز تو اين گدا را
یابن الزهرا!"
لیت شعری أین استقرت بک النوی"0
کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو
آرام خواهند گرفت0
بنفسی أنت!
به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به
دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه
با شکوه وصا لت0
تا به کی در انتظارت .....؟ بیا
آقاجان ! تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0 پس تا کی در انتظارت نشستن .
بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست
آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران
یوسف زهرا(س) قرار داده ام0