تبليغاتX
همیشه بهار - شیعه در اسلام

همیشه بهار

مذهبی

 

 

بخش سوم

اعتقادات اسلامى از نظر شيعه دوازده امامى

خدا شناسى

1 - نظرى بجهان از راه هستى و واقعيت - ضرورت وجود خدا .
2 - نظرى ديگر از راه ارتباط انسان و جهان - خاتمه فصل وحدانيت خدا .
3 - ذات و صفت .
4 - معنى صفات خداوندى

 5 - توضيح بيشترى در معنى صفات

 6 - صفات فعل

 7 - قضا و قدر

 8 - انسان و اختيار

2 - نظرى ديگر از راه ارتباط انسان و جهان

راهى كه در فصل گذشته براى اثبات وجود خدا پيموده شد , راهى است بسيار ساده وروشن كه انسان با نهاد خدادادى خود آن را ميپيمايد و هيچگونه پيچ و خم نداردولى بيشتر مردم بواسطه اشتغال مداوم كه بماديات دارند و استغراقى كه در لذائذ محسوسه پيدا كرده اند رجوع بنهاد خدادادى و فطرت ساده و بيآلايش برايشان بسيار سخت و سنگين ميباشد .
از اين روى اسلام كه آئين پاك خود را همگانى معرفى ميكند و همه را در برابرمقاصد دينى مساوى ميداند اثبات وجود خدا را با اينگونه مردم از راه ديگر در ميان مينهد و از همان راهى كه فطرت ساده را از توجه مردم بدور داشته با ايشان سخن گفته خدا را ميشناساند .
قرآن كريم خدا شناسى را از راههاى مختلف بعامه مردم تعليم ميدهد و بيشتر از همه افكارشان را به آفرينش جهان و نظامى كه در جهان حكومت ميكند معطوف ميدارد و به مطالعه آفاق و انفس دعوت مينمايد زيرا انسان در زندگى چند روزه خود هر راهى را پيش گيرد و در هر حالى كه مستغرق شود از جهان آفرينش و نظامى كه در آن حكومت ميكند بيرون نخواهد بود و شعور و ادراك وى از تماشاى صحنه شگفت آور آسمان و زمين چشم نخواهد پوشيد .
اين جهان پهناور هستى (142) كه پيش چشم ما است ( چنانكه ميدانيم ) هر يك ازاجزاء آن و مجموع آنها پيوسته در معرض تغيير و تبديل ميباشد و هر لحظه در شكل تازه و بيسابقه اى جلوه ميكند .
و تحت تأ ثير قوانين استنثاء ناپذير لباس تحقق ميپوشد و از دورترين كهكشانها گرفته تا كوچكترين ذره اى كه اجزاء جهان را تشكيل ميدهد هر كدام متضمن نظامى است واضح كه با قوانين استثناء ناپذير خود بطور حيرت انگيزى در جريان ميباشدو شعاع عملى خود را از پستترين وضع بسوى كاملترين حالات سوق ميدهد و به هدف كمال ميرساند .
و بالاتر از نظامهاى خصوصى نظامهاى عموميتر و بالاخره نظام همگانى جهانى كه اجزاء بيرون از شمار جهان را بهمديگر ربط ميدهد و نظامهاى جزئى را بهم ميپيوندد و درجريان مداوم خود هرگز استثناء نميپذيرد و اختلال برنميدارد .
نظام آفرينش اگر انسانى را مثلا در زمين جاى ميدهد ساختمان وجودش را طورى تركيب ميكند كه با محيط زندگى خود سازش كند و محيط زندگى ويرا طورى ترتيب ميدهد كه مانند دايه اى با مهر و عطوفت بپرورشش پرداخته آفتاب و ماه وستارگان و آب و خاك و شب و روز و فصول سال و ابر و باد و باران و گنجينه هاى زير زمينى و روى زمين و بالاخره همه سرمايه نيروى خود را در راه آسايش و آرامش خاطر وى گذاشته بكار ميبندد .
ما چنين ارتباط و سازشى را ميان هر پديده و ميان همسايگان دور و نزديك و خانه اى كه در آن زندگى ميكند مييابيم .
اينگونه پيوستگى و بهم بستگى در تجهيزات داخلى هر يك از پديده هاى جهان نيز پيدا است .
آفرينش اگر براى انسان نان داده براى تحصيل آن پاى و براى گرفتن آن دست و براى خوردن آن دهان وبراى جويدن آن دندان داده است و آن را با يك رشته وسائليكه مانند حلقه هاى زنجير بهم پيوسته اندبهدف كمالى اين آفريده ( بقاء و كمال ) مرتبط ساخته است .
دانشمندان جهان ترديد ندارند كه روابط بيپايان كه در اثر تلاش علمى چندين هزارساله خود بدست آورده اند طليعه ناچيزى است كه از اسرار آفرينش كه دنباله هاى تمام نشدنى بدنبال خود دارد و هر معلوم تازه اى مجهولات بيشمارى را به بشر اخطار ميكند .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/01ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط حسین داودی ایلواری  |