نماز

 

 

اگر نــه روی دل انـــدر برابرت دارم


من این نـماز، حسـاب نماز، نشمارم

 
ز عشــق روی تو من رو به قبله آوردم


و گرنه من ز نـماز و ز قـبله بـیزارم


مرا غرض ز نـماز آن بود كه پنهانی


حدیث درد فـــراق تـو با تو بگذارم


و گرنه این چه نمازی بود كه من با تو

 
نشسته روی به محراب و دل ببازارم؟

 

 

مولوی 


 

بشارت

 

 

بیا که خانه تکانی کنیم دلها را

از انجماد کسالت، بهار نزدیک است

یا اب صالح المهدی

 

 

با همه لحن خوش آوایــی ام


در به در کوچــه تنهــــایی ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر


نغمــه تو از هـمــه پرشـــورتر

کاش که این فاصله را کم کنی


محنت این قافــلـه را کـم کــنی

کاش که همسایه ما میـشدی


مایه آســـایه مـا می شـــــدی

هر که به دیدار تو نائل شــود


یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد


سینه مارا عطشـــی دســت داد

نام تـو بردم لبــم آتــش گــرفت


شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان من است


نامه تو خط امان من است

ای نگــهت خواســــتگه آفتـــاب


بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانــداز زچشـــم ترم


تا بتوانــم به رخت بنگــــرم

ای نفست یار و مددکار ما


کی و کجا وعده دیدار ما,,,

مرحوم آغاسی

بالین خداوند

 

 

پيامبر خدا(صلی الله عليه و آله):

 


 
 
 
خداوند بزرگ با مجاهدان بر فرشتگان مى‏بالد
 
 

جامع الأخبار، ص۹۳
 
 

بهترین ها

 

 

پيامبر خدا(صلی الله عليه و آله):


 
 
بهترين شما، خوش‏خوترين شماست آنان كه الفت
 
 
مى‏گيرند و الفت مى‏پذيرند
 
 
تحف العقول، ص 45،
 
 
 
 
 
 
 

نقد مقاله

 

 

 

 

چرا ؟


«چرا؟» ، متن نخستين سرمقالة فصلنامة «كتاب نقد» است كه با قلم سردبير و مدير مسؤول

 نشريه (آقاي حسن رحيم‌پور ازغدی) در سال 1376 منتشر و ظرف همون سال به دو چاپ

 و نهايتآ 5 چاپ مجدّد رسيد. اين سرمقاله برندة جايزه بهترين سرمقاله در ميان مجلّات

 پژوهشي –  علمي كشور شده. من  خودم به شخصه شاید بیش از ۲۰ بار این مقاله ی

 زیبا را خونده ام. واقعا مقاله ای هست که تک تک جملاتش روی حساب گفته شده و ارزش

 تامل داره. توصیه می کنم این مقاله را تا آخر بخونید. بخصوص کسانی که رشته تحصیلیشون

 علوم انسانی هست خیلی می تونند با مطالبش ارتباط برقرار کنند و بفهمنش. در کل میشه این

 مقاله را نقدی بر وضعیت علوم انسانی و اساتید و فعالیت های علمی در دانشگاه ها دانست.


 



چرانقد؟!
نقد، با "شک" آغاز می‌شود و منتقد، با بیدارکردن‌ "شک"، می‌کوشد تا پایه‌های‌ "یقین" را استوار کند. کار او آزادکردن‌ "حقیقت" از بند "جزمیت" است‌ و امروز، بنیادگرایی‌ "لیبرال"، با همان‌ جزمیت‌ بنیادگرایی‌ مارکسیستی‌ (فوندامنتالیزم‌ متعلق‌ به‌ دهه‌های‌ پیشین) سربرافراشته‌ و ساحت‌ تفکر را به‌ تعطیل‌وتسلیم‌فرامی‌خواند. ما در عصر ترجمه‌ و تقلید بسر می‌بریم. کسی‌ "متفکرتر" دانسته‌ می‌شود که‌ "مترجم‌تر" است. جرئت‌ "اجتهاد در برابر غرب"، دوباره‌ بتدریج‌ از ما سلب‌ می‌شود. ما اجازه‌ نخواهیم‌ داشت‌ که‌ در عرض‌ فرهنگ‌ "ترجمه"، بیندیشیم. محکوم‌ شده‌ایم‌ که‌ در طول‌ آن‌ بیندیشیم. اما آیا "تمدن‌سازی" بدون‌ برخورد انتقادی‌ با "تفکر ترجمه‌ای" و با زبان‌ مبدء (غرب)، امکان‌ دارد؟! امروز "ترجمه"، در علوم‌ سیاسی، اقتصاد، حقوق‌ و حتی‌ ادبیات‌ و الهیات، "تابو"های‌ بسیاری‌ تراشیده‌ است‌ که‌ حتی‌ نگاه‌ انتقادی‌ به‌ آنان، جزء محرمات‌ عصر جدید درآمده‌ است.
یک‌ رفرنس‌ معنعن‌ (با سلسلة‌ سندی‌ هر چه‌ غربی‌تر)، کار هزار اندیشة‌ اجتهادی‌ را می‌کند. هم‌ اعتباری، بیش‌ دارد و هم‌ خلل‌ برنمی‌دارد زیرا "استاد فرموده" را نمی‌توان‌ به‌ زیر مهمیز سؤ‌ال‌ کشید!!
 

 
ادامه نوشته

از غدیر عشق سرشاریم ما      22

 

 

 

بلندترين داستان غدير

سخنرانى پيامبر قبل از معرفى اميرالمؤمنين

 

پيامبر (ص) از منبر بالا رفت و به چپ و راست نظر نمود، و منتظر ماند تا مردم جمع شوند. آنگاه كه همه جمع شدند حضرت خطابه ى خود را چنين آغاز كرد:

حمد خدايى را كه در يگانگى مقام والايى دارد، و در عين يگانگى به مردم نزديك است- تا آنجا كه فرمود- من به بندگى خدا اقرار مى كنم؛ و به ربّانيت او شهادت مى دهم، و آنچه او گفته انجام مى دهم از ترس اينكه اگر انجام ندهم عذابى كوبنده بر من نازل شود. خداوند به من وحى كرده است: 'يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ اِنَّ اللهَ لايَهْدِى الْقَوْمَ الْكافِرينَ'، [ سوره ى مائده: آيه ى 67. ] 'اى پيامبر، ابلاغ كن آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، و اگر چنين نكنى رسالت او را نرسانده اى، و خداوند تو را از مردم حفظ مى كند. خداوند قوم كافر را هدايت نمى كند'.

اى مردم، من در تبليغ آنچه خداوند نازل كرده كوتاهى نكرده ام. اينك سبب نازل شدن اين آيه را بيان خواهم كرد: چندين بار جبرئيل بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام [ 'سلام' در اينجا بعنوان يكى از اسماء خداوند آورده شده است. ] دستور آورد كه در جمع مردم بگويم و به سياه و سفيد اعلام كنم كه على بن ابى طالب برادرم و خليفه ام و امام پس از من است.

اى مردم، سبب اين تأكيد شناخت من از منافقينى است كه آنچه در قلبشان نيست بر زبان مى آورند، و آن را كوچك مى شمارند در حاليكه نزد خدا امرى عظيم است؛ و نيز اذيتهاى بسيارى كه نسبت به من روا داشته اند. از جمله اينكه بدليل كثرت ملازمت على با من و توجه زياد من به او، مرا 'گوش' اسم گذاردند و خداوند اين آيه را نازل كرد: 'وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِىَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ اُذُنٌ'، [ سوره ى توبه: آيه ى 61. ] 'از آنان كسانى هستند كه

پيامبر را اذيت مى كنند و مى گويند او گوش است' و اگر بخواهم مى توانم آنان را نام ببرم!

بدانيد كه خداوند على را بر مهاجرين و انصار و تابعين، [ تابعين كسانى هستند كه اصحاب پيامبر (ص) را ديده اند، اما خود آن حضرت را نديده اند. ] روستايى و شهرى، عرب و عجم، آزاد و غلام، كوچك و بزرگ، سفيد و سياه، و بر هر موحدى صاحب اختيار و امام مفترض الطاعة قرار داده است.

حكم او بايد اجرا شود و گفته ى او بايد قبول شود و امر او نافذ است. هر كس با او مخالفت كند ملعون است، و هر كس او را تصديق كند مورد رحمت خداوند قرار خواهد گرفت.

اى مردم، در قرآن تفكر كنيد و آيات آن را بفهميد. آيه هاى محكم آن را فرا گيريد و به سراغ آيه هاى متشابه نرويد. بخدا قسم هيچ كس تفسير قرآن را بيان نخواهد كرد مگر كسى كه اينك دستش را گرفته و با دستم بالا مى برم و به شما اعلام مى كنم كه هر كس من صاحب اختيار اويم او صاحب اختيار وى است و آن شخص على است.

اى مردم، على و فرزندان صالح من از نسل او 'ثِقل اصغر' هستند و قرآن 'ثِقل اكبر' است. اين دو از هم جدا نمى شوند تا بر سر حوض كوثر نزد من آيند؛ و بعد از من اميرىِ مؤمنان براى كسى جز او جايز نيست. [ [در روايتى ديگر حذيفه مى گويد: به خدا قسم ما در غدير خم مقابل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نشسته بوديم. مجلس مملو از مهاجرين و انصار بود. پيامبر (ص)بپا خاست و فرمود: اى مردم، خداوند به من دستور داده و گفته است: 'يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ'. من به جبرئيل گفتم: قريش درباره ى من چيزهايى مى گويند. جبرئيل دوباره نازل شد و خبر آورد كه 'وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ'.

سپس پيامبر (ص)، على بن ابى طالب عليه السلام را صدا زد و اميرالمؤمنين عليه السلام در طرف راست حضرت ايستاد. پيامبر (ص) فرمود: اى مردم، آيا شما بر اين باور نيستيد كه من از خود شما بر شما سزاوارترم؟ گفتند: بلى، خدا را شاهد مى گيريم. حضرت فرمود: اى مردم هر كس كه من مولاى اويم اين على مولاى اوست.

شخصى از آن سوى مجلس گفت: يا رسول الله، معنى اين سخن چيست؟ حضرت فرمود: 'هر كس كه من پيامبر اويم اين على امام اوست'. سپس فرمود: 'خدايا دوست بدار هر كه او را دوست دارد و و هر كه او را دشمن مى دارد دشمن بدار. كمك كن هر كه او را كمك كند و خوار كن هر كس او را خوار كند'.

بحارالانوار: ج 37 ص 193. عوالم العلوم: ج 3:15 ص 96.] ]

 

دو خصلت خوب

 

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:


 
و النَّفعُ لِعبادِ اللّه
 
 
دو خصلت است كه هيچ كار خوبى بالاتر از آن دو
 
 
 نيست : ايمان به خدا و سود رساندن به بندگان خدا
 
 
 
 
 

 

مردم خوشبخت ایران

 

 

پيامبر خدا(صلی الله عليه و آله):


 
 
خوش‏بخت‏ترين ملّت غير عرب به واسطه اسلام،
 
 
مردم ايرانند
 
 
ميزان الحكمة: ح 15867
 
 
 
 

 ره آوردهای جهاد و صبر

 

 

 

قالَتْ فاطمه (سلام الله عليها): 

 

جعل الله ... الجهاد عز للإسلام،

 

و الصبر معونة علي استيجاب الأجر

 

 خداوند جهاد را موجب عزت

 

و هیبت اسلام، و صبر را وسیله استحقاق

و شایستگی پاداش حق تعالی قرار داد

 

(احتجاج طبرسی، ج 1، ص 258)

حكمت   نهج البلاغه  17    

 

 

 

 

قال َ علی (ع)    :

 

وَ سُئِلَ علی عَنْ قَوْلِ الرَّسُولِ ص غَيِّرُوا الشَّيْبَ

 

 وَ لاَ تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ ِانَّمَا قَالَ ص ذَلِكَ وَ الدِّينُ قُلُّ،

 

 فَاءَمَّا الْآنَ وَ قَدِ اتَّسَعَ نِطَاقُهُ وَ ضَرَبَ بِجِرَانِهِ فَامْرُؤٌ وَ مَا اخْتَارَ

 

از آن حضرت درباره اين سخن پيامبر (ص ) پرسيدند كه فرموده بود

 رنگ سفيد موى را تغيير دهيد و خود را همانند يهودان مسازيد و او

 فرمود:   اين سخن را رسول اللّه (ص ) زمانى فرمود كه مسلمانان

 اندك بودند، اما اكنون كه دايره اسلام فراخ گرديده و دين استقرار

 يافته ، هركس به اختيار خود است

 

از غدیر عشق سرشاریم ما         21

 

 

 

بلندترين داستان غدير

 

واقعه غدير خم

 

ما هنگامى از روز به غدير خم رسيديم [ از اينجا تا آخر خطبه روايت ديگر حذيفه است كه در آن متن كامل سخنرانى حضرت آمده است. بحار الانوار: ج 37 ص 131 تا 133. ] كه اگر گوشت روى زمين مى انداختند از شدت گرما مى پخت. در اين وضعيت پيامبر (ص) نزد ما آمد و دستور داد همه جمع شوند. سپس مقداد، سلمان، ابوذر و عمار را صدا زد و به آنان دستور داد تا سراغ دو درختى كه در آن مكان بود بروند و خار و خاشاك زير آن را تميز كنند. آنان آنجا را تميز و آماده كردند.

پس از آن پيامبر (ص) دستور داد سنگها را روى هم بچينند تا منبرى به بلندى قامت آن حضرت شود و پارچه اى روى آن بياندازند.

 

شفاعت اهل البیت

 

 

امام صادق(سلام الله عليه):


 
 
 
همه شيعيان من با شفاعت او
 
 
(حضرت معصومه(س)) وارد بهشت خواهند شد
 
 
بحارالأنوار، ج 60، ص 216
 
 
 
 

دعا کنید

 

 

آیت الله العظمی سیستانی:

 

 همه مسلمانان دست به دعا شوند تا چشم ما به

 

جمال امام موسی صدر روشن شود

 

حضرت آیت الله العظمی سیستانی در پی تحولات اخیر در کشور لیبی از
 
 مسلمانان جهان خواست تا برای آزادی امام موسی صدر دعا کنند.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر،
 
حضرت آیت الله العظمی سیستانی از مراجع تقلید، در پی تحولات اخیر در کشور لیبی،
 
در جمع برخی از نزدیکانشان فرمودند: همه مسلمانان دست به دعا شوند تا چشم
 
ما به جمال امام موسی صدر روشن شود. انشاء الله.
 
 
 
 

گواراترین زندگی

 

 

امام على(سلام الله عليه):


 
گواراترين زندگى را كسى دارد كه از آنچه
 
 خداوند نصيب او كرده است، خرسند باشد
 

غررالحكم ودررالكلم، ح 3397

 

 


 

نكته:

خواندن سوره الرحمن پس از نماز صبح روز جمعه مستحب است.
 
 پس از آیه «فبای آلاء ربکما تکذبان» این جمله بر زبان جاری شود:
 
 «لا بِشَی مِن آلاء ربِّ اُکَذِّب» خدایا هیچ یک از نعمت های (آشکار
 
و پنهان) تو را تکذیب نمی کنم.
 

حكمت   نهج البلاغه16    

 

 

 

 

قَالَ علی (ع) :  

 

تَذِلُّ الْاءُمُورُ لِلْمَقَادِيرِ حَتَّى يَكُونَ الْحَتْفُ فِي التَّدْبِيرِ

كارها دستخوش تقديرند، آنسان ،

 

 كه گاه تدبير سبب مرگ شود

 

 

محاسبه اعمال

 

 

لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ يَوْم فَإِنْ

 

عَمِلَ حَسَنـًا اسْتَزادَ اللّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَيِّئًا

 

اسْتَغْفَرَ اللّهَ مِنْهُ وَ تابَ إِلَيْهِ 

از ما نيست كسى كه هر روز حساب خود را نكند،

 پس اگر كار نيكى كرده است از خدا زيادى آن را

بخواهد، و اگر در آن كار بدى كرده، ازخدا آمرزش

طلب نموده و به سوى او توبه نمايد.

 

خردمند

امام كاظم(سلام الله عليه):

 

إنّ العاقِلَ الّذي لا يَشغَلُ الحَلالُ شُكرَهُ،

 

 ولا يَغلِبُ الحَرامُ صَبرَهُ

 

خردمند كسى است كه حلال مانع شكرش نمى‏شود

 

 و حرام بر شكيبايى او چيره نمى‏گردد.

 

الكافي: ج 1، ص 16، ح 12

 

(العقل والجهل في الكتاب والسنة: ص 130)

 

 

شناخت حق و چنگ زدن به آن

 

 

امام حسن(سلام الله عليه):

 

إنّا أهلُ بَيتٍ إذا عَلِمنَا الحَقَّ تَمَسَّكْنا بِهِ

 

ما خاندانى هستيم كه هرگاه حق را شناختيم،

 

 بدان چنگ در مى‏زنيم.

 

اهل بيت: ج 1 ص 468 ح 733

 

خواهش از خداوند

 

 

امام صادق(سلام الله عليه):

 

 

إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أن يُسأَلَ ويُطلَبَ ما عِندَهُ

 

 

خداوند، خوش دارد كه از او خواهش شود

 

و از آنچه نزد اوست، درخواست گردد.

 

الكافي، ج 2، ص 475

 

خوش رفتاری با...

 

پیامبر (ص) فرمودند :

  

 إِنَّمَا الْمَرْأَةُ لُعْبَةٌ فَمَنِ اتَّخَذَهَا فَلْیُصْنِعْهَا

  

هر کس زن گرفت پس باید با او به خوبی رفتار نماید

 

 (مستدرك‏الوسائل ج14،ص 250)

 

 

 

 

حكمت : 15 نهج البلاغه

 

 

قَالَ علی (ع) :

 

مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَبُ

هر فريب خورده اى درخور عتاب نيست

 

از غدیر عشق سرشاریم ما   قسمت بیستم

 

 

 

بلندترين داستان غدير

 

آيه هاى اعلان عمومى غدير

 

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم تصميم داشت هنگامى كه به مدينه رسيد على عليه السلام را به خلافت نصب كند. حضرت دو روز و دو شب در راه بود. در روز سوم جبرئيل آيات آخر سوره ى حج را نازل كرد و فرمود: بخوان: 'فَوَرَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ اَجْمَعينَ، عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ، فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرْ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكينَ، اِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئينَ'، [ سوره ى حجر: آيات 192 تا 195. ] 'قسم به پروردگارت، از همه ى آنان خواهيم پرسيد درباره ى آنچه انجام مى دادند. تو به آنچه دستور داده شدى اقدام كن و از مشركين روى گردان باش. ما تو را از شرّ مسخره كنندگان حفظ مى كنيم'. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به سرعت از آنجا حركت كرد تا به مدينه برسد و على بن ابى طالب عليه السلام را براى مردم بعنوان خليفه منصوب كند. در آخر شب چهارم جبرئيل بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد و اين آيه را براى حضرت خواند: 'يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ اِنَّ اللهَ لايَهْدِى الْقَوْمَ الْكافِرينَ'، [ سوره ى مائده: آيه ى 67. ] 'اى پيامبر، ابلاغ كن آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، و اگر چنين نكنى رسالت او را تبليغ نكرده اى، و خداوند تو را از مردم حفظ مى كند. خداوند قوم كافرين را هدايت نمى كند'. و منظور از آنان كسانى بودند كه نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سؤ قصد داشتند.

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اى جبرئيل، نمى بينى چگونه با سرعت مسير را طى مى كنم تا به مدينه برسم و ولايت على را بر حاضر و غايب واجب كنم؟ جبرئيل پاسخ داد: خداوند به تو دستور داده تا ولايت او را در اولين محلى كه پياده مى شوى بر مردم واجب كنى. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: بلى اى جبرئيل، ان شاء الله فردا اين كار را انجام خواهم داد.

حضرت همان ساعت حركت كرد و مردم با او آمدند تا در غديرخم پياده شدند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نماز را به جماعت خواند و دستور داد تا همه جمع شوند. سپس على عليه السلام را صدا زد و دست چپ وى را با دست راست بلند نمود، و با صداى بلند ولايت و صاحب اختيارى او را به مردم اعلام كرد و اطاعت او را واجب نمود و به مردم دستور داد تا بعد از او اختلاف نكنند. [ مفصل واقعه ى غدير در فصل بعدى خواهد آمد. ]

 

تبریک

 

 

میلاد حضرت محمد مصطفی(ص)


و امام جعفر صادق(ع) بر تمامی مسلمانان مبارک باد