دعای روز اول ماه مبارک رمضان

 

بسم الله الرحمن الرحيم
 
 
اللهمَ  اجْعلْ صِيامي فـيه صِيـام الصّائِمينَ

 

 

وقيامي فيهِ قيامَ القائِمينَ

 

 

ونَبّهْني فيهِ عن نَومَةِ الغافِلينَ

 

 

وهَبْ لي جُرمي فيهِ يا الهَ العالَمينَ

 

 

 واعْفُ عنّي يا عافياً عنِ المجْرمينَ.

 

 

خدايا قرار بده روزه مرا در آن روزه داران
 
واقعى  وقيام وعبادتم در آن قيام شب زنده
 
داران وبيدارم نما در آن از خواب بى خبران

 

 

وببخش به من جنايتم را در اين روز اى
 
معبود جهانيان  ودر گذر از من اى بخشنده
 
 جنايات كاران

 

التماس دعا

 

 

سفر به زنجان ( بازار )

 

میدان انقلاب

 

ادامه نوشته

سفر به زنجان ( مسجد جامع زنجان )

 

 

ادامه نوشته

سیلاب ها در مزارع

 

بارش باران در شب قبل باعث بروز سیل و جاری شدن آن در مزارع و معابر و منازل شد که خسارت غیر قابل جبران به مردم وارد کرد.

ادامه نوشته

آنچه موجب اُنس با خدا مى‏گردد

 

رسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله :

 

 مَن خَرجَ مِن ذُلِّ المعصيةِ إلى عِزِّ الطّاعةِ آنسَهُ

 

اللّه‏ُ عزّ وجلّ بغَيرِ أنيسٍ ، وأعانَهُ بغيرِ مالٍ . 

 هر كه از خوارى گناه به سرفرازى طاعت درآيد،

 

خداوند عز و جل انيس او مى‏شود، بى‏آنكه همدمى

 

 داشته باشد و او را كمك مى‏رساند، بى‏آنكه مال و

 

ثروتى داشته باشد.

 

ای کسانی که ایمان آورده اید

 

 

تصویر حدیثی : ای کسانی که ایمان آورده اید

برگرفته از سایت تصویر حدیث

 

فرصت ها و اوقات

 

امام علی علیه السلام :
 


الفُرصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ، فانتَهِزُوا فُرَصَ الخَيرِ

 

فرصت، چون ابر مى‏ گذرد. پس، فرصتهاى
 
كار خوب را غنيمت شمريد.


 
نهج البلاغه: حكمت 21

سفر به زنجان ( مسجد چهلستون )

 

مسجد چهلستون زنجان در حال تعمیر بود البته فضای بیرون وحیاط

 

ادامه نوشته

راز غیبت و انتظار فرج

میلاد نور


قلب عالم امکان و منجی عالم بشریّت حضرت مهدی(ع) در نیمه‌ی ماه مبارک شعبان سال ۲۵۵ هـ . ق چشم به جهان گشودند (۱) پدر بزرگوارشان حضرت امام حسن عسکری(ع) و مادر گرامی آن حضرت، خانم نرجس ]نرگس\[ خاتون می باشد.

در شب ولادت، عمه‌ی امام عسکرى(ع) بانو حکیمه خاتون به دستور ایشان در منزل ماند. امام(ع) به حکیمه خاتون فرمودند: « امشب منتظر تولد فرزندى هستم از نرجس». حکیمه با تعجب پرسید، چطور ممکن است؟!(زیرا اثرى از حمل در او ندیده بود). امام(ع) فرمود: « او بسان مادر موسى(س) است که هیچ کس نمى‌دانست باردار است، زیرا فرعون شکم زنان حامله را پاره مى‌کرد».

طبق نقل حکیمه، خداوند در آن شب فرزندى به امام عسکرى(ع) عنایت کرد و چنین اراده فرموده بود که دشمنان، هرگز قدرت دسترسى به او را پیدا نکنند و چنین اراده کرده بود که او «وارث مستضعفان» در روى کره‌ی زمین بشود: « و نُرید أن نمنّ على الذین استضعفوا فی الأرض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثین»(۲)

طبق حکمت الهى در فاصله‌ی کوتاه سال ۲۵۵ تا ۲۶۰ هـجری ،ایشان به طور مخفی زندگی می‌کردند و در خدمت پدر بزرگوارشان آماده‌ی احراز مقام امامت و رهبرى مسلمانان و بر عهده گرفتن مسئولیت سنگین آنان بودند.

با شهادت حضرت امام عسکری(ع) در سال ۲۶۰ هجری، دوران غیبت آغاز و مدت ۷۵ سال(غیبت صغرى)، حضرت مهدى(ع) در پنهانى زندگى مى‌کردند و مردم بدان صورت که بتوانند حضورى خدمت ایشان مشرف و مشکلات خودشان را در میان بگذارند، امکان نداشت ولى دائماً از انوار و برکات مقدس او بهره مند مى‌شدند. دسترسى مردم به واسطه‌ی نائبان خاص او از سال ۲۵۵ تا ۳۳۰ هـ . ق صورت مى‌گرفت.

راز غیبت
فلسفه و راز حقیقى غیبت براى عموم مردم بیان نشده است و به غیر از اولیاء خاص الهى\[پیامبران و امامان معصوم(ع)] از آن اطلاع ندارند؛ ولى بطور کلى از میان ادله‌ی عقلى و نقلى مى‌توان فوایدى را براى آن بدست آورد:

الف) امتحان و آزمایش  مردم
به واسطه‌ی همین مسئله غیبت است که خداوند می‌خواهد بندگان خودش را بیازماید تا حجت برآنها روشن شود که آیا ایمان واعتقاد واقعى به مبدأ جهان و مصالح او دارند یا خیر؟ باید روشن شود که مؤمنان واقعى در مواقع حساس و هنگامی که دسترسى حضورى به رهبران ممکن نیست کیانند؟ آیا صرف ادعا بر اینکه ما به خداوند و به پیشوایان او یعنى ائمه معصومین(ع) ایمان داریم کافى است یا اینکه مى‌بایست با آزمایش و امتحان این ایمان واعتقاد سنجیده شود. در نتیجه اگر کسانى در عصر غیبت طبق فرمان الهى، محکم و پا برجا ایستادند و از مشکلات نهراسیدند و وظایف و دستورات الهى(فروع دین و اعتقادات صحیح) را دنباله روى نمودند. بحق آنان، مؤمنان حقیقى و از رستگاران مى‌باشند.

ب) محفوظ ماندن از بیعت
یکى از دلائل غیبت محفوظ ماندن از بیعت با ظالمان، مستکبران و ستم‌کاران است، بطورى که بعد از ظهور، حجت برهمگان تمام مى‌باشد. چنانچه در روایتى از امام هشم حضرت علىّ بن موسى الرضا(ع) نقل شده است که فرمود: «گویا شیعیانم را مى‌بینم که بعد از مرگ سومین فرزندم در جستجوى امام خود مى‌گردند ولى او را نمى‌بینند»، سؤال شد چرا؟ فرمود: «چون امامشان غایب است». عرض شد: چرا غایب مى‌شود؟ فرمود: «براى اینکه وقتى با شمشیر(سلاح) قیام نمود بیعت هیچ کسى بر گردنش نباشد».(۳)

ج) خوف برکشته شدن
از دلایل دیگر راز غیبت، محفوظ ماندن از کشته شدن به دست نابکارران و دشمنان بشریت مى‌باشد که با پیش آمدن مسئله‌ی غیبت، وجود مقدس حضرت ولىّ عصر(ع) سالم باقى مى‌ماند و تا هنگام ظهور ایشان(زمان آن فقط، نزد خداوند متعال مى-باشد) که فرا رسد با قیام الهى خود ظلم وستم را نابود و عدل و عدالت را در سراسر گیتى بر قرار مى‌نماید؛ ان شاء الله.

هرگز مبادا مسئله‌ی کشته شدن امام زمان(ع) را با شهادت پدران بزرگوارش تطبیق و مقایسه نمود زیرا موقعیت وشرایط زمانى متفاوت مى‌باشد. ائمه‌ی معصومین(ع) قبل از ایشان، با پذیرا شدن شهادت، امام دیگرى مسئولیت امامت را عهده‌دار مى‌شد ولى طبق اراده‌ی الهى، مسئله‌ی  امامت با وجود مقدس حضرت مهدى(ع) خاتمه پیدا مى‌کند و در صورتی که ایشان نیز غایب نمى‌شدند و مسئله‌ی شهادت و کشته شدن براى ایشان پیش مى‌آمد بر خلاف مصلحت الهى مى‌بود و زمین از حجت خداوند خالى مى‌ماند. درحالی که در اراده‌ی خداوند مقدر شده است که می‌بایست حق بر باطل پیروز شود و این تقدیر الهی(پیروزى حق بر باطل) به دست مبارک مهدى موعود(عج) و در آخر الزمان واقع می‌گردد.

انتظار فرج
حضرت امام خمینی(ره)، بنیان‌گذار نظام مقدس جمهورى اسلامى ایران در یکى از بیانات خود فرمودند: « انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است».(۴) به حق که این سخن چقدر پر معنى است. مسئله‌ی انتظار، دارای بار معنایى فراوانی از جهت کاربرد  ادبى و استعمال در فرهنگ اسلامى دارد و از طرف دیگر مسئله‌ی آخر الزمان و انتظار ظهور مهدى موعود داراى مضامین و معانى والا و مقدسى نیز مى‌باشد. در روایتى از قول پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمودند: « أفضل أعمال أمتى انتظار الفرج من الله عز وجلّ»(۵)یعنى: بهترین و با فضیلت ترین اعمال و کارهاى امت من، انتظار رسیدن فرج از نزد خداى عزیز و جلیل مى‌باشد. و روشن است که فرج حقیقى و نهایى برپایى حق و عدل بجاى ظلم و ستم و کفر در روى زمین مى‌باشد که تحقق این مسئله طبق آیات قرآن و روایات اسلامى در آخر الزمان به وقوع مى¬پیوندد.
منتظران واقعى مهدى(ع) در طول تاریخ انتظار و هم‌اکنون به دنبال تحقق عدالت راستین درونى و بیرونى هستند که لازمه-ی این چنین عدالتى، امید، تحرک، شور، حماسه، مقاومت، نفى باطل وطلب حق، خروش، صلابت و قیام(ضد قعود وسکون) بهمراه اعتقاد صحیح توحیدى، محمّدى، علوى و عمل به واجبات وترک محرمات مى‌باشد.

در کنار این واجبات(بلکه در متن این اعمال) مسئله‌ی امر به معروف و نهى از منکر، پاى‌بندى به اخلاق حسنه‌ی اسلامى و آمادگى نظامى از اهمیت ویژه‌اى برخوردار است.

انسانِ مسلمان و منتظر یک قیام بزرگ و یک انقلاب عظیم جهانى، آیا ممکن است که خود هیچ آمادگى براى حضور در این درگیرى و کمک به آن نداشته باشد؟

امام صادق(ع) مى‌فرماید: « لیُعدّن أحدکم لخروج القائم و لو سهماً، فإن الله اذا علم ذلک من نیّته رجوتُ لأن یُنسى فى عمره حتى یدرکه و یکون من اعوانه و انصاره»(۶ ). یعنى: هرگاه یکى از شما براى قیام قائم\[مهدی موعود] اسلحه تهیه کند، اگرچه یک تیر باشد، امید است خداوند عمر او را دراز  کند تا ظهور و فرج او را درک نماید و از یاوران ایشان باشد.

در اینجاست که اندیشه‌ی  شوم و باطل قاعدی‌گرى و دروغ گویان طرفدار امام زمان(ع) (انجمن حجتیه در قبل از انقلاب اسلامی) روشن مى‌شود که چقدر اسفبار و ضد انتظار است!  زیرا به خود زحمت نداده‌اند تا بفهمند معناى انتظار و فلسفه‌ی غیبت چیست؟

اینان انتظار وطرفدارى از امام زمان(ع) را به معنى کمک کردن و ازدیاد ظلم و ستم، همراه با  سکوت و قعود و خاموشى مى‌دانند. یعنی انتظار مساوى است با کسب بى‌لیاقتى و عدم حضور. اینان روایاتى را که سخن از قیام مردان مصلح و انقلابى در عصر غیبت را بیان می کند را هم ندیده‌اند! روایاتى که خبر از قیام مردمى از مشرق زمین مى‌دهد که زمینه براى ظهور و قیام جهانی حضرت مهدى(عج) را  فراهم می‌آورند.

باید بهوش باشیم و ارزش هایى که به واسطه‌ی انقلاب شکوهمند اسلامى  ایران و در سایه اصل مترقی ولایت فقیه با جان‌فشانى جوانان فداکار و شهدا و جانبازان و اُسرا و… بدست آمده است را قدر بدانیم و فریب نیرنگ‌ بازی‌هاى سالوسان خنّاس‌صفت را نخوریم \[کسانی که با انواع توطئه ها و شیطنت ها از جمله ساخت فیلم مستند " ظهور بسیارنزدیک است"و ...با عقائد مردم بازی می کنند!؟] و با حمایت بى دریغ از نظام اسلامى و رهبری دور اندیش و آگاه \[حضرت آیت الله العظمی خامنه ای"دام ظله"]در آینده‌اى نزدیک شاهد ظهور منجی جهان حضرت مهدى(ع) باشیم؛ ان شاء الله.

انقلاب اسلامى زمینه ساز قیام جهانى مهدى(ع)
احادیث فراوانى در کتب حدیث وتفسیر از زبان گهربار پیامبر گرامى(ص) و ائمه‌ی معصومین(ع) نقل شده است که حقایق و واقعیت هاى زیادى را به اثبات مى‌رساند مانند اینکه ایرانیان وفادارترین امّت ها به اسلام مى‌باشند و یا اینکه ایرانیان بیشترین بهره را از اسلام دارند.

در حدیثى نقل شده است که فرمود: « ضربتموهم على تنزیله و لا تنقضى الدنیا حتى یضربوکم على تأویله»( ۷) یعنى: «دنیا به پایان نمى‌رسد تا روزى که ایرانیان با شما اعراب بر اساس تأویل قرآن جنگ مى‌کنند چنانچه شما ابتدا بر اساس تنزیل قرآن(اسلام آوردن ایرانیان) با آنها جنگ کردید.

همچنین پیامبر گرامى(ص) فرمود: « یخرج ناسٌ من المشرق فیُوطّون للمهدى سلطانه»( ۸). یعنى: در آخر الزمان، گروهى از مشرق زمین قیام مى‌کنند  و زمینه را براى انقلاب جهانى مهدى(ع) فراهم مى‌آورند.

و بالآخره در روایتى آمده است که حضرت امام محمد باقر(ع) مى‌فرماید:
« کأنّى بقوم قد خرجوا بالمشرق یطلبون الحق فلا یُعطونه ثم یطلبونه فلا یُعطونه فاذا رأوا ذلک وضعوا سیوفهم على عواتقهم فیعطون ما سألوا فلا یقبلونه حتى یقوموا و لا یدفعونها الا الى صاحبکم…» (۹). یعنى: گویا مى‌بینم که مردمى در مشرق زمین قیام کرده‌اند حق را طلب مى‌کنند ولى به آنها نمى‌دهد پس از آن دوباره حق را مى‌خواهند، باز امتناع مى‌ورزند، ولى این دفعه مردم شمشیرهاى خود را ـ کنایه از سلاح و اسلحه ـ برشانه‌ها مى‌نهند و بالأخره، حکومت تسلیم خواسته‌هاى آنان مى-شوند ـ ولى این بار نمى‌پذیرند(تا رژیم  فاسد را ساقط مى‌نمایند) و این حکومت خود را رها نمى‌کنند تا تحویل صاحب شما \[حضرت مهدى(عج)] مى‌دهند…  ؛ ان شاء الله تعالى.

۱- مرحوم شیخ مفید(ره)؛ الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد: ۳۴۶، مرحوم علامه مجلسی(ره)، بحار الانوار ج۵۱.
۲- سوره قصص / ۵.
۳- امینى(ابراهیم)،دادگسترجهانص۲۲۹.
۴- مرحوم حضرت امام خمینى(ره)، صحیفه نور.
۵- مرحوم مجلسى(ره)، بحار الانوار  ج ۵۲.
۶- همان ج ۵۲.
۷- محمدى رى شهرى(محمد)، تداوم انقلاب اسلامى ایران تا انقلاب جهانى مهدى(ع)ص۲۵.
۸- همان ص ۳۵.
۹- همان ص ۲۶.

 

سفر به زنجان ( قیدار نبی )

 

 

ادامه نوشته

سفر به زنجان ( مسجد سلطانیه )

 

مناظری از بالای مسجد

 

 

ادامه نوشته

سفر به زنجان (مسجد سلطانیه )

 

 

ادامه نوشته

با این 10 روش دیگر به کارواش نمی روید

 

1 - برای براق شدن اتومبیل، آن را با نرم‌ کننده مو دارای لانولین بشویید. با این روش، انگار اتومبیل خود را تازه واکس زده‌اید. ضمن آن که در هوای بارانی، باران به‌ راحتی از روی آن رد شده، کم‌تر لک خواهد شد.
2 - شیشه جلوی ماشین را بعد از باران با نوشابه تمیز کنید. آمدن باران بعد از خشکی طولانی هوا، شیشه جلو اتومبیل را بسیار کثیف می‌کند. برای خلاص شدن از رگه‌ها و لکه‌ها، مقداری نوشابه روی شیشه بریزید و برای محافظت از رنگ کاپوت یک حوله در پایین شیشه پهن کنید. حباب‌های نوشابه جرم‌ها را پاک خواهد کرد. بعد از این مرحله، برای از بین بردن چسبندگی نوشابه و جلوگیری از جذب گرد و غبار، آن را از روی شیشه پاک کنید.
3 - چراغ‌ های ماشین را با استفاده از شیشه‌ شور و یک جفت جوراب کهنه زنانه برق بیندازید.
4 - شیشه‌های اتومبیل را با استفاده از دستمال مرطوب بچه تمیز کنید.
5 - اگر برف پاک‌ کن کثیف باشد، به جای تمیز کردن شیشه، از خود رگه برجا می‌گذارد. ¼ پیمانه آمونیاک را با 1 پیمانه آب سرد مخلوط کنید. به آرامی تیغه‌های لاستیکی برف‌پاک‌کن را بلند کنید و دو طرف پره‌ها را با یک پارچه نرم آغشته به محلول پاک و قبل از گذاشتن در جای خود با دستمال دیگر خشک کنید.
6 - از محلول فوق برای تمیز کردن شیشه‌ها استفاده کنید. محلول را به همان ترتیب آماده کنید و داخل قوطی پلاستیکی در دار بریزید. به محض کثیف شدن شیشه‌ها، با یک اسفنج آن‌ را تمیز و با پارچه‌ای نرم خشک کنید.
7 - ¼پیمانه جوش‌شیرین را داخل گالن آب بریزید و ¼ پیمانه مایع ظرفشویی به آن اضافه کنید. تا نزدیکی سطح گالن آب اضافه کنید. در آن را ببندید. خوب آن را تکان دهید و در جایی نگه دارید. موقع استفاده، ظرف را خوب تکان دهید و 1 پیمانه از آن را داخل سطل آبی با گنجایش 2 گالن بریزید. آب گرم اضافه کنید. خوب هم بزنید و از این محلول شوینده خانگی آماده استفاده کنید.
8 - در بسیاری از جاده‌های خاکی روی ماسه و خاک، روغن می‌ریزند تا گرد و غبار کم‌تری پخش شود. برای پاک کردن این غبار روغنی از روی شیشه اتومبیل کافیست از خامه تارتار استفاده کنید. آن را روی شیشه ریخته سپس با آب و صابون تمیز و خشک کنید.
9 - بعد از شستن اتومبیل، قبل از به حرکت درآورن آن، با استفاده از یک پارچه نرم آب اضافی را گرفته، بدنه ماشین را خشک کنید تا رگه‌های آب و لک روی ماشین باقی نماند.
10 - شستن اتومبیل زمانی که بدنه آن داغ است مثلا بعد از رانندگی یا زمانی که در آفتاب بوده است، لکه یا رسوب بر جا می‌گذارد. هیچ‌گاه ماشین را این موقع تمیز نکنید.
 

سفر به مشهد

 

 

ادامه نوشته

سفر به زنجان ( مسجد سلطانیه )

 

دهلیز های زیر مسجد (سردخانه )

 

ادامه نوشته

سفر به زنجان ( موزه مردان نمکی )

 

 

 

 

ادامه نوشته

شعری از مرحوم آغاسی

 

با همه ی لحن خوش آوایی ام

در به در کوچه تنهایی ام
ای دو سه تا کوچه زما دور تر
نغمه ی تو از همه پرشورتر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود
شهر پر از زمزمه ی نام توست
کوچه ی دل منتظر گام توست
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط امان من است
ای نگهت خاستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز، ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نَفَسَت، یار و مددکار ما
کی و کجا؟ وعده دیدار ما

سفر به زنجان (موزه صنایع دستی )

 

 

ادامه نوشته

سفر به زنجان ( مجموعه تفریحی گاوازنگ)

 

 

ادامه نوشته

سفر به زنجان ( موزه رختشویخانه )

 

 

ادامه نوشته

سفر به زنجان ( موزه رختشویخانه )

 

 

ادامه نوشته

سفر به زنجان (موزه رختشویخانه )

 

 

سفر به زنجان

 

 

ادامه نوشته

عجیبترین گیاهان روی زمین

 

گیاه Rafflesia Arnoldii

 

بزرگترین گل مربوط به گیاه عجیبی است که زرآوند یا زنبق بدبو نام دارد. این گیاه در جنگلهای آسیا رشد می کند. گلهای این گیاه نارنجی و قهوه ای هستند و لکه های سفیدی دارند. اندازه این گل 35 اینچ حدود 90 سانتیمتر) است. رافليسيا یک گیاه انگلی میباشد. گیاه در واقع همین گل بزرگ است و برگ ، ساقه و یا ریشه ای در آن دیده نمی شود. این گل خود را به گیاه میزبان می چسباند و بدین طریق آب و مواد غذایی مورد نیاز خود را بدست می آورد. در زمان شکوفه دادن بوی بد و زننده ای از آن ساتع می شود (شبیه بوی گوشت فاسد) که این بو باعث جلب کردن حشرات و در نتیجه گرده افشانی گیاه می شود.


 

ادامه نوشته

سفر به زنجان (موزه رختشوخانه )

 

 

ادامه نوشته

اشعار و پیام های میلاد امام زمان (عج)

 

این عشق آتشین زدلم پاک نمی شود
مجنون به غیر خانه ی لیلا نمی شود
بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند
هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود

برخیز! كه حجّت خدا مى‏آید
رحمت زحریم كبریا مى‏آید
از گلشن عسكرى گذر كن، كامروز
بوى گل نرگس از فضا مى‏آید

دلها ز هجر روی مهت چون شکسته اند
چشمان به راه آمدنت بس که خسته اند
خیل عظیم منتظــران با تمــام عشـــق
از عمق دل به یـاد ظهــورت نشستـه اند

روز ولادت گل خـــلاق سرمـــد است
او از تبار حیـدر و از نـسل احمد است
در آسمـان و زمین می رسـد به گـوش
میـــــلاد قـــــائم آل محــــــــمد است

خیزید و گل افشانید
گل در چمن افشانید
طاووس جنان آمد
سلطان زمان آمد

ای منتظران مژده که این منظر آمد
محبوب خدا حجت ثانی عشر آمد

سامــــرا امشب چه نازی می کند
بـــــر زمینهــا یکه تـــــازی می کند
روز میـــــلاد گـــل نــرگس زشـــور
آسمـــــان هم عشقبــازی می کند

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشم هایت
این چشم های ما کمی تقوا بگیرد

پیک صبا دارد به لب از شوق دیدار این سخن
بادا مبارک مقدمت یا سیدی! یابن الحسنچ

مهدی جان!
سئوالی ساده دارم از حضورت
من آیا زنده ام وقت ظهورت
اگر که آمدی من رفته بودم
اسیر سال و ماه و هفته بودم
دعایم کن دوباره جان بگیرم
بیایم در رکاب تو بمیرم

ای مدنی برقع و مکی نقاب
سایه نشین چند بُوَد آفتاب؟
منتظران را به لب آمد نفس
ای ز تو فریاد، به فریاد رس

مبارک باد میلاد تو، ای معراج خاکیان و ای سراج افلاکیان؛ ای آینه ایمان، یا صاحب الزمان!

میلادت مبارک باد، ای سپیده پنهان که اهل زمین در آرزوی بوی بهشتی تو، هماره دعای فرج را زمزمه می کنند!

میلاد مهدی(عج) سفینه نجات و امید حیات، بر عاشقانش مبارک باد! امام حسین(ع) فرمودند: «اگر زمان او (مهدی(عج)) را درک کنم، در تمام عمرم به او خدمت خواهم کرد».

یا مهدی(عج)! ای نقطه شروع شفق، ای مجری حق! میلاد تو، قصیده بی انتهایی است که تنها خدا بیت آخرش را می داند؛ بیا و حُسن ختام زمان باش!

میلاد حجت خدا، دوازدهمین ساغر الهی بر منتظران جمالش مبارک باد!

میلاد ستاره سهیل آسمان امامت، تداعی کننده شادی لحظه طلوع طلعت نورانی اوست.

مهدی(عج)، بوستانی است از سرو رشید نرگس، از سلاله یاس فاطمه و از ریشه گل های محمدی.

خجسته باد بزم قدسیان در صبحی که آفتاب زمین و آسمان به زیر سقف خانه نرگس طلوع می کند.

شب میلاد تو، هنگامه گشودن پنجره های امید است به روی بغضِ ستم دیدگان بی پناه تاریخ.

میلاد مهدی(عج)، تصنیف سرخ ترانه های انتظار، بر عموم مسلمین جهان مبارک باد!

میلاد مهدی(عج)، مشعل هدایت و روشن گری، مبیّن حقیقت، بر اهل طریقت مبارک باد!

ای ماه فاطمه! به آن امید که از افق نور بازگشت تو را دریابم، همه شب ستاره می شمارم تا صبح دیدارت فرا رسد.

دردِ تو را به تنهایی نمی‏کشم که تمام سنگریزه‏های زمین، منتظر گام‏های تواَند تا کوه شوند و پرچم تو را در اوج عشق خود برافرازند و آن وعده محتوم، چه نزدیک است؛ اگر عاشق باشی

همه هست آرزویم که بیینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
به کسی جمال خود را ننموده‏ای و ببینم
همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی

آقا جان! حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پاره پنهان بماند؟ حیف نیست دیده را شوق وصال باشد ولی فروغ دیده نباشد؟!

به امید روزی که متن تمام پیامک‌ها یک جمله باشد و آن: مهدی آمد.

کجایى اى همیشه پیدا از پس ابرهاى غیبت؟

مهدی جان! به روسیاهی‌مان نگاه نکن و به دستهایمان که خالی و گنهکارند، قلبمان را ببین که هر روز، صبح و شام تو را می‌خوانند.

تو خواهى آمد و یاس‏ها و نیلوفرهاى «سرکش‏» را به دعوت خواهى خواند و حضور تو تسلاى دل یاس‏هاى کبود خواهد بود.

مهدی جان بیا و دنیاى دل را به بوى خوش فطرت پر کن. دل‏هایى که همواره در سرزمین نیمه شب تو را مى‏خوانند و به عشق تو در آسمان مکاشفه پرواز مى‏کنند

امشب زمین و آسمان گردیده پر شور و شعف
امشب تمام عرشیان بهر زیارت بسته صف
امشب که عیدی میدهد بر عاشقان شاه نجف
امشب تو هم مستی کن و دل را بری کن از اسف
زیرا به دنیا آمده مظهر عزت و شرف
*میلاد نور مبارک*

مـژده‌ی آمـدنت  قیمـت جـان می‌ارزد
تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد
السلام علیك یا صاحب الزمان
بهترین هدیه به امام زمان عج ترک یک گناه است

سلام بر تو ای نور خدا
درود بر تو ای کشتی نجات
سلام بر چشمه‌ی حیات و زندگی
ای امام زمان به فریادم برس

درود بر شما ای دعوت کننده‌ی مردم به سوی خدا
سلام بر میثاق الهی
درود بر تو در تمام ساعات شب و سراسر روز
سلام بر تو به هنگام صبح و شام
سلام بر فرزند نورهای درخشان

سلام بر مهدی امت‌ها
سلام بر عدل مشهور جهان
سلام بر ماه تابان
سلام بر خورشید تاریکی‌های پنهان
سلام بر ماه شب چهاردهم
سلام بر بهار مردم و خرمی روزگاران
سلام بر نور دیدگان مردم
خدایا با نور (امام مهدی) همه‌ی تاریکی‌ها را روشن کن.

به شاد باش میلاد مهدی زهرا سلام‌ الله‌ علیها ظهورش را صلوات

تک ‌نغمه‌ی شادی ما در جشن میلاد مهدی زهرا سلام‌الله ‌علیها، دعای فرج است.

مهدیا! ما در جشن میلادت به شور دعا می‌خوانیم و به شوق اشک می‌ریزیم تا دیدارت.

امید آمدنت، تنها بهانه‌ی جشن ماست ، مهدی زهرا.

مهدیا! مرا امید وصال تو زنده می‌دارد.

با صد نگاه خسته، صدا می‌زنیم تو را یا مهدی

خدایا با نور امام مهدی، همه‌ی تاریکی‌ها را روشن کن... (میلاد نور مبارک)

اوست که در انتظار تواست تا پرده‌ی غیبت را بدری و چهره‌ی دل‌آرایش را به مشاهده بنشینی، او غائب نیست؛ از هر حاضری حاضرتر است، این تویی که غائبی، تو باید حاضر شوی، او منتظر توست.

ای کاش تمام پنجره‌ها رو به تو باز می‌شدند.
آن‌گاه تمام خانه‌ها آفتابی بودند
ای طلوع چشم‌هایت دیدنی
غنچه‌ی لبخندهایت چیدنی
وقتی طلوع می‌کنی، نیلوفران سر از سجده بر می‌دارند

قدم ‌هایت بوسه‌گاه چشم‌هایمان ای گل نرگس
جشن میلادت کاش به ضیافت ظهور می‌پیوست
میلاد نرگس پنهان گرامی باد

عصر انتظار، ولادتت را به جشن گرفته است، ای گل نرگس
چشمان منتظر ما، خیس از اشک شوق میلاد توست، مهدی زهرا
خجسته باد میلاد مولود نجات

طلوع نزدیک است اگر بخواهیم
ظهور تو زیباتر از ظهور همه‌ی زیبایی‌هاست
چشم به راه زیباترین بهاریم
خدایا انتظار چقدر دیر می‌گذرد
با صد نگاه خسته، صدا می‌زنیم تو را
بیایید همه منتظر آمدنش شویم

قطعه‌ی گمشده‌ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم، یکی باز کم است
این همه آب که جاری است نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سرباز کم است.
(اللهم عجل لِولیکَ الفَرَج)

هر روزی که می گذرد، یک روز به ظهور امام زمان نزدیک تر می شویم؛ اما به خود امام زمان چطور؟

سر راهت در انتظارم
برده هجرت صبر و قرارم
جز ظهورت ای گل زهرا
به خدا حاجتی ندارم

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات
بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

شد نیمه ی شعبان و جهان گشت جوان
از مقدم پاك آن ولی سبحان
آن پرده نشین كاخ وحدت امروز
بنمود رخ از پرده و گردید عیان

هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشکر است
پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشکر است
با خبر باشــید ای چشم انتظاران ظهــــور
بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است
اللهم عجل لولیک الفرج
برای تعجیل در فرجش در این لحظات عزیز (شب) صلوات

خدایا تا به کی هجران مهدی
به دستم حسرت دامان مهدی
الهی هر بلا از حضرتش دور
الهی، من بلا گردان مهدی

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشم هایت
این چشم های ما کمی تقوا بگیرد

گفته بودم گربیایی مقدمت را گل فشانم *
گل چه قابل مهربانم چشمهایم فرش راهت

بخوان دعای فرج را دعا اثـر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده ی غیبت به ما نظـر دارد
بخوان دعای فرج را به یاد خیمه ی سبز
که آخرین گل سرخ از همه خبر دارد

یکی از جمعه ها جان خواهد آمد
به درد عشق، درمان خواهد آمد
غبار از خانه های دل بگیرید
که بر این خانه مهمان خواهد آمد

قطعه ی گمشده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است

به امید روزی که متن اس ام اس ها این باشه: “مهدی آمد، انتظارها هم سرآمد … “

میلاد بزرگ منجی عالم بشریت مبارک باد

 

پیرمردان ایلوار

مرحوم عمو داود داودی  

 

ادامه نوشته

سفری به زنجان

 

 

ادامه نوشته

11 تیر )بهانه ای برای بزرگداشت شهید صدوقی )ره(

 

            
زندگی نامه سومین شهیدمحراب آیت الله صدوقی
شهید آیت الله صدوقی از یاران صدیق و باوفا و سی ساله امام امت بود او یار امام و یاور ملت محروم بودکه بحق در عمل نشان داده بود

مقدمه

شهید آیت الله صدوقی از یاران صدیق و باوفا و سی ساله امام امت بود او یار امام و یاور ملت محروم بودکه بحق در عمل نشان داده بود وی نمونه ای از امام امت بودکه بدون تردید همه خصائل اخلاقی و روحی و ابعاد حضرت امام وانبیاء و صلحاء در وی جمع و خلاصه شده بود او مردی از سلاله پاک تشیع علوی و ادامه دهنده راه حضرت علی( ع) وحسن (ع) و حسین (ع) و ائمه بود شهید صدوقی عابدی مخلص و زاهدی بیریا بود از کار شبانه روزی و در خدمت مردم بودن هیچ احساس خستگی نمی کرد و مقاوم بود .

● زندگی نامه شهید آیت الله شیخ محمد صدوقی طاب ثراه از زبان خود ایشان

بنده محمد صدوقی در سال ۱۳۲۷هجری قمری ، ۷۵ سال پیش ، در خانواده ای روحانی در یزد متولد شدم پدرم مرحوم آقامیرزا ابوطالب یکی از روحانیون معروف این استان بود .

پدرم ، فرزند مرحوم میرزا محمد رضا کرمانشاهی یکی از علما و بزرگ این استان بود و ایشان هم فرزند آخوند ملا محمد مهدی کرمانشاهی بودند.

سال ورود آخوند ملا محمد مهدی به یزد ، روشن نیست چرا که ایشان بوسیله فتحعلی شاه از کرمانشاه به یزد تبعید شدند . تنها مدرکی که ما برای صدوقی بودن داریم و اینکه از نواده های مرحوم صدوق بزرگ می باشیم همان لوح تاریخی جد بزرگ و جد دوم ماست . که در لوح قبرشان این جمله هست «الذی کان بالصدق نطوق کیف و هو من نسل الصدوق » کسی که به صدق و راستگوئی سخن گفت چگونه چنین نباشد و حال آنکه او از نسل صدوق می باشد . و به این جهت نیز شهرت ما صدوقی می باشد .

● مهاجرت به اصفهان

در سال ۱۳۴۸ قمری ، برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفتم و رد مدرسه چهار باغ که حالا مدرسه امام صادق (ع) نام دارد مشغول تحصیل بودیم و پیشرفتمان هم خیلی خوب بود ، که متأسفانه یک زمستان بسیار سردی پیش آمد و توقف برای ما خیلی سخت شد . شاید متجاوز از بیست روز برف سنگین آمد و کسب و کار و تقریباً همه چیز از دست مردم گرفته شد . هر روز صبح دنبال ذغال و چوب می رفتیم و ظهر دست خالی برمی گشتیم تا اینکه مرحوم سید علی نجف آبادی یک روز وارد مدرسه چهار باغ شد و دید که همه طلبه ها دچار کمبود سوخت هستند و بعد دستور داد تا یکی از چنارهای بزرگ مدرسه را بیاندازند و بین طلبه ها تقسیم کنند .

پس ازمدتی که خیلی به سختی گذشت از طریق قمشه وآباده بطرف یزد حرکت کردیم و این سفر قریب ۲۹ روز طول کشید وبالاخره با هرزحمتی که بود خودمان را به یزد رساندیم .

● سفر به قم

یکسال بعد یعنی در سال ۱۳۴۹ قمری برای ادامه تحصیلات با خانواده بطرف قم رفتیم و اقامت ما در شهر قم ۲۱ سال بطول انجامید مرحوم شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس و مدیر حوزه علمیه قم وقتی که در قم ما را شناختند مورد لطف و محبت خود قرار دادند و کم کم کار بجائی رسید که رفتن خدمت ایشان برای بنده مثل واجبات بود و بعضی ازگرفتاریها که برای طلاب پیش می آمد ، خدمتشان عرض می کردم و ایشان هم کمکهائی توسط بنده به اهل علم نمودند پیشرفت ما در تحصلات خیلی خوب بود تا اینکه در سال ۱۳۵۵ قمری آیت الله حائری از دار دنیا رفتند . بعد از درگذشت ایشان در اثر فشار پهلوی که می خواست همه اهل علم را از لباس روحانی خارج کند اوضاع بر اهل علم خیلی سخت شد که بعداً توسلاتی از اهل علم شد و خیلی مؤثر افتاد .

تحصیل درآن دوره خیلی سخت بود بجهت اینکه در آن زمان قم مرجعی نداشت چرا که مرجع تقلید مرحوم آسید ابوالحسن اصفهانی بودند که ایشان هم در نجف اقامت داشتند .آقایان مرحوم آیت الله حجت این سه سرپرستی حوزه را داشتند و خیلی هم زحمت کشیدند تا وقتیکه مرحوم آیت الله بروجردی بعلت کسالت در بیمارستان فیروزآبادی بستری شدند و درهمین خلال بعضی از اهل قم و مدرسین بفکر افتادند که ایشان را به قم بیاوردند و به همین خاطر نامه هائی ازقم بخدمتشان ارسال شد و اشخاصی بنمایندگی از روحانیت با ایشان ملاقات کردند .بنده هم به اتفاق داماد آقای صدر به بیمارستان رفتیم و بعد همراه مرحوم آیت الله بروجردی به قم آمدیم ، عمده سعی و کوشش برای آمدن آقای بروجردی به قم از ناحیه حضرت آیت الله العظمی امام خمینی بود و ایشان خیلی اصرار داشتند که اینکار انجام بشود .

● اقامت در یزد

در سال ۱۳۳۰ شمسی که برای انجام کاری به یزد آمدم ، مرحوم حاج آقا وزیری ، از روحانیون سرشناس یزد پیشنهاد ماندن ما را داد و در این باره خیلی سعی و کوشش نمود و تلگرافاتی هم به قم شد . آقایان هم با اینکه در پاسخ تلگراف نوشته بودند که ماندن من درقم ضرورتش بیشتر است مع الوصف پذیرفتند و ما برای همیشه وارد یزد شدیم .

در اینجا که ماندنی شدیم در کنار درس و بحث بعضی از کارها را شروع کردیم از جمله تعمیر مدارس مدرسه خان خیلی خراب بود و مدرسه عبدالرحیم خان هم مرکز زباله بازار شده بود و مسجد روضه محمدیه را هم تعمیر نمودیم و خلاصه اینکه کارهائی را که مربوط به روحانیت می شود شروع کردیم

● آشنایی با امام خمینی (ره)

در آن وقت امام خمینی یکی از مدرسین خیلی مبرز حوزه بودند که همه ایشان را بعنوان اینکه یک مرد فوق العاده است می شناختند تدریسشان هم خیلی بالا گرفت و با اینکه آقایان مراجع هم بودند ولی تدریس ایشان در قم اولویت پیدا کرد یادم هست که امام خمینی در مسجد سلماسی نزدیک محله یخچال قاضی ، تدریس می کردند و مسجد تقریباً پر می شد و ایشان یک آقای معروفی مشتهر به فلسفه و عرفان فقه و اصول و استاداول شناخته می شدند .

بنده در سال ۱۳۴۹ قمری که وارد قم شدم ، دوسه روز پس از ورود ، با امام خمینی آشنا شدم و کم کم آشنائی ما بالا گرفت وبه رفاقت کشید و گاه در تمام مدت شبانه روزی با ایشان بودم و نمی شد مدت طولانی که در قم بودیم ، انس ما عمده با ایشان بود ونمی شد هفته ای بگذرد و دوسه جلسه در خدمتشان نباشم و یادم نمی رود که یک ماه رمضان حدیث «طیرمشوی» از کتاب عبقات را و دوره این کتاب را در شب نشینی ها ئی که با ایشان و چند تن دیگر از دوستان داشتیم از اول تا آخر مفصلاً خوانده شد . از جمله کسانی که برای آمدن من به یزد سفارش زیاد کردآقای خمینی بودند .

● مبارزه تحت رهبری امام (ره)

سال ۱۳۴۱شمسی که قضیه انجمنهای ایالتی و ولایتی شروع شد . من با امام خمینی تماس مستقیم داشتیم و خیلی ها اینجا رفت و آمد می کردند و مدیریت جمع کردن آقایان روحانیون و تلگراف کردن راجع به این انجمنها تقریباً زیر نظر بنده بود . مجالس فوق العاده هم و تقریباً هر روز و شب یک اجتماع روحانی تشکیل می شد و الحمدلله در اثر سعی و کوشش و فشار آقای خمینی دولت مجبور شد که این پیشنهاد را لغو کند . بعد از اینکه این قضیه تمام شد قضیه آن شش ماده پیش آمد که ازطرف شاه پیشنهاد شده بود و همه دیدند که این بدتر از آن قضیه انجمنهای ایالتی و ولایتی است و کسی هم که از اول با آن مخالفت کرد آقای خمینی بود بعضی ازآقایان هم از اول حاضر به همکاری نبودند ولی کم کم کار به جائی رسید که آنها هم مجبور شدند و گوشه کنار تلگرافهائی می زدند و اعلامیه هائی صادر گردید در آن موقع از طرف ساواک یک کسی پیش من آمد و گفت که مأمور مراقب شما هستم . شما چه نقشی دارید ؟ ما هم علناً نقش خود را گفتیم و کارهائی را هم که انجام داده بودیم گفتیم و اطلاعیه ها و تلگرافات را همه را نشانش دادیم و گفتیم که در این جا تا آخر هم هستیم ، هراقدامی که قرار است از طرف ساواک نسبت به ما بشود زود انجام بدهید ولی چون بهانه صحیحی نداشتند نتوانستند ما را تعقیب کنند .

خدمتگزار شهید می گویند :

در حدود ۱۰ سال است که بنده خدمت ایشان بودم واقعاً فردی غمخوار برای ملت به نظر می رسید بله ایشان تا ۵ ۶ سال قبل که حالشان مساعدتر بود سعی می نمودند و علاقه داشتند که کارهای مردم را خود مستقیماً انجام دهند وبا مردم روبرو شوند ولی از ۵ ۶ سال به این طرف که نسبتاً حالت ضعفی پیدا کردند قرار شد دفتر باز کنند و کارها که سنگین شد به آنجا رجوع شود و سپس مسئول دفتر با ایشان در تماس دائم باشند و مسائل و مشکلات مردم را حل نمایند تا اینکه مسئله انقلاب پیش آمد و در سال ۵۷ که چهلم تبریزیها در یزد گرفته شد و ایشان از آن به بعد و هر شب درمسجد حظیره و پس از اقامه نماز صحبت می کردند و مردم هم سراپا گوش و آماده برای همه چیز می آمدند و از بیانات ایشان بر علیه رژیم منفور پهلوی استفاده می کردند و اکثر شبها مردم خبر می آوردند که ساواک می گیرد و می بندد و تبعید می کند و چنین و چنان می کند و ایشان می فرمودند من برای همه کار آمادگی دارم و لباسهای مرا آماده کنید که اگر قرار است من تبعید شوم بروم و در این ایام مرتب جوانهای پرشور و انقلابی و مسلمان یزد هر شب با وسایل مختلف از قبیل سنگ و چوب و شیشه بنزین می آمدند و می رفتند پشت بام حضرت آیت الله و تا صبح آمادگی هر گونه دفاع در مقابل حمله خون آشامان یزیدی را داشتند .

ایشان عادت داشتند هر شب بعد از نماز شب که نزدیک اذان صبح بود پیاده می رفتند تا مسجد حظیره برای اقامه نماز و پس از نماز صبح پیاده برمی گشتند منزل که این اواخر منهم سعی کردم بدنبال ایشان بروم و هنگامیکه از مسجد به منزل برمی گشتند شروع به خواندن دعا و قرآن می کردند و اگر خیلی خسته بودند یکی دو ساعت می خوابیدند.

● فرازهایی از سخنان مقام معظم رهبری درخصوص شهید محراب

درباره مرحوم آیت الله شهید صدوقی گفتنی بسیاراست وفضایل اخلاقی و معنوی و روحی و فکری ایشان شایسته آن هست که درباره اش ساعتهای متوالی بحث شود و من یک نفر هم برای بیان همه ابعاد شخصیت ایشان کافی نیستم بلکه باید از مجموعه دوستان و آشنایان قدیمی ایشان سخنانی درباره ایشان شنید تا بتوان چهره ای از آن بزرگوار ترسیم کرد .

و اما آنچه که من در مورد ایشان در طول چند سال آشنائی خودم می دانم این است که این بزرگوار از کسانی بود که در انقلاب بزرگ اسلامی ما نقش قابل توجه ای داشت و دخالت و علاقمندی ایشان به فعالیتهای انقلاب بیشتر اززمانی اوج گرفت که قضایای بعد از شهادت مرحوم آیت الله سید مصطفی خمینی در ایران آغاز شده بود . همانطور که می دانید در چهلم شهدای تبریز در یزد در مسجد ایشان یک مجلس بزرگی به رهبری و هدایت ایشان تشکیل شد . خود آن جلسه و پیامدهای آن جلسه هم یه یکی دیگر از مقاطع حساس و برانگیزاننده انقلاب بزرگ اسلامی بود .

در طول یکی دو سال قبل از پیروزی انقلاب مرحوم آیت الله صدوقی محوری بود برای بیشتر فعالیتهای نه فقط یزد بلکه سراسر کشور و این بخاطر این بود که آیت الله صدوقی شخصیت عینی روحانی محترم و معتبری بود .

از خاطراتی که از ایشان دارم اینکه در ۱۳ محرم سال ۱۳۵۷ بود که چون شایع شده بود در مسجد حظیره اسلحه هست از طرف رژیم منفور سابق آمدند و درب مسجد را بستند حضرت آیت الله شهید صدوقی اول تأمل کردند وبعد گفتند اینطور هم که نمی شود که درب مسجد بسته باشد وهیچکس به مسجد نرود و خودشان بلند شدند با عده ای دیگر از دوستان و مردم و رفتند بطرف مسجد و تا که رسیدند به مسجد به مأمورین ساواک و شهربانی و خلاصه عمال رژیم جنایتکار فرمودند درب مسجد را چرا می بندید و سینه راباز کردند و رفتند جلو و گفتند ، اگر کاری دارید من آماده ام بزنید به مردم چکار دارید و این یزیدیان چون آن ابهت و عظمت را درچهره آن شهید بزرگوار دیدند اصلاً دیگر نتوانستند عرض اندامی بکنند وفقط یکی دو تیر هوائی شلیک کردند .

● کارهای عام المنفعه آن شهید بزرگوار

۱) تأسیس حوزه های علمیه شهرهای بم تاکستان و شهر کرد.

۲) احداث کتابخانه در مسجد حظیره

۳) تأسیس دفتر تبلیغات اسلامی در یزد و صندوق قرض الحسنه حضرت ولی عصر (عج)

۴) احداث صندوق خیریه امام رضا (ع) در جهت دادن مقرری و رسیدگی به امور رفاهی افراد بی سرپرست و یتیم .

۵) احداث خانه های رایگان برای اسکان جنگزدگان در محله تخت استاد و خواجه خضر.

۶)خدمات پزشکی و درمانی:

▪ احداث بیمارستان سیدالشهداء(ع) با کلیه تجهیزات پیشرفته

▪ تأسیس درمانگاههای زارچ و حیدرآباد و مشتاق.

▪ تأسیس بیمارستان سوانح سوختگی آیت الله صدوقی و مرکز تحقیقات اعصاب و روان .

۷) کمک و خدمات شهید و حضور مستمر آن بزرگوار در بروز زلزله شهرهای طبس کرمان و مشهد .

۸) آثار دینی و عمرانی:

الف) احداث مسجد حظیره که این مکان پایگاه مهم انقلاب اسلامی در جریان مبارزات ملت مسلمان یزد بشمار می رفت و هم اکنون پایگاه امت مسلمان می باشد .

ب) مسجد ملااسماعیل که محل برقراری نمازهای جمعه و مکان شهادت آن بزرگوار بوده است به همت ایشان احداث شده است .

ج) احداث مساجد طهماسب

صاحب الزمان (عج) ولی عصر اتابکی قندهاری ابوالفضل سرجمع و دهها بنای دیگر

● چگونگی شهادت شهید محراب از زبان نزدیکان به آن شهید

آثار شهادت را بنده از روز دوشنبه در ایشان می دیدم اینطور که در بین دعاهایشان که می خواندند مرتب می شنیدم که می فرمودند خدایا شهادت را نصیب من بگردان و از این فیض مرا محروم نگردان البته با این خدماتی که ایشان به اسلام کردند شهادت برای ایشان خیلی بجا بود ولی فعلاً زود بود وجود ایشان برای انقلاب خیلی ضروری بود ولی خدا لعنت کند دشمنان اسلام را که کسانی را چون قاتل ملعون روسیاه تحریک کردند و اینطور باعث شهادت ایشان شد وایشان دو هفته ای بود که البته در یزد بودند و برای نماز جمعه حتی المقدور خودشان می رفتند ولی این دو هفته گذشته بعلت ضعف که داشتند نرفته بودند ولی جمعه دهم ماه مبارک رمضان را می خواستند خودشان بروند که حتی از قرآن هم استخاره کردند خوب آمد که دیگر عازم شدند که بروند و حدود ساعت ۵/۱۱ بود که ازخواب بیدار شدند و رفتند برای غسل جمعه و پس از آن سریعاً به مسجد رفته بودند خلاصه خودم را به مسجد رساندم و پس از اقامه نماز و خطبه ها من تقریباً چند متری بیشتر با محل انفجار فاصله نداشتم و از جا بلند شدیم که ایشان از جلویم رد بشوند و بدنبالشان برویم تا پای ماشین که یکدفعه دیدم صدای آخی از ایشان بلند شد و گفتند آخ ولم کن و بلافاصله صدای انفجاری بگوش رسیدکه تقریباً همزمانبود و ناگهان دیدم بله جنازه ایشان را مردم می برند و پیراهن و لباس ایشان کاملاً غرق بخون شده و اصلاً دیگر چیزی نفهمیدم و اینجا بود که فکر کردم آن منافق ازخدا بی خبر هم یکی از افراد نمازگزار بوده که بعد فهمیدم که این جنایت را همین روسیاه ملعون انجام داده است من هم شروع کردم به سرو سینه زدم و بی تابی می کردم در این حین مرا بردند دفتر آیت الله صدوقی و من دیگر تا شب هیچ چیزنفهمیدم و حالت گیجی به من دست داده بود که بعد آقازاده شهید بزرگوار یعنی حاج آقا شیخ محمد علی آمدند و من ایشان را بوسیدم سپس جنازه شهید را از بیمارستان افشار آوردند و آقایان حجج اسلام جناب آقای راشد و انوری جنازه را با نوار چسب و دیگر چیزها بستند یک غسل جبیره دادند و بعد تیمم دادند تا ساعت ۶ صبح فردا یعنی شنبه که برای تشییع و دفن آماده شده بود .

● بخشی از پیام حضرت امام خمینی (ره) به مناسبت شهادت آیت الله صدوقی

انا لله وانا الیه راجعون – طبع یک انقلاب فداکاری است . لازمه یک انقلاب شهادت و مهیا بودن برای شهادت است . صدوقی عزیز رضوان الله علیه شهید بزرگی که در تمام صحنه های انقلاب حضور داشت و یار و مددکار گرفتاران و مستمندان بود ووقت عزیزش صرف در راه پیروزی اسلام و رفع مشکلات انقلاب می شد وبرای خدمت به خلق و انقلاب سر از پا نمی شناخت . اینجانب دوستی عزیز که بیش از ۳۰ سال با او آشنا و روحیات عظیمش را از نزدیک درک کردم از دست دادم و اسلام خدمتگزاری متعهد و ایران فقیهی فداکار واستان یزد سرپرستی دانشمند را از دست داد و در ازاء آن به هدف نهائی که آمال این شهیدان است نزدیک شد . من به پیشگاه مقدس بقیة الله الاعظم روحی فداه و ملت عزیز و اسلام عزیزتر تبریک و تسلیت عرض می کنم.

سفر به زنجان

 

موزه رختشوی خانه

 

ادامه نوشته

سفر به زنجان

 

موزه رختشوی خانه زنجان

ادامه نوشته

سفر به زنجان

 

 

ادامه نوشته