داستان يوسف عليه السلام در قرآن 33
داستان يوسف عليه السلام
قَالَ رَب السجْنُ أَحَب إِلىَّ مِمَّا يَدْعُونَنى إِلَيْهِ وَ إِلا
تَصرِف عَنى كَيْدَهُنَّ أَصب إِلَيهِنَّ وَ أَكُن مِّنَ الجَْهِلِينَ
گفت : پروردگارا، زندان براى من از گناهى كه
مرا بدان مى خوانند، خوش تر است و اگر
نيرنگشان را از من دور نكنى ، متمايل به
ايشان مى شوم و از جهالت پيشگان مى
گردم .
سوره یوسف آیه33
قَالَ رَب السجْنُ أَحَب إِلىَّ مِمَّا يَدْعُونَنى إِلَيْهِ وَ إِلا
تَصرِف عَنى كَيْدَهُنَّ أَصب إِلَيهِنَّ وَ أَكُن مِّنَ الجَْهِلِينَ
گفت : پروردگارا، زندان براى من از گناهى كه
مرا بدان مى خوانند، خوش تر است و اگر
نيرنگشان را از من دور نكنى ، متمايل به
ايشان مى شوم و از جهالت پيشگان مى
گردم .
سوره یوسف آیه33
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۶/۰۴/۲۳ ساعت ۱۱:۵۰ ق.ظ توسط حسین داودی ایلواری
|
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم