انصاف و ایثار در رفتار
امام على(سلام الله علیه):.
امام على(سلام الله علیه):.
امام على(سلام الله علیه):
امام على(سلام الله علیه):
|
صــد هــزاران اوليـاء ، روي زمین از خـدا خواهنـد مـهدي را يـقـين يا الاهي ، مهديم ، از غيب ، آر تـا جــهـــان عــدل گــــردد آشــكار مهدي هــادي ست تــاج اتقيــا بـهــتــريــن خـلــق بــُرج اولــيــــاء اي ولاي تــــو مـــعـيّــن آمـــــده بر دل و جانها همه روشن شــده اي تو خــتم اولياي ايــن زمــان وز همه معني نهاني ، جان جان اي تو هم پيـدا وپنــهان آمـــده بنـده عـطـارت ثنــا خــوان آمــده |
قال علی (ع)
لَنَا حَقُّ فَإِنْ اءُعْطِينَاهُ وَ إِلا رَكِبْنَا اءَعْجَازَ الْإِبِلِ وَ إِنْ طَالَ السُّرَى
قال الرضى :
حَقِّنا اءَذِلاء، وَ ذلِكَ اءَنَّ الرَّديفَ يَرْكَبُ عَجُزَ الْبَعيرِ كالْعَبْدِ
وَالا سِيرِ وَ مَنْ يَجرِي مَجراهُما
ما را حقى است كه اگر آن را به ما دادند، بگيريم و
اگر ندادند، بر ترك شتر سوار مى شويم ، هر چند، سير
در شب باشد و به دراز كشد
شريف رضى گويد :
را ندهند، ما در زمره خوارشدگان باشيم زيرا بنده و اسير
و امثال آنها را بر سرين شتر مى نشانند يعنى پشت سر
آنكه شتر را مى راند
نگاه کردن به صفحه نمایشگر رایانه برای مدت زمان طولانی، برای سلامتی چشم ها مضر است و عوارضی دارد. این عوارض شامل قرمزی، سوزش و خشکی چشم هاست.

اگر شما دچار چنین مشکلاتی هستید، می توانید با عمل به توصیه های زیر، این عوارض چشمی را کم کنید تا کار کردن با کامپیوتر برای شما ناراحت کننده نباشد.
1- تغییراتی در نوع تغذیه خود به وجود آورید.
یکی از موثرترین راه ها برای بهبود خشکی چشم ها، افزایش مصرف اسیدهای چرب امگا 3 است که در ماهی های چرب، تخم مرغ های دارای امگا 3 و گردو وجود دارد.
یا این که می توانید روزانه 2 گرم کپسول روغن ماهی مصرف کنید.
همچنین تحقیقات نشان داده است تخم کتان و روغن آن می توانند علائم خشکی چشم را کم کنند.
چند دقیقه بستن چشم ها در حین کار با کامپیوتر به طور چشمگیری علائم خشکی چشم را بهبود می دهد
2- در حین کار با کامپیوتر، مدتی هم به چشم های خود استراحت دهید.
هنگامی که به طور مداوم به صفحه مانیتور خیره می شوید، در هر یک ساعت، مدت 2 دقیقه استراحت کنید یعنی 2 دقیقه به پشتی صندلی خود تکیه دهید و چشم های خود را ببندید. این کار باعث می شود چشم های تان مرطوب شوند و کمتر احساس خشکی و سوزش کنید. به طور منظم، این کار را هر یک ساعت یک بار تکرار کنید تا به آن عادت نمایید. این کار به طور چشمگیری علائم خشکی چشم را بهبود می دهد.

3- از قطره های اشک مصنوعی استفاده کنید.
استفاده از اشک مصنوعی نیز راه حل موثر و مناسبی برای بهبود خشکی چشم است. این ماده را می توانید از داروخانه های معتبر تهیه کنید.
شما می توانید 4 تا 5 بار در روز از اشک مصنوعی استفاده کنید تا اثرات آن را بر چشم های خود ببینید.
از مصرف قطره های چشمی که بدون نسخه پزشک به فروش می رسند و گفته می شود که در رفع قرمزی چشم موثرند، خودداری کنید.
این قطره ها شاید قرمزی چشم را کم کنند، ولی خشکی آن را برطرف نمی کنند.
4- بعضی داروها باعث خشکی چشم می شوند.
برخی داروها مانند داروهای ضد افسردگی و فشار خون می تواند خشکی چشم ایجاد کنند. با پزشک خود صحبت کنید تا ببینید آیا دارویی که در حال حاضر استفاده می کنید می تواند در ایجاد خشکی چشم شما موثر باشد یا نه؟
5- محیط کار خود را عوض کنید.
آیا هوای محیطی که شما در آن جا کار می کنید، خشک است؟
کمبود رطوبت در هوای محیط کار، باعث خشکی چشم می شود. برای حل این مشکل، یک دستگاه بخور در اتاق کار خود روشن کنید، خصوصاً در ماه های سرد سال که میزان رطوبت هوا کم می شود.
منبع : سایت تبیان
|
الإمامُ زينُ العابدينَ (سلام الله عليه):
أيُّما مُؤمِنٍ دَمَعَت عَيناهُ لِقَتلِ الحُسَينِ عليه السلام
حَتّى تَسيلَ عَلى خَدِّهِ ، بَوَّأَهُ اللّه ُ تَعالى بِها فِي
الجَنَّةِ غُرَفا يَسكُنُها أحقابا
هر مؤمنى كـه چشمانش براى كشته شدن حسين
عليهالسلام گريان شود به طورى كه اشك بر
گونههايش سرازير گردد ، خداوند به سبب آن ،
او را در غرفههاى بهشتى جاى دهد كه
روزگاران درازى را در آنها به سر برد
دانشنامه امام حسین علیه السلام ج 10 ص 40
ثواب الأعمال ص 108 ح 1
|
|
بسي گفتـند از عيـسي و مـهـدي مجرد شو ، تو هم عيساي عهدي زمـهدي ، گـرچـه روزي چند ، پيشي بكُش دجّال خود ، مهدي خويشي چو تو ، در معرفت ، چون طفل مهدي چه داني ، قدر علم و فضل مهدي ؟ به نــور عــلم مي كُن ديــده روشــن كــه تــا بتـوانيَش هــر لحـظه ديدن كه گـر در جهل خود ، دايم ، نشيني چو مهدي پيشت آيد ، هـم نبينـي بــرو از عــلم مــهـدي بــهـره بــرگــير جـوانـمـردي كُن و بشنـو از ايـن پيـر خـوشــا وقـت كســان عـهـد مـهـدي خــوشــا آن كــودكــان مـهد مـهدي كــه هــر علــمي كه باشد زيركان را الف ، بي ، تي بُود ، آن كودكان را ز علمش خلـق عالـم ، علـم گيـرنـد زدينـش ، مشركين هم دين پذيرند هـر آن سرّي كه هست امـروز پنهان بــه عــلم خـويشـتـن پيـدا كنــد آن به دورش ، دولـــت حــق رخ نــمايـد جــهــان را فيـــض وي فـــرّخ نــمايـد تـــمنــّا بــاشــــــد آنــگه مـــردگان را كـــه يـــك بــــار دگــــر يــابند جان را كــه تـــا از جـــهل كـــلي دور گــردند ز شــمس عــــلـم او ، پُر نـور گردند ره عـــرفــان نــفــس خــود بيــابـنــد بدان عرفان ، به سوي حق شتابند بـــتــابـد نــــور او از ســـوي مــغـرب بــــرآيـــد آفـــتــاب از كـــوي مــغـرب «شيخ محمود شبستري»
|
ما من رَجُلٍ تَکبّرَ أَو تَجبَّرَ الّا لذلَّةٍ یَجدُها فی نََفسِهِ
هیچ مردی نیست که تکبر بورزد یا خود را بزرگ
بشمارد مگر بخاطر ذلتی که در نفس خود می یابد
جهادالنفس، ح585
قال علی (ع)
قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ، وَالْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ،
وَالْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ، فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ
ترس قرين نوميدى است و شرم ، موجب محرومى
است و فرصت مى گذرد، چونان كه ابرها مى گذرند
فرصتهاى نيكو را غنيمت شمريد

توطئه بر ضد غدير: قتل پيامبر و صحيفه ملعونه اول
با پايان يافتن مراسم بيعت، پيامبر (ص) با كاروان از غدير حركت كردند؛ و يك روز و شب سير كردند تا به كوه بلند هَرْشى رسيدند. منافقينى كه نقشه ى قتل پيامبر (ص) را كشيده بودند جلوتر از حضرت ظرفهاى بزرگى به قله كوه بردند و آنها را پر از شن كرده و پنهان شدند. [ مردم به دليل صعب العبور بودن كوه هرشى آن را دور زده و بالاى كوه نمى آمدند. اما پيامبر (ص) قصد داشت از بالاى كوه برود و آن عده نيز براى انجام مقاصد شومشان بالاى كوه رفتند. ]
حذيفه ادامه داد: پيامبر (ص)، من و عمار را صدا زد و به او دستور داد تا از پشت سر شتر را راهنمايى كند و من هم افسار شتر را بگيرم، تا آنكه به قله ى كوه رسيديم.
ناگهان افرادى كه پنهان شده بودند از پشت سر ما هجوم آورده و ظرفهاى پر از شن را به طرف پاهاى شتر غلطاندند. شتر وحشت كرد و نزديك بود بِرَمَد و پيامبر (ص) را بر زمين بياندازد كه حضرت با صداى بلند فرمود: 'حركت مكن كه جاى نگرانى نيست'!
ناگهان شتر به قدرت پروردگار به زبان عربى فصيح به سخن آمد و گفت: 'يا رسول الله، تا هنگامى كه شما بر پشت من نشسته اى دست از پا خطا نكرده و از جايم تكان نمى خورم'!
توطئه كنندگان به خيال اينكه شتر رميده است به طرفش هجوم آوردند تا آن را بيشتر بِرَمانند. من و عمار در آن شب ظلمانى با شمشيرهايمان به آنها حمله كرديم. با حمله ى ما، منافقين فرار كرده و از نقشه اى كه پيش بينى كرده بودند مأيوس شدند.

حوزهنیوز: آیت الله سید محمد مهدی خُراسان از علمای نجف اشرف، فقیهی است که در حیطههای مختلف علم و معرفت قلم زده و بوی بزرگانی چون علامه مجلسی را میتوان از وجود او استشمام نمود.
در دیداری که یکی از اساتید حوزه علمیه قم با ایشان در نجف اشرف داشت، خاطرهای خواندنی از نحوه غسل و کفن آیت الله العظمی خویی بیان می کند که تقدیم ارادتمندان فقه و فقاهت میگردد.
چند سال قبل از فوت مرحوم حضرت آیت الله خویی، تصمیم گرفتم، با عمل به سیره بزرگان و علما، کفنی برای خود تهیه کنم، از آنجایی که قصد داشتم هزینه خرید کفنم از سهم امام نباشد؛ چون خودم پولی نداشتم، به بیت استادم حضرت آیت الله خویی رفته و خدمت ایشان عرض کردم: قصد دارم کفنی برای خود تهیه کنم، آیا حضرتعالی پولی به جز سهم امام دارید که به من قرض بدهید؟
ایشان فرمودند، در حال حاضر چنین پولی در اختیارم نیست، ولی اگر بخواهی می توانی مقداری از سهم امام که نزد من است را برداری؛ قبول نکردم و از طریق دیگری این پول را تهیه و کفن و ملحقات آن را خریداری نمودم.
بعد از خریدن کفن، دعای جوشن کبیر را با زعفران روی آن نوشتم که با توجه به طولانی بودن فرازهای دعا، نوشتن آن مدت زیادی طول کشید، همچنین قطعات مستحبی کفن را تهیه کرده و بنا به توصیه روایات اهل بیت(ع)، انگشتری خریدم و فرستادم مشهد مقدس و روی آن حرز« اللهم ظنی بالله حسنأ و بالنبی المؤتمن و...» [1] را نگاشتند.
از تهیه کفن و ملحقاتش چندی نمی گذشت که با خبر شدم، حضرت آیت الله خویی دار فانی را وداع گفته و به دیار باقی شتافته است، به سرعت به بیت ایشان رفتم و جسد مبارک معظم له را با دستان خودم غسل دادم، بعد از آنکه کار غسل به پایان رسید، خطاب به خانواده ایشان گفتم: کفن آقا را بیاورید، ولی در عین ناباوری از کفن آقا خبری نبود، گویا گم شده بود؛ بنابراین تصمیم گرفتم کفن خودم را آورده و استادم را با آن کفن نمایم.
حجت الاسلام و المسلمین نجم الدین طبسی که این خاطره را از قول آیت الله خُراسان نقل کرد در پایان گفت: ایشان همگام تعریف این خاطره، بسیار منقلب شد و گریه کرد و در آخر این چنین گفت: آن روز که نزد حضرت آیت الله خویی رفتم تا پولی برای تهیه کفن بگیرم، اگر ایشان می دانستند که قرار است کفن خودشان را تهیه کنم، نمی دانم آن لحظه چه تصمیمی می گرفتند؟!
[1]- نگین امام محمد باقر (ع)- بحارالانوار، ج 46، ص 221
ظنی بالله حَسَنٌ و بالنبی المُؤتمن
وبالوصیّ ذیالمنن وبالحسین و الحسن
منبع:سایت تبیان
امام كاظم(سلام الله علیه):
تمام مردم با آن حضرت بيعت كردند و چيزى نگفتند. ابوبكر و عمر قبل از بيعت به طرف جحفه رفته بودند. [ يعنى براى فرار از بيعت پس از خطبه و قبل از بيعت از غدير خم خارج شده و به جحفه رفته بودند. ] پيامبر (ص) شخصى را فرستاد و آن دو را بازگرداند و با خشم و شدت آنان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى پسر ابى قحافه و اى عمر، با على بر صاحب اختيارى بعد از من بيعت كنيد!
آنها سؤال كردند: آيا اين امر از طرف خدا و رسول اوست؟ پيامبر (ص) پاسخ داد: 'آيا چنين امرى از غير خدا امكان دارد؟ بلى اين امر از طرف خدا و رسول اوست'. آن دو نيز بيعت كرده و رفتند. [ [در روايتى ديگر حذيفه مى گويد: پس از سخنرانى پيامبر (ص)، شخصى به نام 'فهرى' برخاست و گفت: آيا اين سخنان را از نزد خود گفتى يا پروردگارت به تو امر كرده بود؟
حضرت فرمود: خداوند به من دستور داده بود. فهرى گفت: خدايا، سنگى از آسمان بر ما بفرست. هنوز به نزديك اثاثيه خود نرسيده بود كه سنگى از آسمان بر او فرود آمد و او را خونين و مجروح كرد و همانجا بر زمين افتاد و كشته شد. سپس خداوند اين آيه را نازل نمود: 'سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ'، يعنى 'درخواست كننده اى عذاب واقع را درخواست نمود'. "سوره ى معارج: آيه ى 1". بحارالانوار: ج 37 ص 136.] ]
حضرت زهرا(سلام الله علیها):
پيامبر خدا(صلی الله عليه و آله):
پيامبر خدا(صلی الله عليه و آله):
برترين بانوى جهان
ارزش انسانها مسلماً يكسان نيست، بعضى از مقربترين فرشتگان الهى برترند، و بعضى از درندهترين حيوانات پائينتر، و آنچه به اين انسان ارزش مىدهد بر اساس معرفى قرآن و اسلام همان «علم و ايمان و تقوى و ملكات فاضله انسانى» است.
با توجه به اين معيارها بانوى اسلام فاطمه زهرا (س) برترين زنان جهان - در لسان پيامبر(ص) - معرفى شده است.
در روايات فراوانى كه در منابع معروف اهل سنت آمده تصريح شده است كه فاطمه زهرا(س) افضل زنان جهان بود، آن سخنى است كه پيغمبر اكرم(ص) آنرا به تعبيرات مختلف بيان فرموده است:
1- در يك جا مىفرمايد:
«ان افضل نساء اهل الجنة خديجة بنت خويلد و فاطمة بن محمد(ص) و مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم»:
«برترين زنان بهشت خديجه دختر خويلد، و فاطمه دختر محمد(ص) و مريم دختر عمران، و آسيه دختر مزاحم است» (همسر فرعون)
2- در حديث ديگرى مىخوانيم پيغمبر اكرم(ص) در بيمارى وفاتش هنگامى كه بيتابى فاطمه را مشاهده كرد، فرمود:
«يا فاطمة الاترضين ان تكونى سيدة نساء العالمين، و سيدة نساء هذه الامة، و سيدة نساء المؤمنين»؟:
«اى فاطمه! آيا راضى نيستى كه تو برترين بانوى زنان جهان، و بانوى زنان اين امت، و بانوى زنان با ايمان باشى؟
در اينجا افضليت براى فاطمه(ع) به صورتى مطلق ذكر شده و نام هيچكس در كنار او مطرح نگرديده است.
3- در حديث ديگرى نيز از همان حضرت(ص) اين معنى به صورت مطلق آمده است، در آن هنگام كه فاطمه بيمار شده بود و پيامبر(ص) اين سخن را به جمعى از اصحاب گفت، آنها پيشنهاد كردند كه از بانوى اسلام(ع) عيادت كنند.
پيامبر برخاست و با جمعى از ياران به سوى خانه فاطمه(ع) آمد، نخست از بيرون خانه صدا زد كه دخترم خودت را بپوشان، چون جمعى از ياران به عيادت تو مىآيند، و از آنجا لباس دخترش فاطمه (ع) كافى نبود عباى خود را از پشت در به او داد!
پيامبر(ص) و ياران وارد شدند، و بعد از عيادت از خانه بيرون آمدند و رو به يكديگر كرده و از بيمارى فاطمه(ع) اظهار تأسف مىكردند، پيغمبر اكرم(ص) رو به آنها كرد و فرمود: «اما انّها سيدة النساء يوم القيامة».
بدانيد او بانوى تمام زنان در قيامت است.
4- در تعبير ديگرى كه در «صحيح بخارى» معروفترين منبع حديث اهل سنت - آمده از قول «عايشه» مىخوانيم:
روزى «فاطمه» (سلام اللّه عليها) نزد پيامبر(ص) آمد، راه رفتنش درست مانند راه رفتن او بود، پيغمبر اكرم(ص) فرمود: خوش آمدى دخترم! سپس او را طرف راست و يا چپ خود نشاند، بعد رازى در گوش او گفت، و به دنبال آن فاطمه گريان شد.
من (عايشه) گفتم چرا گريه مىكنى؟ بار ديگر پيامبر(ص) راز ديگرى به او گفت، فاطمه(س) خندان شد.
گفتم: من تا امروز شادى كه اينچنين با غم نزديك باشد نديده بودم، و از علت آن سؤال كردم.
فاطمه(س) گفت: من سرّ رسول خدا را فاش نمى كنم، و اين مطلب ادامه داشت تا پيامبر(ص) از دنيا رفت، آنگاه سؤال كردم، گفت:
مرتبه اول پيامبر(ص) به من فرمود جبرئيل هر سال يكبار قرآن را بر من عرضه مىداشت، امسال دوبار عرضه داشت، و من فكر مىكنم فقط به اين دليل است كه اجل من نزديك شده، و تو اولين كسى خواهى بود كه به من ملحق مىشوى من هنگامى كه اين سخن را شنيدم گريه كردم.
سپس فرمود:
ام ترضين ان تكونى سيدة نساء اهل الجنة و نساء المؤمنين؟!:
«آيا تو راضى نمى شوى كه بانوى زنان اهل بهشت يا زنان با ايمان باشى»؟ هنگامى اين سخن را شنيدم شاد و خندان شدم.
از بررسى مجموع اين احاديث به خوبى روشن مىشود كه اگر در يكجا فاطمه(س) يكى از چهار زن بزرگ جهان معرفى شده، هيچ منافاتى با اين معنى ندارد كه او از ميان آن چهار زن برترين آنها است.
شاهد اين سخن علاوه بر آنچه از لابلاى احاديث گذشته استفاده مىشد حديث زير است:
5- در كتاب «ذخائر العقبى» از ابن عباس از پيغمبر اكرم(ص) چنين نقل شده است:
«اربع نسوة سيدات سادات عالمهن: مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم و خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد(ص) و افضلهن عالما فاطمة(ع)».
«چهار زن بانوى بانوان جهان خود بودند: مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم و خديجه دختر خويلد، و فاطمه دختر محمد(ص) و از همه آنها برتر فاطمه(س) بود.
تعبير به «افضليت» مسايل زيادى را در بردارد، و بيانگر مقام علمى و تقوى و ايثار و فداكارى و ساير ملكات فاضله است.
قرآن صريحا مىگويد: مريم با فرشتگان سخن مىگفت و آنها نيز با او سخن مىگفتند (آل عمران / 42و43 و آيات آغاز سوره مريم).
و نيز مىگويد: براى مريم غذاى بهشتى در كنار محرابش حاضر مىشد (آل عمران آيه 37).
و نيز مىگويد: مريم «صديقه» بود (مائده/75).
و مقامات ديگرى براى او، و زنان بزرگى مانند آسيه بيان مىكند، پيغمبر اكرم(ص) نيز مقامات بزرگى براى خديجه بيان فرموده.
روايات فوق يعنى روايات افضليت فاطمه(س) همه اين افتخارات و افزون بر آن را براى بانوى اسلام فاطمه زهرا(س) اثبات مىكند.
1. اين حديث رادر مستدرك الصحيحين ج 2 ص 497 آورده و سپس تصريح مىكند كه اسناد اين حديث صحيح است.
2. اين حديث نيز در همان كتاب ج 3 ص 156 نقل شده و باز تصريح مىكند كه سند آن صحيح است.
3. «حلية الاوليا» جلد 2 صفحه .142
4. «صحيح بخارى» كتاب بدء الخلق.
5. »ذخائر العقبى» صفحه 44 - «سيوطى» نيز «در المنثور» اين حديث را ذيل آيه «و اذ قالت - الملائكه يا مريم...» (آل عمران /42) آورده است.
منبع : آرشیو
باغهای داخلی این ساختمانها با ایجاد فضای گلخانه ای و ذخیره کافی نور روز به منظو
ر مصرف در اتاقهای این هتل مناظر شگفت انگیزی را برای ساکنین به وجود می آورد.
در ساخت این هتل از سلولهای خورشیدی، سیستم جمع آوری آب باران و پنجره های
خود تمیز شونده نیز استفاده خواهد شد.
وقتی است کاترینا زاتولیفتر روسی که به عنوان معاون یکی از نمایندگان مجلس انگلستان با شخصیتهای سیاسی بسیاری در این کشور آشنا است، به اتهام جاسوسی برای سیستم اطلاعاتی روسیه بازداشت شده است.
از همین رو نیز موضوع زنان جاسوس تیتر اول بسیاری از روزنامه ها و مجلات روسیه شده است. تا به حال هیچ ارتباطی بین زاتولیفتر و سیستم اطلاعاتی روسیه کشف نشده ولی انگلیسی ها احتیاط بسیاری می کنند زیرا که وقت زیادی از رسوایی یک زن در آمریکا باز هم به جرم جاسوسی نمی گذرد.
1- بیل پوید (1844-1900) در طول دوران جنگ داخلی آمریکا به جاسوسی مشغول بود. شعار معروف پوید در زندگی "تا آخرین نفس به کشورم خدمت می کنم" بود. او با نیروهای مبارز جنوب همکاری می کرد. و برای اولین بار در سال 1862 در سن 18 سالگی دستگیر شد.

2- پاولينا كوشمن (1833 – 1893) یک نماینده آمریکائی بود که در طول دوران جنگ داخلی آمریکا برای
نیروهای مبارز شمال جاسوسی می کرد. بعد از دستگیری وی حکم اعدام برای مجازات او صادر شد ولی بعدها آن حکم لغو شده و اعدام نشد.

3- يوشيكو كافاشيما (1907 – 1948) یک شاهزاده ژاپنی بود که مشهورترین جاسوس زن ژاپنی است.

4- ايمی إليزابيت ( 1910 - ؟ ) یک دیپلمات آمریکایی بود که از طریق مکالمات تلفنی و رد و بدل کردن عبارتهای عاشقانه با مسئولان بلند مرتبه ایتالیایی و مسئولان فرانسوی مقیم در واشنگتن می توانست اطلاعات بسیار زیادی برای کشورش جمع آوری کند. یکی از معروفترین حیله های این زن باز کردن کمد مخصوص حفظ اسناد سفیر فرانسه است.

5- گابریلا گاست (1943-؟) از ماموران سیستم امنیتی فدرال آلمان غربی بود. که به خاطر عشقی که به یک مامور امنیتی آلمان شرقی داشت برای او جاسوسی می کرد. گاست را در سال 1990دستگیر کردند و تا سال 1998 را در زندان به سر برد. هم اکنون خانم گاست به عنوان مهندس در آلمان به فعالیت می پردازد.

6- روت فیرنر(1908-2000) یک کمونیست بود که در سال 1930 از طرف سیستم اطلاعات شوروی برای جاسوسی در چین به کار گماشته شد. وی بعدها در انگلستان یک شبکه جاسوسی تشکیل داد و در همانجا در سال 1949 رسوا شد و مجبور به فرار به برلین در آلمان شد. در سال 1950 از ادامه فعالیت با سیستم اطلاعاتی روسیه سر باز زد ولی با این حال رتبه او ارتقاء یافت.

7- فيوليتا جابو (1921–1944) یک مامور اطلاعات انگلیسی بود که بعد از جنگ جهانی دوم با استفاده از چتر در سواحل فرانسه فرود آمد و با تشکیل یک گروهک سری به فعالیت بر علیه آلمان ها پرداخت . او در این فعالیتها تعداد بسیار زیادی از ماموران آلمانی را کشت و بسیاری را به اسارت در آورد. فیولیتا جابو دومین زن تاریخ انگلستان است که در سال 1946 مدال صلیب جورجیاس را به او اهدا کردند.

8- وزيفينا بيكر (1906 – 1975) از یک پدر نوازنده و مادر خدمتکار بدنیا آمد. خانواده یهودی او در آمریکا به خاطر اینکه سیاه پوست بود مورد بی توجهی قرار می گرفت ولی در فرانسه مورد احترام قرار گرفت. او در جنگ فرانسه و آلمان پا به پای فرانسویان به مقاومت برخاست و جاسوسی برای فرانسه از جمله فعالیتهای او بود. بعدها به او مدالی دادند که برای اولین بار آن را به یک خانم غیرفرانسوی اهدا می کردند.

9- نینسی ویک سال 1912 در نیوزیلند به دنیا آمد و بعد از آن به نیویورک رفت و پس از مدتی به اروپا مهاجرت کرد. بعد از جنگ جهانی دوم با همسر خود به فرانسه رفت و در آنجا به جنگ با نیروهای آلمان که علیه فرانسه یورش برده بودند پرداخت. او پس از شکست در نیروی مقاومت فرانسه به انگلستان گریخت و در همانجا آموزشهای لازم برای کار جاسوسی را دید و در سال 1944 به فرانسه بازگشت تا در جنگ با آلمان شرکت کند. وی به قدری در کار خود ماهر بود که نیروی پلیس مخفی نازی (گشتاپو) دو میلیون دلار برای سر او جایزه گذاشتند.
پس از جنگ، پنج کشور فرانسه، انگلیس، آمریکا و استرالیا و نیوزیلند به خاطر خدمات شایان ویک از او تقدیر به عمل آوردند.

10- مارگارت گرترود رزله ملقب به ماتا هاری متولد متولد هفتم اوت ۱۸۷۶ دختر جوانی که به رقاصی در فرانسه مشهور بود. او از نیروهای سری آلمان در فرانسه بوده که به عنوان یک زن مطلقه وارد خاک فرانسه شد و درآنجا برای آلمانی ها جاسوسی میکرد. او در خلال جنگ جهانی اول توسط جوخه آتش در تاریخ ۱۵ اکتبر ۱۹۱۷ اعدام شد.
دانشمندان از کشف بقایای یک گونه اسرارآمیز انسانی در
غارهای سیبری خبر دادهاند. آنها میگویند در 30هزار سال
پیش، 3 گونه انسان مدرن، نئاندرتال و دنیسوو روی زمین
زندگی میکرد
گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، این اکتشاف به این معنی است که در 30هزار سال پیش، حداقل سه عضو مجزا در درخت خانواده انسان وجود داشتهاند: انسانهای مدرن، نئاندرتالها و گونه جدیدا شناسایی شده موسوم به دنیسوواها.
دنیسوواهای غارنشین با بررسی دی.ان.ای دندانها و استخوانهای انگشت کشف شده در غاری در سیبری شناسایی شدهاند. استخوان مذکور که متعلق به انگشت دختری حدودا پنج تا هفت ساله موسوم به زن مجهول (ایکس وومن) است، در سال 2008 / 1387 درغار دنیسووا در کوهستان آلتای واقع در جنوب سیبری به همراه زیورآلات و جواهرات یافت شد.
پیش از این دانشمندان فقط می توانستند استخوانها را از روی شکل و اندازهشان شناسایی کنند و تنها در دهه اخیر موفق به بازیابی دی.ان.ای فسیلها شدهاند. آزمایشهای ابتدایی در اوایل سال جاری نشان میداد که این دختر به گونه کاملا جدیدی تعلق دارد. تجزیه و تحلیل کامل دی.ان.ای که به تازگی انجام شده، جایگاه وی را در درخت خانواده انسان تثبیت کرده است.
دنیسوواها اگرچه بر روی دوپای خود راه میرفتند، از لحاظ فیزیکی با نئاندرتالها و انسانهای مدرن تنومند متفاوت بودند. آنها زمانی زندگی میکردند که اجداد ما و نئاندرتالها در حال ماهیگیری، شکار، استفاده از جواهرات، نقاشی دیوار غارها و کندهکاریهای حیوانی بودند.
تحقیقات جدید، عصاره دی.ان.ای دنیسوواها را در ساکنان جزایر ملانزی در شمال و شرق استرالیا که شامل گینه نو نیز میشود، پیدا کرده است. طبق این تحقیقات دنیسوواها با اجداد ساکنان ملانزی پیوند خورده و سپس در سراسر آسیا پخش شدند.
این اکتشاف در پی کشف جنجالبرانگیز گونه دیگر انسان با قد کمتر از 1 متر موسوم به هابیت «Hobbit» در جزیره اندونزی در سال 2004 / 1383 انجام شده است؛ هرچند که بسیاری از محققان کشف هابیت را رد کرده و مدعی شدهاند که استخوانها متعلق به انسان مدرن مبتلا به اختلال رشد بوده است.
گونه یافتهشده جدید به نظر «گروه خواهر» نئاندرتالها بوده و کشف این گونه باعث به تصویر کشیده شدن چهرهای دیگر از تکامل و مهاجرت انسان از آفریقا (مهد انسان) شده است.
جان ما قربان جانِ فاطمه
آمده فصلِ خزانِ فاطمه
هر که گوید با دو چشمی خون فشان
لعنتی بر دشمنانِ فاطمه
دل بسوزاند ز هر عاشق دلی
یاد جسمِ نیمه جانِ فاطمه
فاطمیه موسم اشک و عزاست
صد امان از کودکانِ فاطمه
بهرِ مادر روضه خوانی میکند
مهدی صاحب زمانِ فاطمه
از همان اشکِ روان فاطمه
گوید از میخ و در و دیوار و دود
علتِ قدِ کمانِ فاطمه
چون بقیع آید به خاطر میرسد
نیمه شب جسمِ جوانِ فاطمه
نالهها پر میکشد وقتی که او
گوید از قبرِ نهانِ فاطمه
امام صادق (ع) فرمودند :
َا غِنَى بِالزَّوْجِ عَنْ ثَلَاثَةِ أَشْیَاءَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ زَوْجَتِهِ
وَ هِیَ الْمُوَافِقَةُ لِیَجْتَلِبَ بِهَا مُوَافَقَتَهَا وَ مَحَبَّتَهَا وَ هَوَاهَا
وَ حُسْنُ خُلُقِهِ مَعَهَا وَ اسْتِعْمَالُهُ اسْتِمَالَةَ قَلْبِهَا بِالْهَیْئَةِ
الْحَسَنَةِ فِی عَیْنِهَا وَ تَوْسِعَتُهُ عَلَیْهَا
وَشوهر در روابط خود با همسرش از سه چیز بىنیاز نیست:
سازگارى با او تا در اثر آن، سازگارى و محبّت و رغبت او را
به خود جلب نماید؛ خوشخویى با او و دل ربودن از او به وسیله
آراستن و زیبا جلوه دادن خود براى وى؛ فراهم آوردن یك
زندگى راحت براى او
( بحارالأنوار ج75 ،ص 237 )
الرِّجَالُ قَوَّمُونَ عَلىَ النِّسَاءِ
بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلىَ بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَلِهِمْ
مردان سرپرست زنانند،به دلیل آنکه خدا برخی
از ایشان را بر برخی برتری داده و نیز
به دلیل آنکه از اموالشان خرج می کنند
(نساء،آیه 34)
پس از روزهای سیاه حاکمیت مطلق توتالیتاریسم در اتحاد جماهیر شوروی که در آن به نام خلقها و تودهها، کثیف ترین و شدیدترین فشارها را بر مردمان وارد آوردند، و به دنبال تصمیم جهانی (سالها پیش از فروپاشی شوروی) پس از جنگ بین الملل دوم و تنظیم و نشر میثاق بین المللی به نام اعلامیه جهانی حقوق بشر و رهایی جهانی بشریت از دو قطبی سرمایه داری آزاد و سرمایه داری دولتی، فضای گفتمان جهانی رو به سمتی رفت که بار دیگر اعلامیه مغفول مانده حقوق بشر به عنوان میثاقی مشترک مورد وفاق همگان قرار گرفت؛ چه همه ملل جهان دریافتند که جز با احترام متقابل و پذیرش حق انسانی انسان نمی توانند و نمیشود به زیستی مسالمت آمیز در عرصه جهانی رسید. همچنین اینکه بدون پذیرش این اعلامیه توسط حکومتها نمی توان از حکومتی انتظار برخورد انسانی با مردمانش را داشت. در 31 آگوست 1978 میلادی در پایتخت لیبی یعنی شهر طرابلس رویدادی اتفاق افتاد که گرچه سالها به عمد توسط حاکمان کشورهای مربوط به این مسئله نادیده انگاشته شد، اما امروز و پس از بیش از 32 سال از گذشت آن واقعه، می توان امیدوار بود و تنها می توان امیدوار بود که این حاکمان فراموشکار به این مسئله توجهی بنمایند. در آن روز یک شهروند ایرانی، لبنانی که تابعیتی دوگانه داشت و یک رهبر بزرگ مذهبی و ملی، توسط رژیم قذافی در شهر طرابلس دزدیده شد. صحت و سقم این واقعه و اینکه دولت لیبی مسئول این واقعه است بر کسی پوشیده نیست. احکام دادگاههای بین المللی نیز حاکی از همین ماجراست. تحقیقات قضایی در ایتالیا و لبنان تاکید می کند که امام سید موسی صدر و دو همراهش یعنی شیخ محمد یعقوب و استاد عباس بدرالدین از لیبی خارج نشده و توسط رژیم قذافی دزدیده شده اند. این مسئله و این واقعه آدم دزدی از دو منظر قابل بررسی است. از سویی مسئله وظیفه دولتهاست که با تمام توان پیگیر مسئله مفقود شدن شهروند خود باشند و آن را با شدت و حدت پیگیری کنند. در لبنان را فعالین لبنانی باید بررسی کنند، اما در ایران ماقبل از پیروزی انقلاب بهمن 57 تنها یکی از اعضای مجلس شورای ملی آن زمان یعنی دکتر محسن پزشکپور با نوشتن نامه ای خطاب به کورت والدهایم دبیرکل وقت سازمان ملل متحد پیگیر ماجرا می شود. در ایران پس از انقلاب نیز تنها تحرکاتی و تلاشهایی از سوی دولت موقت پس از پیروزی انقلاب مشاهده می کنیم و پس از آن تا سالها مسئله کاملا مغفول می ماند. در این مغفول ماندن تمام روسای دولتها که امروز در مناصب متفاوت و حتی بالاتر از ریاست دولت هستند مسئول اند. این مسئولیت ناشی از وظیفه دولت مبنی بر حفظ و حراست از اتباع آن کشور است. به جز تلاشهای مرحوم فاکر در مجلس هفتم که نتیجه آن نیز منتشر شده است، هیچ یک از نهادهای حکومتی ایران در طول این بیش از سی سال پس از رای گیری اولین رئیس جمهور در ایران هیچ تلاشی برای یافتن امام صدر انجام نداده اند که خود این مسئله جای سئوال و ان قلتهای فراوان دارد! اما منظر دیگری که این مسئله را قابل بررسی قرار می دهد، مسئله تطبیق این عمل بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و نقض آشکار حقوق بشر توسط رژیم قذافی در این مسئله خاص است. البته قذافی آشکارا با آلودن دست خود به خون هزاران لیبیایی ثابت کرد که دیگر ذره ای هم برای مسئله حقوق بشر ارزش قائل نیست، اما آنچه در بیش از سی سال پیش روی داده به لحاظ حقوق بشری کاملا قابل بررسی است. عمل آدم دزدی و دزدیده شدن امام صدر و دو همراهش با مواد بسیاری از اعلامیه جهانی حقوق بشر در تعارض تام و تمام است. ماده اول این اعلامیه صراحتا ابراز می دارد که: "تمام افراد بشر آزاد و با شان و حقوق برابر به دنیا می آیند." آدم دزدی و سرق یک انسان با اصل آزادی انسانی که در این اعلامیه به رسمیت شناخته شده در تعارض کامل است. ماده دوم این اعلامیه از برخورداری تمام افراد بشر بدون هیچ گونه تمایزی از حقوق و آزادیهای مذکور در اعلامیه سخن می راند. امام موسی صدر در طول این سالها بدون هیچ دلیل حقوقی از تمامی حقوق انسانی خود محروم بوده است. همچنین در این ماده از عدم تبعیض در باب حاکمیت این اصول بر وضعیت فرد در جامعه جهانی سخن گفته شده است. در تمام طول این سالها مدعیان جهانی حقوق بشر در عرصه بین المللی چشم بر این جنایت آشکار توسط رژیم قذافی بسته و تنها به منافع خود اندیشیده و وظیفه دفاع از حقوق بشر را به فراموشی سپرده اند. همچنین وا اسفا از فعالین حقوق بشر ایرانی که مسئله را مسئله خود نمی دانند و پیگیری نمی کنند. با وجود مسئله بسیار حاد حقوق بشری در ایران، که کاملا گزاره ای درست و قابل پذیرش است، نمی توان از فعالین حقوق بشر ایرانی در این زمینه سلب مسئولیت کرد. به عنوان یک فعال حقوق بشر ایرانی می گویم که در درجه اول برای ما مسئله حقوق بشر ایرانی است در هر کجای این کره خاکی. چه در ایران و چه در خارج از این مرزها. زندان، زندان است و یک ایرانی بی گناه بدون دادگاه و طی کردن مراحل دادرسی قانونی و عادلانه نمی بایستی در زندان بماند. این مسئله هم برای داخل ایران و هم برای ایرانیان خارج از ایران مصداق دارد. ماده سوم این اعلامیه می گوید که: "هرکس حق حیات، آزادی و امنیت شخصی دارد." امام موسی صدر بیش از سی سال است که از این حقوق اولیه محروم است. وضعیت بیش از سی ساله امام صدر همچنین مغایر اصل پنجم این اعلامیه است. امام صدر بیش از سی سال است که مورد رفتار ظالمانه، غیر انسانی و تحقیر آمیز قرار گرفته است. زندان تحقیر انسان است و بدون طی مراحل دادرسی کیفری عادلانه توسط دادگاه ذی صلاح، نمی توان انسانی را به بند کشید. وضعیت امام صدر نقض علنی اصول ششم، هفتم و هشتم اعلامیه جهانی حقوق بشر است که از حق یکسان بودن در برابر قانون، حمایت یکسان از سوی قانون و حق دادخواهی موثر از محاکم صالحه ملی سخن گفته است و امام صدر از تمام این حقوق تا امروز محروم بوده است. اصل نهم این اعلامیه دقیقا شرح جنایت قذافی است. اصل نهم می گوید که: "هیچ کس را نباید خودسرانه توقیف، حبس یا تبعید کرد." بازداشت امام صدر توسط قذافی نقض آشکار این اصل حقوق بشری است. ماده یازدهم این اعلامیه از حق بیگناه شمرده شدن ماقبل دادرسی سخن می گوید. امام موسی صدر به زندان افتاد، بدون اینکه از این حق برخوردار باشند و بتواند از خود در برابر اتهاماتی که رژیم لیبی و همپالکی هایش در ایران و سایر نقاط جهان سالها به او زده اند دفاع کند. ماده سیزدهم این اعلامیه یکی از حقوق اولیه سلب شده امام را بازگو می کند. این ماده می گوید که : "1- هرکس در محدوده مرزهای هرکشور حق آزادی رفت و آمد و اقامت را دارد. 2- هرکس حق ترک هر کشور، از جمله کشور خود، و بازگشت به کشور خود را دارد." امام موسی صدر از حق آزادی رفت و آمد در مرزهای لیبی و بازگشت به کشورهایی که تابعیت آنها را داشت محروم است و این نقض آشکار حقوق انسانی اوست. ماده 28 این اعلامیه صراحتا از حق برخوردار هر کسی از حقوق و آزادیهای اعلامیه مذکور سخن می گوید؛ حقی که باز سالهاست امام محرومان از آن بی بهره مانده است. و در آخر ماده سی ام این اعلامیه می گوید که این اعلامیه نباید طوری تفسیر شود که به موجب آن بتوان فعالیتی یا اقدامی را انجام داد که یکی از حقوق و آزادیهای مصرح در این اعلامیه پایمال شود. در طول این بیش از سی سال اما سکوت مجامع جهانی در برابر رژیم جنایت کار لیبی خود نقض آشکار این ماده از اعلامیه جهانی حقوق بشر است. لیبی می بایستی خیلی زودتر از اینها در برابر این جنایت آشکار خود پاسخگو می بود. پاسخگویی نه از جنس دخالت آشکار نظامی در خاک یک کشور و هجوم نظامی که از جنس برخورد بین المللی و سیاسی جدی. اما سکوت مجامع جهانی و برخورد نظامی خشن ایشان (که البته جای بحثهای فراوان در حوزه نفت لیبی و جدایی شرق از غرب لیبی و موارد دیگری دارد) و همچنین سکوت کشورهایی که امام صدر تابعیت آنها را دارد و همچنین متاسفانه و غمگنانه سکوت فعالین حقوق بشر ایرانی و درگیر بودنشان با مسائل داخل ایران (که البته ناشی از نقض گسترده حقوق بشر در ایران و توان محدود ایشان است، اما سالب مسئولیت آنها در برابر این واقعه نیست) موجب شده که این جنایت بیش از سی سال به طول بیانجامد و هنوز که هنوز است امام محرومان در چنگال آن درنده دجال جلاد باقی بماند. قذافی امروز خود را به آتیلا، چنگیز و هیتلر نزدیک کرده و به یکی از خونریزترین جنایتکاران تاریخ بدل شده است. اگر آن روز که امام صدر و همراهانش توسط این فرد دزدیده شدند، اگر آن روز مجامع جهانی و حقوق بشریهای سراسر جهان چشم بر هم نمی نهادند و سکوت نمی کردند، امروز شاید شاهد جری شدن قذافی و جنایاتش در لیبی نبودیم. به هر حال در مورد مسئله امام صدر همه مقصر اند. مسئله امام صدر هم مسئله ملی است و هم بین المللی و هم حقوق بشری. نقض آشکار حقوق بشر و مسئله ربوده شدن ایشان و منطبق شدن بیش از یک سوم مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر با بحث ربوده شدن امام صدر خود از عمق فاجعه خبر می دهد. عمقی که اگر در روزهای نزدیک به جنایت جدی گرفته می شود، شاید امروز دیگر نه قذافی بر سر کار بود و نه چنین نقض آشکار حقوق بشری را در خاورمیانه شاهد بودیم. مسئله امام صدر مسئله همه ماست. هم انسانی است و هم اسلامی. اگر که یادمان نرود!
مراسم بيعت غدير
مردم شروع كردند به گفتن 'بلى، شنيديم و امر خدا و رسولش را اطاعت مى كنيم و با قلبهايمان به آن ايمان آورديم'. [ [در روايتى حذيفه مى گويد: به خدا قسم معاويه را ديدم كه برخاست و با تكبر به راه افتاد و با عصبانيت از مجلس بيرون رفت. او دست راستش را بر شانه ى ابوموسى اشعرى و دست چپش را بر شانه ى مغيرة بن شعبه تكيه داده بود و مى گفت: 'ما محمد را در اين گفتارش تصديق نمى كنيم و به ولايت على اقرار نخواهيم كرد'.
خداوند درباره ى اين عمل او آيه اى نازل كرد: 'فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّى، وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّى، ثُمَّ ذَهَبَ اًِّلى أَهْلِهِ يَتَمَطّى، أَوْلى لَكَ فَأَوْلى، ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى'، يعنى 'نه تصديق كرد و نه نماز خواند، ولى تكذيب كرد و پشت نمود، سپس با تكبر به سوى يارانش رفت، عذاب مستحق توست...'، "سوره ى قيامت: آيات 31 تا 34".
پيامبر (ص) تصميم گرفت معاويه را بازگرداند و به قتل برساند، اما جبرئيل اين آيه را آورد: 'لاتُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ'، يعنى 'در اين باره سخنى مگو كه عجله نكرده باشى'، "سوره ى قيامت: آيه ى 16". پيامبر (ص) با اين دستور سكوت نمود.
بحارالانوار: ج 37 ص 194. عوالم العلوم: ج 3:15 ص 96.] ]
سپس براى بيعت به طرف پيامبر (ص) و على (ع) ازدحام كردند تا آنجا كه "از كثرت جمعيت و كمى وقت" نماز ظهر و عصر در يك وقت خوانده شد، و مراسم در بقيه ى روز ادامه يافت تا آنكه نماز مغرب و عشاء نيز در يك وقت خوانده شد.
هر بار كه گروهى از مردم نزد حضرت مى آمدند پيامبر (ص) مى فرمود: 'حمد خدايى را كه ما را بر جهانيان فضيلت داد'. [ [در روايت ديگر آمده است: در غدير خيمه ى حذيفه كنار خيمه ى اصحاب سقيفه قرار داشت. حذيفه از داخل خيمه اش شنيد يكى از آنان مى گويد: بخدا قسم محمد احمق است اگر گمان مى كند امر خلافت بعد از او به على مى رسد. ديگرى گفت: آيا او را احمق مى نامى و نمى دانى كه او ديوانه است؟ زيرا نزديك بود در مقابل زن ابن ابى كبشه بيهوش شود!!! سومى گفت: او را رها كنيد. مى خواهد احمق باشد يا ديوانه! آنچه مى گويد نخواهد شد!
حذيفه از سخنان آنان برآشفت. از اين رو گوشه ى خيمه را بالا زد و سرش را داخل خيمه ى آنها نمود و گفت: در حاليكه پيامبر (ص) بين شما هست و وحى خدا بر شما نازل مى شود چنين مى كنيد؟ به خدا قسم فردا صبح اين خبر را به پيامبر (ص) خواهم گفت.
- اى حذيفه تو اينجا بودى و آنچه گفتيم شنيدى؟! اين مطلب را كتمان كن كه حق همسايگى امانتدارى است!
- اين از آن همسايگى ها و مجالسى نيست كه بايد امانتدارى كرد! اگر من اين جريان را از خدا و رسولش پنهان كنم نسبت به آنان دلسوزى نكرده ام.
- اى بنده ى خدا، هر چه مى خواهى بكن! بخدا قسم نزد پيامبر سوگند ياد مى كنيم كه ما چنين سخنى نگفته ايم و تو بر ما دروغ بسته اى. گمان مى كنى سخن تو را مى پذيرد و سخن ما سه نفر را تكذيب مى كند؟
- بعد از آنكه دِينَم را نسبت به خدا و رسولش ادا نمودم، مهم نيست كه شما چه بگوييد!
فردا صبح حذيفه نزد پيامبر (ص) رفت در حاليكه على عليه السلام نزد حضرت با شمشير ايستاده بود سخنان آنها را به پيامبر (ص) خبر داد. حضرت سراغ آنان فرستاد و آنها را نزد خود احضار كرد و فرمود: چه گفته ايد؟ گفتند: بخدا قسم ما چيزى نگفته ايم و اگر از ما سخنى به شما رسيده به ما دروغ بسته اند! جبرئيل اين آيه را نازل كرد: 'يَحْلِفُونَ بِاللهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمََْ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ اًِّسْلامِهِمْ'، يعنى 'به خدا سوگند ياد مى كنند كه آن سخن را نگفته اند در حاليكه سخن كفر را بر زبان آورده اند و بعد از مسلمان شدنشان كافر شده اند'. "سوره ى توبه: آيه 74".
اميرالمؤمنين (ع)فرمود: هر چه مى خواهند بگويند! من از آنان نمى ترسم و شمشيرم بر دوشم است. اگر آنها قصد سوئى نسبت به من داشته باشند من هم با آنان مقابله خواهم كرد.
جبرئيل به پيامبر (ص) گفت: 'صبر كن براى مقدرى كه خواهد شد'، و پيامبر (ص) آنچه جبرئيل گفته بود به على (ع) خبر داد، و على (ع) گفت: در برابر مقدرات پروردگار صبر خواهم كرد.
بحارالانوار: ج 37 ص 152. عوالم العلوم: ج 3:15 ص 53.] ]
قال الصادق (علیه السلام)
ان من تمام الصوم اعطاء الزکاة یعنى
الفطرة کما ان الصلوة على النبى
(صلى الله علیه و آله) من تمام الصلوة.
تکمیل روزه به پرداخت زکاة یعنى
فطره است، همچنان که صلوات بر پیامبر
(صلى الله علیه و آله) کمال نماز است.
وسائل الشیعه، ج 6 ص 221، ح 5
|
قالَتْ (سلام الله عليها):
فی المائدة اثنتا عشرة خصلة یجب علی کل مسلم ان یعرفھا
اربع فیھا فرض؛ و اربع فیھا سُنَّة و اربع فیھا تأدیب:
فامّا الفرض فالمعرفة و الرضا والتسمیة و الشکر؛
و اما السنة فالوضو ء قبل الطعام و الجلوس علی
الجانب الایسر و الاکل بثلاث اصابع و لعق الاصابع؛
فامّا التأدیب فاکل بما یلیک و تصغیر اللقمہ
و المضغ الشدید وقلة النظر فی وجوہ الناس.
فرمود: آداب سفره دوازده چیز است
که واجب است هر مسلمانی آن را بداند.
چهار چیز آن واجب است؛
چهار چیز مستحب است
و چهار چیز نشانه مراعات ادب است:
اما واجبات سفره عبارتند از: معرفت خدا، رضای الهی، شکر پروردگار
و قرائت بسم الله الرحمن الرحیم قبل از شروع غذا۔
مستحبات سفره
عبارتند از وضوء قبل از غذا، نشستن بر طرف چپ
(و گذاشتن سنگینی بدن بر سمت چپ)،
لقمه با سه انگشت برداشتن و لیسیدن انگشتان،
و اما چهار چیزی که رعایت ادب مقتضی آن است عبارتند از:
آنچه در برابرت گذاشته شود بخور،
لقمههای کوچک بردار،
غذا را خوب بجو
و به چهره دیگران (هم سفرهها) کمتر نگاه کن
(و به آنها خیره نشو).
تحف العقول ص ۹۶۲
|
پيامبر خدا(صلی الله عليه و آله):
امام صادق(سلام الله عليه):
امام صادق(سلام الله علیه):
پيامبر خدا(صلی الله عليه و آله):
پيامبر خدا(صلی الله عليه و آله):
امام سجّاد(سلام الله علیه):
إذا قامَ قائِمُنا أذهَبَ اللَّهُ عَن شيعَتِنَا العاهَةَ
اغلب دندانپزشکان در این موارد به بیماران خود توصیه میکنند که از خوردن بعضی غذاها مخصوصا شیرینیها اجتناب کنند اما گروهی از محققان آمریکایی بر این اعتقادند که بعضی از غذاها هم هستند که برای سلامتی دندانها بسیار مفید هستند.
بنا به نظر این محققان، خوردن آدامسهای بدون قند تا حدود بسیار زیادی میتوانند از پوسیدگی دندانها جلوگیری کند اما آدامسهایی که دارای شیرینیهای فراوان هستند، میتوانند با آزاد کردن باکتری ساکاراز باعث پوسیدگی دندانها شوند.
نوشیدن چای سبز یا سیاه نیز میتواند به سلامتی دندانها کمک کند، چای با انتشار نوعی آنزیم در دهان از پوسیدگی مینایی دندان میتواند جلوگیری کند.
نوشیدن آب آشامیدنی دارای فلوراید، خوردن پنیر، میوهها و سبزیجات تازه نیز تاثیر بسیار خوبی در سلامتی دندانها دارند.
از 17 مارس لوح- رایانه "آی- پد 2" محصول اپل رسما وارد بازار آمریکا شد و از 25 مارس به 25 کشور دنیا راه یافت.
امروز در عصر لوح- رایانه ها، مینی نوت بوکهای فوق نازک و تلفنهای همراه هوشمند پرقدرت، نگاه به اولین رایانه قابل دنیا می تواند خنده دار باشد. درحالی که 30 سال قبل در چنین روزهایی این رایانه قابل حمل توانست روش زندگی فناورانه دنیا را تغییر دهد.
"اوزبورن- 1" اولین مدل واقعاً تجاری یک رایانه قابل حمل بود که در آوریل 1981، سه ماه قبل از عرضه اولین رایانه شخصی رومیزی محصول "آی. بی. ام" وارد بازار شد.
"اوزبورن- 1" در "نمایشگاه رایانه کرانه غربی" در سانفرانسیسکو رونمایی و با قیمت بالای هزار و 795 دلار برای فروش عرضه شد.
حتی اگر در آنزمان این رایانه در مقوله رایانه های "قابل انتقال" (قابل حمل) قرار می گرفت اما مالک آن باید از قدرت فیزیکی بالایی برخوردار بود تا می توانست این رایانه را با خود حمل کند.
درحقیقت "اوزبورن 1" رایانه ای به وزن 11 کیلوگرم بود (امروز یک لوح- رایانه حداکثر 600 تا 800 گرم و یک لپ تاپ بین 2 تا 3 کیلوگرم وزن دارد).
این رایانه دارای یک حافظه رم 64 کیلوبایت و یک پردازشگر Z80 بود و از سیستم عامل CP/M و پیش عاملهای PC-Dos و MS-Dos استفاده می کرد.
"وورد استار" و "سوپر کالک" که هر دو بعدها وارد تاریخ انفورماتیک شدند تنها نرم افزارهای این رایانه بودند.
Weird but true!!!!!!
حقایق حیرت آور
History Mystery
تاریخ مرموز
Have a history teacher explain this ----- if they can.
از یک استاد تاریخ بخواهید این حقایق را شرح دهد....اگر بتواند
Abraham Lincoln was elected to Congress in 1846.
John F. Kennedy was elected to Congress in 1946.
آبراهام لینکلن در سال 1846 به سنا را یافت
جان. اف. کندی در سال1946 به سنا راه یافت
Abraham Lincoln was elected President in 1860.
John F. Kennedy was elected President in 1960.
آبراهام لینکن در سال 1860 به ریاست جمهوری انتخاب شد
جان. اف. کندی در سال 1960 به ریاست جمهوری انتخاب شد
Both were particularly concerned with civil rights.
Both wives lost their children while living in the White House.
هر دو توجه خاص به حقوق بشر داشتند.
همسر هر دو در زمان زندگی در کاخ سفید فرزندشان را ازدست دادند
Both Presidents were shot in the head
هر دو رئیس جمهور در روز جمعه ترور شدند
تیر به سر هر دو رئیس جمهور اصابت کرد
Now it gets really weird.
حالا واقعاً حیرت آور می شود
Lincoln "s secretary was named Kennedy.
Kennedy"s Secretary was named Lincoln .
اسم منشی لینکلن کندی بود
اسم منشی کندی لینکلن بود
Both were assassinated by Southerners.
Both were succeeded by Southerners named Johnson.
هر دو توسط جنوبی ها ترور شدند
جانشین هر دو یک جنوبی به نام جانسون بودند
Andrew Johnson, who succeeded Lincoln, was born in 1808.
Lyndon Johnson, who succeeded Kennedy, was born in 1908.
اندرو جانسون که جانشین لینکلن شد در سال 1808 به دنیا آمده بود
لیندن جانسون که جانشین کندی شد در سال 1908 به دنیا آمده بود
John Wilkes Booth, who assassinated Lincoln, was born in 1839.
جان ویلکس بوتس که لینکلن را ترور کرد متولد 1839 بود
Lee Harvey Oswald, who assassinated Kennedy, was born in 1939.
لی هاروی اسوالد که کندی را ترور کرد متولد 1938 بود
Both assassins were known by their three names.
Both names are composed of fifteen letters.
هر دو تروریست دارای نام سه کلمه ای بودند
نام هر دو از 15 کلمه تشکیل شده بود
Now hang on to your seat.
حالا محکم روی صندلی بنشینید
Lincoln was shot at the theater named "Ford".
Kennedy was shot in a car called
" Lincoln " made by "Ford".
لینکلن در تآتری به نام فورد ترور شد
کندی در اتومبیلی به نام لینکلن ساخت کارخانه فورد ترورشد
Lincoln was shot in a theater and his assassin ran and hid in a warehouse.
لینکلن در تآتر ترور شد و قاتل فرار کرد و در یک انبار مخفی شد
Kennedy was shot from a warehouse and his assassin ran and hid in a theater.
کندی از داخل یک انبار ترور شد و قاتل فرار کرد و در یک انبار مخفی شد
Booth and Oswald were assassinated before their trials.
هر دو تروریست قبل از محاکمه ترور شدند
WHO FIGURED THIS OUT?
چه کسی می توانست اینها را تصور کند
INCREDIBLE
باور نکردنی ست
1) Fold a NEW $20 bill in half...
1- یک اسکناس 20 دلاری را از وسط تا کنید
2) Fold again, taking care to fold it exactly as below
2- دوباره دقیقاً مطابق شکل زیر تا کنید
3) Fold the other end, exactly as before
انتهای دیگر را نیز دقیقاً مثل قبل تا کنید
4) Now, simply turn it over...
4- حالا اسکناس را برگردانید
What a coincidence! A simple geometric fold creates a catastrophic premonition printed on all $20 bills!!!
عجب تصادفی! یک تا کردن هندسی فجایع بزرگی را
روی اسکناس بیست دلاری ثبت کرده است
COINCIDENCE?
تصادفی است؟
YOU DECIDE
خودتان تصمیم بگیرید
As if that wasn"t enough...
Here is what you"ve seen...
ظاهراً هنوز کافی نیست...
حالا دقت کنید چی می بینید
Firstly The Pentagon on fire...
اولاً پنتاگون در حال آتش سوزی
Then The Twin Towers.
بعد برجهای دوقلو
.And now .. look at this!
و حالا... به این نگاه کنید
TRIPLE COINCIDENCE ON A SIMPL E $20 BILL
سه اتفاق روی یک بیست دلاری عادی
Disaster (Pentagon)
فاجعه پنتاگون
Disaster ( Twin Towers )
فاجعه برجهای دوقلو
Disaster (Osama)???
فاجعه اوسامه؟؟؟
It gets even better 9 + 11 = $20!
جالب تر از هم اینکه 11+ 9 = 20
this is one history lesson most people probably will not mind reading
این یک درس تاریخی است که اکثر مردم احتمالاً زحمت خواندن آن را به خود نمی دهند
![]()
![]()
اما ظاهرا این پدیده غیرعادی، فایده هم داشته است. سازمان تحول جهانی مستقر در انگلستان، در گزارش خود آورده که گسترش پشههای مالاریا در زمانی که آب راکد به مدت طولانی در پای درختان مانده بود، در مقایسه با آنچه پیشبینی میشد بسیار کمتر بوده است. به نظر میرسد عنکبوتها با پوشاندن درختها با تارهای خود، جلوی گسترش پشههای مالاریا و البته ابتلای مردم سیلزده به مالاریا را گرفتهاند.
حالا چندین ماه از سیل پاکستان میگذرد. این سازمان برای جوامعی که با بلایای طبیعی آسیب میبینند، امکاناتی چون آب آشامیدنی، مراقبتهای پزشکی و درمانی و البته غذا و سرپناه فراهم میآورد. حالا این سازمان برای کاهش وابستگی مردم منطقه به کمکها، بین آنها ابزار کشاورزی و دانه گندم برای کشت توزیع میکند. همچنین به افراد مهارتهای شغلی آموزش داده میشود تا بتوانند نیازهای خود را برآورده سازند. با این حال، بازسازی احتمالا چندین سال زمان لازم خواهد داشت.