نشانه هاى فتنه در غدير

 

تمام مردم با آن حضرت بيعت كردند و چيزى نگفتند. ابوبكر و عمر قبل از بيعت به طرف جحفه رفته بودند. [ يعنى براى فرار از بيعت پس از خطبه و قبل از بيعت از غدير خم خارج شده و به جحفه رفته بودند. ] پيامبر (ص) شخصى را فرستاد و آن دو را بازگرداند و با خشم و شدت آنان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى پسر ابى قحافه و اى عمر، با على بر صاحب اختيارى بعد از من بيعت كنيد!

 

آنها سؤال كردند: آيا اين امر از طرف خدا و رسول اوست؟ پيامبر (ص) پاسخ داد: 'آيا چنين امرى از غير خدا امكان دارد؟ بلى اين امر از طرف خدا و رسول اوست'. آن دو نيز بيعت كرده و رفتند. [ [در روايتى ديگر حذيفه مى گويد: پس از سخنرانى پيامبر (ص)، شخصى به نام 'فهرى' برخاست و گفت: آيا اين سخنان را از نزد خود گفتى يا پروردگارت به تو امر كرده بود؟

 

حضرت فرمود: خداوند به من دستور داده بود. فهرى گفت: خدايا، سنگى از آسمان بر ما بفرست. هنوز به نزديك اثاثيه خود نرسيده بود كه سنگى از آسمان بر او فرود آمد و او را خونين و مجروح كرد و همانجا بر زمين افتاد و كشته شد. سپس خداوند اين آيه را نازل نمود: 'سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ'، يعنى 'درخواست كننده اى عذاب واقع را درخواست نمود'. "سوره ى معارج: آيه ى 1". بحارالانوار: ج 37 ص 136.] ]