هنگامه ظهور

درسی كه مرور می‌كنی، عاشوراست
هر جا كه عبور می‌كنی، عاشوراست
ای وارث زخم‌های هفتاد و دو تن
روزی كه ظهور می‌كنی، عاشوراست

اشعار و پیام های میلاد امام زمان (عج)

 

این عشق آتشین زدلم پاک نمی شود
مجنون به غیر خانه ی لیلا نمی شود
بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند
هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود

برخیز! كه حجّت خدا مى‏آید
رحمت زحریم كبریا مى‏آید
از گلشن عسكرى گذر كن، كامروز
بوى گل نرگس از فضا مى‏آید

دلها ز هجر روی مهت چون شکسته اند
چشمان به راه آمدنت بس که خسته اند
خیل عظیم منتظــران با تمــام عشـــق
از عمق دل به یـاد ظهــورت نشستـه اند

روز ولادت گل خـــلاق سرمـــد است
او از تبار حیـدر و از نـسل احمد است
در آسمـان و زمین می رسـد به گـوش
میـــــلاد قـــــائم آل محــــــــمد است

خیزید و گل افشانید
گل در چمن افشانید
طاووس جنان آمد
سلطان زمان آمد

ای منتظران مژده که این منظر آمد
محبوب خدا حجت ثانی عشر آمد

سامــــرا امشب چه نازی می کند
بـــــر زمینهــا یکه تـــــازی می کند
روز میـــــلاد گـــل نــرگس زشـــور
آسمـــــان هم عشقبــازی می کند

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشم هایت
این چشم های ما کمی تقوا بگیرد

پیک صبا دارد به لب از شوق دیدار این سخن
بادا مبارک مقدمت یا سیدی! یابن الحسنچ

مهدی جان!
سئوالی ساده دارم از حضورت
من آیا زنده ام وقت ظهورت
اگر که آمدی من رفته بودم
اسیر سال و ماه و هفته بودم
دعایم کن دوباره جان بگیرم
بیایم در رکاب تو بمیرم

ای مدنی برقع و مکی نقاب
سایه نشین چند بُوَد آفتاب؟
منتظران را به لب آمد نفس
ای ز تو فریاد، به فریاد رس

مبارک باد میلاد تو، ای معراج خاکیان و ای سراج افلاکیان؛ ای آینه ایمان، یا صاحب الزمان!

میلادت مبارک باد، ای سپیده پنهان که اهل زمین در آرزوی بوی بهشتی تو، هماره دعای فرج را زمزمه می کنند!

میلاد مهدی(عج) سفینه نجات و امید حیات، بر عاشقانش مبارک باد! امام حسین(ع) فرمودند: «اگر زمان او (مهدی(عج)) را درک کنم، در تمام عمرم به او خدمت خواهم کرد».

یا مهدی(عج)! ای نقطه شروع شفق، ای مجری حق! میلاد تو، قصیده بی انتهایی است که تنها خدا بیت آخرش را می داند؛ بیا و حُسن ختام زمان باش!

میلاد حجت خدا، دوازدهمین ساغر الهی بر منتظران جمالش مبارک باد!

میلاد ستاره سهیل آسمان امامت، تداعی کننده شادی لحظه طلوع طلعت نورانی اوست.

مهدی(عج)، بوستانی است از سرو رشید نرگس، از سلاله یاس فاطمه و از ریشه گل های محمدی.

خجسته باد بزم قدسیان در صبحی که آفتاب زمین و آسمان به زیر سقف خانه نرگس طلوع می کند.

شب میلاد تو، هنگامه گشودن پنجره های امید است به روی بغضِ ستم دیدگان بی پناه تاریخ.

میلاد مهدی(عج)، تصنیف سرخ ترانه های انتظار، بر عموم مسلمین جهان مبارک باد!

میلاد مهدی(عج)، مشعل هدایت و روشن گری، مبیّن حقیقت، بر اهل طریقت مبارک باد!

ای ماه فاطمه! به آن امید که از افق نور بازگشت تو را دریابم، همه شب ستاره می شمارم تا صبح دیدارت فرا رسد.

دردِ تو را به تنهایی نمی‏کشم که تمام سنگریزه‏های زمین، منتظر گام‏های تواَند تا کوه شوند و پرچم تو را در اوج عشق خود برافرازند و آن وعده محتوم، چه نزدیک است؛ اگر عاشق باشی

همه هست آرزویم که بیینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
به کسی جمال خود را ننموده‏ای و ببینم
همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی

آقا جان! حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پاره پنهان بماند؟ حیف نیست دیده را شوق وصال باشد ولی فروغ دیده نباشد؟!

به امید روزی که متن تمام پیامک‌ها یک جمله باشد و آن: مهدی آمد.

کجایى اى همیشه پیدا از پس ابرهاى غیبت؟

مهدی جان! به روسیاهی‌مان نگاه نکن و به دستهایمان که خالی و گنهکارند، قلبمان را ببین که هر روز، صبح و شام تو را می‌خوانند.

تو خواهى آمد و یاس‏ها و نیلوفرهاى «سرکش‏» را به دعوت خواهى خواند و حضور تو تسلاى دل یاس‏هاى کبود خواهد بود.

مهدی جان بیا و دنیاى دل را به بوى خوش فطرت پر کن. دل‏هایى که همواره در سرزمین نیمه شب تو را مى‏خوانند و به عشق تو در آسمان مکاشفه پرواز مى‏کنند

امشب زمین و آسمان گردیده پر شور و شعف
امشب تمام عرشیان بهر زیارت بسته صف
امشب که عیدی میدهد بر عاشقان شاه نجف
امشب تو هم مستی کن و دل را بری کن از اسف
زیرا به دنیا آمده مظهر عزت و شرف
*میلاد نور مبارک*

مـژده‌ی آمـدنت  قیمـت جـان می‌ارزد
تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد
السلام علیك یا صاحب الزمان
بهترین هدیه به امام زمان عج ترک یک گناه است

سلام بر تو ای نور خدا
درود بر تو ای کشتی نجات
سلام بر چشمه‌ی حیات و زندگی
ای امام زمان به فریادم برس

درود بر شما ای دعوت کننده‌ی مردم به سوی خدا
سلام بر میثاق الهی
درود بر تو در تمام ساعات شب و سراسر روز
سلام بر تو به هنگام صبح و شام
سلام بر فرزند نورهای درخشان

سلام بر مهدی امت‌ها
سلام بر عدل مشهور جهان
سلام بر ماه تابان
سلام بر خورشید تاریکی‌های پنهان
سلام بر ماه شب چهاردهم
سلام بر بهار مردم و خرمی روزگاران
سلام بر نور دیدگان مردم
خدایا با نور (امام مهدی) همه‌ی تاریکی‌ها را روشن کن.

به شاد باش میلاد مهدی زهرا سلام‌ الله‌ علیها ظهورش را صلوات

تک ‌نغمه‌ی شادی ما در جشن میلاد مهدی زهرا سلام‌الله ‌علیها، دعای فرج است.

مهدیا! ما در جشن میلادت به شور دعا می‌خوانیم و به شوق اشک می‌ریزیم تا دیدارت.

امید آمدنت، تنها بهانه‌ی جشن ماست ، مهدی زهرا.

مهدیا! مرا امید وصال تو زنده می‌دارد.

با صد نگاه خسته، صدا می‌زنیم تو را یا مهدی

خدایا با نور امام مهدی، همه‌ی تاریکی‌ها را روشن کن... (میلاد نور مبارک)

اوست که در انتظار تواست تا پرده‌ی غیبت را بدری و چهره‌ی دل‌آرایش را به مشاهده بنشینی، او غائب نیست؛ از هر حاضری حاضرتر است، این تویی که غائبی، تو باید حاضر شوی، او منتظر توست.

ای کاش تمام پنجره‌ها رو به تو باز می‌شدند.
آن‌گاه تمام خانه‌ها آفتابی بودند
ای طلوع چشم‌هایت دیدنی
غنچه‌ی لبخندهایت چیدنی
وقتی طلوع می‌کنی، نیلوفران سر از سجده بر می‌دارند

قدم ‌هایت بوسه‌گاه چشم‌هایمان ای گل نرگس
جشن میلادت کاش به ضیافت ظهور می‌پیوست
میلاد نرگس پنهان گرامی باد

عصر انتظار، ولادتت را به جشن گرفته است، ای گل نرگس
چشمان منتظر ما، خیس از اشک شوق میلاد توست، مهدی زهرا
خجسته باد میلاد مولود نجات

طلوع نزدیک است اگر بخواهیم
ظهور تو زیباتر از ظهور همه‌ی زیبایی‌هاست
چشم به راه زیباترین بهاریم
خدایا انتظار چقدر دیر می‌گذرد
با صد نگاه خسته، صدا می‌زنیم تو را
بیایید همه منتظر آمدنش شویم

قطعه‌ی گمشده‌ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم، یکی باز کم است
این همه آب که جاری است نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سرباز کم است.
(اللهم عجل لِولیکَ الفَرَج)

هر روزی که می گذرد، یک روز به ظهور امام زمان نزدیک تر می شویم؛ اما به خود امام زمان چطور؟

سر راهت در انتظارم
برده هجرت صبر و قرارم
جز ظهورت ای گل زهرا
به خدا حاجتی ندارم

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات
بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

شد نیمه ی شعبان و جهان گشت جوان
از مقدم پاك آن ولی سبحان
آن پرده نشین كاخ وحدت امروز
بنمود رخ از پرده و گردید عیان

هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشکر است
پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشکر است
با خبر باشــید ای چشم انتظاران ظهــــور
بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است
اللهم عجل لولیک الفرج
برای تعجیل در فرجش در این لحظات عزیز (شب) صلوات

خدایا تا به کی هجران مهدی
به دستم حسرت دامان مهدی
الهی هر بلا از حضرتش دور
الهی، من بلا گردان مهدی

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشم هایت
این چشم های ما کمی تقوا بگیرد

گفته بودم گربیایی مقدمت را گل فشانم *
گل چه قابل مهربانم چشمهایم فرش راهت

بخوان دعای فرج را دعا اثـر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده ی غیبت به ما نظـر دارد
بخوان دعای فرج را به یاد خیمه ی سبز
که آخرین گل سرخ از همه خبر دارد

یکی از جمعه ها جان خواهد آمد
به درد عشق، درمان خواهد آمد
غبار از خانه های دل بگیرید
که بر این خانه مهمان خواهد آمد

قطعه ی گمشده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است

به امید روزی که متن اس ام اس ها این باشه: “مهدی آمد، انتظارها هم سرآمد … “

میلاد بزرگ منجی عالم بشریت مبارک باد

 

بیا

 

كى رفته‏اى ز دل، كه تمنا كنم تو را؟!

كى بوده‏اى نهفته، كه پیدا كنم تو را ؟!

غیبت نكرده‏اى، كه شوم طالب حضور

پنهان نگشته‏اى، كه هویدا كنم تو را

با صدهزار جلوه برون آمدى، که من

با صدهزار دیده تماشا كنم تو را

بالاى خود در آینه چشم من ببین

تا با خبر ز عالم بالا كنم تو را

مستانه كاش! در حرم و دیر بگذرى

تا قبله‏گاه مؤمن و ترسا كنم تو را

گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من

چندین هزار سلسله در پا كنم تو را!

طوبى و سدره، گره قیامت به من دهند

یك جا فداى قامت رعنا كنم تو را

 

زیبا شود به كارگر عشق، كار من

هر گه نظر به صورت زیبا كنم تو را

بیا

 

 

مهدي بيايد و تو خطاب از حرم كني

رجعت بيايد و تو علي را علم كني

اي خوي تو به نرمي احساس فاطمه

وي لهجه ات ز گرمي انفاس فاطمه

اي وارث شجاعت وجود پيمبري

دست كرامتت گل احساس فاطمه

آن صورتت كه صورت تمثيلي خداست

يك جلوه است از دل حساس فاطمه

اي سرو ناز باغ علي زودتر ببال

شايد كمك شوي تو به دستاس فاطمه

چندان مجال نيست به اين روز هاي خوش

واي از هجوم دشمن خناس فاطمه

بعد از عروج فاطمه نيلي شوند باز

باغ شكوفه هاي گل ياس فاطمه

روز ي كه خون زاده اي ام البنين چكد

عباس اوست حضرت عباس فاطمه

با عاشقان سخن زجدايي ملال نيست

تا عصر كوفه فاصله بيش از هلال نيست

 

بیا

 

 

الا طلیعه ی کوثر سفر بس است؛ بیا

 

غروب غربت مادر سفر بس است؛ بیا

 

بیا که چشم براهت نشسته خاک بقیع

 

به جان فاطمه دیگر سفر بس است؛ بیا

 

بیا....

 

 

سحری دربرم ای دولت بیداربیا


سربالین من ای یاروفاداربیا


زغم هجرتو افتاده به جانم شرری


نظری کن به من خسته وبیماربیا


زفراق رخت ای یوسف کنعانی من


همچون یعقوب شدم طالب دیداربیا


سر وجانم به فدای قدمت مهدی جان


نظری کن به من دلشده ای یاربیا

 

می آید از دور، مردی سواره

 

 

می آید از دور، مردی سواره

 

بر مركب عشق، چون ماهپاره

 

والشمس رویش، واللیل مویش

 

گلها همه مست، از رنگ و بویش

 

عمامه بر سر، مثل پیمبر (ص)

 

در بازوانش، نیروی حیدر (ع)

 

از پای تا سر، در شور و شین است

 

برق نگاهش، مثل حسین (ع) است

 

می آید از دور، خوشبوتر از یاس

 

در چشم و ابرو، مانند عباس (ع)

 

القصه این مرد، امید دلهاست

 

 خوشبوتر از یاس، فرزند زهراست (س)
 
 
 

تقدیم به امام زمان  (عج)

 

 

 

 

 

لاله‎های نرگس! امشب باغ را زینت کنید

باغ را زینت کنید از باغبان دعوت کنید

با گل دامان نرجس لحظه‎ای خلوت کنید

تا سحر با آن نگار نازنین صحبت کنید

صورت حق جستجو در آن نکو سیرت کنید

با امام عصر یکبار دگر صحبت کنید

اهل مجلس باز وصف ماه مجلس بشنوید

بوی یاس از نرگس دامان نرگس بشنوید

نرجسا! ماه هزاران انجمن آورده‎ای

آفتاب حسن حیّ ذوالمنن آورده‎ای

لال? سرخ حسینی بر حسن آورده‎ای

باز در عالم خلیل بت شکن آورده‎ای

یوسف کنعان ما را در وطن آورده‎ای

یا که بر یعقوب بوی پیرهن آورده‎ای

بر تو و فرزندت ای پاکیزه مادر آفرین

از خدا و احمد و زهرا و حیدر آفرین

این مسیح آفرینش پیشتر از آدم است

این چراغ طور بینش این فروغ عالم است

این کلام الله ناطق این کتاب محکم است

این مسیحای مسیحا این امام مریم است

این صفا، این مروه، این حجر، این حرم، این زمزم است

این امید انبیا از بوالبشر تا خاتم است

این تمام چارده معصوم در یک صورت است

این نه یک نوزاد این پیر تمام خلقت است

نرجس! امشب خلق را در وجد و شور آورده‎ای

یک قمر نه چارده خورشید نور آورده‎ای

سِرِّ ده فرمان موسی را ز طور آورده‎ای

مصحف و انجیل و تورات و زبور آورده‎ای

مصطفی را از حرا یا غار ثور آورده‎ای

بر تمام انبیاء وجد و سرور آورده‎ای

جان عالم باد قربانت که مهدی زاده‎ای

ای سلام از حیّ سبحانت که مهدی زاده‎ای

یا محمد نقش جاء الحق به بازویش به بین

ذوالفقار حیدری در تیغ ابرویش به بین

یک جهان توحید در چشم خدا جویش ببین

روی خود، روی خدا در مصحف رویش ببین

صوت قرآن بشنو و لعل سخن گویش ببین

ُخلق خود درُخلق وخوی خویش ،درخویش ببین

اوست نوزادی که بر عالم امامت می‎کند

قائم است و با قیام خود قیامت می‎کند

آی اسرائیلیان! موسی است این موسی است این

ای مسیحیّون! همانا حضرت عیساست این

ای مسلمانان عالم بر همه مولاست این

ای تمام اهل دنیا! مصلح دنیاست این

ای همه ایرانیان!  از دوده‎ی کسراست این

ای همه سادات عالم یوسف زهراست این

ای شب هجران! سپاه صبح می‎آید ز دور

شیعیان آماده، نزدیک است ایّام ظهور

مهدی آمد تا لوای عدل را بر پا کند

مهدی آمد تا جهان را جنت الاعلا کند

مهدی آمد تا گره از کار عالم وا کند

مهدی آمد تا دوباره معجز موسا کند

او زمین را از عدالت سینه‎ی سینا کند

او همه فرعونیان را غرق در دریا کند

"شاعر: حاج غلامرضا سازگار

بشارت

 

 

بیا که خانه تکانی کنیم دلها را

از انجماد کسالت، بهار نزدیک است

یا اب صالح المهدی

 

 

با همه لحن خوش آوایــی ام


در به در کوچــه تنهــــایی ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر


نغمــه تو از هـمــه پرشـــورتر

کاش که این فاصله را کم کنی


محنت این قافــلـه را کـم کــنی

کاش که همسایه ما میـشدی


مایه آســـایه مـا می شـــــدی

هر که به دیدار تو نائل شــود


یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد


سینه مارا عطشـــی دســت داد

نام تـو بردم لبــم آتــش گــرفت


شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان من است


نامه تو خط امان من است

ای نگــهت خواســــتگه آفتـــاب


بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانــداز زچشـــم ترم


تا بتوانــم به رخت بنگــــرم

ای نفست یار و مددکار ما


کی و کجا وعده دیدار ما,,,

مرحوم آغاسی

کي به پايان مي رسد اين روزگار تار ما؟

 

هيچکس غيرازتو نگشايد گره از کار ما


بهتر از هر کس تو آگاهي بحال زار ما


حال ماباشد وخيم و کارمان سردرگم است

 
رحم کن برحال ما اصلاح فرما کار ما

 
اي طبيب دردمندان يک سراغ از ما بگير

 
تا شفا يابد دل غمديده و بيمار ما


عامل قرب بتو اخلاص باشد در عمل


سد بين ما و تو شد زشتي کردار ما


ما غريب و بينوا ودردمند و مضطرب


سرکشي ازما کني آيا تو اي دلدار ما؟


روز تارو تيره تراز شام يلدا تا بکي؟


کي بپايان مي رسد اين روزگار تار ما؟


دست غيبي تو يابن العسکري(عج)ازآستين

 
کي برون آيد پي ياري و استنصار ما

 
سرکني بايد تو در زندان غيبت تا بکي؟

 
خون دل تا کي چکد از ديده ي خونبار ما


«ملتجي »داند چرا دلهاي ما تاريک شد

 
غفلت ازياد تو کرد آخر سيه طومار ما

 

 

شعر از:علي اصغر يونسيان

 

بیا

 


هر آنچه موعظه کردم دلم مهار نشد



بگو برای دل من چه کار خواهی کرد



 

 

بیا

 

 

تو كه يك گوشه چشمت غم عالم ببرد

 

حيف باشد كه كه تو باشي و مرا غم ببرد

 

هر شب گويم كه فردا يارم آيد از سفر

 

 

هر شب گويم كه فردا يارم آيد از سفر

 

چونكه فردا مي شود گويم كه فردايي دگر

 

آنقدر امروز و فردا انتظارش ميكشم

 

عاقبت روز فراق يار من آيد بسر

 

من باميد وصالش زنده ماندم تا كنون

 

وقت خوش آندم كه باز آيد نگارم از سفر

 

گربيايد بوسه بر خاك كف پايش زنم

 

تا نمايد لحظه اي بر حال زار من نظر

 

من كه ميدانم بيايد آخر دلدار من

 

ليك ميترسم نباشد آن زمان از من اثر

 

مردن من محجوب از غم تو مشكل بود

 

مشكلم كه ميرويد جان دهم بحر ثاني عشر

 

گر سر راهش بميرم نيستم غمگين چرا

 

زنده مي گردم چون بنمايد از قبرم گذر

 

گر بيايد روزگار بيرحم روشن شود

 

شام هجران ميشود از وصل روياو سحر

 

انتظار

 

از برای دیدن چشم خمار 

 


 هردری رامن زدم دیوانه وار 

 


باز کردم جان خودرامن سه تار

 

  تازنم آهنگ غربت زارزار 

 



 

انتظار

 

 

                  جمعه های غیبتت حالا قطار 


می شوند و می روند و نیستی  


             پس تو کی می آیی اینجا تک سوار؟


از برای دیدن چشم خمار  


                 

ورود به مدينه

 

 

چه شهري! جنت الماواست گوئــي

 

چه نخلي! سدره و طوباست گوئي

 

چـه خاكــي و چـه اقبـالي خدا داد

 

كه چنديـن بوسه در پاي نبـي داد

 

 

آقا بیا

 



اقا بیا تا کی دو چشم انتظارم


شب‌های جمعه تا سحر احیا بگیرد



پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت


تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد



اقا خلاصه یک نفر باید بیاید


تا انتقام دست زهرا را بگیرد

 

 

علی اکبر لطیفیان

 

یا مهدی (عج) مددی

 

 

یا مهدی (عج) مددی

ای امانت دار كوثر كی تو می‏آیی ز در؟

وی وصی آل حیدر كی تو می‏آیی ز در

مصحف زهراست نزدت، تیغ‏حیدر همچنین

وارث بابا و مادر كی تو می‏آیی ز در

چشم امید تمام انبیاء و اولیاء

بر ظهور تست آخر كی تو می‏آیی ز در

هستی از هست‏تو هستی‏یافت ای هست‏خدا

وی همه هست پیمبر كی تو می‏آیی ز در

دیدگان اشكبار شیعیان می‏خواندت

كای به عالم میرو رهبر كی تو می‏آیی ز در

هر سحر گوید مؤذن با نوای تازه‏ای

مجری احكام داور كی تو می‏آیی ز در

كربلا، مكّه، مدینه، كاظمین، مشهد، نجف

سامرا، گویند یكسر كی تو می‏آیی ز در

روشنی بخش قلوب مؤمنین و مؤمنات

منجی دلهای مضطر كی تو می‏آیی ز در؟

 

يا مهدي مددي

 

 

بی تو ای صاحب زمان

بی قرارم هر زمان

از غم هجر تو من دلخسته ام

 همچو مرغی بال و پر بشکسته ام

 

 

تا کسی رخ ننماید ز کسی دل نبرد

 

دلبر ما دل ما برد و ز ما رخ ننمود . . .

 

برهم زنيد

 

 

 

برهم زنيد ياران اين بزم بي صفا را

مجلس صفا ندارد بي يار مجلس آرا

بي شاهدي و شمعي هرگز مبادجمعي

بي لال و شور نبود مغان خوش نوا را

اي رويت آيه نور وي نور وادي طور

سر هزاره مستور از رويت آشكارا

در دست قدرت او لوح قدر زبون است

با كلك همت او وقعي مده قضا را

اي هدهد صبا گو تا روز كبريا را

باز آ كه كرده تاريك زاغ و زغن فضا را

باز آ كه بي وجودت عالم سكون ندارد

هجر تو در تزلزل افكنده ما سوا را

ما را به توست حاجت اي حجت الهي

آري بسوي سلطان حاجت بود گدا را

ما را فكنده غفلت در بستر هلاكت

دارو كن اي مسيحا اين درد بي دوا را

خورشيد رخ مپوشان در ابر صبحگاه را

چون شب سيه مگردان روز سپيد ما را

اي پرده دار عالم در پرده چند ماني

آخر ز پرده بنگر ياران آشنا را

اي هر دل از تو خرم پشت و پناه عالم

بنگر تو چاره صد غم يك مشت بينوا را

اي رحمت الهي درياب محتضر را

شاها به يك نگاهي بنواز تو اين گدا را

 

آدینه

باز شد صبح آدینه

 

باز شد زخم دیرینه

بیا

 

یابن الزهرا!"

لیت شعری أین استقرت بک النوی"0

 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو

 آرام خواهند گرفت0

بنفسی أنت!

به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به

 دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه

 با شکوه وصا لت0

تا به کی در انتظارت .....؟ بیا

بیا

آقاجان ! تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0 پس تا کی در انتظارت نشستن .

بیا

بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست

 

آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران

 

 یوسف زهرا(س) قرار داده ام0