بیا
مهدي بيايد و تو خطاب از حرم كني
رجعت بيايد و تو علي را علم كني
اي خوي تو به نرمي احساس فاطمه
وي لهجه ات ز گرمي انفاس فاطمه
اي وارث شجاعت وجود پيمبري
دست كرامتت گل احساس فاطمه
آن صورتت كه صورت تمثيلي خداست
يك جلوه است از دل حساس فاطمه
اي سرو ناز باغ علي زودتر ببال
شايد كمك شوي تو به دستاس فاطمه
چندان مجال نيست به اين روز هاي خوش
واي از هجوم دشمن خناس فاطمه
بعد از عروج فاطمه نيلي شوند باز
باغ شكوفه هاي گل ياس فاطمه
روز ي كه خون زاده اي ام البنين چكد
عباس اوست حضرت عباس فاطمه
با عاشقان سخن زجدايي ملال نيست
تا عصر كوفه فاصله بيش از هلال نيست
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۴/۱۳ ساعت ۶:۴۸ ق.ظ توسط حسین داودی ایلواری
|
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم