شهربانو کیست؟ آیا همسر امام حسین(ع) است، مادر امام سجاد(ع) است؟

 

اصل داستان که یزدگرد دختری به نام شهربانو یا نام دیگر داشته و به افتخار عقد زناشویی حسین بن علی(ع) و مادری امام سجاد(ع) نائل شده باشد، از نظر مدارک تاریخی سخت مشکوک است. مورخین عصر حاضر عموماً در این قضیه تشکیک می‏کنند و آن را بی‏اساس می‏دانند. می‏گویند در میان همة مورخین، تنها یعقوبی جمله‏ای دارد به این مضمون که گفته است: مادر علی بن الحسین(ع) «حرار» دختر یزدجرد بود و حسین(ع) نام او را غزاله نهاد. ادوارد براون از کسانی است که داستان را مجعول می‏داند. کریستن سن نیز قضیه را مشکوک تلقی می‏کند. سعید نفیسی در تاریخ اجتماعی ایران آن را افسانه می‏داند.اینکه گفتیم پیوند زناشویی امام حسین(ع) با دختر یزدگرد مشکوک است از نظر تاریخ است، ولی در پاره‏ای از احادیث این مطلب تأیید شده است.

بنابراین برای پاسخ به سوال مذکور که از سه بخش تشکیل شده است باید با دقت به مطالعه در زوایای زندگانی شهربانو (ملکة المدینه و بانوى شهر) از زمان تولد تا وفات بپردازیم تا به این سوالات پاسخ می دهم.
در مورد تاریخ تولد این بانو تحقیقی نشده است و اما در مورد نیاکان و خاندان ایشان و اینکه آیا او دختر یزد گرد است یا نه چند نظریه وجود دارد:
الف) ساسانى بودن;
ب) کابلى بودن;
ج) سیستانى بودن;
د) سندى بودن . (1)
دانشورانى چون: یعقوبى (متوفاى 281 ق). ، محمد بن حسن صفار قمى (متوفاى 290 ق). ، کلینى (متوفاى 329ق). ، شیخ صدوق (متوفاى 381ق). و شیخ مفید (متوفاى 413ق). - با وجود اختلاف در نام وى - او را دختر یزدگرد سوم (آخرین پادشاه ساسانى) دانسته‏اند .
عده‏اى نیز «نام پدر شهربانو» را این گونه معرفى کرده‏اند:
1 . سبحان.
2 . سنجان.
3 . نوشجان.
4 . شیرویه . (2)
گوناگونى اقوال و ابهامات تاریخى، بیانگر «تحریف در گزارش وقایع‏» مى‏باشد . از این رو باید به «نقد علمى‏» اخبار پرداخته و به نتیجه مطلوبى رسید .لذا با توجه به اختلاف در اقوال وجه مشترک و مورد قبول را مى‏توان در یک عبارت گنجانید; یعنى «شهربانو، دختر یکى از بزرگان و سرشناسان ایران‏ زمین مى‏باشد .»
قابل توجه است که عالمان و پژوهشگران برجسته‏اى چون «شهید مطهرى‏» بر شاهزاده بودن وى، اشکالاتى وارد ساخته‏اند; به طورى که آن استاد شهید فرموده است: «... اگر از زوایه تاریخ بنگریم، اصل داستان شهربانو و ازدواج او با امام حسین علیه السلام و ولادت امام سجاد علیه السلام از شاهزاده‏اى ایرانى، مشکوک است ...» (3)
اصل مطلب در مورد ایشان برمی گردد به داستان اسارت شهربانو و ورود او به کشور های اسلامی . دربارة‌ اصل‌ جریان‌ می‌توان‌ گفت‌، از جمله‌ رخ‌دادهای‌ تاریخی‌ است‌ که‌ دربسیاری‌ از منابع‌ روایی‌ و تاریخی‌ دیرینه‌ ثبت‌ شده‌ است‌ و از شهرتی‌ بهره‌ور است‌ که‌ باقرائن‌ و شواهد جانبی‌ به‌ شکل‌گیری‌ آن‌ اطمینان‌ حاصل‌ می‌گردد.بسیاری‌ از مورخان‌ ومحدثان‌ شیعه‌ و سنی‌ اصل‌ جریان‌ را نگاشته‌اند که‌ به‌ برخی‌ از دیرینه‌ترین‌ و معتبرترین‌آنهابه‌ ترتیب‌ تاریخ‌ اشاره‌ می‌شود.مانند نصر بن‌ مزاحم‌، (در گذشت‌ 212) و محمد بن‌سعد، (درگذشت‌ 230) و قاضی‌ نعمان‌، (درگذشت‌ 263) و یعقوبی‌، (درگذشت‌ 282) ومحمد بن‌ حسن‌ صفار، (درگذشت‌ 290) و طبری‌، (درگذشت‌ 310).و ابن‌ اَبی‌ ثلج‌بغدادی‌، (درگذشت‌ 325) و کلینی‌، (درگذشت‌ 329) و حسن‌ بن‌ محمد، (درگذشت‌378) و صدوق‌، (درگذشت‌ 381) ومفید، (درگذشت‌ 413) و محمد بن‌ جریر رستم‌طبری‌ امامی‌، (درگذشت‌ در قرن‌ پنجم‌) و فتال‌ نیشابوری‌، (درگذشت‌ 508) وزمخشری‌، (درگذشت‌ 528) و علامة‌ طبرسی‌ (امین‌ الاسلام‌)، (درگذشت‌ 548) و ابن‌شهرآشوب‌، (درگذشت‌ 588) و سبط‌ ابن‌ جوزی‌، (درگذشت‌ 666) و ابن‌ خلکان‌(درگذشت‌ 681) و ابوالفتح‌ اربیلی‌، (درگذشت‌ 693) و علامة‌ حلی‌، (درگذشت‌726) و شهید اول‌ (شهادت‌ 786) و ابن‌ صباغ‌ مالکی‌، (درگذشت‌ 855)، نویسندگان‌ و محققان‌ قرن‌ هشتم‌ به‌ بعد نیز به‌ همین‌ منوال‌ اصل‌ جریان‌ را ثبت‌و آن‌ را پذیرفته‌اند.(4) این‌ منابع‌ روایی‌ و تاریخی‌ را به‌ سه دستة‌ عمده‌ می‌توان‌ تقسیم‌ نمود:
الف) به اسارت افتادن وى در دوره خلافت عمر بن خطاب .
ب) فرستادن وى و خواهرش به نزد عثمان از سوى والى خراسان .
ج) فرستادن دختران یزدگرد به حضور امام على علیه السلام توسط کارگزار حضرت .
با توجه به این تعارض، به بررسى هر یک از گزارش‏هاى تاریخى مى‏پردازیم .
الف‌: جریان‌ نخست‌ که‌ در بسیاری‌ از منابع‌ به‌ چشم‌ می‌خورد این‌ است‌ که‌ دردوران‌ عمر که‌ ایران‌ به‌ دست‌ مسلمانان‌ فتح‌ شد،دو تن‌ از دختران‌ یزدگرد، به‌ اسارت‌مسلمانان‌ درآمدند و به‌ مدینه‌ منتقل‌ شدند که‌ در این‌ باره‌ می‌نگارند:
موقعى که اسراى ایران در مدینه بر عمر بن خطاب وارد شدند، شاه‏زنان که دید مسجد پر از جمعیت است و خلیفه مسلمین تند به او نگاه مى‏کند، صورت خود را پوشانید و به سبب شدت ناراحتى، فریاد زد: «سیاه باد روزگار هرمز که فرزندانش اسیر شدند!» × خلیفه که به زبان فارسى آشنایى نداشت، گمان کرد که شاه‏زنان وى را دشنام مى‏دهد، خشمگین شد . در این هنگام، امام على علیه السلام با ترجمه سخن او به عربى، خشم عمر را فرو نشانید . خلیفه تصمیم گرفت دختران شاه ساسانى را همچون دیگر اسیران جنگى، به مزایده بگذارد; اما امام على علیه السلام به او چنین گوشزد کرد که: بر اساس فرمایش و سیره پیامبر صلى الله علیه و آله باید به «بزرگ زادگان‏» اکرام و احترام نمود . (5)
در ادامه این ماجرا و چگونگى آزادى آنان، چند قول وجود دارد:
الف) عمر تصمیم گرفت آنان را بفروشد، امام على علیه السلام فرمود: طریقه فروش آنها چنین است که قیمت هر یک را باید مشخص ساخت تا هر مسلمانى هر کدام را که خواست، خریدارى کند .
پس از تعیین بهاى دختران، امام آنان را خریدارى کرد .
ب) امام فرمود: بر طبق سیره رسول‏خدا صلى الله علیه و آله آنها را نمى‏توان فروخت‏بلکه مختارند یکى از مسلمانان را به عنوان همسر خود برگزینند و از سهمیه غنیمت و بیت‏المال آن مسلمان به شمار آیند . (6)
ج) امام در حضور جمعیت فرمود: «من نصیب خودم را از اسیران، در راه خدا آزاد کردم .» بنى‏هاشم نیز سهام خودشان را به امیرمؤمنان علیه السلام بخشیدند، آنگاه حضرت عرض کرد: «خدایا! شاهد باش که آنچه بنى‏هاشم از نصیب خود به من بخشیده‏اند، من همه آنان را فى سبیل‏الله بخشیدم .»
مهاجرین و انصار پس از مشاهده این صحنه زیباى معنوى، با مسرت و علاقه‏اى خاص عرض کردند: یا على! ما نیز حقمان را در اختیار تو مى‏گذاریم . از این رو، امام یکبار دیگر خداوند را گواه مى‏گیرد که پس از قبول کردن سهام مسلمانان، دختران اسیر را در راه خدا آزاد نموده است . اما خلیفه دوم با ناراحتى خطاب به امیرمؤمنان علیه السلام گفت: چرا تصمیم مرا درباره اسیران عجم برهم زدى؟ چه قصدى از این کار داشتى؟ آن حضرت مجددا یادآور شد که: این اسیران به «اسلام‏» علاقه‏مند و مایل هستند و روش پیامبر صلى الله علیه و آله چنین بود که بزرگان هر قوم و خاندانى را محترم مى‏داشت .
عمر بن خطاب بعد از شنیدن کلام مستدل امام على علیه السلام، گفت: اکنون من هم سهم خود را و بقیه آنچه را که به غنیمت مسلمانان درآمده، همه را به تو بخشیدم . در اینجاست که امیرمؤمنان علیه السلام آخرین مرحله «آزادى‏» شاهزادگان ایرانى را با این گفتار به اجرا مى‏گذارد:
«خدایا! گواه باش که آنچه او به من بخشید، پذیرفتم و آنها را در راه تو آزاد ساختم .» (7)
ب‌: جریان‌ دوم‌ مربوط‌ به‌ دوران‌ خلافت‌ عثمان‌ است‌ که‌ عبدالله بن‌ عامر کریزعامل‌ عثمان‌ در خراسان‌ دو تن‌ از دختران‌ یزدگرد را اسیر می‌کند و به‌ حضور عثمان‌ درمدینه‌ می‌فرستد.وی‌ یکی‌ از آن‌ دو را به‌ حسن‌ مجتبی‌(ع) ودیگری‌ را به‌ حسین‌(ع)بخشیده‌ و هر دو در حال‌ زایمان‌ رحلت‌ می‌نمایند.بر اساس‌ این‌ نقل‌، کفالت‌ علی‌ بن‌الحسین‌(ع) را بعد از رحلت‌ مادر، دیگر کنیزان‌ امام‌ حسین‌ عهده‌دار می‌شوند. (8)
ج‌: جریان‌ سوم‌ که‌ جزییات‌ آن‌ در بسیاری‌ از منابع‌ آورده‌ شده‌ است‌،مربوط‌ به‌ زمان‌امیرالمؤمنین‌(ع) است‌. شیخ مفید، فتال نیشابورى و فضل بن حسن طبرسى این گونه روایت کرده‏اند:
وقتى امیرمؤمنان علیه السلام به خلافت و حکومت رسید، حریث‏بن جابر حنفى را به عنوان کارگزار خود به مشرق زمین اعزام کرد . وى پس از مدتى، دو نفر از دختران یزدگرد را به دست آورد; لذا آنان را نزد امیرمؤمنان علیه السلام فرستاد . آن حضرت، شهربانو (شاه‏زنان) را به حسین علیه السلام بخشید - که زین‏العابدین علیه السلام از او متولد شد - و دیگرى را به محمد بن ابى‏بکر بخشید - که از وى قاسم به دنیا آمد - لذا این دو مولود، پسرخاله یکدیگر هستند . (9)
آقاى مقرم مى‏گوید:
«بر هیچ اندیشمندى پوشیده نیست که روایت‏شیخ مفید، فتال و طبرسى ... به حقیقت نزدیک‏تر است; زیرا امام سجاد علیه السلام بدون اختلاف، در زمان خلافت جدش امیرمؤمنان علیه السلام متولد شد و سه سال با آن حضرت بود .» (10)
به عقیده آقاى مقرم: «هیچ‏کدام از این دو روایت (فرستادن شاهزادگان به حضور عثمان و امام على علیه السلام)، دلالت‏بر این ندارد که این دو بانو به اسیرى گرفته شده باشند . و شاید علاقه آنها به مسلمانان موجب شده بود که والیان بتوانند به آنها دست‏یابند .» (11)
دکتر شهیدى در این خصوص مى‏گوید:
«با این دو روایت، مشکل زمان - که در روایت کافى دیده مى‏شد - برطرف شده و استبعاد فاصله ازدواج و تولد امام علیه السلام نیز از میان رفته است . اما این روایت نیز درست‏به نظر نمى‏رسد; چه نام حریث‏بن جابر در شمار کارگزاران على علیه السلام دیده نمى‏شود .»
وى سپس اسامى کارگزاران حکومت علوى در خراسان و عدم اسارت دختران یزدگرد را، به تفصیل بیان کرده است . (12)
معروف‌ترین‌ داستان‌ که‌ قراین‌ فراوان‌ آن‌ را تأیید می‌نماید،جریان‌ نخست‌ است‌. ولی گذشته از عدم انطباق مضمون این روایت با تاریخ، در سند این روایت دو نفر قرار دارند که این روایت را غیرقابل اعتماد می‏کند: یکی ابراهیم بن اسحاق احمری نهاوندی است که علمای رجال او را از نظر دینی متهم می‏دانند و روایات او را غیرقابل اعتماد می‏شمارند، و دیگر عمرو بن شمر است که او نیز کذّاب و جعّال خوانده شده است.(13) و این‌ نکته‌ را نباید از نظر دور داشت‌ که‌ تنها مشهور بودن‌ یک‌ موضوع‌ تاریخی‌ و یافقهی‌ دلیل‌ قطعی‌ بر اعتبار آن‌ نمی‌تواند باشد. چه‌ بسیار از شهرت‌هایی‌ که‌ بی‌ پایه‌ بوده‌ وبسیاری‌ بدون‌ پژوهش‌ آن‌ را باور نموده‌اند که‌ نقد و پژوهش‌ بی‌ پایگی‌ آنها را بر همگان‌شفاف‌ می‌نماید. به‌ این‌ منظور گفته‌ می‌شود:رب‌ شهرة‌ لا اصل‌ لها.«چه‌ بسیار شهرت‌هاکه‌ بی‌پایه‌ هستند». در عین‌ حال‌ اگر شواهد جانبی‌ شهرت‌ را تأیید نماید، به‌ گونه‌ای‌ که‌ از مجموع‌ آنها اطمینان‌ و بلکه‌ یقین‌ حاصل‌ شود،آن‌ گاه‌ چنین‌ شهرتی‌ از ارزش‌ برخوردار بوده‌ و درصورتی‌ که‌ چنین‌ اطمینانی‌ فراهم‌ شود، نمی‌توان‌ با شبهه ‌افکنی‌ این‌ اطمینان‌ را زدود ودر آن‌ تردید ایجاد نمود.
با توجه به این مطلب که آثار روایی‌ و تاریخی‌ برای‌ امام‌ حسین‌(ع) پنج‌ همسر نام‌ می‌برند که‌ شش‌ فرزند ازاو به‌ دنیا آورده‌اند،
1 - «لیلا» دختر ابی‌ مرّة‌ بن‌ غروة‌،مادر علی‌ اکبر که‌ در کربلا به‌ شهادت‌ رسید.
2 - «حرار» (آزاده‌) یا غزاله‌ و یا شهربانو دختر یزدگرد که‌ مادر علی‌ بن‌ الحسین‌؛یعنی‌ امام‌ سجاد، می‌باشد.
3 - «رباب‌» که‌ مادر یک‌ پسر به‌ نام‌ عبدالله رضیع‌ (بر سر زبان‌ها معروف‌ به‌ علی‌اصغر) که‌ در آغوش‌ پدر در کربلا هدف‌ قرار گرفت‌ و شهید شد و نیز مادر دختری‌ به‌ نام‌سُکَینه‌ است‌ که‌ در فاجعه‌ کربلا به‌ اسارت‌ درآمد.
4 - «ام‌ اسحاق‌» دختر طلحة‌ بن‌ عبیدالله که‌ مادر دختری‌ به‌ نام‌ فاطمه‌ است‌.
5 - «قضاعیة‌» مادر جعفر که‌ در زمان‌ حضرت‌ درگذشت‌. (14)
و در مورد مادر امام سجاد هم با بررسى منابع تاریخى و روایى، این اسامى را مى‏توان به دست آورد:
ام‏سلمه، بره، جهان بانویه، جهان شاه، حرار، خوله، سلافه، سلامه، شاه زنان، شهربان، شهربانو، شهربانویه، شهرناز، شه‏زنان، غزاله، فاطمه و مریم .
در منابع اهل سنت، بر نام‏هاى سلافه، سلامه و غزاله تاکید شده; در حالى که در کتابهاى شیعى، نام «شهربانو» بیشتر آمده است . این نام را مى‏توان در قدیمى‏ترین منابع امامیه یافت ; از جمله: بصائرالدرجات و اصول کافى . (15)
و نیز منابع متقدم تاریخى و روایى مانند یعقوبى (متوفى 281 ق)V}تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 303.{V، محمد بن حسن قمى‏V}تاریخ قم، ص 195.{V، کلینى (متوفى 329 ق)V}اصول کافى، ج 2، ص 369.{V، محمد بن حسن صفار قمى (متوفى 290 ق)V}بحارالانوار، ج 46، ص 9.{V، شیخ صدوق (متوفى 381 ق)V}عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 128.{V و شیخ مفید (متوفى 413 ق)V}الارشاد، ص 492.{Vاو را دختر یزدگرد دانسته‏اند، هر چند در نام او اتفاق نظر ندارند. و شیخ عباس قمی هم در منتهی الآمال مادر حضرت امام سجاد علیه السلام را شهربانو دختر یزدگرد پادشاه ایران می داند. (16)
قضاوت در مورد دیدگاه‌ بیشتر مورخان‌ و محدثان‌ _ بر این‌ بنیان‌ که‌ یکی‌ از همسران‌ امام‌ حسین‌(ع)؛ یعنی‌ مادر علی‌ بن‌ الحسین‌(ع) ازشاهزادگان‌ ایرانی‌ بوده‌ است‌. و بر اساس‌ منابع‌ معتمد، وی‌ دختر یزدگرد، آخرین‌ پادشاه‌ساسانی‌ ایران‌ بوده‌ که‌ به‌ اسارت‌ سپاه‌ اسلام‌ درآمده‌ و هنگامی‌ که‌ به‌ مدینه‌ انتقال‌ می‌یابد ._ را به خود شما وا گذار می کنیم.
بنابر این در باره تاریخ وفات شهربانو بنا بر اینکه شهر بانو مادر امام سجاد (ع) باشند می توان کفت:
از آنجا که شهربانو در همان روزهاى آغازین میلاد امام سجاد علیه السلام چشم از دنیا فروبسته است و تاریخ رحلت وى، با فاصله‏اى کوتاه، با تاریخ ولادت آن حضرت مقارن مى‏باشد; سزاوار است اقوال مورخان را درباره روز تولد امام (علیه السلام) یادآور شویم:
- پنجم شعبان.
- هشتم شعبان.
- نهم شعبان.
- یازدهم رجب.
- هشتم ربیع‏الاول.
- نیمه جمادى‏الاول.
- نیمه جمادى‏الثانى . (17)
به هر حال، شهربانو بعد از چند روز از تولد یگانه فرزندش و در همان دوره نفاس به علت‏بیمارى، رحلت کرد و پیکر مطهرش در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد و شهر مدینه به سوگ «بانویى مقدس‏» سیه‏پوش گردید . (18)
متاسفانه در برخى از کتاب‏ها، تحریفاتى دیده مى‏شود که فاقد ارزش علمى است; از جمله:
الف) حضور شهربانو در کربلا;
ب) غرق شدن و خودکشى شهربانو در رودخانه فرات;
ج) سوار شدن وى بر ذوالجناح یا اسبى دیگر و آمدنش به ایران و سرانجام غائب و پنهان گشتن او در کوه (کوه بى‏بى شهربانو شهر رى) .
قصه‏پردازان به انگیزه‏هاى مختلف، این حکایات بى‏اساس را در میان برخى کتاب‏ها و در بین عوام، چنان با آب و تاب وارد ساخته‏اند که جایگزین وقایع تاریخى شده است . از این رو پژوهشگران، هر یک به نوبه خود، به تجزیه و تحلیل و نقد این قبیل تحریفات پرداخته‏اند; همچون: شهید مطهرى، شیخ ذبیح‏الله محلاتى و دکتر سید جعفر شهیدى . (19)
و الله سبحانه‌ هو العالم‌.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
حماسه حسینى، شهید مطهری
زندگانى على بن الحسین (ع)، سید جعفر شهیدى
زندگانى امام زین‏العابدین (ع)، عبدالرزاق مقرم
پاورقی:
1- برخى از منابع متقدم و متأخر دیدگاه‏هاى دیگرى مانند سیستانى بودن، سِندى بودن، کابلى بودن او را متذکر شده
2- زندگانى على بن الحسین (ع)، سید جعفر شهیدى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، پنجم، 1373 ص‏11 و 12 / زندگانى امام زین‏العابدین (ع)، عبدالرزاق مقرم، ترجمه حبیب‏روحانى، آستان قدس‏رضوى، اول، 1374 ، ص 30.
3- خدمات متقابل اسلام و ایران، صدرا، قم، نهم، 1357 ،ص 120 - 134. / ناسخ التواریخ حضرت على بن الحسین السجاد (ع)، ج‏1، مؤسسه‏مطبوعات‏دینى، قم، ص‏13 - 16.
4- همسران‌ امام‌ حسین‌(ع) /حبیب‌ا... احمدی‌ (برگرفته از سایت تبیان)
5- زندگانى امام زین‏العابدین (ع)، ص 25
6- زندگانى امام زین‏العابدین (ع)، ص 28 و 29 .
7- همان، ص 29
8- همسران‌ امام‌ حسین‌(ع) /حبیب‌ا... احمدی‌ (برگرفته از سایت تبیان)
9- زندگانى امام زین‏العابدین (ع)، ص 24 .
10- همان، ص 29 .
11- همان، ص 24 و 25 .
12- زندگانى على بن الحسین (ع)، ص 20 - 22
13- مجموعه آثار شهید مطهری ج14 / خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مطهری، صفحه122.(برگرفته از پاسخ قبلی)
14- همسران‌ امام‌ حسین‌(ع) /حبیب‌ا... احمدی‌ (برگرفته از سایت تبیان)
15- زندگانى على بن الحسین (ع)، ص 10 و 11.
16- شیخ عباس قمی، منتهی‏الآمال، انتشارات هجرت، قم، چاپ هشتم، 1374، ج 2، ص 31- 29 .
17- زندگانى امام زین‏العابدین (ع)، ص 39 و 40 .
18- امام سجاد; جمال نیایشگران، احمدترابى، آستان قدس رضوى، اول، 1373 ،ص‏17 .
19- حماسه حسینى، ج 2، چاپ : بیست و نهم، 1379 ، ص 182/ ریاحین الشریعه، شیخ ذبیح‏الله محلاتى، ج 3، ص 13 .

 

تاریخ بارگاه امام حسین(ع)‌

 

 

تاریخ بارگاه امام حسین(ع)‌

 

تاریخ بارگاه امام حسین(ع)‌

پیدایش سرزمین كربلا به دوران بابلی‌ها باز می‌گردد. در آن زمان این سرزمین مجموعه‌ای از روستاها بوده است كه برای بابلی‌ها تقدس خاصی داشته است و آنها مردگانشان را در این سرزمین دفن می‌كردند. نام «كربلا» در آن عصر، «كرب ایلا» بود كه در زبان بابلی به معنی «خانه خدا» است.

یكی دیگر از نام‌های كربلا «كور بابل» بوده است و معنای آن به زبان عربی یعنی مجموعه‌ای از روستاهای بابلی. بسیاری از پژوهشگران معتقدند كه كربلا به سان مادر بسیاری از روستاهایی بود كه در حد فاصل شام و فرات قرار داشته‌اند و نیز مادر تمدن‌های بین‌النهرین بوده كه مركز عبادت در آن زمان نیز تلقی می‌شد.

این سرزمین به دلیل موقعیت آب و هوایی و حاصلخیز بودن خاكش شاهد بسیاری از اقوام مختلف در طول تاریخ بوده است كه ازجمله آنان می توان به كلدانی‌ها، تنوخیین و لخمیین و مناذره اشاره كرد.


 

نام‌های قدیمی

كربلا نام‌های متعددی در تاریخ داشته كه از آن جمله می‌توان به «الطف» اشاره كرد كه به معنی «لطیف‌ترین» است. این نام به این دلیل برای كربلا انتخاب شده كه این سرزمین در حاشیه‌ رودخانه‌ علقمی كه شعبه‌ای از فرات بوده است، مستقر بود و آب كربلا نیز از این شعبه تامین می‌شد.

از دیگر نام‌های ثبت شده‌ كربلا در تاریخ، نینوا، شفیه، عقر، نواویس، عین‌التمر و ام‌القری است. اما این سرزمین از زمانی شهرت تاریخی خود را به دست آورد كه امام حسین(ع) و خاندان و صحابه وی در سال 61 هجری قمری مصادف با 680 میلادی در این سرزمین به شهادت رسیدند.

تاریخ بارگاه امام حسین(ع)‌

اولین علامت بارگاه امام حسین(ع) از سوی قبیله‌ بنی‌اسد كه در نزدیكی كربلا سكنی گزیده بودند بنا نهاده شد. آنها مراسمی خاص برای به خاك سپردن سید الشهدا(ع) برگزار كردند و علامتی بر قبر شریف وی گذاشتند كه سایبانی كوچك بر قبر حضرتش بود. با بر سر كار آمدن مختار بن ابی عبیده ثقفی كه حكومتش را به نام خونخواهی از قاتلان حسین(ع) در كوفه برقرار كرده بود، این بارگاه پیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.

از آن به بعد شیعیان رهسپار زیارت قبر شریف امام حسین(ع) و اهل بیت و صحابه آن حضرت شدند و این قبر به قبله‌گاهی برای شیعیان بخصوص در كوفه، مدائن و شهر بصره تبدیل شد و مختار در آن زمان بنایی در اطراف قبر شریف امام حسین(ع) ساخت و روستایی در آن منطقه تشكیل شد.

حرم امام حسین(ع) با این كه در طول تاریخ از سوی حاكمان ستمگر و كژدینان مورد دشمنی قرار گرفته و بارها تخریب گردیده، اما همیشه به سرعت و به بهترین شكل از سوی مردم مسلمان بازسازی شده است.

دشمنی خلفا و محبت مردم

حرم حسینی در طول تاریخ از یكسو همیشه مورد دشمنی خلفا و كژدینان و از طرف دیگر مورد علاقه مردم بوده است و در آغاز حكومت عباسی‌ها، زمینه برای زیارت قبر شریف امام حسین(ع) از سوی مسلمانان فراهم شد و این روال ادامه داشت تا زمان هارون‌الرشید، پنجمین خلیفه عباسی كه در سال 193 هجری قبر شریف امام حسین(ع) و تمامی خانه‌های اطراف آن را ویران كرد.

پس از هارون‌الرشید، بنایی دیگر بر آرامگاه امام سوم شیعیان ساخته شد كه تا سال 233 هجری قمری یعنی به خلافت رسیدن متوكل عباسی بر جای ماند، اما متوكل عباسی پای خود را در همان مسیری گذاشت كه هارون‌الرشید گذاشته بود و سیاست حكومت خود را، سیاست دشمنی با اهل بیت قرار داد. متوكل عباسی كه عشق و محبت به حسین(ع) را ریشه در حب اهل بیت می‌دانست و طاقت دیدن افزایش زائران گسترده‌ بارگاه امام حسین(ع) را نداشت، دستور منهدم ساختن قبر شریف امام حسین(ع) و تمامی خانه‌های اطراف آن را صادر كرد و زیارت امام حسین(ع) را ممنوع كرد.

متوكل عباسی تمام آن منطقه را زیر و رو كرد و سپس سراسر آن منطقه را پر از آب كرد. در تاریخ این واقعیت ثبت شده است كه شخصی به نام «دیزج» كه یهودی‌الاصل بود، مامور متوكل عباسی برای كشتن زائران امام حسین(ع) شده بود. این شخص ماموریت آن را داشت كه هر زائری را كه برای زیارت قبر امام حسین(ع) به آن مناطق پا می‌گذاشت، از دم تیغ بگذراند. بعد از آن كه متوكل عباسی در سال 247 هجری به هلاكت رسید، بار دیگر بنای بسیار بزرگی بر مزار امام حسین(ع) ساخته شد به گونه‌ای كه این بنا آنقدر ارتفاع داشت كه مردم از دور دست آن را تشخیص می‌دادند و برای زیارت به سوی آن رهسپار می‌شدند. از آن به بعد بسیاری از علویان توانستند خانه‌های خود را در نزدیكی قبر شریف امام حسین(ع) در كربلا بنا نهند كه در راس آنان «ابراهیم المجاب بن محمد العابد بن الامام موسی بن جعفر(ع)» قرار داشت و او اولین علوی بود كه در سرزمین كربلا سكنی گزید و این حادثه در سال 247 هجری اتفاق افتاد.

عشق ایرانیان

پس از تاسیس دولت آل بویه، عضدالدوله در سال 379 هجری قمری، ضریحی از عاج برای قبر شریف امام حسین(ع) ساخت و با بنا نهاده شدن بارگاهی جدید برای سیدالشهدا، بازارها و خانه‌های بیشتری در اطراف آن ساخته و شهر كربلا با دیوارهایی بزرگ احاطه شد. این شهر در زمان عضدالدوله بسیار پر رونق و از لحاظ دینی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ادبی به شهری بسیار مشهور تبدیل شد.

بعد از انقراض حكومت آل بویه، سلجوقیان بر سر كار آمدند كه سیاست سلجوقیان نیز بر اهمیت گذاشتن نسبت به عتبات مقدسه قرار گرفت. در آن زمان سلطان ملك شاه سلجوقی و وزیر آن نظام‌الملك در سال 553 هجری قمری دیوارهای بنا نهاده شده و ساختمان‌های حرم شریف امام حسین(ع) را بازسازی كردند و خلیفه «مفتفی» خود شخصا به زیارت قبر امام حسین(ع) رهسپار شد و پس از آن دیگر خلفا نیز از این سیاست تبعیت كردند و به زیارت حرم حسینی رهسپار می‌شدند، به طوری كه خلیفه ناصرالدین‌الله و المستعصم و المستنصر نیز قبر شریف امام حسین(ع) را زیارت كردند.

نكته:‌ حرم امام حسین(ع) با این كه در طول تاریخ از سوی حاكمان ستمگر و كژدینان مورد دشمنی قرار گرفته و بارها تخریب گردیده، اما همیشه به سرعت و به بهترین شكل از سوی مردم مسلمان بازسازی شده است.

زمانی كه شاه اسماعیل صفوی درسال 914 هجری بغداد را فتح كرد، خود شخصا برای زیارت قبر شریف امام حسین(ع) راهی كربلا شد و دستور داد كه ضریحی از طلا برای قبر شریف امام حسین(ع) ساخته شود. او همچنین 12 چلچراغ طلا به قبر شریف امام حسین(ع) هدیه و دستور ساخت صندوقی از نقره‌ خالص را برای بارگاه صادر كرد. وی همچنین بارگاه امام حسین(ع) را با فرش‌های بسیار گرانقیمت آراست. شاه اسماعیل صفوی به مدت یك شب در حرم امام حسین(ع) اعتكاف كرد و پس از آن راهی زیارت قبر امام علی(ع) در نجف اشرف شد. در عهد قاجار، 3 بار گنبد امام حسین(ع) طلاكاری شد و آغامحمدخان، موسس قاجاریه در ایران خود شخصا در سال 1207 هجری گنبد امام حسین(ع) را طلاكاری كرد. فتحعلی شاه قاجار نیز به دلیل آن كه طلای گنبد امام حسین(ع) سیاه شده بود، برای دومین بار مجددا به طلاكاری این گنبد اقدام كرد. در سال 1216 هجری كربلا و حرم امام حسین(ع) مورد هجوم وحشیانه‌ گروهی از وهابیون به رهبری سعود ابن عبدالعزیز قرار گرفت. وی در روز عید غدیر این شهر را به محاصره درآورد و اكثر اهالی آن را چه آنانی كه در بازار بودند و چه آنانی را كه به خانه‌های خود پناه بردند، از دم تیغ گذراند.

سعود ابن عبدالعزیز در آن زمان با بیش از 12 هزار سرباز وارد شهر كربلا شد و پس از كشتن بسیاری از ساكنان این شهر، صندوق‌های قبر شریف امام حسین(ع) را كه انبوهی از طلا و پول و اشیای گرانبهای هدیه شده بود، به تاراج برد.

زمانی كه شاه اسماعیل صفوی درسال 914 هجری بغداد را فتح كرد، خود شخصا برای زیارت قبر شریف امام حسین(ع) راهی كربلا شد و دستور داد كه ضریحی از طلا برای قبر شریف امام حسین(ع) ساخته شود. او همچنین 12 چلچراغ طلا به قبر شریف امام حسین(ع) هدیه و دستور ساخت صندوقی از نقره‌ خالص را برای بارگاه صادر كرد. وی همچنین بارگاه امام حسین(ع) را با فرش‌های بسیار گرانقیمت آراست.

كربلا از زبان مورخان

ابن بطوطه، تاریخدان بزرگ عرب اینچنین زیارت خود از كربلا را در سال 726 هجری یا 1307 میلادی توصیف می‌كند: من در زمان حاكمیت سلطان سعید بهادرخان بن خدابنده عازم زیارت كربلا شدم.

این شهر، شهر كوچكی بود كه اطراف آن را نخلستان‌های بسیار زیبا فرا گرفته بود و رودخانه فرات خاك این شهر را به حاصلخیزترین خاك تبدیل كرده بود. این شهر، شهر بسیار زیبایی بود كه بارگاه مقدس امام حسین(ع) به آن قداست و حرمتی دیگر می‌داد. هیچ كس وارد حرم امام حسین(ع) نمی‌شد، مگر آن كه از درگاه وی رخصت می‌خواست. بارگاه این قبر شریف مزین به نقره بود و پرده‌های آن از حریر.

پدرو تكسرا، مورخ اسپانیایی كه در سال 1604 میلادی و 1024 هجری از كربلا دیدن كرده بود، از این دیدار چنین می‌گوید: این شهر 4000 خانه دارد و ساكنان آن اكثرا عرب و نیز ایرانی و ترك هستند. بازارهای بسیار بزرگ و انبوهی دارد. در این شهر مكان‌هایی خاص ساخته شده است كه به صورت رایگان به زائران این شهر غذا توزیع می‌‌كنند. حرم امام حسین از مهم‌ترین مناطق كربلا به شمار می‌رود و مسلمانان از شهرهای مختلف راهی زیارت قبر امام حسین می‌شوند.

این مورخ اسپانیایی همچنین از ساقیان حرم امام حسین(ع) می‌نویسد كه برای كسب ثواب و اجر الهی به صورت رایگان آب به مردم می‌دادند و نیز شب‌های به شهادت رسیدن امام حسین(ع) را احیا می‌كردند؛ به گونه‌ای كه در این شب‌ها به دلیل انبوهی تعداد زائران خیمه‌هایی برای آنها در اطراف حرم بنا نهاده می‌شد.

نقشه ساختمان حرم امام حسین(ع)‌

محل دفن حضرت امام حسین(ع) یا همان گودال قتلگاه، اكنون داراى سقفى است كه روى آن صندوقی نهاده شده است. ضریح متبرك این بارگاه در میان روضه منوره قرار گرفته كه همان نیز در بین مسجد (مسجد بالا سر و مسجد پشت سر) و در طرف پایین پا در زاویه روضه قبور شهداست. این مجموعه هم‌اكنون حرم امام حسین(ع) را تشكیل مى‏دهد و حرم نیز میان رواق و رواق در وسط صحن است. ضریح مقدس در وسط واقع است و از نقره خالص ساخته شده كه در پیش روى آن با طلا و به خط نسخ نوشته شده: «ولا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» و در بالاى سر، «آیه نور» نوشته شده است. صحن مطهر حسین(ع)‌ داراى هفت باب است كه عبارتند از: باب قبله كه ساعتى بر فراز آن نصب است، باب قاضى‌الحاجات، باب زینبیه كه در حدود تل زینبیه قرار دارد، باب سلطانى، باب بازار بزازها، باب سدره كه در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد و باب صافى كه به در بین‌الحرمین نیز معروف است.

حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمود: «نماز در چهار مكان كامل خوانده مى‏شود: مسجد‌الحرام (مكه)، مسجدالرسول(مدینه)، مسجد كوفه، و حرم امام حسین علیه‌السلام.»

ضریح شش گوشه

در میان اقوال مورخان درباره چگونگی دفن حضرت سیدالشهداء و یاران باوفای آن حضرت اندك تفاوتی، دیده می‌شود.

شیخ مفید پس از ذكر اسامی 17 نفر از شهیدان بنی‌هاشم كه همگی از برادران و برادرزادگان و عموزادگان امام حسین(ع)‌ بودند، می‌فرماید: آنان پایین پای آن حضرت در یك قبر (گودی بزرگ) دفن شدند كه هیچ اثری از آن نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام(ع)‌ آنان را زیارت می‌كنند و علی بن الحسین(ع)‌ (علی‌اكبر) از جمله آنان است، برخی گفته‌اند: محل دفن علی‌اكبر نسبت به قبر امام حسین(ع)‌ نزدیك‌ترین محل است.

شیخ همچنین می‌گوید:

‌پس از بازگشت عمر بن سعد از كربلا، جماعتی از بنی‌اسد كه در غاضریه سكونت داشتند، آمده و بر پیكر امام حسین(ع)‌ و یارانش نماز گذاردند و آن حضرت را همان جایی كه الان قبر اوست، دفن كردند و علی ابن الحسین (علی‌اكبر ع)‌ را در پایین پای پدر به خاك سپردند، سپس برای دیگر شهیدان از اهل بیت و اصحاب، حفیره‌ای كندند و همه آنان را در آن به صورت دسته جمعی دفن كردند و عباس بن علی(ع)‌ را در راه غاضریه، در همان محلی كه به شهادت رسید و اكنون قبر اوست به خاك سپردند.

منبع: روزنامه جام جم/ امیرحسین

زیارت قبرامام حسین (ع)

 

 

امام صادق(سلام الله عليه):

 

مِن أحَبِّ الأعْمالِ إلى اللَّهِ تَعالى

 

 زِيارَةُ قَبرِ الحُسَينِ(سلام الله عليه).

 

 

يكى از محبوب‏ترين كارها نزد خداوند متعال

 

زيارت قبر حسين(سلام الله عليه) است

 

ميزان الحكمة: ح 3291

 

 

زندگانى امام حسين (ع )  1

 

در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (1) دومين فرزند برومند حضرت على وفاطمه , كه درود خدا بر ايشان باد, در خانه وحى و ولايت چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پيامبر گرامى اسلام (ص ) رسيد, به خانه حضرت على (ع ) و فاطمه (س ) آمد و اسما (2) را فرمود تا كودكش را بياورد.

اسما او را در پارچهاى سپيدپيچيد و خدمت رسول اكرم (ص ) برد, آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت .(3)

به روزهاى اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش , امين وحى الهى , جبرئيل , فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا, اين نوزاد را به نام پسر كوچك هارون (شبير)(4) كه به عربى (حسين ) خوانده ميشود نام بگذار.(5)

چون على براى تو بسان هارون براى موسى بن عمران است , جز آن كه تو خاتم پيغمبران هستى .

و به اين ترتيب نام پرعظمت حسين از جانب پروردگار, براى دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد.

به روز هفتم ولادتش , فاطمه زهرا كه سلام خداوند بر او باد, گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقيقه (6) كشت , و سر آن حضرت را تراشيد و هموزن موى سر او نقره صدقه داد.(7)

 

حسين (ع ) و پيامبر (ص )

 

از ولادت حسين بن على (ع ) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفى كه پيامبر راستين اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز ميداشت , به بزرگوارى و مقام شامخ پيشواى سوم آگاه شدند.

سلمان فارسى ميگويد: ديدم كه رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوى خويش نهاده او را ميبوسيد وميفرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى , تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى , تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاى خدايى كه نه نفرند و خاتم ايشان ,قائم ايشان (امام زمان عج ) ميباشد.(8)

انس بن مالك روايت ميكند: وقتى از پيامبر پرسيدند كدام يك از اهل بيت خود را بيشتر دوست ميدارى , فرمود: حسن و حسين را, (9) بارها رسول گرامى حسن (ع ) و حسين (ع ) را به سينه ميفشرد وآنان را ميبوييد و ميبوسيد.(10)

ابوهريره كه از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است , در عين حال اعتراف ميكند كه : رسول اكرم را ديدم كه حسن و حسين را بر شانههاى خويش نشانده بود و به سوى ماميآمد, وقتى به ما رسيد فرمود هر كس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته , و هر كه با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است .(11)

عاليترين , صميميترين و گوياترين رابطه معنوى و ملكوتى بين پيامبر و حسين را ميتوان در اين جمله رسول گرامى اسلام (ص ) خواند كه فرمود: حسين از من و من ازحسينم .(12)

 

پينوشتها:

 

(1) در سال و ماه و روز ولادت امام حسين (ع ) اقوال ديگرى هم گفته شده است , ولى ما قول مشهور بين شيعه را نقل كرديم . ر. به . ك . اعلام الورى طبرسى , ص 213.

(2) احتمال دارد منظور از اسما, دختر يزيد بن سكن انصارى باشد. ر. به . ك . اعيان الشيعه , جزء 11 , ص 167.

(3) امالى شيخ طوسى , ج 1, ص 377.

(4) شبر بر وزن حسن , و شبير بر وزن حسين , و مبشر بر وزن محسن , نام پسران هارون بوده است و بوده است و پيغمبر اسلام (ص ) فرزندان خود حسن و حسين و محسن را به اين سه نام ناميده است - تاج العروس , ج 3 , ص 389, اين سه كلمه در زبان عبرى همان معنى رادارد كه حسن و حسين و محسن در زبان عربى دارد - لسان العرب , ج 66, ص 60.

(5) معانى الاخبار, ص 57.

(6) در منابع اسلامى درباره عقيقه سفارش فراوان شده و براى سلامتى فرزند بسيارمؤثر دانسته شده است . ر. به . ك . وسائل الشيعه , ج 15, ص 143 به بعد.

(7) كافى , ج 6, ص 33.

(8) مقتل خوارزمى , ج 1, ص 146 - كمال الدين صدوق , ص 152.

(9) سنن ترمذى , ج 5, ص 323.

(10) ذخائر العقبى , ص 122.

(11) الاصابه , ج 11, ص 30.

(12) سنن ترمذى , ج 5, ص 324 - در اين قسمت رواياتى كه در كتابهاى اهل تسنن آمده است نقل شد تا براى آنها هم سنديت داشته باشد.

خلوص مومن

 

امام حسین (ع):

 

 

کسی که خود را برای خداوند خالص گرداند

 

 

 و کلام او را راهنما گیرد، به عقیده ی استوار

 

 

رهنمون می شود  و خداوند او را به راه راست

 

هدایت می کند.