معرفی مختصری از مرحوم استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد

 

 معرفی مختصری از مرحوم استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد

 

 

معرفی مختصری از مرحوم استاد عبدالباسط

 

 

استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد

استاد عبدالباسط در سال 1927 میلادى در روستاى المزاعزه یکى از توابع شهر ارمنت در استان قنا در جنوب مصر متولد شد. جدّ پدرى او استاد عبدالصمد از مردان باتقوا و از حافظان قرآن و جدّ مادرى او استاد بزرگوار ابو داود صاحب مقام مشهور و معروف در شهر ارمنت بود. پدرش استاد عبدالصمد نیز به تدریس حفظ و تجوید قرآن کریم اشتغال داشت.
این کودک با استعداد به مکتب استاد امیر در ارمنت ملحق شد و استاد به بهترین وجه از او استقبال کرد چرا که آثار مهارت‏هاى قرآنى را (که با شنیدن تلاوت قرآن در شب و روز و صبح و شام براى او حاصل شده بود) در او دیده بود.
استاد عبدالباسط در باره خود گفته است: «سنّم 10 سال بود که حفظ قرآن کریم را به پایان بردم و آیات قرآن مانند نهرى روان از زبانم جارى میشد. پدرم کارمندى در وزارت نقل و انتقال و پدر بزرگم از علما بود. من از ایشان راهنمایى خواستم که قرائتها را چگونه فرا گیرم و آنها مرا به شهر طنطا در شمال مصر راهنمایى کردند تا به دست استاد محمد سلیم علوم قرآن و قرائات را فرا گیرم.
هنگامى که استاد عبد الباسط به سن 12 سالگى رسید از هر شهر و روستا در استان قنا و مخصوصا از جانب اصفون المطاعنه - به کمک استاد سلیم که همه جا از عبدالباسط تعریف مى‏کرد - دعوتهایى به سوى او روانه شد، چرا که گواهى استاد سلیم سبب اطمینان همه مردم بود. 
به مناسبت ولادت زینب کبرى (س) محفلى در مسجد زینبیه برپا شد که بانیان این محفل جمعى از بزرگان و قاریان بنام مانند استاد عبدالفتاح الشعشاعى ،استاد مصطفى اسماعیل،استاد عبدالعظیم زاهر و استاد ابوالعینین شعیشع بودند. پس از گذشت پاسى از شب در حالى که مسجد از محبین آل البیت (ع) موج میزد، یکى از نزدیکان عبدالباسط از مسئولین مجلس اجازه خواست تا این جوان با استعداد 10 دقیقه‏اى را به تلاوت قرآن بپردازد، او اجازه داد و قارى جوان آیاتى از سوره احزاب را در میان این جمعیت تلاوت کرد.
سکوت همه جاى مسجد را فرا گرفت و همه دیده‏ها به این قارى کوچک جلب شد که با جرأت در جایگاه قاریان بزرگ نشسته بود. اما سکوت دقایقى بیش طول نکشید و تبدیل به فریادهایى شد که مسجد را میلرزاند: (الله اکبر) (ربنا یفتح علیک)... و در نتیجه قرائت  به جاى 10 دقیقه به مدت یک ساعت و نیم ادامه پیدا کرد. 


معرفى استاد عبدالباسط به رادیو

با پایان یافتن سال 1951 استاد ضباع از عبدالباسط خواست تا براى قرائت در رادیو اقدام کند. عبدالباسط با توجه به ارتباطش با مردم صعید و نیز به جهت اینکه رادیو یک برنامه خاص و منظّمى را مى‏طلبد مایل بود که این کار را به آینده واگذار کند امّا استاد ضباع، نوارى را که عبدالباسط در روز ولادت زینب کبرى (س) خوانده بود، به هیئت داوران رادیو داد و همگان از اداء قوى و صوت عالى او تعجب کردند و به این ترتیب عبدالباسط به رادیو راه یافت تا یکى از ستارگان درخشنده در آسمان تلاوت باشد.
پس از به دست آوردن این شهرت در طول چند ماه، عبدالباسط ناچار بود که سر پناهى در قاهره بر پا کند و همراه با خانواده‏اش که ایشان را از صعید منتقل کرده بود در جوار فرزند رسول خدا زینب (س) اقامت کند بانویى که مسبّب شهرت و ملحق شدنش به رادیو شده بود و به قول میلیونها نفر از مردم او را چون موهبتى به اسلام و مسلمانان هدیه کرده بود. با ملحق شدن او به رادیو اقبال مردم براى خرید گیرنده‏هاى رادیویى زیاد شد و در اکثر خانه ها گسترش یافت و هر کس در یک روستا یا یک منطقه رادیویى داشت، صداى آن را بلند مى‏کرد تا همسایگان هم صداى او را بشنوند بالاخص در روزهاى شنبه، مضافا به اینکه محافل خارجى او هم به طور مستقیم از طریق رادیو پخش مى‏شد.


بیمارى و وفات

عبدالباسط درروز ۳۰ نوامبر ۱۹۸۸ (۹ آذر ۱۳۶۷) بر اثر بیماری دیابت و سرطان کبد در ۶۳ سالگی درگذشت.

نهج البلاغه   1

نهج البلاغه, [28.11.17 09:15]
قسمت اول

بخشی از : «خطبه غدير» امیرالمومنین علی علیه السلام

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي عَلا في تَوَحُّدِهِ وَ دَنا في تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ في سُلْطانِهِ وَعَظُمَ في اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلْماً وَ هُوَ في مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَميداً لَمْ يَزَلْ، مَحْموداً لايَزالُ

ستايش خداي را سزاست كه در يگانگي اش بلند مرتبه و در تنهايي اش به آفريدگان نزديك است، سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينش اش بزرگ است. بي آنكه مكان گيرد و جابه جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامي آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.همواره ستوده بوده و خواهد بود

منابع:
1. مصباح المتهجد وسلاح المتعبد، شيخ طوسي، به تصحيح اسماعيل انصاري زنجاني، ص694
2.اقبال الاعمال: رضي الدين ابوالقاسم علي بن موسي بن طاووس ص461
3. مصباح كفعمي ص695
4.بحارالانوار علامه ملا محمّد باقر مجلسي ج97،ص112

کانال قرآن

شکر و شکرگزاری

 

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الشُّكْرُ لِلنِّعَمِ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ- وَ تَمَامُ الشُّكْرِ قَوْلُ الْعَبْدِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ

 

امام صادق عليه السّلام فرمود: شكر نعمتها دورى از حرامهاست ، و نهايت شكر اين است كه بنده بگويد: حمد خدائى را كه پروردگار جهانيان است .

 

مشكاة الانوار فى غرر الاخبار
مؤلف : ابوالفضل على بن حسن بن فضل طبرسى

 

قبرستان بقيع در فراخناي تاريخ

 

قبرستان بقيع در فراخناي تاريخ

در بقيع از ديروز تا امروز چه گذشت؟

اوّلين و قديمي‌ترين مدينه‌شناس و موّرخ، عبدالعزيز بن زباله ـ زنده در سال ۱۹۹ ـ در مورد اين حرم شريف و هم‌چنين در مورد حرم حضرت حمزه ـ عليه السلام ـ مطلبي دارد...
پارسينه- در فضيلت بقيع حديث‌هاي متعددي از رسول خدا نقل گرديده است. از جمله در حديثي فرمودند: «از بقيع هفتاد هزار نفر كه صورتشان مانند ماه چهارده شبه است محشور خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت مي‌شوند.» در حديث ديگر آمده است كه رسول خدا (ص) در بقيع حضور يافتند و اهل قبور را بدين گونه خطاب مي‌كردند: «درود بر شما و خداوند ما و شما را بيامرزد. شما پيشاهنگان ما بوديد و ما هم درپي شما خواهيم آمد.»

هر گروه از مسلمانان به تناسب ارتباطشان با همديگر و انتسابشان به رسول خدا ـصلي الله عليه و آله و سلم ـ در يك نقطه معين و جايگاه مخصوص و در كنار هم دفن شده اند؛ مثلا قبور ائمه چهارگانه با قبر عباس و فاطمه بنت اسد در يك نقطه و در كنار هم و همه همسران رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم - در يك نقطه معين و در كنار هم و رقيه و ام كلثوم دختران پيامبر در كنار هم و عمّه هاي آن حضرت با امّ البنين در كنار هم، كه مجموع اين بخش به نام «مقابر بني هاشم» معروف گرديده است. همانگونه كه ساير بخش هاي مختلف بقيع نيز به نام هاي خاصي ناميده شد؛ مانند «روحاء» و «زوراء. حرم ائمه بقيع كه در كتب تاريخ به عنوان مشهد و حرم اهل بيت (ع) معروف گرديده، در سمت غربي و منتهي اليه بقيع واقع شده است.





در اين حرم مطهر قبر چهار تن از ائمه اهل بيت، امام مجتبي، امام سجاد، امام باقر و امام صادق - عليهم السلام - در كنار هم و به فاصله ۲ تا ۳ متري اين قبرها، قبر عباس عمومي گرامي رسول خدا - صلي الله عليه و آله و سلم - قرار گرفته و در كنار آن نيز قبر ديگري است كه متعلق به فاطمه بنت اسد است. قبل از ويراني ساختمان اين حرم مطهر همه اين قبور شش‌گانه در زير گنبد و داراي ضريح زيبايي بودند. همچنين مدفن تعدادي از همسران، فرزندان، اقوام و عشيره پيامبر اسلام و جمع كثيري از صحابه و ياران آن حضرت و تعداد بي‌شماري از شهدا و علما در اين قبرستان قرار دارد.

و باز مي بينيم پس از گذشت بيش از نيم قرن از رسميت يافتن بقيع، تمام شهداي حره در يك نقطه از بقيع و در كنار هم بخاك سپرده شده اند.

آنهايي كه با تاريخ مدينه آشنايي دارند مي‌دانند كه در آن زمان رسم بود كه جنازه افراد متشخص و مورد احترام به جاي گورستان عمومي در داخل منزل دفن مي‌شد و در برخي از موارد اين منزل تبديل به آرامگاه خانوادگي مي‌شد.

در كنار قبرستان بقيع خانه‌هاي زيادي وجود داشت كه يكي از آنها متعلق به عقيل ابن ابي طالب بود. اين خانه به آرامگاه خصوصي و خانوادگي اقوام و فرزندان رسول خدا - صلي الله عليه و آله و سلم - مبدل گرديد و اولين كسي كه در داخل آن دفن شد پيكر فاطمه بنت اسد بود. پس از آن عباس عموي پيامبر در اين خانه دفن گرديد. به همين ترتيب بدن هاي پاك امام حسن مجتبي، امام زين العابدين، امام محمد باقر و امام جعفر صادق - عليهم السلام - در اين مكان شريف دفن گرديد.




رسول خدا در دوران حيات پربركتشان، به قبرستان بقيع به طور عام و خانه عقيل به طور خاص ارج مي نهادند و – حتي پيش از وفات ائمه اطهار - خانه عقيل را محل دعا و مناجات خود قرار مي‌دادند. توجه ويژه پيامبر گوياي عظمت و نشانگر قداست و معرفي معنويت اين خانه بود كه در آينده نه چندان دور، ستارگاني از آسمان ولايت در اين مكان شريف افول و چهار تن از اوصياي آن حضرت در اين خانه به خاك سپرده خواهند شد.

نكته مهم اين است كه بر قبور ائمه ي اطهار مدفون در بقيع، از همان ابتدا سقف و ديوار وجود داشته است.

تبديل به خانه به عبادتگاه و بارگاه:

ساخت حرم و بارگاه در بقيع در چند مرحله صورت گرفت. پس از زمان بني‌اميه كه شيعيان در سخت ترين شرايط به سر مي‌بردند و حتي جرأت اظهار عقيده خود را نداشتند عباسي‌ها به روي كار آمدند و در اين زمان بود كه شيعيان به آزادي‌هايي دست يافتند، تا جايي كه سفاح به حقانيت امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ اعتراف كرد و اقدام به بازگرداندن فدك به بني‌الحسن نمود.

گرچه نمي‌توان بطور دقيق تاريخ تحوّل مدفن ائمه بقيع را، از شكل مسكوني به يك زيارتگاه عمومي، مشخص نمود، ولي اوّلين و قديمي‌ترين مدينه‌شناس و موّرخ، عبدالعزيز بن زباله ـ زنده در سال ۱۹۹ ـ در مورد اين حرم شريف و همچنين در مورد حرم حضرت حمزه ـ عليه السلام ـ مطلبي دارد كه گوياي تاريخِ تقريبي تغيير و تحول در هر دو حرم شريف مي باشد.



متأسفانه در مورد تغيير و تحوّلي كه پس از اين تاريخ تا قرن پنجم، در اين حرم شريف بوجود آمده است، سند متقن تاريخي در دست نيست ولي با توجه به برخي شواهد تاريخي در كنار تحليل شرايط سياسي خلفاي عباسي و مروري بر اعتقادات شيعيان، اين حرم در طول اين سه قرن نيز مورد توجه عباسيان و شيعيان بوده و از هر فرصت ممكن در تعمير و تجديد بناي آن اهتمام ورزيده اند.

مرحله بعدي تجديد بناي حرم از قرن پنجم آغاز شده كه خوشبختانه اسناد و مدارك تاريخي زيادي در اين زمينه وجود دارد. طبق مدارك مسلم تاريخي، گنبد و بارگاه حرم ائمه بقيع كه از نظر استحكام و ارتفاع، ظرافت و زيبايي بر همه قبه‌هاي موجود در بقيع تفوق داشته و به مدت هشتصد سال سر بر آسمان مي‌سوده و نظر مورخان و جهانگردان را به خود جلب مي‌كرد؛ به دستور «مجد‌الملك ابوالفضل اسعد بن محمد بن موسي البراوستاني القمي»، وزير بركيارق از سلاطين سلجوقي در بين سال‌هاي ۴۸۶ الي ۴۹۸ هـ . ق ساخته شده است.

در اين زمينه مورخ معروف ابن اثير در حوادث سال ۴۹۵ هـ . ق مي‌گويد: «در اين سال امير مدينه منظور بن عماره حسيني دنيا را وداع گفت و او معماري را كه از اهالي قم بود و از سوي مجد‌الملك بلاساني براي ساختن قبه حسن بن علي و عباس عموي پيامبر در مدينه به سر مي‌برد، به قتل رسانيد.» همچنين مرحوم عبدالجليل قزويني زنده (در سال ۵۵۶) در كتاب النقض مي‌گويد: «قبه حسن بن علي كه عباس بن عبدالمطلب پدر خلفا [منظور جناب عباس، عموي پيامبر و جد بزرگ خلفاي عباسي است] آنجا مدفون است، مجدالملك فرموده است.»

شايد بهترين راه براي به دست آوردن كيفيت اين بناي شريف و مشخصات آن مراجعه به ثبت مشاهدات و خاطرات مورخان و جهانگردان باشد.

مشخصات «قبه‌اي بزرگ و سر به فلك كشيده و بسيار مستحكم» مشترك در بين مشاهدات مورخان مي‌باشد.

تعمير و توسعه ي حرم مطهر ائمه بقيع و قبرستان بقيع:

طبق مدارك موجود، با مرور زمان و در مقاطع مختلف در حرم و گنبد و بارگاه ائمه بقيع ـ عليهم السلام ـ تعميرات و اصلاحاتي به وسيله بعضي از خلفا و سلاطين به عمل آمده است.

نخستين تعمير در حرم ائمه بقيع در سال ۵۱۹ هـ.ق و پس از گذشت كم تر از نيم قرن از ايجاد ساختمان آن مي‌باشد كه به دستور مسترشد بالله، خليفه عباسي انجام گرفته است. سمهودي در كتاب خود مي‌گويد كتيبه‌اي در طاق سمت قبر عباس وجود دارد كه تاريخ دقيق تعمير و سلطان وقت را نوشته است.

دومين تعمير در حرم بقيع در بين سال هاي ۶۲۳ و ۶۴۰ هـ . به وسيله يكي ديگر از خلفاي عباسي به نام مستنصر بالله انجام گرفته است؛ سمهودي در اين مورد مي گويد: در بالاي محراب حرم بقيع در كتيبه ديگري اين جمله به چشم مي خورد: «امر بعمله المنصور المستنصر بالله». آن‌گاه اضافه مي كند: ولي در اين كتيبه تاريخ صدور اين دستور مشخصات بيشتري از اين شخص، منعكس نگرديده است.

مستنصر بالله نامش منصور، كنيه اش ابوجعفر، فرزند الظاهر بالله و سي و سومين خليفه عباسي است كه بنا به نقل سيوطي، در سال ۶۲۳ به خلافت رسيده و در سال ۶۴۰ بدرود حيات گفته است. بنابراين، تاريخ تقريبي اين اصلاح و تعمير نيز مشخص مي شود كه در نيمه اول قرن هفتم و در دوران خلافت مستنصر عباسي از سال ۶۲۳ تا ۶۴۰ انجام گرفته است.

بايد توجه داشت -همانگونه كه سمهودي اشاره نموده و شواهد متقن تاريخي- اقدامات و عملكرد «مسترشد» و همچنين مستنصر، مربوط به تعميرات و اصلاحات اين حرم شريف بوده است نه مربوط به اصل ساختمان و بناي آن.

تعمير سوم حرم شريف متعلق به اوايل قرن سيزدهم هجري است كه به دستور سلطان محمود عثماني انجام گرفته است. فرهاد ميرزا كه در سال ۱۲۹۲ هـ . ق به حج مشرف شده است، مي‌نويسد: «تعمير بقعه مباركه در بقيع از سلطان محمودخان در سنه يكهزار و دويست و سي و چهار هجري به دست محمدعلي پاشاي مصري و به امر سلطان واقع شده است.»

آن‌چه ذكر شد سه مورد از تعميرات حرم بقيع كه با تاريخ روشن و مشخصّات عاملان آنها، به دست ما رسيده است، ولي بطور مسلّم تعميرات و اصلاحات به عمل آمده در حرم بقيع، منحصر به موارد ياد شده نبوده، بلكه چنين تعميرات و اصلاحاتي مكرّر، طبق مقتضيات و ايجاب شرايط بدون اين كه تاريخ آنها مشخص و يا در منابع منعكس شود صورت گرفته است؛ چنانچه برخي شواهد تاريخي نييز مؤيد اين مطلب است.

برخي ويژگي هاي حرم مطهر ائمه بقيع:

نكته جالب ويژگي‌ها و خصوصيت‌هاي حرم شريف است كه نظر بسياري از مورخان را به خود جلب كرده است و به اختصار به اين ويژگي‌ها اشاره مي‌شود:

1- حرم بقيع هشت ضلعي بوده است:

مرحوم ميرزا حسن فراهاني۱۲ كه در سال ۳ـ۱۳۰۲ هـ . اين حرم شريف را زيارت نموده، به شش ضلعي بودن ساختمان حرم از نظر مهندسي و همچنين به چگونگي داخل و خارج اين گنبد شريف از لحاظ رنگ اشاره نموده و در ضمن معرفي قبور افراد مشهور در بقيع، چنين مي نويسد:«اوّل چهار نفر از ائمه اثني عشر ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ است كه در بقعه بزرگي كه به صورت هشت ضلعي ساخته شده است واقعند و اندرون و گنبد آن سفيد كاري است.»

2- حرم بقيع داراي دو درب بوده است:

بنا به گفته ابن نجار، مدينه شناس معروف (متوفاي ۶۴۷) حرم ائمه بقيع، داراي دو درب كه يكي از آنها هميشه و در تمام اوقات روز، به روي زائرين باز بوده است.

3- محراب حرم بقيع:

يكي ديگر از خصوصيات اين حرم شريف داشتن محراب است. در اين مورد سمهودي مي نويسد: «و رأيت في أعلي محراب هذا المشهد: امر بعمله المنصور المستنصر باللّه.»

4- حرم بقيع خادماني داشته است:

شواهد تاريخي نشانگر اين است كه حرم شريف بقيع نيز مانند ساير حرم ها داراي خادم، كفشدار و زيارتنامه خوان هاي متعدد بوده است.نايب الصدر شيرازي مي گويد: سه شنبه هيجدهم (محرم ۱۳۰۶ هـ .) به عنوان آستان بوسي حضرت مجتبي عليه سلام الله ـ به بقيع رفتم، با اين كه سه ساعت از آفتاب برآمده بود، خدام نيامده بودند. ساعتي در بيرون بقعه، روي زمينِ عرشِ مكين نشسته، دو سودانيه كفشدار صحبتي مي نمودند كه اسامي خدام از اين قرار است: سيد عبدالكريم، سيد جعفر، سيد زين العابدين، سيد احمد من بني الحسن…

5- تزئينات حرم بقيع:

حرم ائمه بقيع، همانند ساير حرم ها، داراي ضريح، روپوش ضريح، چلچراغ، شمعدان و فرش بوده كه در ادامه به آن ها خواهيم پرداخت.

6- حرم بقيع صحن نداشته:

بر خلاف حرم ساير ائمه و بقعه و بارگاهِ بيشترِ امام زادگان كه علاوه بر ساختمان حرم و بقعه، داراي صحن و حياط وگاهي داراي صحن هاي متعدد و وسيع مي باشند. حرم مطهر بقيع، داراي صحن و سرا نبوده است. شاهد بر اين مطلب، اين است كه نه تنها در گفتار هيچ يك از مورّخان و جهانگردان به وجودِ صحن و سرايي براي اين حرمِ شريف، تصريح و يا اشاره اي نگرديده، بلكه در كلمات بعضي از آنان نبودن صحن و سرا در حرم بقيع بوضوح ذكر شده است; از جمله در سفر نامه سيف الدوله كه در سال ۱۲۷۹ هـ . سفر حج نموده، چنين آمده است: و اما بقيع در خارج قلعه مدينه به طرف شرق واقع است، مدفن ائمّه بقيع، بقعه اي دارد بدون صحن.

7- ضريح مطهر ائمه اطهار:

آن‌چه از تاريخ به دست مي‌آيد اين است كه قبور ائمه بقيع و جناب عباس از قديم‌الايام و بلكه پيش‌تر از قرن هفتم تا زمان تخريب داراي ضريح‌هاي متعددي ‌بوده‌‌اند كه به مناسبت نزديكي و اتصال قبور ائمه (ع) همه آنها در داخل يك ضريح و قبر عباس عمومي پيامبر (ص) به علت فاصله آن با اين قبور داراي ضريح مستقل بوده است. همه مورخان از ظرافت و زيبايي اين ضريح‌ها تعريف و تمجيد كرده‌اند.

در تاريخ براي اولين بار كه از صندوق قبور ائمه بقيع سخن به ميان آمده به وسيله جهانگرد معروف ابن جبير (متوفاي ۶۱۴ هـ . ق) مي‌باشد. او مي‌گويد: «‌قبرشان بزرگ و از سطح زمين بلندتر و داراي ضريحي از چوب مي‌باشد كه بديع‌ترين و زيباترين نمونه از نظر فن و هنر است و نقوشي برجسته از جنس مس بر روي آن ترسيم و ميخ‌كوبي‌هايي به جالب‌ترين شكل در آن تعبيه شده كه نماي آن را هرچه زيباتر و جالب‌تر نموده است» و عده‌اي مورخ ديگر كه شبيه به اين تعابير را به كار برده‌اند. از آنجايي كه اين ضريح از نظر ظاهري شبيه ضريح حرم كاظمين (ع) و عبدالعظيم حسني (ع) است و اين ضريح‌ها به دستور مجدالملك ساخته شده است، مي‌توان گفت اولين ضريح بقيع نيز به دستور مجدالملك ساخته شده است.

همچنين دو ضريح ديگر نيز براي بقيع ساخته و نصب شده است كه سومين آنها تا زمان تخريب اين حرم پا برجا بوده است. مرحوم سيد محسن مي‌گويد: «‌در اصفهان ضريح ديگري از فولاد به صورتي ظريف و زيبا ساخته شد كه در قسمت بالاي آن اسماء حسني با آب طلا و خط زيبا ترسيم شده بود كه با سختي فراواني به جده منتقل و به خاطر ممانعت سران مدينه سه سال متوقف و با پرداخت مبالغ كلاني به مخالفان، در حرم نصب گرديد.»

تخريب حرم ائمه اطهار در بقيع:

در هشتم شوال سال ۱۳۴۴ هجري قمري پس از اشغال مكه ، وهابيان به سركردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون كردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اكرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبور ديگرپرداختند . ضريح فولادي ائمه بقيع را كه در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده، بردند.

اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال ۱۲۲۱ هجري نيز يك بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يك سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف كنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند . طبق نقل تاريخي آن ها در اين حمله چهل صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يكصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و … به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامي نبود .

يكي از جهانگردان غربي به نام مستر ريتر كه به فاصله كوتاه از ويراني اين حرم، بقيع را ديده، ويراني آنجا را چنين ترسيم مي‌كند: «چون وارد بقيع شدم، آنجا را همانند شهري ديدم كه زلزله شديدي به وقوع پيوسته و به ويرانه اي مبدّلش ساخته است؛ زيرا در جاي جاي بقيع بجز قطعات سنگ و كلوخ در هم ريخته و خاك ها و زباله هاي روهم انباشته و تيرهاي چوب كهنه و شيشه هاي درهم شكسته و آجرها و سيمان هاي تكه تكه شده، چيز ديگري نمي توان ديد. فقط در بعضي از رهگذرهاي تنگ اين قبرستان از ميان اين زباله ها راه باريكي براي عابرين باز نموده اند. و اما آنچه در كنار ديوار غربي بقيع ديدم، تلي بود از تيرهاي قديمي و تخته هاي كهنه و سنگ ها و قطعات آهن روي هم انباشته كه اينها بخشي از زباله ها و بقاياي مصالح ساختمان هاي ويران شده اي بود كه در كنار هم انبار شده بود ولي اين ويراني ها و خرابي ها نه در اثر وقوع زلزله و يا حادثه طبيعي، بلكه با عزم و اراده انسان ها به وجود آمده است و همه آن گنبد و بارگاه هاي زيبا و سفيد رنگ كه نشانگر قبور فرزندان وياران پيامبر اسلام بود، با خاك يكسان گرديده است.»

او اضافه مي كند: «چون براي مشاهده بيشترِ اين آثار، كه نشانگر قبور مسلمانان صدر اسلام و تاريخ سازان روزگار است، در ميان سنگ و كلوخ حركت مي كردم. از زبان راهنمايم شنيدم كه از شدت ناراحتي اين جمله ها را آهسته! تكرار مي نمود: "استغفراللّه”، "استغفراللّه”، "لا حول ولا قوّة اِلا باللّه”»




 
 

اطلاعاتي جديد از َبقيع و مقام رأس‌الحسين (ع) ارائه مي شود

 

 

 

رسول جعفريان تصحيح «لطايف الاذكار» از قديمي‌ترين آثار فارسي در حوزه حج و جغرافياي ايران را به‌كوشش نشر علم در دست انتشار دارد كه در آن جزئياتي از بقيع و قبور امامان، مقام رأس‌الحسين (ع) و مزار حضرت علي (ع) در نجف ذكر شده است.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج به نقل از تسنيم، حجت‌الاسلام والمسلمين رسول جعفريان نويسنده و مورخ تاريخ اسلام ، از انتشار تازه‌ترين اثر خود با عنوان «لطايف الاذكار» خبر داد و گفت: لطايف الاذكار يكي از قديمي‌ترين آثار فارسي در حوزه حج و جغرافياي ايران است كه به‌زودي توسط نشر علم منتشر خواهد شد.

وي ادامه داد: نويسنده اين كتاب ابوجعفر شمس‌الدين محمد‌بن عمربن عبدالعزيزبن مازه است كه است كه در سال ۵۱۱ متولد شده و در سال ۵۶۶ درگذشته است. وي از خاندان آل‌برهان يكي از بنام‌ترين خاندان‌هاي علمي و سياسي بخارا در قرن‌هاي ششم تا هشتم است. اثر يادشده راهنماي حج است كه براي مسافران خراساني به‌ويژه بخارائيان نوشته شده كه آنها سالها به‌صورت كارواني و انبوه راهي حج مي‌شدند.

جعفريان با بيان اين مطلب كه اين كتاب در سال ۵۵۲ نوشته شده است، گفت: اين كاروان‌ها در هر شهر به زيارت قبور مشايخ رفته مسير از خراسان تا حرمين را طي مي‌كردند.
ابن‌مازه در اين كتاب از مزارات بخارا شروع كرده، سپس از مرو، سرخس، نيشابور، بسطام، ري، همدان، كرمانشاه، بغداد و كوفه و در نهايت ربذه از قبر ابوذر سخن رانده است.
وي كتاب را به‌درخواست مادرش كه در اين سفر همراه وي بوده نگاشته است.

رئيس سابق كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد: در بخش اول كتاب، آداب دعا و زيارت آمده و در بخش نهايي كتاب مناسك حج و بخشي هم در شناخت اماكن متبركه مكه و مدينه آمده است. در مقدمه اين كتاب شرح‌حالي از نويسنده و خاندان وي ارائه شده است. اين كتاب اگرچه در ظاهر سفرنامه نيست، اما در عمل يك اثر سفرنامه‌اي است كه شهر به شهر طي و در هر شهر قبور مشايخ و شرح حال مختصري از آنها ارائه شده است.

وي گفت: ميان اطلاعات اين كتاب، اطلاعاتي درباره بخارا، مرو و نيز مقام رأس‌الحسين (ع) به چشم مي‌خورد كه بسيار جالب توجه و حائز اهميت است، هم‌چنين در اين سفرنامه علاوه بر آن كه مزارات مشايخ صوفيه در بخارا معرفي شده، مطالب كوتاهي درباره مزار امام علي (ع) در نجف و مزار امام حسين (ع) در كربلا وجود دارد.

جعفريان ادامه داد: هم‌چنين از ديگر نكات جالب توجه اين سفرنامه ذكر اطلاعاتي درباره بقيع و زيارت نامه‌اي براي قبور امامان بقيع (ع) است كه با وجود كوتاه بودن، بسيار دقيق است.

«لطايف الاذكار» به‌تصحيح و حواشي رسول جعفريان در ۲۵۴ صفحه به‌زودي از سوي نشر علم منتشر مي‌شود.

نماز عید سعید فطر

 

نماز عيد فطر

 

و سوره اءعْلى بخواند و بعد از قرائت پنج تكبير

 

 بگويد و بعد از هر تكبيرى اين قنوت را بخواند

 

 

اَللّهُمَّ اَهْلَ الْكِبْرِياَّءِ وَالْعَظَمَةِ وَاَهْلَ الْجُودِ

 

وَالْجَبَرُوتِ وَاَهْلَ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ

 

 وَاَهْلَ التَّقْوى وَالْمَغْفِرَةِ

 

اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذَا الْيَومِ الَّذى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمينَ عيداً

 

وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ ذُخْراً [وَشَرَفاً] وَمَزِيْداً

 

 اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

 

وَاَنْ تُدْخِلَنى فى كُلِّ خَيْرٍ اَدْخَلْتَ

 

 فيهِ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ

 

وَاَنْ تُخْرِجَنى مِنْ كُلِّ سُوَّءٍ اَخْرَجْتَ مِنْهُ

 

 مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ

 

 اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ خَيْرَ ما سَئَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصّالِحُونَ

 

 وَاَعُوذُ بِكَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُكَ الْصّالِحُونَ

 

 

خدايا اى اهل بزرگى و عظمت و اى شايسته بخشش

 

 و قدرت و سلطنت و اى شايسته عفو و رحمت

 

و اى شايسته تقوى و آمرزش از تو خواهم به

 

حق اين روزى كه قرارش دادى براى مسلمانان

 

 عيد و براى محمد صلى الله عليه و آله ذخيره

 

 و شرف و فزونى مقام كه درود فرستى بر

 

محمد و آل محمد و درآورى مرا در هر خيرى

 

كه درآوردى در آن خير محمد و آل محمد را

 

و برونم آرى از هر بدى و شرى كه برون

 

آوردى از آن محمد و آل محمد را - كه

 

درودهاى تو بر او و بر ايشان باد - خدايا از

 

 تو خواهم بهترين چيزى را كه درخواست كردند

 

 از تو بندگان شايسته ات و پناه برم به تو از آنچه

 

پناه بردند از آن بندگان شايسته ات

 

 

پس تكبير ششم بگويد و به ركوع رود

 

 و بعد از ركوع و سجود برخيزد

 

التماس دعا

در دعاهایتان حقیر را فراموش نفرمایید

 

دعای ایام ماه مبارک رمضان    30

 

دعاي روز سى ام

 

اَللّهُمَّ اجْعَلْ صِيامى فيهِ بِالشُّكْرِ

 

 وَالْقَبُولِ عَلى ما تَرْضاهُ

 

وَيَرْضاهُ الرَّسُولُ مُحْكَمَةً فُرُوعُهُ بِالاُْصُولِ

 

 بِحَقِّ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطّاهِرينَ

 

 وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ

 

 

 

خدايا چنان كن روزه ام را در اين ماه كه مورد

 

 قدردانى و پذيرش بوده و بر طبق خوشنودى

 

تو و خوشنودى رسولت باشد و محكم باشد

 

فروع آن بوسيله اصول به حق آقاى ما محمد

 

وعترت طاهرينش وسپاس مخصوص پروردگار

 

 جهانيان است

 

 

 

 

دعای ایام ماه مبارک رمضان  29

 

دعاي روز بيست و نهم

 

 

اَللّهُمَّ غَشِّنى فيهِ بِالرَّحْمَةِ

 

وَارْزُقْنى فيهِ التَّوْفيقَ وَالْعِصْمَةَ

 

وَطَهِّرْ قَلْبى مِنْ غَياهِبِ التُّهَمَةِ

 

يا رَحيماً بِعِبادِهِ الْمُؤْمِنينَ

 

 

 

خدايا فراگير مرا در اين ماه به مهر خود

 

و روزيم كن در آن به توفيق و خودنگهدارى

 

 و پاك كن دلم را از تيرگيهاى تهمت

 

 اى مهربان نسبت به بندگان مؤ من خود

 

 

دعای روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان

 

 

دعاي روز بيست و هفتم

 

اَللّهُمَّ ارْزُقْنى فيهِ فَضْلَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ

 

وَصَيِّرْ اُمُورى فيهِ مِنَ الْعُسْرِ اِلَى الْيُسْرِ

 

وَاقْبَلْ مَعاذيرى وَحُطَّ عَنّىِ الذَّنْبَ وَالْوِزْرَ

 

يا رَؤُفاً بِعِبادِهِ الصّالِحينَ

 

خدايا فضيلت شب قدر را در اين ماه روزيم گردان

 

و بگردان كارهايم را در آن از سختى به آسانى

 

 و عذرهايم را بپذير

 

و ورز و گناهم را بريز

 

اى مهربان به بندگان شايسته ات

 

ادامه نوشته

دعای ایام ماه مبارک رمضان   26

 

دعاي روز بيست و ششم

 

اَللّهُمَّ اجْعَلْ سَعْيى فيهِ مَشْكُورا

 

وَذَنْبى فيهِ مَغْفُورا

 

وَعَمَلى فيهِ مَقْبُولاً

 

وَعَيْبى فيهِ مَسْتُوراً

 

يا اَسْمَعَ السّامِعينَ

 

 

خدايا قرار ده كوششم را در اين ماه مورد

 

سپاس و تقدير

 

و گناهم را در آن آمرزيده

 

و عملم را در آن پذيرفته

 

و عيبم را در آن پوشيد

 

اى شنواترين شنوايان

ادامه نوشته

دعای روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان

 

دعای روز بيست و پنجم

 

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فيهِ مُحِبَّاً لاِوْلِياَّئِكَ

 

وَمُعادِياً لاِعْداَّئِكَ

 

مُسْتَنّاً بِسُنَّةِ خاتَِمِ اَنْبِياَّئِكَ

 

يا عاصِمَ  قُلُوبِ النَّبِيّينَ

 

 

 خدايا قرارم ده در اين ماه دوستدار دوستانت

 

و دشمن دارنده دشمنانت

 

و پيرو راه و روش خاتم پيمبرانت

 

اى نگهدارنده دلهاى پيمبران

 

ادامه نوشته

دعای روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان

 

دعاي روز بيست و چهارم

 

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ فيهِ ما يُرْضيكَ

 

وَاَعُوذُبِكَ مِمّا يُؤْذيكَ

 

وَاَسْئَلُكَ التَّوْفيقَ فيهِ لاِنْ اُطيعَكَ وَلا اَعْصِيَكَ

 

يا جَوادَ السّاَّئِلينَ

 

 

 

خدايا از تو خواهم در اين ماه آنچه تو

 

را خوشنود سازد و پناه برم به تو از آنچه تو

 

 را بيازارد و از تو خواهم در آن توفيق براى

 

 اينكه پيرويت كنم ای عطا بخش سوال کنندگان

 

 

 

ادامه نوشته

دعای ایام ماه مبارک رمضان   23

 

دعاي روز بيست و سوّم

 

اَللّهُمَّ اغْسِلْنى فيهِ مِنَ الذُّنُوبِ

 

وَطَهِّرْنى فيهِ مِنَ الْعُيُوبِ

 

وَامْتَحِنْ قَلْبى فيهِ بِتَقْوَى الْقُلُوبِ

 

يا مُقيلَ عَثَراتِ الْمُذْنِبينَ

 

 

خدايا شستشويم ده در اين ماه از گناهان

 

و پاكم كن در آن از عيبها

 

و آزمايش كن در آن دلم را به پرهيزكارى دلها

 

اى ناديده گيرنده لغزشهاى گنهكاران

 

 

 
ادامه نوشته

دعاهای ایام ماه مبارک رمضان  22

 

دعاي روز بيست و دوّم

 

اَللّهُمَّ افْتَحْ لى فيهِ اَبْوابَ فَضْلِكَ

 

وَاَنْزِلْ عَلَىَّ فيهِ بَرَكاتِكَ

 

 وَوَفِّقْنى فيهِ لِمُوجِباتِ مَرْضاتِكَ

 

وَاَسْكِنّى فيهِ بُحْبُوحاتِ جَنّاتِكَ

 

 يا مُجيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّينَ

 

 

 خدايا باز كن برويم در اين ماه درهاى

 

فضلت را و بركاتت را در آن بر من نازل

 

فرما و موفقم دار در آن به موجبات

 

خشنوديت و مسكنم ده در آن وسطهاى

 

بهشتت اى اجابت كننده دعاى درماندگان

 

 

ادامه نوشته

دعای ایام ماه مبارک رمضان    21

 

دعاي روز بيست و يكم

 

اَللّهُمَّ اجْعَلْ لى فيهِ اِلى مَرْضاتِكَ دَليلاً

 

 وَلا تَجْعَلْ لِلشَّيْطانِ فيهِ عَلَىَّ سَبيلاً

 

وَاجْعَلِ الْجَنَّةَ لى مَنْزِلاً وَمَقيلاً

 

يا قاضِىَ حَواَّئِجِ الطّالِبينَ

 

 

خدايا برايم در اين ماه دليلى به موجبات

 

خوشنودى خود مقرر فرما و راهى براى

 

تسلط شيطان بر من باقى مگذار و بهشت را

 

منزل و آسايشگاهم قرار ده

 

اى برآرنده حاجات جويندگان

 

 

ادامه نوشته

دعای ایام ماه مبارک رمضان  20

 

دعاي روز بيستم

 

اَللّهُمَّ افْتَحْ لى فيهِ اَبْوابَ الْجِنانِ

 

وَاَغْلِقْ عَنّى فيهِ اَبْوابَ النّيرانِ

 

وَوَفِّقْنى فيهِ لِتِلاوَةِ الْقُرْانِ

 

يا مُنْزِلَ السَّكينَةِ فى قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ

 

خدايا بگشا در اين ماه برويم درهاى بهشت را

 

و ببند برويم در آن درهاى دوزخ را

 

و موفقم دار به تلاوت قرآن

 

اى فرو فرستنده آرامش در دلهاى مؤ منان

 

 

 

ادامه نوشته

دعای ایام ماه مبارک رمضان  19

 

دعاي روز نوزدهم

 

اَللّهُمَّ وَفِّرْ فيهِ حَظّى مِنْ بَرَكاتِهِ

 

 وَسَهِّلْ سَبيلى اِلى خَيْراتِهِ

 

وَلا تَحْرِمْنى قَبُولَ حَسَناتِهِ

 

يا هادِياً اِلَى الْحَقِّ الْمُبينِ

 

 

خدايا سرشار كن در اين ماه بهره ام را از

 

بركات آن و هموار ساز راهم را به سوى

 

خيرات آن و محرومم مساز از پذيرفتن حسناتش

 

 اى راهنماى بسوى حقيقت آشكار

 

ادامه نوشته

دعای ایام ماه مبارک رمضان   18

 

 

 

دعاي روز هيجدهم

 

اَللّهُمَّ نَبِّهْنى فيهِ لِبَرَكاتِ اَسْحارِهِ

 

وَنَوِّرْ فيهِ قَلْبى بِضياَّءِ اَنْوارِهِ

 

وَخُذْ بِكُلِّ اَعْضاَّئى اِلىَ اتِّباعِ اثارِهِ

 

بِنُورِكَ يا مُنَوِّرَ قُلُوبِ الْعارِفينَ

 

 

خدايا آگاهم ساز در اين ماه از بركات سحرهاى آن

 

 و نورانى كن در آن دلم را به پرتو انوار آن

 

و بگمار تمام اعضاء و جوارحم را به پيروى

 

كردن آثارش

 

 به نور خود اى روشنى دهنده دلهاى عارفان

 

 

ادامه نوشته

شهیدی که به تشیع جنازه دوستش رفت

 

مادر و خواهر شهید داود اعرابی از پاره تنشان می گویند

 

شهدا

نام :  داود

نام خانوادگی :  اعرابی

نام پدر :  سلیمان نیک

استان محل تولد :  تهران

تاریخ تولد :  1347/09/02

دانشگاه :  صنعتی شریف

رشته تحصیلی :  مهندسی برق

مدرک تحصیلی :  کارشناسی

شهادت در عملیات :  مرصاد

تاریخ شهادت :  1367/05/05

لینک قسمت اول 

لینک قسمت دوم

لینک قسمت سوم

لینک قسمت چهارم

لینک قسمت پنجم 

گفتگو با خانواده محترم شهید داوود اعرابی

از دوران جوانی شهید داود اعرابی بگویید.

مادر شهید: من یک علاقه خاصی به این بچه داشتم .نمی دونید چه قدر دوستش داشتم .باور کنید جلوی خواهرش می گویم این چهار تا پنچ تا بچه که من دارم همه یک طرف، داوود هم یک طرف. این قدر برایم عزیز بود چون می دانستم راه خدا می رود. خیلی دوستش داشتم علاقه خاصی به او داشتم. واقعاً هم وقتی می رفت جبهه پدرش من را اذیت می کرد. باور کنید هفته هفته خرجی به من نمی داد. می گفت تو بچه من را فرستادی. می گفتم والله بالله من کی گفتم برود. یک دفعه به داوود گفتم که پدرت این جور با من رفتار می کند به من خرجی نمی دهد و من را اذیت می کند .گفت مامان جان بعداً می دهد عیبی ندارد شما چرا این حرف را می زنید. شما که خانم مۆمنی هستید چرا این حرف را می زنید؟ گفتم آخه پدرت مرا می کشد اذیتم می کند .گفت ولش کن خوب می شود . آخرش خوب می شود. هیچ حرفی جلودار رفتنش نبود. نمی توانستیم جلوی او را بگیریم تصمیم گرفته بود.

خواهر شهید: توی  دفترچه ای نوشته بود تا چهل روز مبارزه با نفس داشتند بعد از اون تاریخ می زند که می روم جبهه فکر می کنم که بعد از اون رفتند و دیگه برنگشتند.

- یعنی شما می گویید برنامه ای برای مبارزه با نفس داشتند که تمام شد رفتند جبهه و شهید شدند؟

بله، اون مرحله آخر که دیگه رفتند جبهه و شهید شدند.

اون دفترچه الان پیش آقای کیومرثی از دوستان داوود است. داوود اسم بعضی از دوستانش را در آن دفترچه برده است. مثلاً با فلانی رفتم فلان جا. این ها را من می شناسم. این دفترچه را دادم به اون برای اینکه مطالعه کنند بدانند که دوستشون چه قدر سعی داشتند که به تکامل برسند وبه کمال انسانی برسندو اون چیزهایی که خدا خواسته بود.

یکی از خوابهایی که چند وقت پیش یکی از دوستان من در رابطه با برادرم دیده بودند این بود که برادر من می آید با پیش نماز مسجد امام حسین (ع) تو خواب برادر این دوست من .به داوود می گوید  تا اینجا آمدی بیا یک سری هم به پدر و مادرت بزن. گفته بود نه من آمده ام تشییع جنازه یکی از شهدا یکی از دوستانم- (خوب مرحله به مرحله شهدا را می آرودند دیگه) بعد اسم حتی پیش نماز که بعداً گفتند درست بوده دقیقاً با همان پیش نماز بود که تو خواب می آید بعد برادرم گفته بود که من تا همین جا فقط اجازه که دارم بیایم تشییع جنازه دوستم .

یعنی درست آن  فرموده امام که فرمودند بعضی از علمای ما شصت هفتاد سال شاید درس می خوانند، مطالعه و تحقیق می کند ولی بعضی از بسیجی های ما ره صد ساله را یک شبه رفتند واقعاً هم همین طور است .یعنی ما بعد از این مدت تازه می فهمیم که واقعاً چه گوهر گرانبهایی را از دست داده ایم. افتخار هم می کنیم البته .یعنی وقتی جوان های الان را می بینیم افتخار می کنیم.

مادر شهید: یازده، دوازده سال مفقود بود . من دنیار را خرج برای این کردم هر چه بگویید کردم سفره باز کردم هر کاری بود می کردم اون طرف دنیا مثلاً می گفتند آزاده آمده می رفتم می پرسیدم می گفتند بچه شما نیامده. خلاصه هر کاری کردیم آخر نشد دیگه. ما احتمال می دادیم که ایشون اسیر شده باشند. امید داشتیم که بیاید نمی دانستیم این جور شده. آخر سر هم برادر شوهر خواهر داوود باهاش رفته بود.

- چی شد که پیدا شد؟ از پیدا شدنش خبر ندادند ؟

مادر شهید:  سال 78 بود که آوردنش بعد از یازده سال و اندی- هفتاد و دو نفر را آوردند که داوود توی این هفتاد و دو نفر بود. هر وقت شهید می آوردند ما می رفتیم. دوستانش می رفتند یک دفعه که هفتاد و دو نفر آوردند توی اونها بود حالا دقیقاً یادم نیست.

خواهر شهید: این دفعه آخر که برادر خودمن را آوردند من اون موقع سعادت نداشتم  که آنجا باشیم یعنی هر دفعه که شهدا را می آوردند من می رفتم ولی اون دفعه که برادر من جزء شهدا بوده من اونجا حضور نداشتم اون قدر واقعاً برای من گران تمام شد که بعداً از اونجا به خانه ما زنگ زدند- زنگ زدند گفتند که آیا به این نام شما بچه ای دارید نام پدرش ایمان بیگ است. گفتیم بله گفتند که پیکرش اینجا است.

شهدا

 

- حاج خانم خوابی از قبل از به دنیا آمدنش یا قبل از شهید شدنش  ندیدید؟

من وقتی مفقود شد خیلی خواب می دیدم .از وقتی که مریض شدم دیگه حواسم سرجایش نیست و دیگه خوابم یادم نیست.

خواهر شهید: پدرم سال اولی که داداش مفقود شده بود یک خوابی دیده بود.

پدر شهید: یک دفعه از خواب بلند شدم نشستم دیگه هیچی نفهمیدم. این را سوزاندند با یک دستگاه سوزاندند رفقایش می گفتند.

مادر شهید: ما وقتی رفتیم جنازه اش را دیدیم فقط کله خشکش را دیدیم.

خواهر شهید: فیلم تشییع جنازه اش است.

مادر شهید: توی عملیات مرصاد برادر شوهر خواهر داوود همراهش بوده و به داوود گفته بود نرو جلو بیا بریم خانه گفته بود من می روم این دو تا جایشان سوا بود اون روز آمده بود با داوود که نگذارد داوود برود جلو. گفته بود داوود جان جلو نرو، جلو نرو، بعد داوود گفته بود من آمده ام اینجا بروم جلو چرا نروم تو نمی آیی گفته بودنه گفته بود من می روم خداحافظی کرد و همون رفتن بود و دیگه نیامد. اون می دونست داوود شهید شده به ما نگفت جنازه اش را که آوردند به ما گفت.

- از  روزهای آخر که جبهه بودند چیزی نگفت؟

خواهر شهید: نه، می گفت که فقط به داوود گفتم بیا برویم بیا برگردیم .می گفت  من هم خودم اگه یک لحظه دیرتر آمده بودم شهید می شدم.گفت  من به داوود گفتم بیا برویم .داوود گفت که نه من نمی آیم .من می خواهم جبهه باشم. این هم سریع رفته بود سوار شده بود و بعد خمپاره آمده بود. فکر می کنم با همان خمپاره ایشون به شهادت رسیدند.

مادر شهید: خمپاره که زدند دشمن گفته بود که شهید کم دادند. بعد از جنگ مرصاد دوباره خمپاره زدند بعد از امضای قطعنامه ایشون شهید شدند و عملیات مرصاد تمام شده بود پنجم مرداد بوده است.

خواهر شهید: یکی از خوابهایی که چند وقت پیش یکی از دوستان من در رابطه با برادرم دیده بودند این بود که برادر من می آید با پیش نماز مسجد امام حسین (ع) به داوود می گوید که تا اینجا آمدی بیا یک سری هم به پدر و مادرت بزن .گفته بود نه من آمده ام تشییع جنازه یکی از شهدا .یکی از دوستانم- (خوب مرحله به مرحله شهدا را می آرودند دیگه) بعد اسم حتی پیش نماز که بعداً گفتند درست بوده .دقیقاً با همان پیش نماز بود که تو خواب می آید .بعد برادرم گفته بود که من تا همین جا فقط اجازه که دارم بیایم تشییع جنازه دوستم .یعنی آمده بود که به حساب برود- تو خواب گفته بود تشییع جنازه یکی از دوستانم. بعد همراه پیش نماز مسجد امام حسین هم بوده حالا نمی دانم ایشون با اون پیش نماز قبلاً رابطه داشته؛ این را ما نمی دانیم که چرا ایشون آمده توی خواب.

- ایشون الان زنده اند؟

بله، اسمش را که به من گفتند گفتم فلانی است که بعد سوال کرده بود از برادرش که گفته بود بله درسته همین آقا بوده. حالا نمی دانم شاید قبلاً ایشون اون مسجد هم می رفتند ما اطلاع نداریم. خیلی فعال بودند در این رابطه.

-  هر آدمی یک ویژگی های شخصیتی دارد .حالا مثلاً مادر گفتند که خیلی صبور بودند ولی ظاهرا مثل اینکه یک مقداری هم حالت تند بودن داشتند درست است؟

خواهر شهید: یکی از دوستانش که تو دفتر یادداشت کرده بود ،همون دفتری که الان نیست ،که من هیچ موقع خشم ایشون را ندیدم فقط در رابطه با چیزی که ناحق بود  اتفاق می افتاد وگرنه من هیچ موقع ایشون را در این حالت ندیده بودم. فرآوری عاطفه مژده

برگرفته از :بخش فرهنگ پایداری تبیان

 


جدول  زاويه انحراف قبله  مراكز استانهاي

 

 

 

در جدول زير زاويه انحراف قبله براي مراكز استانهاي ايران ارائه شده است.

نام شهر زاويه انحراف قبله (درجه)
از جنوب به سمت غرب
نام شهر زاويه انحراف قبله (درجه)
از جنوب به سمت غرب
 اراك 37  اردبيل 26
 اروميه 17  اصفهان 46
 اهواز 41  ايلام 27
 بجنورد 48  بندرعباس 72.5
 بوشهر 55  بيرجند 61
 تبريز 20.5  تهران 38.5
 خرم آباد 34  رشت 31
 زاهدان 72  زنجان 29
 ساري 41  سمنان 44
 سنندج 26  شهركرد 44.5
 شيراز 57.5  قزوين 33.5
 قم 39  كرمان 64.5
 كرمانشاه 28  گرگان 43.5
 مشهد 54.5  همدان 32
 ياسوج 51.5  يزد 54.5

محاسبه جهت قبله

 

مشخصات مكانيشهر: آزادشهر
طول جغرافيايي: 18/55    عرض جغرافيايي: 08/37 

جهت قبله
درجه: 6/224

توجه: سمت قبله از شمال به سمت مشرق اندازه‌گيري مي شود.
بدين ترتيب سمت جنوب 180 درجه و سمت مغرب 270 درجه است.
لازم به ذكر است كه در شكل قبله نماي مجاور، جهت قبله در راستاي خط قرمز رنگ و از سمت مركز قبله‌نما به سمت خارج آن مي‌باشد.

درجه : 224
دقيقه : 36
ثانيه : 38
-->



کرامات حضرت فاطمه معصومه (س)

 

از آنجا كه فاطمه معصومه عليها السلام از خانداني است كه در زيارت جامعه خطاب به ايشان آمده است: ((عادتكم الاحسان و سجيتكم الكرم))[1] كرامات و عنايات آستان مقدسش بسيار فراوان و شامل حال خاص و عام بوده است: از بزرگاني همچون ملاصدرا و آيت الله بروجردي گرفته تا آن مسلمان عاشقي كه از دور افتاده ترين كشور اسلامي به عشق زيارت و به اميد عنايت به حريم قدس او راه يافته, همگي را مورد لطف و عنايت كريمانه خود قرار داده است; ولي با كمال تاسف اين كرامات تا كنون ثبت و ضبط نشده است, ما هم نمونه هايي برگزيده از كرامات آن حضرت را در اينجا ميآوريم; به اميد آن كه مجموع كرامات آن حضرت در كتاب مستقل گردآوري شود.

ادامه نوشته

مواظب نماز صبح باشید

 

 

 

رسول خدا:

کسی که نماز صبح نخواند قرآن از او بیزار است

 

هرکه نماز ظهر بجا نیاورد پیامبران الهی از او

 بیزارند.


هرکه نماز عصر را ترک کند فرشتگان از او

 بیزار است.


هرکه نماز مغرب نخواند دین از او بیزار است.


هرکه نماز عشارا ترک کند خدای جهان از او

 

 بیزار است.

 

اسرار الصلوه/ص۳۴ 

 

دعای ایام ماه مبارک رمضان   18

 

 

دعاي روز هيجدهم

 

اَللّهُمَّ نَبِّهْنى فيهِ لِبَرَكاتِ اَسْحارِهِ

 

وَنَوِّرْ فيهِ قَلْبى بِضياَّءِ اَنْوارِهِ

 

وَخُذْ بِكُلِّ اَعْضاَّئى اِلىَ اتِّباعِ اثارِهِ

 

بِنُورِكَ يا مُنَوِّرَ قُلُوبِ الْعارِفينَ

 

 

خدايا آگاهم ساز در اين ماه از بركات سحرهاى آن

 

 و نورانى كن در آن دلم را به پرتو انوار آن

 

و بگمار تمام اعضاء و جوارحم را به پيروى

 

كردن آثارش

 

 به نور خود اى روشنى دهنده دلهاى عارفان

 

 

ادامه نوشته

دعای سفره

 

 

ِبسمِ اللّه اَلرَّحمنِ اَلرَحيم

اََلحَمدُلِّلهِ اَلَّذي يَخلُقُ وَلا يُخلَق ؛ وَيَرزُقُ وَلا يُرزَق ؛  يُطعِمُ وَلا يُطعَم ؛

  زادَاَللّهُ النَعَم َ؛دَفَعَ اَللّه اَلنَقَم ؛ بِحَقِّ سَيِّدِالعَرَبِ وَاَلعَجَم ؛ هَنيأً لِلا کِلينِ ؛

  وَبَرَکةً لِلباذِلينِ ؛ صِحََّةً لِلجالِسين ؛ وَشَفاءً لِمَرضَي اَلمُومِنينَ وَاَلمومِنات ؛

 وَسَلا مَةً لِسَفَرِاَلمُسافِرينِ ؛ وَمَغفِرَةً لِاَمواتِ اَلحاضِرينِ ؛ سيِّما اَمواتِ

صاحِبِ اَلاطعِمَة وَاَلاشرِبة ؛ اَللّهُمَّ طَيِّب تُرابَهُم وَيَسِّر حِسابَهُم  وَاَحشُر هُم 

 مَعَ اَلايمَة َ اَلمَعصومين عَلَيهِمُ الَسَّلام  ؛ اَللّهُمَّ اَجعَل قَبرَهُم رَوضَةَ مِن

 رِياضِ اَلجَنَّة وَلا تَجعَل قَبرَهُم حُفرَةِ مِن حُفَرِالنِيرانِ ؛ بِحَقِّ القُرانِ وَ بِحَقِّ

 سورَةِ المُبارَکَةِ الفا تَحةَ وَالاِخلاصِ وَاَلصَّلَوات   

 

                        [[ آمينَ ربَّ اَلعالَمين ]] 

 

 

 

داستان قوم ثمود

 

 

آنگاه که خداوند متعال قوم عاد را با بادهای توفنده و سرکش (بِریح صرصر عاتیة - حاقه / 6) به هلاکت رساند و هود(ع) و موءمنان همراهش را نجات داد و رهایی بخشید، او در کنار همراهان با ایمانش، آن گونه که خداوند برای آنان تقدیر کرده بود، زندگی دوباره‏ای از سر گرفتند. از اقامتگاه هود و پیروان موءمنش اطلاعی نداریم و متون نیز در این باره چیزی در اختیار ما نمی‏گذارند.

سرانجام هود(ع) وفات یافت. نسل پیروان موءمن و شایسته کردار او نیز به سرای باقی شتافت و نسل‏های جدیدی پا به جهان گذاشتند و اندک‏اندک رشد کردند. به تدریج، نیرنگ، شرک و کفر در آنان کارگر افتاد و شیطان توانست آنان را بفریبد.

فرمان‏های شیطان را به خوبی اجرا کردند و سرسپرده او شدند. قبیله «ثمود» از همین نسل‏های جدید بنیان نهاده شد.

«ثمود» قومی مشرک و کافر بودند و در برابر اللّه، بت و معبودان ساختگی را می‏پرسیدند؛ تا این که خداوند متعال، صالح(ع) را از میان خودشان به رسالت و پیامبری برانگیخت.

 

ادامه نوشته

مرگ، معاد کافران

 

 

مرگ، معاد کافران

منابع مقاله:

آشنائی با قرآن جلد سوم، مطهری ، مرتضی؛


 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و لو تری اذ یتوفی الذین کفروا الملائکة یضربون وجوههم و ادبارهم و ذوقوا عذاب الحریق.ذلک بما قدمت ایدیکم و ان الله لیس بظلام للعبید کداب آل فرعون و الذین من قبلهم کفروا بآیات الله فاخذهم الله بذنوبهم ان الله قوی شدید العقاب ذلک بان الله لم یک مغیرا نعمة انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم و ان الله سمیع علیم کداب آل فرعون و الذین من قبلهم کذبوا بآیات ربهم فاهلکناهم بذنوبهم و اغرقنا آل فرعون و کل کانوا ظالمین .

آیه اولی که تلاوت شد، حالت بسیار ناهنجار و دردناکی را که کافران در حین قبض روح دارند بیان می کند.مکرر گفته ایم که روح کفر عبارت است از عناد ورزیدن در مقابل حقیقت.روایتی هست در کافی از امام باقر علیه السلام که مضمون آن این است:کل ما یجر الی الایمان و التسلیم فهو الاسلام و کل ما یجر الی الجحود فهو الکفر (1) یعنی هر چیزی که بازگشتش به این باشد که وقتی انسان در مقابل حقیقتی قرار می گیرد و تشخیص می دهد که این حقیقت است، تسلیم باشد، این برمی گردد به ایمان; و هر چیزی که بازگشتش به این باشد که وقتی انسان در مقابل یک حقیقتی که تشخیص می دهد حقیقت است قرار می گیرد عناد و مخالفت بورزد و انکار بکند، روح کفر است.

کافرانی که در مقابل پیغمبر اکرم(ص)قرار گرفته بودند، خداوند آنها را اینچنین مستحق عذاب دنیا و آخرت می داند.این بدان جهت است که اینها با تشخیص این که رسول اکرم(ص)کیست و سخنش چیست عناد می ورزیدند.از این جهت است که این مخالفت اینها کفر به معنی واقعی است.حالا قرآن کریم وضع قبض روح اینها را بیان می کند که با چه شدتی است و آغاز معذب شدن اینهاست.

می فرماید:و اگر مشاهده کنی آنگاه که فرشتگان الهی، اینها را قبض می کنند و تحویل می گیرند چگونه از پیش رو و پشت سر می زنند و به اینها می گویند اکنون این عذاب سوزان را بچشید.

ادامه نوشته

تاريخچه بناي بخش هاي مسجد الحرام

 

 

تاريخچه بناي بخش هاي مسجد الحرام

ساختمان کعبه

ساختمان کعبه از زمان عبدالله بن زبير و حجاج ثقفي تا دوران ما، به همان شکل کنوني باقي مانده است. مشخصات کعبه بر اساس متر، عبارت است از: طول ضلع در کعبه؛ يعني از رکن اسود تا رکن عراقي 68/11 متر. طول رکن عراقي تا شامي، طرفي که حجراسماعيل در آن قرار دارد: 90/9 متر. طول رکن شامي تا رکن يماني 04/12 متر. طول رکن يماني تا رکن اسود 18/10 متر.(1)
بناي کعبه از سنگ هاي سياه و سختي ساخته شده که با کنار زدن پرده از روي آن، کاملاً آشکار است. اين سنگ ها که از زمان بناي کعبه از سال(1040 ق) تا به امروز بر جاي مانده، از کوه هاي مکه به ويژه جبل الکعبه که در محله شُبَيکه مکه بوده، گرفته شده است. سنگ ها اندازه هاي مختلف دارد، به طوري که بزرگ ترين آن ها با طول و عرض و ارتفاع 190، 50 و 28 سانتيمتر و کوچک ترين آن ها با طول و عرض 50 و 40  سانتيمتر مي باشد. پايه هاي آن از سرب مذاب ساخته شده و بدين ترتيب بنايي است نسبتاً مستحکم و استوار. پيش از بناي قريش، کعبه دو در داشته است: يکي در ناحيه شرقي- محل در فعلي- و ديگري در ناحيه غربي، که از يکي وارد و از ديگري خارج مي شده اند، اما قريش تنها در ناحيه شرقي آن دري نصب کرد. بعدها ابن زبير در ديگر را گشود که به وسيله حجاج بسته شد و اکنون همان يک در باقي مانده است. اين در تا به حال چندين بار عوض شده است و آخرين بار در سال 1398 قمري به دستور خالد بن عبدالعزيز در جديدي ساخته و نصب گرديد. ساختمان کعبه نيز از سال 1040 تا قرن اخير تعمير نشده بود، ولي در سال 1377 قمري و سپس 1417 به دستور سعود بن عبدالعزيز و فهد بن عبدالعزيز در آن تعميراتي صورت گرفت. سقف کعبه به صورت دو سقفي است که با سه پايه چوبي که در ميانه آن در يک رديف قرار گرفته، نگهداري مي شود اطراف آن سنگ هاي مرمر نصب شده و در کنار آن پلکاني قرار دارد که براي رسيدن به سقف بالايي تعبيه شده است.


 

ادامه نوشته

غار اصحاب‌ کهف به روایت تصاویر

 

 


 



مهر : اصحاب کهف‌، در قصص‌ قرآنى‌ نام‌ گروهى‌ از مؤمنان‌ است که‌ از ستم‌ پادشاهى‌ مشرک‌ به‌ غاري‌ پناه‌ بردند و ساليانى‌ دراز به‌ خوابى‌ عميق‌ رفته و سپس بيدار شدند.

داستان‌ اين‌ گروه‌، با اشاراتى‌ کوتاه‌ در آيات 9 تا 26 سوره کهف يعني در 27 آيه تشريح شده است.

تعداد اصحاف به طور دقيق مشخص نيست، اگرچه رقم هفت بيشتر در مورد آنها بکار گرفته مي شود . در مورد تعداد اصحاب  در آيه 22 سوره کهف آمده است: به زودى خواهند گفت ‏سه تن بودند [و] چهارمين آنها سگشان بود و مى‏گويند پنج تن بودند [و] ششمين آنها سگشان بود تير در تاريکى مى‏اندازند و [عده‏اى] مى‏گويند هفت تن بودند و هشتمين آنها سگشان بود بگو پروردگارم به شماره آنها آگاه‏تر است جز اندکى [کسى شماره] آنها را نمى‏داند پس در باره ايشان جز به صورت ظاهر جدال مکن و در مورد آنها از هيچ کس جويا مشو .

داستان کهف ، دلالت بر معاد

داستان اصحاب کهف دلالت بر معاد دارد. اين داستان از قول هاي مشهور بين اقوام و ملل زمانهاي مختلف مطرح است و قرآن کريم شرحي از آن را به قدري که شاهد براي مسئله معاد است بيان کرده است.

خداوند اصحاب کهف را براي مدت طولاني به خواب برد و بعد بيدار کرد تا به منکرين معاد برساند که مردن و زنده شدن مانند اصحاب کهف و سپس تنبه و بيداري آنهاست.

داستان اصحاب کهف در زماني به وقوع پيوست که تنازعي شديد در امر معاد و بعثت مردگان بين موحدين و مشرکين در گرفته بود، وقوع اين قضيه و حدوث اين حادثه که از هر جهت مشابه با مردن و زنده شدن جميع خلائق است، شک و ترديدي براي منکرين باقي نمي گذارد.



اصحاب کهف در ميان ملل مختلف

مانند‌ بسياري‌ ديگر از قصص‌ قرآنى‌، داستان‌ اصحاب‌ کهف‌ در ميان‌ صاحبان‌ اديان‌ آسمانى پيشينه‌ دارد، در واقع داستانى‌ مشهور در ميان‌ مسيحيان‌ شرق‌ و غرب‌ بوده‌ است‌.

قرآن‌ کريم‌ بدون‌ اينکه‌ به‌ صاحبان‌ ديانت‌ بخصوصى‌ اشاره کرده باشد به‌ تعبير «يقولون‌» به‌ شهرت‌ و تداول‌ اين‌ داستان‌ در ميان‌ پيشينيان و حتى‌ اختلافى‌ در جزئيات‌ داستان‌ ميان‌ بازگو کنندگان‌ اشاره‌ دارد، سوره کهف آيه 22.

در ميان‌ مسيحيان‌، اصحاب‌ کهف‌ نه‌ به‌ دليل پناه‌ بردنشان‌ به‌ غار، بلکه‌ از جهت‌ به‌ خواب‌ رفتنشان‌ شهرت‌ يافته‌اند و با عنايت‌ به‌ اينکه‌ شمار آنان‌ 7 نفر انگاشته‌ شده‌ است‌، در غالب‌ منابع‌ به‌ خصوص‌ در منابع‌ مسيحيت‌ غربى‌ به‌ "7 خفتگان" شناخته‌ شده‌اند.

کاوش‌ در پى‌ اصحاب‌ کهف‌

جايگاه‌ داستان‌ اصحاب‌ کهف‌ نزد مسلمانان‌ و وجود اين‌ باور که‌ هنوز مى‌توان‌ نشانى‌ از غار اصحاب‌ کهف‌ را بازجست‌، موجب‌ آن‌ شده‌ تا در طول‌ تاريخ‌ کاوش هايي براي دستيابي به غاري که اصحاف کهف در آن به خواب رفتند انجام شده و مکان هايي نيز در پي اين کاوش ها و يا بطور تصادفي مشخص و معرفي شده اند... به‌ طبع‌ شهرت‌ اينکه‌ اصحاب‌ کهف‌ در بلاد روم‌ سکنى‌ داشته‌اند، انگيزه‌اي‌ بوده‌ است‌ تا اين‌ جويندگان‌، در پى‌ يافتن‌ اطلاعاتى‌ جديد و موثق‌ درباره اصحاب‌ کهف‌ بيشتر به‌ جانب‌ روم‌ توجه‌ کنند.

جايگاه غار اصحاب کهف از منظر آيت الله مکارم شيرازي

در مورد مکان غار اصحاب کهف نظريه هاي مختلفي وجود دارد و مکانهاي متعددي به عنوان غار اصحاب کهف معرفي شده اند.

در تفسير نمونه آيت الله مکارم شيرازي، جلد 12، صفحه 438 درمورد غار اصحاب کهف آمده است: اينکه اصحاب کهف در کدام منطقه از روى زمين زندگى مى کردند و اين غار در کجا قرار داشته، در ميان دانشمندان و مفسران گفتگو بسيار است.

گرچه پيدا کردن محل دقيق اين غار تأثير زيادى در اصل داستان، نکات تربيتى و اهميت تاريخي آن ندارد اما دانستن محل اين حادثه مى تواند کمک به فهم بيشتر خصوصيات آن کند.

به هر حال، در ميان احتمالات و اقوالى که در اين زمينه وجود دارد دو قول به صحت نزديک ترند:

نخست اينکه اين حادثه در شهر «افسوس» واقع شده و اين غار در نزديکى آن قرار داشته است.

ويرانه هاى اين شهر، هم اکنون در نزديکى «ازمير» در «ترکيه» به چشم مى خورد، و در کنار قريه «اياصولوک» در کوه «ينايرداغ» هم اکنون غارى ديده مى شود که فاصله چندانى از «افسوس» ندارد.



اين غار، غار وسيعى است که مى گويند آثار صدها قبر در آن به چشم مى خورد و به عقيده بسيارى غار «اصحاب کهف» همين است.

به طورى که ارباب اطلاع نقل کرده اند، دهانه اين غار به سوى شمال شرقى است و همين سبب شده که بعضى مفسران بزرگ در اصالت آن ترديد کنند، در حالى که اين وضع مؤيد اصالت آن است زيرا قرار گرفتن آفتاب به هنگام طلوع در سمت راست غار و در هنگام غروب در سمت چپ ، مفهومش آن است که دهانه غار به سوى شمال و يا اندکى متمايل به شمال شرقى باشد.

عدم وجود مسجد و معبدى در حال حاضر در کنار آن، دليلى بر نفى اصالت آن نيز نخواهد بود، چه اينکه ممکن است با گذشتن حدود 17 قرن آثار آن معبد از بين رفته باشد.

دومين غار، غارى است که در نزديکى پايتخت «اردن» يعنى شهر «امان» واقع شده است، در نزديکى روستايى به نام «رجيب».

 


در بالاى اين غار، آثار صومعه اى ديده مى شود که طبق پاره اى قرائن، مربوط به قرن پنجم ميلادى است که بعد از غلبه مسلمين بر آنجا تبديل به مسجد شده و محراب و مأذنه دارد.

ديگر غارها

در برخى‌ روايات‌ آمده‌ که‌ در قريه‌اي‌ به‌ نام‌ لوشه‌ در غرناطه‌، غاري‌ ديده‌ شده‌ است‌ که‌ اجسادي‌ با سگشان‌ در آن‌ وجود دارند و مردم‌ آنان‌ را اصحاب‌ کهف‌ مى‌پندارند.

در کنار آن‌ غار مسجدي‌ است‌ و در نزديکى‌ مسجد، قصري‌ به‌نام‌ رقيم‌ و در قسمت‌ شمالى‌ غرناطه‌ شهري‌ قديمي‌ به‌ نام‌ دقيوس‌ وجود دارد .

در ايالت نخجوان آذربايجان نيز غاري به عنوان غار اصحاب کهف معرفي شده است.



 


اصحاب کهف در متون کهن مسيحي و توجه خاورشناسان

در دايرةالمعارف بزرگ اسلامي آمده است: در متون‌ مسيحى‌ کهن، داستان‌ اصحاب‌ کهف‌ با مضامينى‌ کاملاً قابل‌ مقايسه‌ با مضامين‌ اسلامى‌ ديده‌ مى‌شود، بدان‌گونه‌ که‌ نه‌ تنها مى‌توان‌ خطوط کلى‌ داستان‌ قرآنى‌ را در پرداختهاي‌ مسيحى‌ بازيافت‌ بلکه‌ بخش‌ تفصيلات‌ داستان‌ در روايات‌ و تفاسير اسلامى‌ نيز با پرداختهاي‌ مسيحى‌ قابل‌ مقايسه‌ است‌.

اصحاب‌ کهف‌ و مقايسه آن‌ با نمونه‌هاي‌ مسيحى و همچنين‌ تطبيق‌ آن‌ با برخى‌ دانسته‌هاي‌ تاريخى، توجه‌ خاورشناسان‌ را به‌ خود جلب‌ کرده‌ است‌، چنانکه‌ از زواياي‌ مختلف‌ درباره اين‌ موضوع‌ به‌ تحقيق‌ پرداخته‌اند.

براي‌ نمونه‌ ماسينيون‌ با نگاهى‌ بر روايات‌ اسلامى‌ و مسيحى‌ به‌ بررسى‌ جايگاه‌ اصحاب‌ کهف‌ در ميان‌ گروههاي‌ قومى‌ گوناگون‌ به‌ ويژه‌ از نظر تصويرنگاري‌ ايشان‌ عنايت‌ داشته و طى‌ يک‌ سلسله‌ مقالات‌ به‌ تفصيل‌ به‌ اين‌ مطلب‌ پرداخته‌ است

از سويى‌ ديگر يونگ‌ با مقايسه داستان‌ اصحاب‌ کهف‌ و داستان‌ خضر نبى‌، به‌ موضوع‌ تجديد حيات‌ و عمر دوباره‌ يافتن‌ نظر داشته‌ است‌ .

منشأ زبان شناختي در کشورهاي اسکانديناوي، آلمان، مجارستان و ولز

واژه sjusovare يا syv sover که در کشورهاي اسکانديناوي سوئد، نروژ و دانمارک کاربرد داشته ريشه در داستان اصحاب کهف از افسوس دارد و به معناي کسي است که سخت و طولاني خوابيده است.

واژه "Siebenschl?fe" در زبان آلماني و "hétalv?" در زبان مجاري نيز معنايي شبيه به کاربرد مشابه در اسکانديناوي دارد. اين واژه ويژگي فردي را توصيف مي کند که معمولا خواب طولاني داشته و ديرتر از زمان لازم از خواب بيدار مي شود.

در دامنه واژگان ولزي نيز واژه "saith cysgadur" در داستان بلند ريز لوئيس نوشته دنيل اوون در سال 1885 به کار برده مي شود و اشاره به فردي دارد که خواب طولاني داشته است.



 اصحاب کهف در ادبيات قرون وسطي

توصيف شرايط و وضعيت اصحاب کهف، قرن شانزدهم در فرهنگ کليساي پروتستان عموميت يافت و جان دون از شعراي قرن شانزدهم شعري در اين رابطه سروده است.

در دوره روشنگري اشاره به داستان اصحاب کهف چندان فراگير نبود اما شرح اين داستان با ظهور عصر رومانتيسيزم احيا شد. اشاره به اين داستان در آثاري از تومان دي کوئنسي، شعري از گوته، داستاني از واشنگتن ايروينگ و اچ جي ولز به چشم مي خورد.

ظهور داستان اصحاب کهف در ادبيات دوران مدرن

دانيلو کيس نويسنده صرب - کرووات داستان اصحاب کهف را در قالب يک داستان کوتاه در کتاب خود با عنوان دانشنامه درگذشتگان روايت کرده است.

اين داستان در دو کتاب سوزان کوپر نيز روايت شده است.

گيلبرد موريس در مجموعه داستانهاي اصحاب کهف رويکرد مدرني به اين داستان داشته و با الهام از آن داستاني مشابه نقل کرده است.

 

اصلاح جامعه

 

 

 

امام على عليه‏السلام :

 

مِنْ كَمالِ السَّعادَةِ السَّعْىُ فى صَلاحِ الْجُمْهورِ

 

كوشش در راه اصلاح توده مردم، از كمال

 

خوشبختى است.

 

غررالحكم، ح 8990

 

 

 

آب

 

 

آب را یک دفعه  ننوشید ...آب را با سه نفس بنوشید (یعنی سه دفعه نفس بکشید ) چون با نوشیدن یکدفعه آب (هورت هورت ...) عامل درد زود هنگام کبد خواهید بود

این طریقه نوشیدن آب باعث میشه آب با بهترین شرط وارد بدن شده و به معده فرصت دریافت مناسب آب میدهیم.

 

(تجویز امام صادق (ع))

 

 

دعا كردن

 

 

مهمان به خاطر نعمتهاى الهى شكر خدا را بجا آورد و براى سلامتى و برآورده شدن حاجتهاى ميزبان دعا كند، رسول گرامى(ص) در خانه اى دعوت شده بود، در حق آنان فرمود:

«طعم عندكم الصائمون و اكل عندكم الابرار وصلت عليكم الملائكة الاخيار»روزه داران نزد شما طعام خوردند و ابرار و نيكان نزد شما پذيرايى شدند، و فرشتگان برگزيده بر شما درود مى فرستند.

و از امام محمدباقر(ع) روايت شده است كه هرگاه سفره را جمع مى كردند، رسول گرامى اسلام(ص) مى فرمود:

«خداوندا، نعمت زياد و پاكيزه و با بركت دادى، با آن ما را سير كردى و سيراب نمودى، حمد و سپاس خدايى را كه اطعام مى كند ولى اطعام نمى شود (چون مبراى از اين چيزهاست

 

فضيلت ضيافت

 

از پيامبر اسلام(ص) روايت شده است: «لا خير فيمن لا يضيف »در كسى كه ضيافت نمى كند، خيرى نيست.

حضرت ابراهيم خليل(ع) وقتى مى خواست غذايى تناول كند، يكى دو ميل راه مى رفت تا كسى را پيدا كند و با هم غذا بخورند، به همين جهت كنيه ابوالضيفان (پدر مهمانها) به او داده شد.

در قرآن كريم نيز داستان مهمانان حضرت ابراهيم(ع) را مى خوانيم: «هل اتيك حديث ضيف ابراهيم » كه پس از وارد شدن مهمانان و احوالپرسى با آنها، پنهانى به سوى خانواده خود رفت و گوساله چاقى را بريان كرد و براى آنان آورد.

از امام صادق(ع) روايت شده است كه:

«مهمانان وقتى بر ميزبان وارد مى شوند، روزى بسيارى با خود مى آورند و وقتى مى روند آمرزش الهى را به ميزبان مى دهند