وصییتنامه شهدا 4
بر خاک سجده کرد تا به آسمان برسد
جنگ عراق عليه ايران فصل تازهاي در زندگي اين جوان متدين گشود. يوسف رو به جبهههاي جنگ نهاد. جبههاي که دنياي کفر در برابر اين ملت گسترده بود.
اخلاق نيکو ، شجاعت و مديريت او خيلي زود در جبهههاي مختلف خود را نشان داد و از او چهرهاي ساخت که نمايانگر سيماي حقيقي يک رزمنده اسلام است . يوسف شريف در عمليات والفجر 8 با گلولهاي که پر از آتش کينه دشمن براين سينه الهي بود بر خاک سجده کرد تا به آسمان برسد.
لازم نبود که فرياد بزند: بچهها،نماز به جماعت بخوانيد يا در نماز اخلاص داشته باشيد. وقتي نيروها ميديدند اين بزرگوار با آن اخلاص غيرقابل توصيف سر به سجده مي گذارد و در رکوع مي گويد « انا لله و انا اليه راجعون » با شوق و رغبت عجيبي براي مخلص شدن تلاش ميکردند چون ميدانستند کلام بندهاي را ميشنوند که ذرهاي به دنيا وابسته نيست.
ميگفت: بسيجي بودن و بسيجي شهيد شدن، انسان را به هدف نهايي نزديک ميکند . اگرچه ما همگي لباس تکليف به تن داريم. اما وقتي من متعهد بشوم که نظامي باشم ، احساس مي کنم نمي توانم به شکلي که دلم مي خواهد فعاليت کنم ، بسيجي آزاد است ... و هر وقت بخواهد ، مي تواند باشد يا نباشد ... و همه بسيجي هاي ما خواستند که باشند .
بعد از ديپلم در دانشگاه پذيرفته شد اما به علاقهاش پشت پا زد و تکليف را پرسيد. دلش ميخواست به دانشگاه برود و تحصيل کند اما مي گفت « الآن صلاح نيست که اين جذابيتها را درذهنم پرورش بدهم » از همه اين ها دور شد تا به خدا نزديک شود.
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم