فصل دوم : برد معرفت دينى
معرفت بر ناپيداها
جناب حجة الاسلام محمد على شاه آبادى از قول استاد جناب آقاى محمد رضا حكيمى نقل فرمود كه :
مرحوم آية الله بهاءالدينى رحمت الله عليه (1) چشمانى بى حجاب داشت ، از اين جهت قبل از رفتن به نزدش و حتى شركت در نماز بايد يك هفته مراقبت شديد رفتارى انجام مى شد، تا با رعايت احتياط لازم ديدارش ميسور مى گرديد.(2)

 

1- آية الله بهاءالدينى در نهم فروردين ماه سال 1287 هجرى شمسى در يك خانواده اى مذهبى در شهرستان قم ديده به جهان گشود، پدرش شيخ صفى الدين از خادمان حرم حضرت معصومه (عليها السلام) بود. آية الله بهاءالدينى رحمت الله عليه به سبب علاقه به علوم و معارف اسلامى از سنين نوجوانى تحصيل در حوزه علميه قم را آغاز كرد و طى دوران تحصيل خود از محضر علماى بزرگ چون شيخ ابوالقاسم قمى رحمت الله عليه ، شيخ عبدالكريم حائرى رحمت الله عليه كسب فيض و معرفت نمود. او فقيهى والا مقام بود كه در عين وصول به اوج قله فقاهت و اجتهاد هيچ داعيه اى نداشت ، فقاهت او با بصيرت و قداست آميخته و از عطر نجواى سحرگاهى و تفكر معطر شده بود. حضرت آية الله بهاءالدينى رحمت الله عليه ، روابط دوستانه و صميمى با حضرت امام خمينى رحمت الله عليه داشت و به راستى تابع ولايت فقيه بود. او از جمله كسانى است كه عرفان ناب را از سياست اسلامى جدا نمى دانست . از نظر اخلاق كم نظير و از نظر سياست و منش اجتماعى نيز بسيار باوقار و هدايتگر بود. او بيش از 60 سال عمر بابركتش را صرف تدريس و تعليم طلاب و فضلاء كرد. و بزرگانى همچون شهيد مطهرى و آية الله مشكينى را به حوزه دين و جوامع شيعى تحويل داد. بالاخره او در سال 1376 هجرى شمسى جمعه شب در سن 90 سالگى دعوت حق را لبيك گفت .
2- چشمان اكثر مردمان عالم (( جرم بين )) است و نه (( حقيقت بين )) ، در حالى كه عالم وجود از دو پوسته روئين و نهادين برخوردار است كه ديدار نهادهاى درونى و حقايق جوهرى آن از راه چشمان مادى جز براى بسيار اندك مردمان ، ميسور نيست . فقيهانى كه در طريقت ولوى خالصانه و متعبدانه گام بر مى دارند، از چنين نعمتى برخوردارند، اين توان از براى آنان نعمت است ، زيرا كه با اين توانشان در شناخت نقايص انسانها مى توانند به اصلاح آنان بپردازند و در هدايتشان كوشا باشند:

بارى ، خدابين شو كه خورشيد جمالش

 

 

آرد به پايان اين شب جهل و عما را

الهى قمشه اى
ديگران نيز بايد بدانند كه حقيقتشان براى فقيهان عارف قابل كتمان نيست ، پس اگر به ديدارشان رغبت دارند، بايد قبل از ديده شدن ، با توبه اى خالصانه ، خود نقايص شان را از بين ببرند، ولو توبه هاى خالصانه گاه از مقدمات و مؤ خراتى برخوردار است كه گاه هفته اى به طول مى انجامد.
اى عزيز حزب اللهى ! اگر براى رسيدن به حضور فقيهانى همچون مرحوم آية الله بهاء الدينى رحمة الله بايد يك هفته اى به مراقبت و تزكيه پرداخت پس نسبت به ، آن چهره هاى (( ناپيدا )) كه در هر كوى و برزن از كنارت گذر كرده و در برخى از محافل انس ، تو را مى بينند، در حالى كه تو آنان را نمى شناسى ، چه مى كنى ؟
هميشه بايد مراقب بود، شايد آن كيف دوز و يا آن بنا كه با تحقير به او مى نگرى ! همان عارف ناپيدايى باشد كه با چشمان واقع بين بر تو مى نگرد و بر ناخالصى هاى تو افسوس مى خورد و اگر هم به تو اشارتى كند، تو نه مى فهمى و نه متنبه مى شوى ، پس اگر مى خواهى از چشمان حقيقت بين در امان باشى ، دائما مراقب باش و با مراقبت دائم خويش حزب اللهى واقعى شو كه حزب اللهى شدن كارى بس مشكل و طاقت فرساست .

از ما چه ديده اى تو كه از ما بريده اى

 

 

از ما بريده اى و ندانم چه ديده اى

بيگانه نيستى تو و دشمن نئى ، ولى

 

 

يارى شكسته عهدى و پيمان بريده اى

تو حال دل رميده ندانى كه روز و شب

 

 

شادان كنار دلبر خود آرميده اى

اى سر ناز هر چه توانى به خود ببال

 

 

مائيم و بار محنت و قد خميده اى

تنها دلا، نه درد تو را چاره نبود

 

 

كو دردمند عشق به درمان رسيده اى

نظام وفا