مفاتيح الجنان 10

و بگو صد مرتبه
اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ
على بن ابيطالب بر آن درگذشت * * * * * * * از خدا آمرزش خواهم و به سويش توبه كنم
و صد مرتبه
اَسْئَلُ اللّهَ الْعافِيَةَ
و صد مرتبه
اَسْتَجيرُ بِاللّهِ مِنَ النّارِ
و صد مرتبه
* * * * مى طلبم از خدا تندرستى * * * * پناه مى برم به خدا از آتش * * * *
وَاَسْئَلُهُ الْجَنَّةَ
و صد مرتبه
اَسْئَلُ اللّهَ الْحُورَ الْعين
َ و صد مرتبه
لا اِلهَ اِلا اللّهُ
و از او بهشت مسئلت دارم * * * * از خدا حورالعين مى خواهم * * * * معبودى نيست جز خدايى
الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبينُ
و صد مرتبه توحيد و صد مرتبه
صَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ
كه سلطان حق و آشكار است * * * * * * * * * * * * * * * * * * درود خدا بر محمد و
آلِ مُحَمَّدٍ
و صد مرتبه
سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَ اَللّهُ اَكْبَرُ
آلش باد * * * * منزه است خدا و ستايش خاص خدا است و معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر است
وَ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ
و صد مرتبه
ما شآءَ اللّهُ كانَ وَ لا
و جنبش و نيرويى مگر به خداى والاى بزرگ نيست * * * * آنچه خدا خواهد شود و نيست
حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ
پس بگو
اَصْبَحْتُ اَللّهُمَّ مُعْتَصِماً
جنبش و نه نيرويى جز به خداى والاى بزرگ * * * * صبح كردم خدايا در حالى كه پناه
بِذِمامِكَ الْمَنيعِ الَّذى لا يُطاوَلُ وَ لا يُحاوَلُ مِنْ شَرِّ كُلِّ غاشِمٍ وَ
آوردم به جوار (مقام ) منيع تو كه دستى بدان نرسد و مورد تجاوز واقع نگردد از شر هر ستمگر و
طارِقٍ مِنْ ساَّئِرِ مَنْ خَلَقْتَ وَ ما خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِكَ الصّامِتِ وَ
هر راهزنى از تمام كسانى كه آفريده اى و چيزهاى ديگرى كه خلق كرده اى چه (آنها كه ) خموش (اند) و
النّاطِقِ فى جُنَّةٍ مِنْ كُلِّ مَخُوفٍ بِلِباسٍ سابِغَةٍ وَِلاَّءِ اَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّكَ
چه گويا (خود را) در سپرى از هر چيز ترسناكى (نهادم ) با لباسى بافته از دوستى خاندان پيمبرت
مُحْتَجِباً مِنْ كُلِّ قاصِدٍ لى اِلى اَذِيَّةٍ بِجِدارٍ حَصينٍ الاِْخْلاصِ فِى
و خود را بپوشانم از هر كه قصد آزارم كند به سنگر محكم اخلاص با
الاِْعْتِرافِ بِحَقِّهِمْ وَ الَّتمَسُّكِ بَحَبْلِهِمْ مُوقِناً اَنَّ الْحَقَّ لَهُمْ وَمَعَهُمْ وَ
اعتراف به حق آن بزرگواران و تمسك به رشته دوستى ايشان در حاليكه يقين دارم كه حق مخصوص آنها و نزد آنها و
فيهِمْ وَ بِهِمْ اُوالى مَنْ والَوْا وَ اُجانِبُ مَنْ جانَبُوا فَاَعِذْنى اَللّهُمَّ
در پيش آنها و به وسيله آنها است دوست دارم هر كه را دوست دارند و دورى جويم از هر كه دورى جويند
بِهِمْ مِنْ شَرِّ كُلِّ ما اَتَّقيهِ يا عَظيمُ حَجَزْتُ الاْعادِىَ عَنّى بِبَديعِ
پس خدايا به حق ايشان مرا از شر هر چه مى ترسم پناه ده اى خداى بزرگ ، من دشمنان را بوسيله خداى پديد آورنده
السَّمواتِ وَالاْرْضِ اِنّا جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ اَيْديهِمِ سَدّاً وَ مِنْ خَلْفِهِمْ
آسمانها و زمين از خود دور ساختم ، همانا پيش رويشان سدى نهاديم و پشت سرشان نيز سدى ،
سَدّاً فَاَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ
و پرده بر آنها افكنديم كه نمى بينند
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۳/۰۱ ساعت ۹:۹ ق.ظ توسط حسین داودی ایلواری
|
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم