تعقیبات نماز صبح

 (5)

 

 

مؤلف گويد كه شيخ ما ثقة الاسلام نورى نوَّرَ اللّهُ مَرْقَدَهُ در كتاب دارُ السَّلام از شيخ خود مرحوم خُلْد مَقام عالم ربّانى جناب حاجّ ملاّ فتحعلى سلطان آبادى (ره ) نقل فرموده كه فاضل مقدّس آخوند مُلاّ محمّد صادق عراقى در غايت سختى و پريشانى و بدحالى بود و به هيچ وجه براى او گشايشى نميشد تا آنكه شبى در خواب ديد كه در يك وادى خيمه بزرگى با قبّه سر پا است پرسيد اين خيمه از كيست گفتند از كهف حصين و غياث مضطرّ مستكين حضرت قائم مهدى و امام منتظر مرضى عَجَّلَ اللّهُ فَرَجَهُ مى باشد پس به تعجيل خدمت آن حضرت مشرّف گرديد و سختى حال خود را به آن حضرت عرض كرد و از آن بزرگوار دعائى براى گشايش كار و رفع غمّ خويش خواست آن حضرت او را حواله فرمود به سيّدى از اولاد خود و اشاره فرمود به او و به خيمه او، آخوند از خدمت آن حضرت بيرون شد و رفت بهمان خيمه كه حضرت به آن اشاره فرموده بود. ديد سيّد سَنَد وحِبْر مُعْتَمَد عالم اَمْجَد مُؤَيَّدْ جناب آسيّد محمّد سُلطان آبادى است درآن خيمه و در روى سجّاده نشسته مشغول دعا و قرائت است آخوند بر سيّد سلام كرد و حكايت حال را براى او نقل كرد پس سيّد براى گشايش امر و وسعت رزق او را دعائى تعليم نمود پس از خواب بيدار شد در حالى كه آن دعا در خاطر او بود و قصد كرد خانه سيّد را و پيش از اين خواب آخوند از سيّد مُنافر و تارك او بود بجهتى كه آنرا ذكر نمى كرد پس چون بخدمت سيّد رسيد او را بهمان نحو كه در خواب ديده بود ديد در مصلاى خود نشسته مشغول ذكر و استغفار است سلام كرد سيّد جواب سلام داد و تبسّمى نمود مثل آنكه از قضيّه مطّلع باشد پس آخوند براى گشايش امر خويش دعائى خواست پس سيد تعليم او نمود همان دعائى را كه در خواب به او تعليم فرموده بود پس آخوند مشغول به آندعا شد به اندك زمانى دنيا از هر طرف به او روى آورد و از سختى و بدحالى بيرون آمد و مرحوم حاج ملا فتحعلى رَحْمَةُ اللّهِ عَلَيْهِ سيد را مدح مى كرد مدح بليغى و او را ملاقات كرده بود و مقدارى از زمان هم شاگردى او نموده بود امّا آنچه را كه سيد تعليم آخوند كرده بود در خواب و بيدارى پس سه چيز است اوّل آنكه در عقب فجر دست بر سينه گذارد و هفت مرتبه يا فَتَّاحُ بگويد دوّم مواظبت كند بخواندن اين دعا كه در كافى است حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله تعليم فرمود آنرا به مردى از صحابه كه مبتلا بود بناخوشى و پريشانى و از بركت خواندن اين دعا به اندك زمانى ناخوشى و پريشانى از او برطرف شد.

 

لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَىِّ الَّذى لا

 

يَمُوتُ وَ الْحَمْدُ للّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ

 

 فِى الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً

 

جنبش و نيرويى مگر بوسيله خدا نيست توكل كردم بر (خداى ) زنده اى كه نميرد و ستايش خاص خدايى است كه فرزندى نگيرد و شريكى در فرمانروايى ندارد و خوارى ندارد تا نيازمند ياور باشد و به نحو كامل او را بزرگ شمار