معرفت ناديده ها
مرحوم آية الله شيخ مرتضى حائرى رحمت الله عليه به نقل از مرد شايسته ، صالح و راستگو آقا سيد نورالله يزدى فرمود:
پدرم در واپسين روزهاى حيات اش ، به قدرى ضعيف شده بود، كه حتى قدرت بر نشستن نيز نداشت ، گاه وقتى او را به زحمت مى نشانديم ، سر و گردنش بدون اختيار پايين مى افتاد.
در آخرين لحظات عمر، بر بالينش نشسته بوديم كه ناگهان در ميان بهت و حيرت ما او از جايش برخاست و نشست و سپس با صداى بلند فرمود: السلام عليك يا اباعبدالله (عليه السلام) السلام عليك يا رسول الله (صلى الله عليه و آل و سلم) السلام عليك يا فاطمة الزهراء (عليها السلام).
آنگاه پس از اضافه كردن جمله :
((
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) تشريف آوردند (يا مى آورند). )) از دنيا رفت .1)

پاورقی

1- اگر انسانها از چهار هستى ميثاقى ، دنيايى ، برزخى و آخرتى برخوردار مى باشند؛ و اگر در زندگى ميثاقى ، پس از خلق نورانيت هاى محض امكانى كه همان وجود انور حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)، على (عليه السلام)، فاطمه (عليها السلام)، و ساير ائمه (عليهم السلام) از يك طرف و فروزش آن انوار و خلق شدن جوهره هاى نورانى انبياء، اوصياء و اولياء و بالاخره شيعيان و محبان اهل بيت (عليهم السلام) از طرف ديگر و خلق شدن ساير حقايق ظلماتى از ظلمت هاى ماوراى وجودات نورانى فوق از طرف سوم ، انسانها زندگى جسمى يافته و در محضر ربوبى به شهود، اقرار و تثبيت باورها فرا خوانده شده اند؛ و اگر زندگى دنيايى ، صحنه بروز اختيارى و شكوفايى جوهره هاى ميثاقى در طى زمان تدريجى است ؛ و اگر زندگى برزخى ، جهان واسطه :
فى تفسير على بن ابراهيم : البرزخ هو اءمر بين اءمرين ، و هو الثواب و العقاب بين الدنيا و الاخرة .
در تفسير على بن ابراهيم آمده است : (( در تعريف برزخ آمده : برزخ امرى است واقع بين دو امر ديگر، و در آن پاداش و كيفر دينا و آخرت است . )) (نورالثقلين ، ج 3، ص 553.)
براى رسيدن انسانهاى بعدى به انسانهاى قبلى براى حضور جمع الجمعى در قيامت ، به دست آوردن زمينه و استعداد لازم براى تحمل آثار و عواقب آخرتى ، و بالاخره رجعت مجدد و هدفمند صالحان به دنياى عدل واحد جهانى و يا بازگشت فاسقان براى آغاز مجدد مجازاتها و عقوبات از زندگى دنيايى است و اگر در همه اين مراحل چهارگانه زندگى ، حقايق حاضر و ناظر، با شعور و معرفت حاضرند و اگر جوهره روح بلند انسانى به قدرى بسطپذير است كه عليرغم حضور در دنياى برزخى همچنان پس از مدتى - كه خود وابسته به ميزان توانايى روح و گستره سلطه وجودى آن است - در بدن مادى حضور فيزيكى دارد و اگر برترين اثر فيزيكى معرفت هاى برزخى همان مشاهده رفتارهاى (( اقرارى )) و (( اعترافى )) است . پس بايد اين حادثه را نه تنها شاهدى بر چگونگى آغاز معرفت برزخى دانست و نه تنها بايد آن نوع معرفت ها را اولين آن معرفتها پنداشت و نه تنها بايد آثار دنيوى آن معرفتهاى شهودى را واقعى دانست بلكه به دليل شهودى بودن و اختيارى نبودن بروز معرفتهاى فوق بايد آن را نيز حجت پنداشت ، از آن نوع معرفتها درس و پند گرفت و بر اصلاح و صلاح خويش همت گماشت .
معرفت برزخى ، از نوع معرفت دنيايى نيست ، تا (( خطاپذير )) باشد؛ معرفت برزخى ، همانند معرفت دنيايى نيست ، تا (( رياپذير )) باشد؛ همانند معرفت دنيايى نيست ، تا (( نمايشى )) باشد؛ معرفت برزخى ، بيان عين اليقين بلكه حق اليقين است . خوشا آنانى كه حديث رفتن را با سلام و درود بر اهل البيت (عليهم السلام) آغاز مى كنند خوشا آنان كه گلهاى شكوفه اى دعاها و رفتارهاى وجودى شان را با دستان اهل البيت (عليهم السلام) مى بويند.
آنگاه آغاز حضور برزخى شان را از محضر صاحبان عالم امكان و اربابان مطلق عالم ملكوت ، آغاز مى كنند.
اشارات :
1. نقش حيات برزخى در تقويت لحظه اى قواى بدنى .
2. امكان بروز و ظهور معرفت هاى برزخى از زاويه رفتارهاى معرفت شناسانه دنيايى .
3. نمايش غيراختيارى و سعادت معرفت يافتگان صالح در آخرين لحظات حيات دنيوى .
4. آغاز معرفت برزخى از معرفت با اهل البيت (عليهم السلام).
5. حضور برزخى صاحبان دين در دفاع و يارى از معرفت يافتگان به هنگام گذر از مراحل سخت زندگى .
6. به نحو قبض و بسط وجودى بودن گذر روح از حيات دنيوى به حيات برزخى .