عوامل تقرب

 

قرآن براي تقرب به كمال مطلق و بهره‌مندي از آن عوامل چندي را‏‎ ‎بر ‏مي‌شمارد كه انسان مي‌تواند با استفاده از آنها خود را به كمال مطلق ‏نزديك سازد‎ ‎و به سخني خود را متأله و رباني نمايد و از درجات ربانيون و ‏متالهين برخوردار گردد.

متألّه و رباني در اصطلاح قرآني انسان‌هايي هستند كه با بهره‌مندي از‏‎ ‎آموزه‌هاي قرآن و ديگر آموزه‌هاي وحياني و الهي مانند دستورهاي پيامبران ‏و امامان‎ ‎‏(ع) ظرفيت‌ها و توانمندي‌هاي سرشته در نهاد و ذات خويش را ‏كه در قرآن ازآن به نام‎ ‎اسماء ياد شده است، به فعليت درآورند و خود را به ‏شكل خدا و صورت او درآورند. اين‎ ‎همان معنايي است كه در برخي روايات ‏از آن به: خلق الانسان علي صورته، بيان شده است؛ ‏‎ ‎به اين معنا كه ‏خداوند انسان را به صورت اسماء خويش آفريد و اين امكان را به وي‎ ‎داد ‏كه با استفاده از ظرفيت اسمايي كه به صورت تعليمي به وي داده شده ‏به شكل خدا و‎ ‎به صورت وي تجلي كند و به عنوان خليفه خدا در قرارگاه ‏زمين عمل كند.

اين مطلب به ويژه زماني تاكيد مي‌شود كه خليفه مي‌بايست با ‏‏"مستخلفٌ عنه" و كسي‎ ‎كه جانشين وي شده در بيشتر اموري كه مرتبط ‏به استخلاف و خليفه‌گري است مشترك باشد‏. ‏ از اين رو تنها كساني ‏خليفه‌ي الهي در قرارگاه زمين خواهند بود كه انسان كامل باشند و‏‎ ‎همه ‏اسماي الهي تعليمي را به فعليت درآورده باشند‏.

بر اين اساس كساني كه انسان كامل نيستند و به حكم خلافت در زمين ‏عمل مي‌كنند‎ ‎غاصب حكومت خواهند بود و خلافت ايشان باطل و ناروا ‏است.

پس اين انسان متألّه و كامل رباني است كه به جهت تقرب به خدا از ‏خلافت الهي‎ ‎بهره‌مند مي‌شود. براي دستيابي به اين مقام انسان ‏مي‌بايست خود را در مسيري قرار‏‎ ‎دهد كه آموزه‌هاي وحياني آسماني آن ‏را بيان كرده است. از اين رو قرآن از جمله عوامل‎ ‎مهم تقرب را ايمان ‏برمي‌شمارد كه به معناي شناخت درست به همه واقعيت‌ها و عمل به‎ ‎همه آموزه‌هاي وحياني است. (انفال آيه 4 و توبه آيه 20 و آيات ديگر). ‏

در حقيقت پيروي از آيات الهي و آموزه‌هاي وحياني و عمل به آن، مهم‌ترين ‏عامل‎ ‎تقرب به خدا و متاله و رباني شدن است (اعراف آيه 175 و 176). ‏‎ ‎

آدمي به سوي كمال گرايش ذاتي دارد و در جست‌وجوي آن‏‎ ‎از جان مايه ‏مي‌گذارد؛ هر چند كه در بيشتر موارد در مصاديق كمالي به خطا و اشتباه‏‎ ‎مي‌رود ولي اين بدان معناست كه كمال‌جويي، ريشه در فطرت و غرايز ‏انساني دارد. هر‎ ‎انساني مي‌كوشد تا از نقص و كاستي در درون و برون ‏خويش بكاهد و به سوي كمال و‏‎ ‎زيبايي برود.

اگر به آيات قرآني كه به عوامل مهم تقرب و متاله شدن اشاره مي‌كند ‏توجه شود، ‎ ‎اين نكته به خوبي و روشني قابل درك است كه مهم‌ترين و ‏اصلي‌ترين عامل، همين ايمان‎ ‎واقعي و حقيقي است كه در آيه 4 سوره ‏انفال بيان شده است. بنابر اين ديگر عوامل بيان‎ ‎شده در آيات ديگر به ‏معناي بيان مصاديق آن است كه عبارتند از: ‏

- تقوا (آل عمران آيه 15 و مائده آيه 27)، ‏

- توجه به قيامت (مزمل آيه 17 و 19)، ‏

- جلب رضايت خدا (آل عمران‎ ‎آيه 162 و 153)، ‏

- خوف از خدا و بيم از آينده و خشم او (اسراء آيه 57)، ‏

- عقيده به حق‎ ‎‏(فاطر آيه 10)، ‏

- علم و آگاهي به حقانيت كه از آن به علم رشدي ياد مي‌شود (مجادله آي ‏11‏)‏

- نماز (انفال آيه 3 و 4)، ‏

- قرآن و تذكارهاي آن (انسان آيه 29) ‏

- سجده (علق آيه ‏19‏)، ‏

- عبوديت و پرستش خداي يگانه (هود آيه 61)،

- سبقت در اطاعت (واقعه آيه 10 و 11)‏

- جهاد (مائده آيه 35) ‏

- و شهادت (آل عمران آيه 169). ‏

- در حقيقت همه اين موارد گفته شده‎ ‎و گفته نشده همان ايمان (سبا آيه ‏‏7) ‏

- و عمل صالح (سبا آيه 7) است. ‏‎ ‎

انسان متأله و كامل كسي است كه با برخورداري از هدايت الهي (بقره ‏آيه 38‏) اسماي الهي سرشته در خويش را به فعليت رسانده به مقام ‏تقرب يعني همانندي در اين بخش‏‎ ‎از صفات و اسما دست يافته است كه ‏بيان ديگر از مقام قاب قوسين او ادني (نجم آيه 9) است.