زندگی لسان الغیب ، شیخ آقا در یک نگاه 7
بدن سالم
بیشتر خانواده های روستا دوست داشتند هم جوار قبر شیخ آقا دفن شوند. حدود 20 سال پیش یک نفر در هرنج وصیت کرده بود مرا کنار قبر شیخ آقا دفن کنید . هنگامی که قبر را می کندند در گودی قبر دیدند مقداری از کفن شیخ آقا نمایان شد، در آن هنگام همه با حیرت دیدند بدن ایشان همچنان سالم است .
با چشمان پر از اشک و صلوات و ا... اکبر به سرعت آن قسمت را پوشاندند و قبر دیگری در آن نزدیکی برای میت آماده کردند.
مقام شيخ آقا پس از مرگ
یکی از اهالی نقل می کند :
پدرم را که چند سالی از فوت او گذشته بود، در خواب دیدم.
متوجه شدم که چهره ای خسته و نگران دارد، سوال کردم حالتان چطور است؟
او گفت در اینجا خیلی به من سخت می گذرد.
دیگر پدرم را در خواب ندیدم ولی فکرم همیشه به او مشغول بود.
چند سالی که از مرگ شیخ آقا گذشت دوباره پدرم را با چهره ای خندان و متبسم در خواب دیدم به او گفتم حال شما چطور است، گفت: بسیار خوب ...، از آن موقعی که این آقا ( شیخ آقا) به اینجا آمده است همه چیز تغییر کرده است. عذاب از ما برداشته شده است و همه در آسایش به سر می بریم.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۶/۰۴/۲۶ ساعت ۶:۲۲ ق.ظ توسط حسین داودی ایلواری
|
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم