شیعه در اسلام 23
شيعه در قرن 12-14 هجرى
انشعابات شيعه :
1 - اصل انشعاب و انقراض برخى از شعب .
2 – زيديه
3 - اسماعيليه و انشعابات شان
4 - نزاريه و مستعليه و دروزيه و مقنعه
5 - شيعه دوازده امامى و فرقشان با زيديه و اسماعيليه
6 - اشاره به تاريخچه شيعه دوازده امامى .
شيعه دوازده امامى و فرق ايشان با زيديه و اسماعيليه
اكثريت شيعه كه اقليت هاى نامبرده از آن منشعب و جدا شده اند شيعه اماميه ودوازده امامى ناميده ميشوند و چنانكه گفتيم در آغاز پيدايش بعنوان انتقاد و اعتراض در دو مسئله اساسى از مسائل اسلامى پيدا شده اند بيآنكه در آئينى كه طبق تعليم پيغمبر اكرم (ص ) در ميان مسلمين معاصر آنحضرت بود سخنى داشته باشند و آن دو مسئله حكومت اسلامى و مرجعيت علمى بود كه شيعه آن را حق اختصاصى اهل بيت ميدانستند .
شيعه ميگفتند : خلافت اسلامى كه البته ولايت باطنى و پيشوائى معنوى لازم لاينفك آن است از آن على و اولاد على عليه السلام استكه بموجب تصريح خود پيغمبر اكرم (ص ) و ساير ائمه اهل بيت , دوازده تن ميباشند و ميگفتند : تعليمات ظاهرى قرآن كه احكام و قوانين شريعت ميباشند و در عين حال كه بحيات معنوى كامل نيز مشتملند داراى اصالت و اعتبارند و تا قيامت فسخ بردار نيستند و اين احكام و قوانين را از راه اهل بيت بايد بدست آورد و بس .
و از اينجا روشن ميشود كه : فرق كلى ميان شيعه دوازده امامى و شيعه زيدى اين است كه شيعه زيدى غالبا امامت را مختص به اهل بيت نميداند و عدد ائمه را بدوازده منحصر نميبيند و از فقه اهل بيت پيروى نميكند بر خلاف شيعه دوازده امامى .
و فرق كلى ميان شيعه دوازده امامى و شيعه اسماعيلى نيز اين است كه اسماعيليه معتقدند كه امامت بدور هفت گردش ميكند و نبوت در حضرت محمد (ص ) ختم نشده است و تغيير و تبديل در احكام شريعت بلكه ارتفاع اصل تكليف خاصه بقول باطنيه مانع ندارد بر خلاف شيعه دوازده امامى كه حضرت محمد (ص ) را خاتم الانبياء ميدانند و براى وى دوازده وصى و جانشين قائلند و ظاهر شريعت را معتبر غير قابل نسخ ميبيند و براى قرآن كريم هم ظاهر و هم باطن اثبات ميكنند .
خاتمه فصل :
دو طائفه شيخيه و كريمخانيه كه در دو قرن اخير در ميان شيعه دوازده امامى پيدا شده اند نظر باينكه اختلافشان با ديگران در توجيه پاره اى از مسائل نظرى است نه در اثبات و نفى اصل مسائل , جدائى ايشان را انشعاب نشمرديم .
و همچنين فرقه على اللهى از شيعه 12 امامى كه غلاة نيز ناميده ميشوند و مانند باطنيه شيعه اسماعيلى تنها بباطن قائلند از اين روى كه هيچگونه منطق منظمى ندارند بحساب نياورديم .
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم