وصییتنامه شهدا 27
ازاينکه درنامه نوشته بودي ، حلالت مي کنم ، خيلي خوشحال شدم که من هم اينطور مادري دارم که عزيزش را با آن همه زحماتي که سالها برايش کشيده، در راه خدا و براي خدا ، به جبهه مي فرستد ، تا آنکه اين کفار و ابر قدرتهايي که به مردم مستضعف زور مي گويند و مردم را برده هاي خودشان قرار مي دهند ، نابود سازند .
تا ديگر اين جنايتکاران ، اين مردم رنجديده و مستضعف را زيرسلطه خودشان قرار ندهند ، ما براي اينکه اين ابر قدرتها را از بين ببريم ، تا آخرين قطره هاي خونمان با آنها مي جنگيم ، ولي سازش نمي پذيريم . انشا الله اين جنگ با پيروزي رزمندگان اسلام پايان مي پذيرد و پرچم اين دين خدا و قرآن را در تمام جهان به اهتزاز در مي آوريم ، مادر جان من حالا با ديده بازتري و با عشق بيشتري به الله ، به سوي هدف خود مي روم .
( برگزيده اي از نامه شهيد حسين فقيري )
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۲۱ ساعت ۷:۵۸ ق.ظ توسط حسین داودی ایلواری
|
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم