8 - ظاهر و باطن قرآن

چنانكه فهمیدیم قرآن كریم با بیان لفظى خود مقاصد دینى را روشن میكند ودستوراتى در زمینه اعتقاد و عمل بمردم میدهد ولى مقاصد قرآن تنها باین مرحله منحصر نیست بلكه در پناه همین الفاظ و در باطن همین مقاصد مرحله اى معنوى و مقاصد عمیق تر و وسیعتر قرار دارد كه خواص با دلهاى پاك خود میتوانند بفهمند .
پیغمبر اكرم (ص ) كه معلم خدائى قرآن است میفرماید : (1) قرآن ظاهرى انیق ( زیبا و خوش آیند ) و باطنى عمیق دارد و نیز میفرماید : (2) قرآن بطن دارد و بطنش نیز بطن دارد تا هفت بطن و در كلمات ائمه اهل بیت نیز از باطن قرآن بسیار نامبرده شده است .
(3) ریشه اصلى این روایات مثلى است كه خداى متعال در سوره رعد آیه 17 میزند خدایتعالى در این آیه افاضه هاى آسمانى را تشبیه فرموده ببارانى كه از آسمان نازل میشود و حیات زمین و اهل زمین بسته بآن است با آمدن باران سیل راه میافتد و مسیلهاى گوناگون هر كدام به اندازه ظرفیت خود از آن سیل برداشته جریان پیدا میكند روى سیل در جریان خود كفى پوشیده شده است ولى در زیر كف همان آب قرار دارد كه حیاتبخش و بحال مردم سودمند میباشد .
چنانكه این مثل اشاره میكند ظرفیت افهام مردم در فرا گرفتن این معارف آسمانى كه حیات بخش درون انسان هستند مختلف میباشد .
كسانى هستند كه جز بماده و زندگى مادى چند روزه این جهان گذران بچیزى اصالت نمیدهند و جز مشتهیات مادى بچیزى دل نمیبندند و جز محرومیتهاى مادى از چیزى نمیترسند , اینان با اختلاف مراتبى كه دارند حداكثر آنچه ازمعارف آسمانى بپذیرند این است كه اعتقادات اجمالى را باور كنند و دستورهاى عملى اسلام را بطور جمود اجراء مینمایند و بالاخره خداى یگانه را بامید ثواب اخروى یا از ترس عقاب اخروى بپرستند .
و كسانى هستند كه در اثر صفاى فطرت سعادت خودرا در دلبستگى بلذائذ گذران و زندگى چند روزه این جهان نمیبینند و سود و زیان و شیرین و تلخ این سرا پیش ایشان جز پندارى فریبنده نیست و یاد گذشتگان كاروان هستى كه كامروایان دیروز و افسانه هاى امروز میباشند درس عبرتى است كه پیوسته برایشان تلقین میشود .
اینان طبعا با دلهاى پاك خودشان متوجه جهان ابدیت میشوند و به نمودهاى گوناگون این جهان ناپایدار بنظر آیه و نشانه نگاه میكنند و هیچگونه اصالت و استقلالى بآنها نمیدهند .
آن وقت است كه از دریچه آیات و نشانه هاى زمینى و آسمانى نو و نامتناهى عظمت كبریاى خداى پاك را با درك معنوى مشاهده میكنند و دلهاى پاكشان یكجا شیفته درك رمزهاى آفرینش میشود و بجاى اینكه در چاله تنگ سود پرستى شخصى زندانى شوند در فضاى نامتناهى جهان ابدیت بپرواز در آمده اوج میگیرند .
وقتیكه از راه وحى آسمانى میشنوند كه خدایتعالى ازپرستش بتها نهى میكند و ظاهر آن مثلا نهى از سر فرود آوردن در برابر بت است , بسبب تجلیل از این نهى میفهمند كه غیر از خدا را نباید اطاعت كرد زیرا حقیقت اطاعت همان بندگى و سر فرود آوردن است و از آن بالاتر میفهمند كه از غیر خدا نباید بیم و امید داشت و از آن بالاتر میفهمند كه بخواستهاى نفس نباید تسلیم شد و از آن بالاتر میفهمند كه نباید بغیر خدا توجه نمود .
و همچنین وقتیكه از زبان قرآن میشنوند كه بنماز امر میكند و ظاهر آن بجا آوردن عبادت مخصوص است , بحسب باطن از آن میفهمند كه باید با دل و جان كرنش و نیایش خدا را كرد و از آن بالاتر میفهمند كه باید در برابر حق خود را هیچ شمرد و فراموش كرد تنها با یاد خدا پرداخت .
چنانكه پیداست معانى باطنى كه در دو مثال بالائى یادآورى شد مدلول لفظى امر و نهى نامبرده نیست ولى درك آنها براى كسى كه به تفكر وسیعترى پرداخته جهانبینى را بخودبینى ترجیح میدهد , اجتناب ناپذیر میباشد .

   با بیان گذشته معنى ظاهر و باطن قرآن روشن شد و نیز روشن شد كه باطن قرآن ظاهر آن را ابطال و الغاء نمیكند بلكه بمنزله روحى است كه جسم خود را حیات میبخشد و اسلام كه دینى است عمومى و ابدى و اصلاح جامعه بشرى را در درجه اول اهمیت قرار میدهد .
از قوانین ظاهرى خود كه مصلح جامعه میباشند , و از عقاید ساده خود كه نگهبان قوانین نامبرده هستند هرگز دست بردار نیست .
چگونه ممكن است جامعه اى بدستاویز اینكه دل انسان باید پاك باشد و ارزش براى عمل نیست با هرج و مرج زندگى كند و بسعادت برسد ؟و چگونه ممكن است كردار و گفتار ناپاك دلى پاك بپروراند یا از دل پاك كردار و گفتار ناپاك ترشح نماید ؟ خدایتعالى در كتاب خود میفرماید ( پاكان از آن پاكان و ناپاكان از آن ناپاكانند ) و میفرماید : زمین خوب نبات خود را خوب میرویاند و زمین بد جز محصول ناچیز نمیدهد : سوره اعراف آیه 58 از بیان گذشته روشن شد كه قرآن كریم ظاهر و باطن و باطنش نیز مراتب مختلفه دارد و حدیث نیز كه مبین مضون قرآن كریم است بهمان حال خواهد بود .

پاورقی

 

1 - تفسیر صافى ص 4 .
2 - سفینة البحار تفسیر صافى ص 15 و در تفاسسیر مرسلا از آنحضرت منقول است و در كافى و تفسیر عیاشى و معانى الاخبار روایاتى در این معنى نقل شده .
3 - بحار ج 1 ص 117 .