وصییتنامه شهدا 36
ازاينکه درنامه نوشته بودي ، حلالت مي کنم ، خيلي خوشحال شدم که من هم اينطور مادري دارم که عزيزش را با آن همه زحماتي که سالها برايش کشيده، در راه خدا و براي خدا ، به جبهه مي فرستد ، تا آنکه اين کفار و ابر قدرتهايي که به مردم مستضعف زور مي گويند و مردم را برده هاي خودشان قرار مي دهند ، نابود سازند .
تا ديگر اين جنايتکاران ، اين مردم رنجديده و مستضعف را زيرسلطه خودشان قرار ندهند ، ما براي اينکه اين ابر قدرتها را از بين ببريم ، تا آخرين قطره هاي خونمان با آنها مي جنگيم ، ولي سازش نمي پذيريم . انشا الله اين جنگ با پيروزي رزمندگان اسلام پايان مي پذيرد و پرچم اين
وصيت من به شما جوانان و نوجوانان که اميد آينده ی اين کشور هستيد ، اين است که مبادا در رختخواب ذلت بميريد که امام حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شد ، اي جوانان مبادا در غفلت بميريد ، چرا که علي (ع) در محراب عبادت شهيد شد ، و مبادا در حال غفلت و بي توجهي بميريد که علي اکبر امام حسين (ع) در راه حسين و با هدف شهيد شد ... اي جوانان به جبهه بياييد و از کشته شدن نهراسيد ، که هر کجا باشيد ، مرگ فرا مي رسد و راه گريزي نيست ، خواه در خانه باشيد يا در خيابان و يا در مدرسه يا در خواب ، يعني مرگ حق است ، و شهادت افتخار و مايه بسي سر بلندي است .
( برگزيده اي از وصيت نامه شهيد محمد هادي اسدي کوهنجانی)
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم