معرفت ملكى

 
از جمله شاگردان مبرز شيخ انصارى رحمت الله عليه و ميرزاى شيرازى رحمت الله عليه ، مرحوم حاج آقا نورالدين اراكى رحمت الله عليه است . او مردى صاحب كرامت و جلالت بزرگ دنيوى بود، به نحوى كه هنگام رفت و آمد، همچون صاحبان قدرت بدرقه و استقبال مى شد.
آية الله خرازى از مرحوم آية الله العظمى اراكى رحمت الله عليه چنين نقل فرمود:
1. پس از رحلت مرحوم ميرزاى شيرازى رحمت الله عليه ، مردم از وى تقاضاى رساله عمليه كردند. او كتاب وسيلة النجاة را در عرض ‍ سه روز از حفظ و بدون كوچكترين مراجعه اى به كتب مرجع فقهى ، حاشيه زده و نظرات فقهى خويش را عرضه مى نمايد.
چندى بعد فرد ديگرى - به احتمال قوى براى امتحان - از ايشان تقاضاى رساله مى نمايد، باز او همان كتاب را پس از سه روز، حواشى فقهى زده و به مقلد خويش مى دهد، تا از آن استفاده كند.
برخى از زيركان ! وقتى حواشى فقهى ايشان را در هر دو كتاب فوق مطابقت مى كنند، در كمال تعجب درمى يابند كه از حيث محتوا، تقريبا هيچ تفاوتى ميان آن دو نيست .
قدرت علمى و حافظه بى نظير اين مرد بزرگ به قدرى عجيب بوده است كه تفسير مهم (( القرآن و العقل )) را وى بدون مراجعه به هيچ كتاب مرجعى ، آن هم در دوران حضورش در جنگ ايران با روسيه نگاشته است .
2. او در تهجدات شبانه اش فوق العاده بود. نيمه هاى شب ، هنگام العفو گفتن ، به قدرى از خود بى خود مى شد كه صداى او را مردم از كوچه مى شنيدند. بسيارى از مردم براى درك فيوضات معنوى ، نيمه شب از خانه هاى خود خارج شده و به كنار اتاق اش در كوچه به شنيدن صداى مناجاتش به انتظار مى ايستادند، تا خود نيز به حالت معنوى دست يافته و از فيوضات معنوى اش به فراوانى بهره برند.

در خلوت ياد تو كه معراج حضور است

 

 

گرم اين سر سودائيم از ساغر نور است

يك نغمه ز ساز طربم شور مزامير

 

 

يك شعله ز سوز نفسم آتش طور است


3. روزى مردى از صاحب منصبان اراك براى دادن خبر مرگ مرحوم حاج صباء - كه او نيز از بزرگان اراك بوده است - به هنگام مسافرت به حضورش تشرف مى يابد، تا كسب تكليف كند. مرحوم حاج آقا نورالدين عراقى در آن هنگام زير كرسى نشسته بود، سر خويش را روى كرسى مى گذارد و پس از چند دقيقه سر را بلند كرده و در كمال قاطعيت و بدون معطلى مى گويد: دروغ مى گويند، وى زنده است !!
آن مرد با تعجب و حيرت مى پرسد: به چه دليل شما خبر از سلامتى و حيات ايشان مى دهيد؟
او مى گويد: پس از درگذشت هر مومنى ، ملكى در ميان زمين و آسمان با ناله و اندوه فرياد مى زند كه فلان كس مرد، هر چه گوش ‍ كردم ، چنين صدايى را نشنيدم ، پس او زنده است .

مطرب عشق عجب ساز و نوائى دارد

 

 

نقش هر نغمه كه زد راه به جايى دارد

عالم ز ناله (( عشاق )) مبادا خالى

 

 

كه خوش آهنگ و فرح بخش (( نوا )) ئى دارد


ديرى نگذشت كه خبر سلامتى حاج صباء نيز به اراك رسيد و معلوم شد كه خبر حاج آقا نورالدين اراكى رحمت الله عليه درست بوده است .