جزء سیزدهم قرآن 1
سوره 12: يوسف
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
ذَلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ
وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ ﴿52﴾
يوسف گفت] اين [درخواست اعاده حيثيت] براى
آن بود كه [عزيز] بداند من در نهان به او
خيانت نكردم و خدا نيرنگ خائنان را به
جايى نمىرساند (52)
وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ
لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ
إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿53﴾
و من نفس خود را تبرئه نمىكنم چرا كه نفس
قطعا به بدى امر مىكند مگر كسى را كه خدا
رحم كند زيرا پروردگار من آمرزنده مهربان
است (53)
وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ
لِنَفْسِي فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ
لَدَيْنَا مِكِينٌ أَمِينٌ ﴿54﴾
و پادشاه گفت او را نزد من آوريد تا وى را
خاص خود كنم پس چون با او سخن راند گفت
تو امروز نزد ما با منزلت و امين هستى (54)
قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ
إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ ﴿55﴾
يوسف] گفت مرا بر خزانههاى اين سرزمين
بگمار كه من نگهبانى دانا هستم (55)
وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ
يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاء نُصِيبُ
بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَاء وَلاَ نُضِيعُ أَجْرَ
الْمُحْسِنِينَ ﴿56﴾
و بدين گونه يوسف را در سرزمين [مصر]
قدرت داديم كه در آن هر جا كه مى خواست
سكونت مىكرد هر كه را بخواهيم به رحمت
خود مىرسانيم و اجر نيكوكاران را تباه
نمىسازيم (56)
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم