طريق دوم بحث عقلى

1 - تفكر عقلى فلسفى و كلامى 2 - پيش قدمى شيعه در تفكر فلسفى و كلامى در اسلام 3 - كوشش پايدار شيعه در فلسفه و ساير علوم عقليه 4 - چرا فلسفه در شيعه باقى ماند ؟ 5 - چند تن از نوابغ علمى شيعه .



2 - پيش قدمى شيعه در تفكر فلسفى و كلامى در اسلام

كاملا روشن است كه از روز اول گروه اقليت شيعه از اكثريت تسنن جدا شده پيوسته با مخالفين خود در نظريات خاصه اى كه داشت بمحاجه ميپرداخت .
درست است كه محاجه دو طرفى است و متخاصمين هر دو در آن سهيم ميباشند ولى پيوسته شيعه جانب حمله و ديگران جانب دفاع را بعهده داشته اند و پيشقدمى در تهيه وسائل كافيه مخاصمت در حقيقت از آن كسى است كه بحمله ميپردازد .
و نيز در پيشرفتى كه تدريجا نصيب مبحث كلامى شد و در قرن دوم و اوايل قرن سوم با شيوع مذهب اعتزال باوج ترقى رسيد پيوسته علماء و محققين شيعه كه شاگردان مكتب اهل بيت بودند در صف اول متكلمين قرار داشتند .
گذشته از اينكه (1) سلسله متكلمين اهل سنت از اشاعره و معتزله و غير ايشان به پيشواى اول شيعه على عليه السلام ميرسد .
و اما كسانيكه بآثار صحابه پيغمبر اكرم (ص ) آشنائى دارند خوب ميدانند كه در ميان اينهمه آثار كه از صحابه ( كه در حدود دوازده هزار نفر از ايشان ضبط شده ) در دست است حتى يك اثر كه مشتمل بتفكر فلسفى باشد نقل نشده تنها اميرالمؤمنين عليه السلام است كه بيانات جذاب وى در الهيات عميقترين تفكرات فلسفى را دارد .
صحابه و علماء تابعين كه بدنبال صحابه آمده اند و بالاخره عرب آن روز به تفكر آزاد فلسفى هيچگونه آشنائى نداشتند .
و در سخنان دانشمندان دو قرن اول هجرى نمونه اى از كنجكاوى فلسفى ديده نميشود تنها بيانات عميق پيشوايان شيعه و بالخصوص امام اول و هشتم شيعه است كه ذخائر بيكرانى از افكار فلسفى را دارا است و آنان ميباشند كه گروهى از شاگردان خود را با اين طرز تفكر آشنا ساختند .
آرى عرب از طرز تفكر فلسفى دور بود تا نمونه اى از آن را در ترجمه برخى از كتب فلسفى يونان بعربى در اوايل قرن دوم هجرى ديد و پس از آن كتب بسيارى دراوائل قرن سوم هجرى از يونانى و سريانى و غير آن بعربى ترجمه شد و روش تفكرفلسفى در دسترس عموم قرار گرفت و با اينحال اكثريت فقهاء و متكلمين به فلسفه و ساير علوم عقليه كه مهمانان تازه واردى بودند روى خوشى نشان نميدادند و اين مخالفت اگر چه در آغاز كار بواسطه حمايتى كه حكومت وقت از اين علوم ميكرد , تأ ثير قابل توجهى نداشت ولى پس از كمى صفحه برگشت و همراه منع اكيد كتب فلسفى را بدريا ريختند و رسائل اخوان الصفا كه تراوش فكرى يكعده مؤلفين گمنامى است يادگارى است از آن روز و گواهى است كه چگونگى وضع ناهنجار آن وقت را نشان ميدهد پس از اين دوره در اوايل قرن چهارم هجرى فلسفه توسط ابى نصر فارابى احيا شد و در اوايل قرن پنجم در اثرمساعى فيلسوف معروف بو على سينا فلسفه توسعه كامل يافت و در قرن ششم نيز فلسفه اشراق را شيخ سهروردى تنقيح نمود و بهمين جرم نيز باشاره سلطان صلاح الدين ايوبى كشته شد و ديگر پس از آن داستان فلسفه از ميان اكثريت برچيده شد و فيلسوفى نامى بوجود نيامد جز اينكه در قرن هفتم در اندلس كه در حاشيه ممالك اسلامى واقع بود ابن رشد اندلسى بوجود آمد و در تنقيح فلسفه كوشيد .
(2)

پاورقی

1 - شرح ابن ابى الحديد اوايل ج 1 .
2 - مطالب فوق را از اخبار الحكماء و وفيات و ساير كتب تراجم بايد بدست آورد .