شیعه در اسلام 43
طریق سوم - كشف
1 - انسان و درك عرفانى 2 - ظهور عرفان در اسلام
3 - راهنمائى كتاب و سنت بعرفان نفس و برنامه آن
2 - ظهور عرفان در اسلام
در میان صحابه پیغمبر اكرم (ص ) كه نزدیك بدوازده هزار از ایشان در كتب رجال ضبط و شناخته شده اند ) تنها على علیه السلام است كه بیان بلیغ او ازحقایق عرفانى و مراحل حیات معنوى بذخایر بیكرانى مشتمل است و در آثارى كه از سایرصحابه در دست است خبرى از این مسائل نیست در میان یاران و شاگردان اوكسانى مانند سلمان فارسى و اویس قرنى و كمیل بن زیاد و رشید هجرى و میثم تمار پیدا میشود كه عامه عرفا كه در اسلام بوجود آمده اند ایشانرا پس از على علیه السلام در رأ س سلسله هاى خود قرار داده اند و پس از این طبقه كسان دیگرى مانندطاوس یمانى و مالك بن دینار و ابراهیم ادهم و شقیق بلخى در قرن دوم هجرى بوجود آمده اند كه بیاینكه بعرفان و تصوف تظاهر كنند در زى ذهاد و پیش مردم , اولیاء حق و مردان وارسته بودند ولى در هر حال ارتباط تربیتى خود را بطبقه پیشین خود نمیپوشانیدند .
پس از این طبقه , طائفه دیگرى در اواخر قرن دوم و قرن سوم مانند بایزید بسطامى و معروف كرخى و جنید بغدادى و نظایرشان بوجود آمدند كه به سیر و سلوك عرفانى پرداختند و بعرفان و تصوف تظاهر نمودند و سخنانى بعنوان كشف و شهود زدند كه بواسطه ظواهر زننده كه داشت فقهاء و متكلمین وقت را برایشان میشورانید و درنتیجه مشكلاتى برایشان بوجود میآورد .
و بسیارى از ایشان را بدخمه زندان یا در زیر شكنجه یا پاى دار میكشانید .
با اینهمه در طریقه خود در برابر مخالفین خود سماجت كردند و بدین ترتیب روز بروز طریقت در حال توسعه بود تا در قرن هفتم و هشتم هجرى باوج وسعت و قدرت خود رسید و پس از آن نیز گاهى در اوج و گاهى در حضیض , تاكنون بهستى خود ادامه داده است .
(1) اكثریت مشایخ عرفان كه نامهایشان در تذكره ها ضبط شده است به حسب ظاهر مذهب تسنن را داشته اند و طریقت بشكلى كه امروز مشاهده میكنیم ( مشتمل بیك رشته آداب و رسومى كه در تعالیم كتاب و سنت خبرى از آنها نیست ) یادگار آنان میباشد اگرچه برخى از آداب و رسومشان به شیعه نیز سرایت نموده است چنانكه گفته اند جماعت بر این بودند كه در اسلام برنامه براى سیر و سلوك بیان نشده است بلكه طریق معرفت نفس طریقى است كه مسلمین بآن پى برده اند و مقبول حق میباشد مانند طریق رهبانیت كه بیاینكه در دعوت مسیح (ع ) وارد شده باشد ,نصارى از پیش خود درآوردند و مقبول قرار گرفت .
(2) از این روى هر یك از مشایخ طریقت آنچه را از آداب و رسوم صلاح دیده در برنامه سیر و سلوك گذاشته و بمریدان خود دستور داده است و تدریجا برنامه وسیع و مستقلى بوجود آمده است .
مانند مراسم سر سپردگى و تلقین ذكر و خرقه و استعمال موسیقى وغنا و وجددرموقع ذكروگاهى در بعضى سلسله ها كار بجائى كشیده كه شریعت در سویى قرار گرفته و طریقت در سوى دیگر و طرفداران این روش عملا بباطنیه ملحق شده اند ولى با ملاحظه موازین نظرى شیعه آنچه از مدارك اصلى اسلام ( كتاب و سنت ) میتوان استفاده نمود خلاف این است و هرگز ممكن نیست بیانات دینى باین حقیقت راهنمائى نكند یا در روشن كردن برخى از برنامه هاى آن اهمال ورزد یا در مورد كسى ( هر كه باشد )از واجبات و محرمات خود صرفنظر نماید .
پاورقی1 - بكتب تراجم و تذكرة الاولیاء و طرائق و غیر آن مراجعه شود .
2 - خداى متعال میفرماید و رهبانیتى كه نصارى از خود درآورده بودند ما آنرا در حقشان ننوشته بودیم جز اینكه در این كار رضاى خدا را منظور داشتند سوره حدید آیه 27
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۷/۱۵ ساعت ۷:۵۲ ق.ظ توسط حسین داودی ایلواری
|
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم