فصل سوم : شرايط معرفت دينى


معرفت پهلوانى


آية الله خرازى به نقل از مرحوم والدشان فرمود:
يكى از پهلوانان به نام روزگار قديم مرحوم حاج محمد صادق پهلوان بود. او با اين كه پهلوان به نام پايتخت كشور بود، سخت متدين و متعبد بود. گاه در وقت شناسى زورخانه اى آنقدر به ياد مظلوميت هاى على (عليه السلام) و آل او گريه مى كرد كه خاك جلوى صورتش ‍ نمناك مى شد.
بارى ! او چشم بينايى داشت . بدن سادات و ذريه بنى فاطمه (عليها السلام) را از سايرين به خوبى تشخيص مى داد و به احترامشان ، آنان را از سايرين جدا مى كرد. تا مبادا اعمال و رفتار خود و سايرين از براى آنان جسارتى باشد. بارها و بارها افرادى ناشناس به زورخانه اش آمدند و خود را سيد جا مى زدند، او نيرنگشان را مى فهميد و فورا به آنها مى گفت كه شما از بنى فاطمه نيستيد گاه ساداتى زيرك ، خود را در لابلاى ديگران پنهان مى كردند، او با هوشيارى به نزدشان رفته و با احترام جدايشان مى ساخت ، تا مبادا حين ورزش به آنان بى احترامى شود.