اعتقادات اسلامى از نظر شیعه دوازده امامى

 

خدا شناسى

 

ذات و صفت

 

اگر انسانى را مثلا مورد بررسى عقلى قرار دهیم،خواهیم دید ذاتى دارد كه همان انسانیت شخصى اوست و صفاتى نیز همراه دارد كه ذاتش با آنها شناخته مى‏شود مانند اینكه زاده فلان شخص است و پسر فلان كسى است،داناست و تواناست و بلند قامت و زیباست یاخلاف این صفات را دارد. این صفات اگر چه برخى از آنها مانند صفت اولى و دومى هرگز از ذات جدا نمى‏شوند و برخى مانند دانایى و توانایى امكان جدایى و تغییر را دارند ولى در هر حال همگى غیر از ذات و همچنین هر یك از آنها غیر از دیگرى مى‏باشد. این مطلب (مغایرت ذات با صفحات و صفات با همدیگر) بهترین دلیل است بر اینكه ذاتى كه صفت دارد و صفتى كه معرف ذات است هر دو محدود و متناهى مى‏باشند،زیرا اگر ذات نامحدود و نامتناهى بود صفات را نیز فرا مى‏گرفت و همچنین صفات نیز همدیگر را فرا مى‏گرفتند و در نتیجه همه یكى مى‏شد مثلا ذات انسان مفروض همان توانایى بود و همچنین توانایى و دانایى و بلند قامتى و زیبایى همه عین همدیگر و همه این معانى یك معنا بیش نبود. از بیان گذشته روشن مى‏شود كه براى ذات خداوند عز و جل،صفت (به معنایى كه گذشت) نمى‏توان اثبات نمود،زیرا صفت بى‏تحدید صورت نمى‏گیرد و ذات مقدسش از هر تحدیدى منزه است (حتى از همین تنزیه كه در حقیقت اثبات صفتى است)