بخش سوم

اعتقادات اسلامى از نظر شیعه دوازده امامى

خدا شناسى

 

معناى صفات خداوندى

 

در جهان آفرینش كمالات زیادى سراغ داریم كه در صورت صفات ظاهر شده‏اند اینها صفات مثبتى هستند كه در هر جا ظاهر شوند مورد خود را كاملتر نموده ارزش وجودى بیشترى به آن مى‏دهند،چنانكه از مقایسه یك موجود زنده مانند انسان با یك موجود بى‏روح مانند سنگ،روشن است.بى‏شك این كمالات را خدا آفریده و داده است و اگر خودش آنها را نداشت به دیگران نمى‏بخشید و تكمیل‏شان نمى‏كرد و از این رو به قضاوت عقل سلیم باید گفت خداى آفرینش علم دارد قدرت دارد و هر كمال واقعى را دارد.گذاشته از اینـچنانكه گذشتـآثار علم و قدرت و در نتیجه آثار حیات از نظام آفرینش پیداست. ولى نظر به اینكه ذات خداوندى نامحدود و نامتناهى است این كمالات كه در صورت صفات براى او اثبات مى‏شوند در حقیقت عین ذات و همچنین عین یكدیگر مى‏باشند (1) و مغایرتى كه میان ذات و صفات و همچنین در میان خود صفات دیده مى‏شود تنها در مرحله مفهوم است و به حسب حقیقت جز یك واحد غیر قابل تقسیم در میان نیست. اسلام براى جلوگیرى از این اشتباه ناروا (تحدیدات به واسطه توصیف یا نفى اصل كمال) عقیده پیروان خود را در میان نفى و اثبات نگه مى‏دارد (2) و دستور مى‏دهد اینگونه اعتقاد كنند كه:خدا علم داردنه مانند علم دیگران،قدرت دارد نه مانند قدرت دیگران،مى‏شنود نه با گوش،مى‏بیند نه با چشم و به همین ترتیب.

--------------------------------------------------------------------------------

 پى‏نوشتها:

 1 -   امام ششم مى‏فرماید:«خدا هستى ثابت دارد و علم او خود اوست در حالى كه معلومى نبود و سمع او خود اوست در حالى كه مسموعى نبود و بصر او خود او بود در حالى كه مبصرى نبود و قدرت او خود او بود در حالى كه مقدورى نبود»، (بحار،ج 2،ص 125) و اخبار اهل بیت در این مسائل از شماره بیرون است (ر.ك:نهج البلاغه،توحید عیون و بحار،ج 2) 2- امام پنجم،ششم و هشتمـعلیهم السلامـمى‏فرمایند:«خداى تعالى نورى است كه با ظلمت مخلوط نیست و علمى است كه جهل در آن نیست و حیاتى است كه مرگ در آن نیست»، (بحار،ج 2،ص 129)

امام هشتم (ع) مى‏فرماید:«مردم در صفات،سه مذهب دارند:گروهى صفات را به‏خدا اثبات مى‏كنند با تشبیه به دیگران و گروهى صفات را نفى مى‏كنند و راه حق مذهب سوم و آن اثبات صفات است با نفى تشبیه به دیگران»، (بحار،ج 2،ص 94)