شیعه در اسلام
بخش سوم
اعتقادات اسلامى از نظر شيعه دوازده امامى
خدا شناسى
.
توضيح بيشتر در معناى صفات
صفات بر دو قسمند:«صفات كمال و صفات نقص»،صفات كمال چنانكه پيشتر اشاره شد معانى اثباتى هستند كه موجب ارزش وجودى بيشتر و آثار وجودى فزونتر براى موصوفات خود مىباشند،چنانكه با مقايسه يك موجود زنده و دانا و توانا با يك موجود ديگر مرده و بى علم و قدرت روشن است،و صفات نقص صفاتى هستند بر خلاف آن.
وقتى كه در معانى صفات نقص،دقيق شويم خواهيم ديد كه به حسب معنا منفى بوده از فقدان كمال و نداشتن يك نوع ارزش وجودى حكايت مىكند،مانند جهل و عجز و زشتى و ناتندرستى و نظاير اينها.بنابر آنچه گذشت،نفى صفات نقص،معناى صفات كامل مىدهد،مانند نفى نادانى كه معناى دانايى و نفى ناتوانى كه معناى توانايى مىدهد.
و از اينجاست كه قرآن كريم هر صفت كمالى را مستقيما براى خداى متعال اثبات مىكند و هر صفت نقص را نيز نفى كرده،منفى آن را براى وى اثبات مىنمايد،چنانكه مىفرمايد: و هو العليم القدير و هو الحى و لا تأخذه سنة و لا نوم و اعلموا انكم غير معجزى الله .نكتهاى كه نبايد از نظر دور داشت اين است كه خداى متعال واقعيتى است مطلق كه هيچگونه حد و نهايت ندارد و از اين روى (۱) هر صفت كمالى هم كه در موردش اثبات مىشود،معناى محدوديت را نخواهد داشت.وى مادى و جسمانى و محدود به مكان و زمان نيست و از هر صفت حالى كه حادث باشد منزه است و هر صفتى كه حقيقتا براى وى اثبات مىشود از معناى محدوديت تعريه و تخليه شده است،چنانكه مىفرمايد: ليس كمثله شىء (۲)
--------------------------
پىنوشتها:
۱- امام ششم مىفرمايد:«خداوند تبارك و تعالى با زمان و مكان و حركت و انتقال و سكون متصف نمىشود بلكه او آفريننده زمان و مكان و حركت و سكون است»، (بحار،ج 2،ص 96)
۲- سوره شورى،آيه .11
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم