شیعه در اسلام
بخش سوم
اعتقادات اسلامى از نظر شيعه دوازده امامى
خدا شناسى
قضا و قدر
قانون عليت در جهان هستى به نحو استثنا ناپذير،حكمفرما و جارى است.به مقتضاى اين قانون،هر يك از پديدههاى اين جهان در پيدايش خود به عللى (اسباب و شرايط تحقق) بستگى دارد كه با فرض تحقق همه آنها (كه علت تامه ناميده مىشود) پيدايش آن پديده (معلول مفروض) ضرورى (جبرى) است و با فرض فقدان همه آنها يا برخى از آنها پيدايش پديده نامبرده محال است .با بررسى و كنجكاوى اين نظريه،دو مطلب ذيل براى ما روشن مىشود:
1ـاگر يك پديده (معلول) را با مجموع علت تامه و همچنين با اجزاى علت تامهاش بسنجيم،نسبت آن به علت تامه نسبت ضرورت (جبر) خواهد بود و نسبتش به هر يك از اجزاى علت تامه (كه علت ناقصه ناميده مىشود) نسبت امكان است،زيرا جزء علت نسبت به معلول تنها امكان وجود را مىدهد،نه ضرورت وجود را.
بنابر اين،جهان هستى كه هر پديده از اجزاى آن در پيدايش خود بستگى ضرورى به علت تامه خود دارد،ضرورت در سراسر آن حكمفرما و پيكره آن از يك سلسله حوادث ضرورى و قطعى تنظيم شده است،با اين حال صفت امكان در اجزاى آن (پديدهها كه به غيرعلت تامه خود نسبت و ارتباط دارند) محفوظ مىباشد.
قرآن كريم در تعليم خود اين حكم ضرورت را به نام«قضاى الهى»ناميده،زيرا همين ضرورت از هستى دهنده جهان هستى سرچشمه گرفته و از اين روى حكم و قضايى است حتمى كه قابل تخلف نيست و عادلانه مىباشد كه استثنا و تبعيض بر نمىدارد.
خداى متعال مىفرمايد: الا له الخلق و الامر (1)
و مىفرمايد: اذا قضى امرا فانما يقول له كن فيكون (2)
و مىفرمايد: و الله يحكم لا معقب لحكمه (3)
2ـهر يك از اجزاى علت،اندازه و الگويى مناسب خود نسبت به معلول مىدهد و پيدايش معلول موافق و مطابق مجموع اندازههايى است كه علت تامه برايش معين مىكند مثلا عللى كه تنفس را براى انسان به وجود مىآورد تنفس مطلق را ايجاد نمىكند بلكه اندازه معينى از هواى مجاور دهان و بينى را در زمان معين و مكان معين و شكل معين از مجراى تنفس به محوطه ريه مىفرستد و عللى كه ابصار را براى انسان بوجود مىآورد (و انسان نيز جزء آنهاست) ابصار بىقيد و شرط را محقق نمىسازد بلكه ابصارى كه به واسطه وسائل آن از هر جهت براى وى اندازه گرفته شده ايجاد مىكند اين حقيقت در همه پديدههاى جهان و حوادثى كه در آن اتفاق مىافتد بدون تخلف جارى است.
قرآن كريم در تعليم خود اين حقيقت را«قدر»ناميده و به خداى متعال كه سرچشمه آفرينش مىباشد نسبت داده است،چنانكه مىفرمايد: انا كل شىء خلقناه بقدر (4) .
و مىفرمايد: و ان من شىء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم (5) (6)
و چنانكه به موجب قضاى الهى هر پديده و حادثهاى كه در نظام آفرينش جاى مىگيرد ضرورى الوجود و غير قابل اجتناب است همچنين به موجب«قدر»هر پديده و حادثهاى كه به وجود مىآيد از اندازهاى كه از جانب خدا برايش معين شده هرگز كمترين تخلف و تعدى نخواهد نمود.
پىنوشتها:
1ـ سوره اعراف،آيه .54
2ـ سوره بقره،آيه .117
3ـ سوره رعد،آيه .41
4ـ سوره قمر،آيه .49
5 و6ـ سوره حجر،آيه 21.امام ششم (ع) مىفرمايد:«خداى تعالى وقتى كه چيزى را اراده كرد،مقدر مىكند و وقتى كه تقدير كرد،قضاء مىكند و وقتى قضاء كرد،امضا (اجرا) مىكند»، (بحار،چاپ كمپانى،ج 3،ص 34)
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم