پيغمبر شناسى

به سوى هدفـ هدايت عمومى

دانه گندمى كه در شكم خاك با شرايط مناسبى قرار مى‏گيرد،شروع به رشد و نمو كرده به شاهراه تحول مى‏افتد و هر لحظه صورت و حالت تازه‏اى به خود گرفته با نظم و ترتيب مشخصى راهى را مى‏پيمايد تا يك بوته‏اى كامل،داراى خوشه‏هاى گندم مى‏شود و اگر يكى از دانه‏هاى آن به زمين افتد باز مسير گذشته را آغاز كرده به سر انجام مى‏رساند،و اگر هسته ميوه‏اى است در مهد زمين آغاز حركت نموده،پوست را شكافته جوانه سبزى مى‏دهد و راه منظم و مشخصى را پيموده بالأخره درختى برومند و سر سبز و باردار مى‏شود.

اگر نطفه حيوانى است در ميان تخم يا در رحم مادر،شروع به تكامل نموده راه مشخصى را كه ويژه همان حيوان نطفه‏اى است،سير نموده،فردى كامل از همان حيوان مى‏شود.

اين راه مشخص و سير منظم در هر يك از انواع آفرينش كه در اين جهان مشهودند برقرار و در سرنوشت همان نوع است و هرگز بوته‏سبز گندم كه از دانه شروع نموده به گوسفند يا بز يا فيل نمى‏رسد و هرگز حيوانى ماده كه از نر خود باردار گشته،خوشه گندم يا درخت چنار نمى‏زايد حتى اگر نقصى در تركيب اعضا يا در عمل طبيعى نوزادى پيدا شود مثلا گوسفندى بى چشم يا بوته گندمى بى‏خوشه به وجود آيد،ما ترديد نمى‏كنيم كه به يك آفت و سبب مخالف مستند مى‏باشد.

نظم و ترتيب مداوم در تحول و تكون اشياء و اختصاص هر نوع از انواع آفرينش در تحول و تكامل خود به نظامى خاص،براى متتبع كنجكاوى و غير قابل انكار مى‏باشد.از اين نظريه روشن دو مسئله ديگر مى‏توان نتيجه گرفت:

1ـدر ميان مراحل كه نوعى از انواع آفرينش از آغاز پيدايش تا انجام آن مى‏پيمايد يك اتصال و ارتباطى برقرار است مانند اينكه نوع نامبرده در هر يك از مراحل تحول و تكون خود از پشت سر دفع و از پيش رو جذب مى‏شود.

2ـنظر به اتصال و ارتباط نامبرده آخرين مرحله سير هر نوع از آغاز پيدايش مطلوب و مورد توجه تكوينى همان پديده نوعى است چنانكه مغز گردويى كه در زير خاك جوانه سبز مى‏دهد از همان وقت متوجه يك درخت برومند گردويى است و جنين در تخم يا در رحم،از آغاز تكون به سوى حيوان كاملى رهسپار مى‏باشد.

قرآن كريم در تعليم خود (كه مطلق آفرينش و پرورش اشياء را به خدا نسبت مى‏دهد) اين رهسپارى و كشش را كه هر نوع از انواع آفرينش در راه كمال خود دارد به هدايت الهى و رهبرى خدايى نسبت مى‏دهد،چنانكه مى‏فرمايد: الذى اعطى كل شى‏ء خلقه ثم‏هدى (1) .

و مى‏فرمايد: الذى خلق فسوى و الذى قدر فهدى (2) .و به نتيجه‏هاى نامبرده اشاره كرده مى‏فرمايد:

و لكل وجهة هو موليها (3)

و مى‏فرمايد: و ما خلقنا السموات و الارض و ما بينهما لا عبين ما خلقنا هما الا بالحق و لكن اكثرهم لا يعلمون (4)

پى‏نوشتها:

1ـيعنى:«خدايى كه به هر چيزى آفرينش ويژه‏اش را داده و پس از آن راهنمايى كرده (به سوى هدف زندگى و آفرينش) »، (سوره طه،آيه 50)

2ـسوره اعلى،آيه .32

4ـيعنى:«ما آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان آنهاست براى اينكه بازى كنيم،نيافريديم (بى هدف نيستند) ،نيافريديم آنها را مگر با آفرينش حق (هدف و غرضى در ميان است) ولى بيشتر مردم نمى‏دانند»، (سوره دخان،آيه 39)