بلندترين داستان غدير

قتل عثمان و خلافت صاحب غدير

هنگامى كه عثمان به خلافت رسيد عمويش حكم بن عاص و پسران او مروان و حارث را نزد خود پناه داد و به مدينه بازگرداند. [ [آل حكم بن ابى العاص خويشان عثمان بودند كه پيامبر آنان را تبعيد كرده بود و او آنان را به مدينه بازگرداند.

حكم بن ابى العاص در زمان جاهليت همسايه ى حضرت بود و پس از اسلام از همه ى همسايگان بيشتر آن حضرت را اذيت مى كرد. آمدن او به مدينه بعد از فتح مكه بود و اسلام آوردن او روشن نبود. او پشت سر پيامبر به راه مى افتاد و با اشاره ى چشم حضرت را مسخره مى كرد و سخن آن حضرت را تكرار مى كرد و بينى و دهانش را حركت مى داد، و هنگامى كه حضرت به نماز مى ايستاد پشت سر حضرت مى آمد و با انگشت اشاره مى كرد. به همين جهت حركت دهان و بينى و چشمش بعنوان يك مرض در او ماند و به نوعى كم عقلى مبتلا شد.

روزى به يكى از حجره هاى پيامبر كه حضرت با همسرش در آنجا بود سركشيد و به داخل حجره نگاه كرد. حضرت او را شناخت و با چوبدستى به قصد او بيرون آمد و فرمود: چه كسى شرّ اين سوسمار ملعون را از سر من كم مى كند؟ و نيز فرمود: ''''او و فرزندانش حق ندارند با من در يك شهر زندگى كنند''''؛ و سپس همه ى خانواده اش را به طائف تبعيد نمود.

وقتى عثمان به حكومت رسيد خانواده ى حكم بن ابى العاص را وارد مدينه كرد و اين مخالفت او با پيامبر همه را به تعجب واداشت!

الغدير: ج 8 ص 243.] ] همچنين كارگزاران خويش را به شهرهاى مختلف فرستاد، كه از جمله ى آنها يكى عمر بن سفيان بن مغيرة بن ابى العاص بن اميه بود كه به مُشكان [ مشكان و مدائن نام دو شهر است كه مركز منطقه ى حكومتى بوده اند. ] فرستاد، و ديگرى حارث بن حكم بود كه به مدائن فرستاد.

مدتى كه حارث حاكم مدائن بود بر مردم شهر سخت مى گرفت و با آنان بدرفتارى مى كرد. پس از چندى گروهى از مردم مدائن به شكايت نزد عثمان آمدند و او را از بدرفتارى و سخت گيرى حارث آگاه ساختند و با وى به درشتى سخن گفتند.

عثمان با شنيدن سخنان آنان، حذيفه يمانى را براى حكومت مدائن فرستاد؛ و اين در آخرين سالهاى حكومت او بود. حذيفه همچنان حاكم مدائن بود تا عثمان كشته شد و اميرالمؤمنين عليه السلام به خلافت رسيد. [ در روز عيد غدير سال 35 هجرى مردم عثمان را كشتند و اميرالمؤمنين عليه السلام پس از 25 سال غصب خلافت، حكومت را به دست گرفت و تا سال 40 هجرى حكومت حضرت ادامه داشت تا آنكه در كوفه به شهادت رسيد. ]