بلندترين داستان غدير

 

نامه اميرالمؤمنين به حذيفه حاكم مدائن

 

حضرت او را به حكومت مدائن ابقا نمود و نامه اى براى وى نوشت كه متن آن چنين است:

بسم ا لله الرحمن الرحيم

از بنده ى خدا على اميرالمؤمنين

به حذيفه ى يمانى

سلام بر تو؛

اما بعد، من تو را به حكومت بخشهايى از مدائن كه از سوى خليفه ى پيشين بر عهده داشتى ابقا نمودم. من اختيار حقوق شرعى و جِزْيِه [ جزيه مبلغى است كه بايد يهود و نصارى طبق قراردادى كه در مقابل امتناعشان از مسلمان شدن امضا مى كنند به حكومت اسلامى بپردازند. ] از يهود و نصارى و امور روستاها را به دست تو سپردم. كسانى را كه به آنان اطمينان دارى و از دين و امانتدارى شان راضى هستى نزد خود جمع كن و در كارهايت از آنان كمك بگير؛ زيرا اين روش من و تو را نزد مردم عزيزتر مى كند و براى دشمن كوبنده تر است.

تو را به تقواى خداوند و اطاعت او در نهان و آشكار نصيحت مى كنم، و از عِقاب پنهانى و آشكاراى او بر حذر مى دارم. همچنين به احسان نسبت به نيكوكاران و رفتار شديد نسبت به معاندين سفارش مى كنم.

به تو دستور مى دهم در كارهايت مدارا پيشه نمايى و نسبت به مردم با نرم خويى و عدالت رفتار كنى كه در اين جهات مسئول هستى؛ و نسبت به مظلوم با انصاف رفتار كنى، و مردم را ببخشى و بهترين روش را انتخاب كنى. خداوند نيكوكاران را جزاى خير مى دهد.

به تو دستور مى دهم حقوق شرعى زمينها را طبق حق و انصاف بگيرى؛ و از حدى كه به تو سفارش كرده ام تجاوز نكنى؛ و چيزى از حقوق را رها نكنى، و در آن امر جديدى ابداع ننمايى، و آن را بين اهلش به عدل و مساوات تقسيم نمايى.

با مردم متواضع باشى و در محضر مردم با همه يكسان رفتار كنى؛ و در اجراى حق، دور و نزديك براى تو يكسان باشد؛ و در بين مردم به حق حكم كنى و عدالت را بپادارى؛ و از هواى نفس پيروى مكنى و در راه خدا از سرزنش ملامت كننده اى نترسى، كه خداوند همواره با تقواپيشگان و نيكوكاران است.

نامه ى ديگرى فرستاده ام [ حضرت دو نامه فرستاده بودند: يكى براى حذيفه و ديگرى براى مردم مدائن، كه بعد از اين نامه خواهد آمد. ] كه براى مردم منطقه ات بخوانى تا آنان نظر ما را درباره ى خويش و تمامى مسلمين بدانند. آنان را حاضر كن و نامه را برايشان بخوان و از كوچك و بزرگ براى ما بيعت بگير.

ان شاء ا لله نامه ى