از غدیر عشق سرشاریم ما 15
بلندترین داستان غدیر
پایه گذاران اصلى غصب خلافت
جوان ایرانى پرسید: اى حذیفه، شنیدم روزى مطلبى از بریده بن حصیب اسلمى نقل مى كردى كه او شنیده بود یكى از كسانى كه دستور داده شدند به على بن ابى طالب علیه السلام "السلام علیك یا امیرالمؤمنین" بگویند به رفیقش مى گوید: "آیا ندیدى چگونه امروز محمد پسر عموى خود را به مقام و منزلت والایى رساند؟ بخدا قسم اگر مى توانست او را پیامبر قرار مى داد"! و رفیقش به او گفته بود: "این قضیه را براى خود بزرگ مكن! هنگامى كه محمد از دنیا رفت این دستور او را زیر پایمان خواهیم گذاشت". من از سخنان بریده در روزى كه آن دو بالاى منبر بودند و او به آنها اعتراض كرد، گمان كردم گوینده ى آن سخن نیز ابوبكر و عمر بوده اند. حذیفه پاسخ داد: بلى، سؤال كننده عمر و پاسخ دهنده ابوبكر بود. جوان گفت: انالله و انا الیه راجعون! بخدا قسم آن مردم هلاك شدند و اعمالشان باطل شد. حذیفه گفت: آنان بر مرتد بودن خود پا بر جا بودند؛ و آنچه خداوند درباره ى آنان مى داند بیش از این است. جوان ایرانى گفت: "مى خواستم این را از كارهایشان بفهمم، اما مى بینم بیمار هستى و دوست ندارم با سخنانم و سؤالم خسته ات كنم" و سپس برخاست تا برود. حذیفه گفت: بنشین و حدیث آنان را از من بشنو، اگر چه گفتن آن مرا "بخاطر كهولت سن" ناراحت مى كند. اما حیف است برایتان نگویم چرا كه گمان مى كنم بزودى از این دنیا مى روم، و دوست ندارم كسى به منزلت ساختگى ایشان در بین مردم فریفته شود. این كارى است كه بعنوان دلسوزى نسبت به تو از من بر مى آید، تا با این عمل اطاعت امیرالمؤمنین علیه السلام و پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم را نموده و در ذكر منزلت وى گامى برداشته باشم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ساعت ۱۱:۵۵ ق.ظ توسط حسین داودی ایلواری
|
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم