از غدیر عشق سرشاریم ما 18
بلندترين داستان غدير
اصرار عايشه براى اطلاع از اسرار غدير
آن روز- كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با على عليه السلام خلوت كرد- نوبت عايشه دختر ابوبكر بود. [ يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هر روز به خانه ى يكى از همسرانش مى رفت و آن روز نوبت عايشه بود. ] عايشه به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گفت: يا رسول الله، امروز صحبت تو با على به طول انجاميد!؟
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به او توجهى نكرد و عايشه دوباره پرسيد: يا رسول الله، چرا در امرى كه شايد برايم صلاح باشد نسبت به من توجهى نمى كنى؟ [ يعنى چرا اين سرّ را به من نمى گويى؟. ] پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: راست مى گويى! امر صلاحى است براى كسى كه پروردگار او را به قبول و ايمان به آن سعادت دهد. من دستور داده شده ام تمام مردم را به سوى آن دعوت كنم، و اين امر را هنگامى خواهى فهميد كه آن را در بين مردم اعلام كنم.
عايشه گفت: يا رسول الله، چرا اينك آن را به من خبر نمى دهى تا زودتر به آن عمل كنم و آنچه را كه در آن صلاح است به دست آورم؟
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم جواب داد: اينك به تو خبر مى دهم؛ اما تا هنگامى كه به اعلان عمومى آن بين مردم دستور داده شوم اين مطلب را در سينه ات حفظ كن. اگر آن را حفظ كنى خداوند تو را در دنيا و آخرت حفظ خواهد كرد، و براى تو بخاطر سابق بودن در ايمان به خدا و رسولش فضيلتى خواهد بود. و اگر آن را ضايع كنى و مراعاتى كه گفتم ترك كنى به پروردگارت كافر شده اى، و اجرت از بين رفته، و امان خدا و رسولش از تو برداشته شده و از زيانكاران خواهى بود؛ و اين مطلب هيچ گاه به خدا و پيامبر ضررى نخواهد زد.
عايشه به حفظ و ايمان به آن و رعايت آنچه حضرت فرمود ضمانت داد. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: 'خداوند به من خبر داده كه عمرم تمام شده و دستور داده است على را بعنوان نشانه ى او براى مردم منصوب كنم و او را امام مردم و خليفه ى بعد از خود اعلام كنم، همانطور كه پيامبرانِ قبل از من درباره ى اوصيائشان انجام مى دادند. من به امر خدا اقدام مى كنم و آنچه او دستور داده انجام خواهم داد. اى عايشه، اين امر را پشت پرده ى قلبت نگاه دار تا آنگاه كه پروردگار اذن به اعلان آن دهد'. عايشه حفظ اين مطلب را ضمانت كرد و به رعايت آن قول داد.
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم