معرفى توطئه گران ضد غدير

 

حذيفه در ادامه داستان براى جوان ايرانى چنين گفت: من از پيامبر (ص) پرسيدم: يا رسول الله، اينها چه كسانى بودند كه چنين نقشه اى داشتند؟

- اى حذيفه، اينان منافقين در دنيا و آخرتند!

- يا رسول الله، آيا گروهى نمى فرستى تا آنان را به قتل برسانند؟

- خداوند به من دستور داده آنان را افشا نكنم، و دوست ندارم مردم بگويند: 'او كسانى از قوم و اصحابش را به دين خود فرا خواند و آنان پذيرفتند؛ و با كمك آنان جنگيد و بر دشمنانش پيروز شد و سپس آنان را به قتل رساند'. اى حذيفه، خداوند در كمين آنان است. پروردگار مهلت كمى به آنها داده و پس از آن به عذاب سختى دچارشان خواهد كرد.

- يا رسول الله، اين منافقين چه كسانى هستند؟ آيا از مهاجرينند يا از انصار؟

پيامبر (ص) آنان را يك به يك براى من نام برد. بعضى از آنها افرادى بودند كه دوست نداشتم در بين آنان باشند، و تعجب كردم.

حضرت فرمود: اى حذيفه، گويا در بعضى از افرادى كه نام بردم شك كردى؟ اينك سر خود را بالا بگير!

نگاهم را به سوى آنان كه بر قله ايستاده بودند گرداندم. ناگهان برقى پديدار شد و آنچه در اطراف ما بود روشن شد و بقدرى ثابت ماند كه گمان كردم خورشيد طلوع كرده است. به آنها نگاه كردم و بخدا قسم همه شان را شناختم. آنان همان كسانى بودند كه پيامبر (ص) نام برده بود. آن عده چهارده نفر بودند كه نُه نفر از قريش و پنج نفر از غير قريش در ميان آنان بود.

جوان ايرانى به حذيفه گفت: خدا تو را رحمت كند، آنها را برايمان نام ببر. حذيفه گفت: بخدا قسم آنان عبارت بودند از قريش: ابوبكر، عمر، عثمان، طلحه، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابى وقاص، ابوعبيده جراح، معاوية بن ابى سفيان و عمرو بن عاص؛ و از غير قريش: ابوموسى اشعرى، مغيرة بن شعبه ثقفى، اوس بن حدثان نضرى، ابوهريرة و ابوطلحه انصارى.