وقتي بيايي، نسل توفان در ركابت
|
وقتي بيايي، نسل توفان در ركابت
|
|
جنگل به جنگل، اين سواران در ركابت
|
|
اي فرصت فرداي توفان مقابل
|
|
توسنترين آتش ركابان در ركابت
|
|
وقتي بيايي روي بال اسب خورشيد
|
|
مردان تندر، يكه تازان در ركابت
|
|
اي ابتداي هر چه طغيان، چشمهها هم
|
|
با جوشش صد رود طغيان، در ركابت
|
|
وقتي بيايي، آسمان نوشان خاكي
|
|
آتش نفس، بيمرگ مردان در ركابت
|
|
ما قامت سبز تو را از دور ديديم
|
|
و هر چه موج و هر چه توفان در ركابت |
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ ساعت ۵:۳۸ ق.ظ توسط حسین داودی ایلواری
|
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم