از آنجايي كه موسم حج موسم بسيار باعظمتي بود، مردم از سراسر جزیرة عرب به قصد حج به مکه مي‌رفتند، ولي در آن زمان جنگ‌ها و نزاع‌هاي قبيله‌اي امنيت و آرامش را از عربستان سلب كرده بود، لذا قبايل توافق كردند كه سه ماه در سال را حرام اعلام كنند: ذي‌الحجه كه ايام حج بود، يك ماه قبل از آن و يك ماه بعد از آن. بدين ترتيب سه ماهِ ذي‌القعده، يعني ماهي كه در آن به احترام حُجاج و زوار خانة خدا از جنگ و خون‌ريزي دست مي‌كشيدند و ذي‌الحجه، كه ايام برگزاري مراسم حج بود و محرم الحرام كه وقت بازگشتن حجاج به وطن‌هايشان بود، حرام اعلام شد. حرمت ماه رجب را هم كه موسم عمره بود، نگه‌داشتند و آن را نيز حرام اعلام كردند؛ در اين چهار ماه جنگ و خون‌ريزي را ممنوع كردند. اسلام هم اين روش را پسنديد و تعداد ماه‌ها را نزد خداوند دوازده و چهار ماه از آن‌ها را حرام اعلام كرد.

بنابراين، ماه رجب پيش از اسلام و از زمان حضرت ابراهيم(ع) فصل عبادت بود و اسلام هم بر احترام و توجه به آن تأكيد كرد، به ويژه اينكه در اين ماه، مناسبات ديني زيادي وجود دارد. سيزدهم رجب مصادف است با ولادت اميرمؤمنان(ع). شكي نيست كه ولادت امام(ع) با توجه به جايگاه آن حضرت و اهميت او در حمايت از اسلام و پيامبر(ص)، تأثير بسزايي در عظمت يافتن اين ماه نزد خداوند دارد.
مناسبت دوم اتفاقی است كه در اين‌جا به اسرا و معراج معروف است. «اسرا» يعني سير دادن. همان‌طور كه مي‌دانيد، طبق تصريح قرآن خداوند پيامبر(ص) را شبانه از مسجدالحرام تا مسجدالاقصي برد. معراج هم يعني عروج كردن به آسمان. كدام آسمان؟ البته منظور اين افق و آسماني نيست كه بالاي سر خود مي‌بينيم؛ بلكه منظور مقام بلند و جايگاه رفيع است.

اين مناسبات (اسرا و معراج و مبعث) بسيار باعظمت هستند و بايد آن‌ها را دائماً و به‌ويژه در اين روزها زنده نگه داريم؛ روزهايي كه در آن‌ها احساس درد و اندوه و كوتاهي مي‌كنيم، چرا که اسرا از مسجدالحرام تا مسجدالاقصي بوده، ولي امروز از مسجد الاقصي خبري نيست.

شكي نيست كه سير پيامبر(ص) از مكه تا قدس و از قدس به جاهاي ديگري كه براي ما معلوم نيست، سير جسمي بود و هدف از آن اين بود كه خداوند آيات خود را به او نشان دهد. معراج هم اثر زيادي در زندگي پيامبر و در گسترش معرفت او داشت، براي اينكه در اين شب چيزهايي از آيات خدا ديد كه از پيش نديده بود. اگر توانستيم، ان‌شاء‌الله بعداً در اين باره از جنبة علمي و عقيدتي بحث خواهيم كرد.
مناسبت سومي كه براي ما اهميت دارد، 27 رجب است، يعني مبعث نبي اكرم(ص). ما معتقديم كه اولين روزي كه پيامبر(ص) به پيامبري برگزيده شد، 27 رجب بود. در خصوص جزئيات اين مناسبت، در آينده بايد بحثي بکنيم.

اين مناسبات (اسرا و معراج و مبعث) بسيار باعظمت هستند و بايد آن‌ها را دائماً و به‌ويژه در اين روزها زنده نگه داريم؛ روزهايي كه در آن‌ها احساس درد و اندوه و كوتاهي مي‌كنيم، چرا که اسرا از مسجدالحرام تا مسجدالاقصي بوده، ولي امروز از مسجد الاقصي خبري نيست؛ تبديل شده به مركز فساد و فحشا و انحراف و خراب‌كاري و توطئه. اين‌ها همه بايد ما را به حركت و جنب و جوش وادار كند و عزممان را در زدودن اين لكة ننگ از زندگي خودمان و از زندگي اين نسل جزم كند. اين شهر مقدس از صدها سال پيش در دست گذشتگان ما بوده؛ همان‌هايي كه ما آن‌ها را عقب‌مانده و بي‌سواد و بي‌چيز مي‌دانيم. آنها زندگي سخت و دشواري داشتند، ولي توانستند قدس را حفظ كنند و آن را امروز به دست ما و نسل ما برسانند. امروز مسئوليت اين كار بر عهدة ماست و از خداوند مي‌خواهيم كه ما را موفق بدارد تا وظيفة خودمان را در اين زمينه انجام دهيم.
به اين مناسبت (مبعث) حتماً جشن بزرگي برپا خواهيم كرد، بلكه با ياري خدا بتوانيم اين روز را احيا و از بركات فراوان آن استفاده كنيم.
مناسبت ديگري كه در اين ماه پيش‌رو داريم، پانزدهم رجب است كه روز زيارتي امام حسين(ع) است. از جمله مهم‌ترين روزهاي زيارتي امام حسين(ع) يكي اول رجب است و ديگري پانزدهم آن.
نمي‌خواهم به سادگي از اين مناسبت رد شوم. زيارت امام حسين(ع) با پانزدهم رجب چه تناسبي دارد و چرا اين روز، روز مخصوص زيارتي آن حضرت قرار داده شده است؟
آنچه از اين تقارن به ذهن بنده مي‌آيد و شاید درست هم هست، اين است كه اگر در مورد روزهاي زيارتي امام حسين(ع) بررسي‌اي بكنيم، مي‌بينيم كه روز عرفه هم از روزهاي زيارتي آن حضرت است و ثواب فراواني دارد. مي‌دانيم كه روز عرفه روزي است كه حج با آن شروع مي‌شود،‌ يعني بعد از اتمام عمره حاجي‌ها به عرفات مي‌روند و حج با آن شروع مي‌شود. حاجي لباس احرام مي‌پوشد و آمادة حج مي‌شود، ولي اولين كاري كه بايد انجام دهد، حتي قبل از نماز، اين است كه از ظهر تا غروب در عرفات بماند. اين اولين عمل و اولين منسك از مناسك حج است. در اين روز، زيارت امام حسين(ع) استحباب دارد و تأكيد ويژه‌اي بر آن شده است. چه تناسبي بين اين دو وجود دارد؟

در ايام حج، يعني در ماه ذي‌الحجه كه مناسك حج شروع مي‌شود، زيارت امام حسين(ع) مستحب است. در ايام مناسك عمره كه از اول رجب شروع مي‌شود و در نيمه رجب به اوج خودش مي‌رسد، باز زيارت امام حسين(ع) مستحب است. اين مسئله سرّ و علتي دارد و بايد آن را پيدا كنيم و بفهميم.
علت آن ارتباط عميقي است كه بين امام حسين(ع) و حج وجود دارد. اين ارتباط از چند لحاظ مورد توجه است:

اولاً، مي‌دانيد كه امام حسين(ع) از ماه شعبان تا هفتم ذي‌الحجه و هشتم آن، كه يوم الترويه است، در مكه بود و در يوم الترويه كه هشتم ذي‌الحجه است و همة حاجي‌ها در مكه جمع مي‌شوند، از مكه خارج شد. چرا؟ علت آن معلوم است. اولاً خود حضرت فرمود كه يزيد گروه مسلحي را به مكه فرستاده بود. اين‌ها شمشيرهاي خود را زير لباس احرامشان مخفي كرده بودند و مأموريت قتل يا ترور حضرت را در حرم شريف بر عهده داشتند. ولي امام(ع) از ريخته شدن خونش در حرم شريف، هر چند مسبب آن يزيد باشد، ابا داشت و نمي‌خواست حرمت كعبه با كشته شدنش در آنجا شكسته شود.

امام حسين(ع) با انقلاب و اعتراض و شهادت خود، اسلام را حفظ كرد. اسلام اموي كه آنان مي‌خواستند، اسلام نبود، بلكه وسيله‌اي بود براي حكومت بر مردم، و الّا ميان يزيد كه به اسم اسلام و پيامبر حكومت مي‌كرد و ديگر حاكمان ظالم فرقي وجود نداشت

مادام كه مي‌توانست با خارج شدن از مكه از بروز اين مشكل (ريخته شدن خون در كعبه) در ميان مسلمانان جلوگيري كند، چنين كرد و از مسجد الحرام خارج شد تا هتك حرمت كعبه در آينده سنت نشود و روش حاكمان و ظالمان نگردد؛ براي اينكه وقتي پسر دختر پيامبر(ص) در كعبه كشته مي‌شود، افراد عادي، ديگر جاي خود دارند.
البته اشخاص ديگري بودند كه در كعبه كشته شدند، مثل عبد الله بن زبير، ولي بين مقام امام حسين(ع) و شخصيت عبد الله بن زبير تفاوت زيادي بود، به‌ويژه اينكه اهداف و روش اعتراض و شيوة مبارزة هر يك با ديگري متفاوت بود.
امام حسين(ع) با اينكه اولاً پسر دختر رسول خدا(ص) بود و ثانياً امام و راهنماي امت و راوي احاديث رسول خدا بود، سعي كرد از هتك حرمت كعبه جلوگيري كند؛ ولي كشته شدن عبد الله بن زبير در كعبه هر چند بي‌حرمتي به آن بود، ولي تبديل به روش و سنت نمي‌شد. هيچ كس به سبب كشته شدن عبد الله بن زبير، آدم كشي در كعبه را سنت نمي‌كرد. اما امام حسين(ع) براي حفظ مقام و احترام كعبه از آن خارج شد.

در ماه رجب بايد فرزندانمان اين چيز‌ها را از رفتار و اخلاق و تهذيب و نماز‌ و روزة ما ياد بگيرند. شكي نيست كه كسي كه اين ماه را زنده نگه مي‌دارد، در واقع شعایر خدا را بزرگ مي‌شمارد و بزرگ داشتن شعایر خدا از نشانه‌هاي تقواي واقعي است.

ثانياً، همان‌طور كه مي‌دانيم، امام حسين(ع) با انقلاب و اعتراض و شهادت خود، اسلام را حفظ كرد. اسلام اموي كه آنان مي‌خواستند، اسلام نبود، بلكه وسيله‌اي بود براي حكومت بر مردم، و الّا ميان يزيد كه به اسم اسلام و پيامبر حكومت مي‌كرد و ديگر حاكمان ظالم فرقي وجود نداشت. امويان اهل نماز كه نبودند، به طور دسته جمعي شراب‌خواري مي‌كردند، خون بي‌گناهان را مي‌ريختند و به نواميس مردم تعرض مي‌كردند. آيا فرقي بين يزيد و ديگر حاكمان كافر و غير مسلمان مي‌بينيد؟
پس اسلامي كه يزيد به كمك آن به كرسي خلافت تكيه زد، اسلام صوري است؛ پوستة اسلام است؛ اسلامي‌ است كه يزيد براي به‌قدرت رسيدن بر آن سوار شد و از آن سوء‌استفاده كرد.

اين چه اسلامي است كه دست‌ماية حكومت عده‌اي قرار مي‌گيرد؟! مسلم است كه اين اسلامِ ظاهري است؛ اسلامي كه مردم را از شهادت دروغ باز نمي‌دارد و از هتك نواميس مردم و هتك حرمت خانة خدا و مباح كردن جان و مال و ناموس مردم مدينه به مدت سه روز و كشتار ده‌ها و صدها تن از مردم به دست خليفه جلوگيري نمي‌كند. اين اسلام نيست. اين تنها ظاهر اسلام است. اگر ما هم از اسلام دم بزنيم و عمل نكنيم، اسلام ما اسلام صوري است، فقط اسم اسلام است و اگر تعبير درستي باشد، بتِ اسلام است.
بنابراين، اسلامي كه يزيد داشت، اسلام نبود و اگر حسين بن علي(ع) در مقابل انحطاطي كه بعد از پيامبر(ص) شروع شد و تا زمان يزيد ادامه داشت، سكوت مي‌كرد، اين انحطاط رفته‌رفته بيشتر مي‌شد و ديگر اثري از آن باقي نمي‌ماند. حتي اسم اسلام هم از بين مي‌رفت.
اما امام حسين(ع)، همان‌طور كه بارها و بارها گفته‌ايم، با شهادت خود افكار عمومي مسلمانان را بيدار كرد و آنان را به حركت درآورد و در قلب‌ها و رگ‌هايشان خوني تازه و سرشار از اخلاص و ايمان و عاطفه تزريق كرد. و بدين ترتيب بعد از شهادتش، انقلاب‌ها و قيام‌هايي شكل گرفت و مشكلاتي بر سر راه بني اميه به وجود آمد تا بالاخره اساس حكومت آنان و اسلامشان به كلي برچيده شد.

پس امام حسين(ع) با شهادت خود اسلام را زنده كرد و به همين سبب است كه پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «حسينٌ مِنّي وَأنا مِن حُسَين.» (حسین از من است و من از حسین‌ هستم.) چرا مي‌فرمايد من از حسينم؟ براي اينكه اسلام از حسين است و در نتيجة شهادت او اسلام دوباره متولد شد. و به همين سبب به امام حسين(ع) مي‌گوييم: «ثار الله»، يعني خدا خودش خون‌بهاي حسين است. شهادت امام(ع)، اسلام را از خطر نابودي نجات داد و درخت رو ‌به خشكي نهادة آن را آبياري كرد.
در روايات آمده كه كعبه قلب اسلام است: «لايَزالُ هذا الدّينُ قائِماً مادامَتِ الكَعبـَ‹.» (تا کعبه باقي است، اين دين هم باقي است.) كعبه قلب اسلام و نشانة اسلام است و اسلام تا وقتي باقي است كه كعبه مورد احترام و محل طواف مسلمانان باشد.امام حسين(ع) با شهادت خودش كعبه و اسلام را دوباره زنده كرد و اين قلب را از ايستادن باز داشت و لبريز از خون و حركت كرد.

ماه رجب ماه با بركت و زمان اين اعمال (زيارت امام حسين(ع) و عمره و...) است و شكي نيست كه زنده نگه داشتن اين ماه، بازگشتي است به سوي خدا. بايد در اين ايام توجه داشته و هوشیار باشيم و از آن براي زندگي ظاهري و يزيدي‌مان درس بگيريم

پس بين امام حسين(ع) و حج رابطه‌اي هست. امام حج يزيد را ترك كرد تا در كربلا با خونش حج كند. كساني كه قصد ترور امام را داشتند، در زير لباس‌هايشان اسلحه حمل مي‌كردند و در حين حرکت ميان صفا و مروه و طواف كعبه، به دنبال فرصتي بودند تا امام را به قتل برسانند، ولي امام اين حج صوري و يزيدي را رها كرد تا حج حسيني به ‌جاي آورد؛ كشته شد تا حج حقيقي حفظ شود. پس رابطه‌اي بين كعبه و امام حسين(ع) وجود دارد و به همين سبب هر زماني كه موسم حج و عمره است، ايام زيارتي امام حسين(ع) هم هست. براي اينكه او بود كه اين سنت و مناسك را حفظ كرد و حيات را دوباره به اسلام و كعبه بازگرداند.
اين مناسبت، يعني زيارت امام حسين(ع)، كه گفتيم در اول و پانزدهم رجب مستحب است، به اين سبب است كه تأكيد مي‌كند اسلام صوري اسلام يزيدي است و اسلام واقعي اسلامي است كه حج آن موجب وحدت مسلمانان و نمازش مانع از فحشا و منكر و روزه‌اش سپر آتش است؛ همان‌طور كه در خطبة حضرت زهرا(س) خوانده‌ايم. اسلامي كه حسين(ع) جلودار آن است، اسلام حقيقي است. يزيد به دنبال اسلام واقعي نيست، بلكه اسلام ظاهري را مي‌خواهد تا بر مردم حكومت كند. اسلام هرگز با ذلت و حقارت و تسليم در برابر مشكلات و نااميدي از پيروزي و احساس ضعف در مقابل دشمن، جمع نمی‌شود، هرچند اين دشمن، يزيد و بزرگ‌تر از يزيد باشد.
اسلام واقعي اسلام حسين است و به همين سبب، زيارت با معرفت امام حسين(ع) براي حسيني‌ها بالاتر از هزاران حجي است كه يزيدي‌ها به جا مي‌آورند. اين معناي آن است كه مي‌گويند زيارت امام حسين(ع) بالاتر از حج و عرفه است، و الا همة عزت و شرف او از اسلام است و امكان ندارد بالاتر از حج و اسلام باشد، زيرا همة عظمت او از اسلام و از حج است. بله، هزاران حج صوري با زيارت امام حسين(ع) برابري نمي‌كند، چون حج واقعي و اسلام حقيقي به دست او سيراب شد و رشد كرد و حيات خود را دوباره پيدا كرد.
ماه رجب ماه با بركت و زمان اين اعمال (زيارت امام حسين(ع) و عمره و...) است و شكي نيست كه زنده نگه داشتن اين ماه، بازگشتي است به سوي خدا. بايد در اين ايام توجه داشته و هوشیار باشيم و از آن براي زندگي ظاهري و يزيدي‌مان درس بگيريم. اين شعارها و اين روزه‌ها در اين ماه، ما را براي درك واقعي اين معاني آماده مي‌كند و از اين ماه موسمي عظيم و مناسبتي براي بازگشت به سوي خداوند مي‌سازد.
در حديث شريفي آمده كه در روز قيامت ندا مي‌دهند: «أين الرجبيون؟» يعني كجایند كساني كه ماه رجب را محترم شمردند و روزه‌هايش را روزه گرفتند و مناسبت‌هاي آن را همراه با درك و شعور برپا كردند و از آن براي زندگي سعادتمندانه و اسلامي و پاك و عزتمندانه و حسين‌گونه توشة کافي برگرفتند؟ اعمال زيادي در اين ماه وارد شده است كه اميدواريم توفيق انجام دادن آن‌ها را پيدا كنيم.
برادران من! اين گرفتاري و بحراني كه در اين ماه‌هاي مبارك، گريبان ما را گرفته، نتيجة كنار گذاشتن اسلام در عرصه‌هاي مختلف زندگي است؛ يعني اسلام در هيچ يک از شئون زندگي‌مان وارد نشده است. اين‌طور نيست كه فقط احكام اسلامي به طور كلي در جوامع ما فراموش شده، اين‌طور نيست كه فقط امر به معروف و نهي از منكر دچار تغيير و تحريف شده است، بلكه شعایر ديني هم كم‌كم از بين مي‌روند و فراموش مي‌شوند. روز جمعه تبديل شده به روز يكشنبه و آن را آن‌طور كه بايد گرامي نمي‌داريم. ما مي‌توانيم روز جمعه را مثل اهالي خوب اين شهر با تعطيل كردن آن و بستن مغازه‌ها زنده كنيم. اين آيين بزرگي است كه بايد آن را حفظ كنيم، حداقل چيزهايي را كه از اين شعایر باقي مانده است، بايد در اين ماه‌هاي قمري زنده كنيم.
بايد كم‌كم به فرزندانمان ياد بدهيم كه چه وقت ماه رجب است و چه وقت ماه شعبان. چه بسا اين را هم ندانند. بايد اين شعایر را كه درون خودشان معاني بلندي دارند، زنده كنيم. يعني امروز قرآن كريم، فقط اين ورق و جلد نيست، بلكه درون اين ورق و جلد، معاني بلندي هست و اگر از اين قرآن نگه‌داري كنيم، اميد هست كه در مسير آن قرار بگيريم. ماه رجب و شعبان هم دقيقاً همين‌طور است. بايد در مورد اين دو ماه و مناسبت‌هاي آن دو به فرزندانمان تعليم بدهيم. خيلي از آن‌ها دوازده امام را نمي‌شناسند و اسامي پيامبران را نمي‌دانند و با اين جور مسائل بيگانه‌اند.
من وقتي با شما صحبت مي‌كنم، مخاطبان خودم را مؤمن فرض مي‌كنم و فرزندانتان هم ان‌شاء‌الله با اسامي ائمه و اصول و فروع دين آشنا هستند. حتي بعضي از شما‌ با شعایر ديني هم آشناييد؛ روز جمعه را با پوشيدن لباس پاكيزه زنده نگه مي‌داريد و آن را عيد مي‌گيريد و شادي مي‌كنيد؛ در نماز جماعت حاضر مي‌شويد و در اين مناسبت‌ها حضور چشم‌گير داريد.
در ماه رجب بايد فرزندانمان اين چيز‌ها را از رفتار و اخلاق و تهذيب و نماز‌ و روزة ما ياد بگيرند. شكي نيست كه كسي كه اين ماه را زنده نگه مي‌دارد، در واقع شعایر خدا را بزرگ مي‌شمارد و بزرگ داشتن شعایر خدا از نشانه‌هاي تقواي واقعي است.
از خداوند مي‌خواهيم كه ما را بر بزرگ داشتن اين ماه مبارك، كه طبق برخي از احاديث شريف، ماه اميرمؤمنان(ع) است، موفق بدارد. به هر حال ماه مباركي است و همان‌طور كه گفتم، در آن روزها و مناسبت‌هاي زيادي هست. احيا كردن اين ماه و نماز و دعا از بهترين اعمال است. يكي از بهترين اعمال، اين دعايي است كه شنيده‌ايد و بعد از نماز خوانده مي‌شود. اين دعا از بهترين ادعيه و از پرمعناترينِ آن‌هاست. دوباره اين دعا را با توجه بخوانيم:
«أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ. بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ. يا مَن أرجوهُ لِكُلِّ خَيرٍ؛ وَآمَنُ سَخَطَهُ عِندَ كُلِّ شَرٍّ؛ يا مَن يُعطِي الكَثيرَ بِالقَليلِ؛ يا مَن يُعطي مَن سَألَهُ؛ يا مَن يُعطي مَن لَم يَسألهُ؛ وَمَن لَم يَعرِفهُ تَحَنُّناً مِنهُ وَرَحمَـ‹ً؛ أعطِني بِمَسألَتي إيّاكَ جَميعَ خَيرِ الدُّنيا وَجَميعَ خَيرِ الآخِرَ›ِ. وَاصرِف عَنّي بِمَسألَتي إيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنيا وَشَرِّ الآخِرَ›ِ. فَإنَّهُ غَيرُ مَنقوصٍ ما أعطَيتَ. وَزِدني مِن فَضلِكَ يا كَريمُ يا ذَالجَلالِ وَالإكرامِ يا ذَالنَّعماءِ وَالجودِ يا ذَالمَنِّ وَالطَّولِ حَرِّم شَيبَتي عَلي النّارِ.»
(به خدا پناه مي‌برم از شر شيطان رانده شده. به نام خداي بخشايندة مهربان. اي کسي که در هر امر خيري به تو اميد دارم؛ و در امان هستم از هر نوع شر و بديِ ناشي از خشم و غضب او؛ اي آن که در مقابل اعمال اندک و ناچيز ما پاداش بسيار عطا مي‌کني؛ اي کسي که به هر نيازمند و محتاجي عطا مي‌کني؛ اي که عطا مي‌کني به کسي که تو را نمي‌خواند و از تو چيزي نمي‌خواهد و تو را نمي‌شناسد که صاحب عطوفت و رحمت هستي؛ عطا کن به من در مقابل خواهش و خواسته‌ام همة خير دنيا و همة خير آخرت را. و دور کن از من بنا بر خواسته و خواهشم جميع شر و بدي دنيا و شر و بدي آخرت را. زيرا هر چقدر عطا کني، (از خزانة فضل و کرامت) کاسته نمي‌شود. و بيفزا بر من از فضل و بخشش، اي صاحب نعمت‌ها و جود و بخشش، اي کسي که بر ما منت مي‌گذاري و اي بلندمرتبة سخاوت‌مند، آتش جهنم را بر موي سفيد من حرام گردان.)
والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته