كعبه اوّلين معبد
كعبه نه اولين خانه مسكوني، بلكه اولين معبدي است كه در روي زمين بنا شده و استفاده اين معنا، از آيه كه، اولين خانه ساخته شده كعبه است، مشكل به نظر مي رسد چون آيه اوّليتش را مقيد به مَعْبد بودن ساخته است.
گرچه ممكن است گفته شود، مكّه اولين سرزميني بود كه از زيرآب بيرون آمد ولي اثبات اولين خانه بودن كعبه از آيه مشكل است. البته آيه، نفي هم نمي كند چون وصف و سائر قيود مفهوم ندارند، همانطور كه اطلاق نيز ندارند. مقصود از «مفهوم» نداشتن وصف و لقب آن است كه اگر دليل مطلقي داشتيم، جمله اي كه مشتمل بر لَقَب و وصف باشد مُقَيِّد آن اطلاق نيست نه اينكه مي توان از جمله و صفيّه يالقبيّه، اطلاق اصطياد كرد، بين مفهوم نداشتن و مطلق بودن، فرق است; جمله اي كه وصف يا لقب در آن است مفهوم ندارد مگر آنكه در مقام تحديد باشد.
در مورد بحث اگر دليلي از خارج دلالت كرد كه اولين خانه بنا شده در روي زمين، براساس. «دحو الأرض» و... كعبه بوده اين آيه، مخالف با آن نيست. ولي اگر از اين آيه بخواهيم استفاده كنيم اولين خانه بناشده چه براي عبادت يا استراحت كعبه بود، مشكل است
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم